به نام قدرت مطلق الله 

امروز دوشنبه مورخ سیزدهم  خرداد ماه1398 ،لژیون هشتم به استادی خانم زهره و دبیری همسفر نگار با دستور جلسه  " سی دی رابطه ی یادگیری با معرکه گیری +وادی چهاردهم  ساعت 19آغاز به کار نمود.


خانم زهره ش :من اوایلی که امده بودم کنگره به خاطر اینکه آموزش ها را نمی گرفتم شروع می کردم به معرکه گیری که مسافران ما حال مارا درک نمی کنندو حال خودم را بدتر می کردم بعد که در جهت اموزش ها حرکت کردم دیدم که روز به روز حالم بهتر میشد معرکه گیری کردن اول از همه به خود ما لطمه می زند انسانی که دنبال یادگیری باشد روز به روز به اموزش هایش افزوده می شود و روز به روز حالش بهتر می شود...
:

چند نکته در ابتدا خانم زهره مطرح کردند : خانم مهین امروز در جلسه گفتند که سی دی ها بچه ها باید واو به واو بنویسند یکی از بچه ها برای رهایی رفتند تهران سی دی هایشان کامل نبوده اقای مهندس رهایی نداده اند و به عنوان رهجوی سفر دومی معرفی نکرده هر نفری باید سی دی هایش را کامل بنویسند این پیام آقای مهندس و اسیستانت است و باید روی چشم بگذاریم 

نکته ی بعدی کسانی که بچه می آورند کنگره مسئولیت بچه هایتان با خودتان است لطفا مراقبشان باشید 

سوال :علت اینکه برای نوشتن سی دی ها سخت گیری می کنند چیست ؟

همسفر زهره ش:برای این است که زمانی که دفتر ما دست آیندگان می افتد کامل باشد نه اینکه مفهومی نوشته باشیم که فقط خودمان متوجه شویم 

خانم زهره :آقای مهندس حرف هایی که می زنند عین حقیقت است یکی از علت های نوشتن کامل می تواند این باشد که نوشته های ما کامل و زیبا به دست آیندگان برسد به همین خاطر می گویند با خودکار های چند رنگ و زیبا بنویسید.علت دیگر می تواند این باشد که فقط با نوشتن سی دی ها می توانیم تخریب های خودمان را اصلاح کنیم آقای مهندس می فرمایند ما می خواهیم انسانهایی قوی پرورش دهیم و بدون نوشتن سی دی این کار امکان پذیر نیست و ...

سی دی  رابطه ی یادگیری با معرکه گیری :

همسفر مینا:یادگیری یعنی فراگیری یاد گیری می تواند چیزهای مختلفی باشد یاد گیری فقط سواد اموزی نیست می تواند یادگیری موسیقی ،هنرهای رزمی ،زبان های مختلف 

زندگی روز مره ی ما خودش یادگیری است این که ما داریم به کنگره می اییم برای یادگیری است فقط مدرسه و دانشگاه رفتن نیست 

زندگی خودش کلا یادگیری است یادگیری سواد نیست 

معرکه گیری مفهوم خودش این است یک بساطی را پهن کنی و یکسری افراد را دور خودت جمع کنی مثلا زنجیر را با دستشان پاره می کردند اما معرکه گیری در معنای اصلی خودش می شود زمانی که ما خطای خودمان را پنهان می کنیم به عنوان مثال بچه نمره اش را در مدرسه کم اورده می گویند چرا می گوید به خاطر این است که شما برای من لب تاپ نخریده اید اون یاد نگرفته که معذرت خواهی کند به خاطر  اشتباه که  کرده  است این می شود معرکه گیری زمانی که ما اصل موضوع را میبریم در حاشیه حتی در گنکره هم خیلی وجود دارد زمانی که کمک راهنما می بیند رهجویی نامنظم حرکت می کند معرکه گیری می کند زمانی که علتش را از آن می خواهند بهانه های مختلف می آورد که خطای خودش را بپوشاند 

معنی معرکه گیری در کل می شود تغییر دادن موضوع و عوض کردن آن با موضوع دیگری 

مابه جای اینکه یادگیری را اموزش ببینیم وقتی که کار اشتباهی انجام میدهیم به جای اینکه قبول کنیم شروع می کنیم به توجیه کردن و معرکه گیری و تقصیر را می اندازیم گردن دیگری 

سوال :علت اینکه تقصیر را گردن دیگری می اندازیم چیست ؟

خانم زهره:به خاطر این است که میزان دانایی ما کم است به جای اینکه اموزش بگیرند و اینکه قبول کنند که اشتباه کردند اشتباه را می اندازند گردن یک نفر دیگر به دلیل این که اشتباه خودش را پنهان کند کم کاری های خودش را پنهان کند بی مسئولیتی های خودش را پنهان کند وارد معرکه گیری می شود 

همسفر مینا :فرد خودش هم متوجه می شود که اشتباه کرده است اما به خاطر اینکه از سر خودش باز کند می اندازد گردن یک نفر دیگر به عنوان مثال یک نفر یک لیوان آب را روی زمین گذاشته ما رد می شویم به آن برخورد می کنیم و آب می ریزد درسته که آن فردی هم لیوان را روی زمین گذاشته اشتباه کرده ولی اینکه فرد هم زمانی که می ریزه سریع معرکه گیری می کند که چرا لیوان را اینجا گذاشته اند در صورتی که اون هم اشتباه کرده و باید قبول کند 

سوال :چه کسانی در کنگره وارد معرکه گیری نمی شوند ؟

همسفر اسما :اینجا اقای مهندس یک نکته ای را گفتند ،فرمودند همان کسی که در کنگره امده ودر صراط مستقیم قرار گرفته است این چیزها دیگر برایش قابل تحمل می شود و معرکه گیری نمی کند در واقع وقتی رها می شود متوجه می شود که یک گوهر ارزشمندی اینجا به دست اورده و این مسایل را دیگر جزیی می داند ولی اگر هنوز رها نشده باشد زود به هم میریزد از مدار منطقی بیرون می اید و باعث معرکه گیری اش می شود 

همسفر نسرین :یک نکته ی دیگری که گفتند این بود که راهنما ها باید عوض بشوند زیرا نسل ها عوض می شوندمرتب باید افکار نو بیاید پژوهش های نو بیاید برای نسل بعد در کنگره هم این اتفاق باید بیفتد 

خانم زهره ش :من اوایلی که امده بودم کنگره به خاطر اینکه آموزش ها را نمی گرفتم شروع می کردم به معرکه گیری که مسافران ما حال مارا درک نمی کنندو حال خودم را بدتر می کردم بعد که در جهت اموزش ها حرکت کردم دیدم که روز به روز حالم بهتر میشد معرکه گیری کردن اول از همه به خود ما لطمه می زند انسانی که دنبال یادگیری باشد روز به روز به اموزش هایش افزوده می شود و روز به روز حالش بهتر می شود. 

وادی چهاردهم :

خانم زهره :رسیدن به صلح و ارامش یک بهایی دارد یعنی چی ؟

خانم زهره م:انسان بایستی بداند رسیدن به صلح و ارامش و همچنین محبت و عشق یک بهایی دارد که باید آن را پرداخت کند و سخن اخر اینکه اگر انسان خودش شخصا اقدام به تزکیه و پالایش ننماید هیچ راه و روش و متدی برای رسیدن به ارامش وجود ندارد و هرگز نمی توان از مسیر ضد ارزش ها به ارزش ها رسید 

برای اینکه ما به صلح و ارامش برسیم باید از قلب ما شروع شود و این از تزکیه و پالایش شروع می شود باید خیلی رنج ها را پشت سر بگذارم خیلی درد ها و بی محبتی هارا ببینم و خاموش باشم تا بتوانیم به آن درجه برسیم 

خانم زهره:ما اگر می خواهیم به یک جایی  برسیم باید بهای آن را پرداخت کنیم منی که می خواهم به ارامش برسم همین که تک تک ما داریم از وقتمان می زنیم از کارمان میزنیم و بلند میشویم میاییم کنگره یعنی داریم بها میدهیم برای اینکه به ارامش برسیم  انسان اگر خودش شخصا اقدام نکند نمی تواند به آرامش برسد اقای مهندس خودش در یکی از سی دی هایشان می گویند وقتی انسانی افسرده است و می رود پیش پزشک و قرص مصرف می کند این که حالش خوب نمی شود چون خودش شخصا اقدام نکرده است باید ببیند مشکلش چیست تا از اون تفکرات بیرون بیاید تا درمان شود باید از صراط مستقیم به آن جایی که باید برسد برسیم هیچ وقت نمی شود از راه ضد ارزش ها به ارزش هارسید  هیچ وقت من نمی توانم با دزدی کردن اوضاعم خوب شود و ارامش هم داشته باشم 

همه ی موجودات هستی مرتب با آن قدرت جاذبه ای که دارند اعلام موجودیت می کنند یک گل با زیباییش دارد جار می زند که من یک گل هستم حالا اینجا می گوید برای اینکه جذابیت یک پشه را درک کنی باید یک پشه شوی

برای اینکه شما سی دی که می نویسید بفهمید باید با آن هم حس شوید اولین نکته این است که شما هم حس شوید با کنگره هم سو شوید تا بعد بفهمید که چه می گوید. آقای مهندس می فرمایند :

باید لیلی را از دریچه ی چشم مجنون دید 

باید معشوق را از دریچه ی چشم عاشق دید 

باید کنگره 60را از دریچه چشم کسی  که مصرف کننده داشته ببینیم... افراد از بیرون دارند به ما می گویند شما که رها شده اید برای چه دارید می روید ولی آنها نبوده اند و نچشیده اند حس نکرده اند موقعیت هایی را که ما داشته ایم . آتش بگیر تا بدانی چه می کشم، احساس سوختن به تماشا نمی شود. پس برای اینکه چیزی را درک کنیم  باید از جنس همان چیز باشیم که بتوانیم آن را حس کنیم.جذابیت ها و غمزه های یک پشه را فقط یک پشه دیگر می تواند درک کند. 

پیام :

به انچه هست پی بردن تمنای دل می خواهد الهام به آن شکل می دهد انگاه که تصویری گرفت گفت و...

خانم الهام:هر چیزی که وجود دارد و ما بخواهیم به آن پی ببریم اول خواسته باید داشته باشیم زمانی که خواسته در ما شکل گرفت الهام به آن شکل می دهد و خواستمون تازه شروع می کند به شکل گرفتن و پالایش و تزکیه اگر مستدام باشد به این تصویر شکل می دهد 

همه چیز حس است و به چشم هم دیده نمی شود باید خواسته از ته دل باشد 

خانم زهره :به هر چیزی که شما می خواهید پی ببرید اول تمنای دل می خواهد. چیزی که با تمام وجود از خدا خواستی به تو الهام میشود هرچه انسان بیشتر پالایش کند بیشتر دریافت می کند اما بر اساس اینکه من چقدر روی خودم تزکیه و پالایش انجام دادم دریافت هایم متفاوت است حس مانند قدرت مطلق است وجود دارد اما ما نمیبینیمش از لحاظ است که می گویند مثل قدرت مطلق است در تمامی هستی و نیستی وجود دارد 

حس یک گیرنده است یعنی چی ؟

یعنی ما با پنج حس دریافت می کنیم و بعد میفرسته برای عقل و پردازش می شود اگر این حس وجود ندارد هیچ ارتباطی در جهان وجود ندارد حتی گیاهان همه چیز را داریم از طریق حس دریافت می کنیم 

همه ی ما حواس پنجگانه را داریم وهمه داریم از طریق حواس دریافت می کنیم اما چه چیزی است که یکی عاشق کسی می شود اما دیگری نمی شود؟

همسفر زهره م:حس یک گیرنده است که اول به عقل می رسد یعنی ممکن است که یک فردی زشت باشه ولی یک نفر می پسنده و دیگران می گویند چطور این را پسندیدند 

این بستگی به حس گیرنده فرستنده دارد ممکن امواجی که میفرستد اون دریافت کند و دیگران دریافت نکنند پس همه ی ما هم فرستنده هستیم هم گیرنده 

خانم زهره:حس نام کتاب است و  عقل وعشق و ایمان  متن آن کتاب است 

وقتی ما یک صدایی را می شنویم حس دریافت می کند اما اینکه حالا این صدا صدای چی هست صدای گریه بچس صدای خنده ی بچس اینها را عقل پردازش می کند حالا این یک مرحله است پس یک علتش این می باشد که مسئله پردازش و واکنش توسط عقل یا همان متن کتاب انجام می گیرد که در افراد مختلف متفاوت است. مثلا شما یک صدایی را می شنوید همه این را می گیرند مثلا صدای فرانسوی اما چون قابل پردازش برای شما نیست هیچی نمی فهمید و هیچ واکنشی ندارید اما یک فرانسوی آن را دریافت می کند. علت دوم اینکه غیر از این حواس پنجگانه هر انسانی دارای پنج حس دیگر هم هست و یک حس یازدهم که این حواس هم در مبحث عشق نقش بسزایی دارد.و همچنین بستگی به موج گیرنده و فرستنده هم دارد ...

ادامه این بحث در هفته آینده...

در پایان لژیون مراسم افطاری برگزار گردید ...





و اما جلسه با دعای کنگره به پایان رسید 

دستور جلسه ی هفته اینده :سی دی بازتاب +ادامه ی وادی چهاردهم

تایپ: همسفر مینا

 




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 

تاریخ : شنبه 18 خرداد 1398 | 05:18 ب.ظ | نویسنده : همسفر مینا | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic