به نام خالق عشق
روز پنج‌شنبه 98/02/26 جلسه یازدهم از دور نوزدهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی مسافر  علیرضا،  و استادی کمک راهنمای محترم مسافر امید و دبیری موقت  مسافر علی بادستور جلسه اول :جهان بینی 1 و 2 و دستور جلسه دوم: جشن سومین سالروز رهایی مسافر اکبر رأس ساعت 17:30 آغاز به کار نمود.


درواقع جهان‌بینی می‌آید و نگرش و زاویه دید ما را نسبت به خودمان و کل هستی مرتباً تعویض می‌کند و همین تعویض باعث می‌شود تا ما جایگاه خود را مرتب تغییر دهیم؛ و نگاهمان نسبت به خلقت و کیفیت و کمیت زندگی تغییر کند
منبع: وبلاگ مسافران شیخ بهایی

خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحال هستم که امروز در این جایگاه قرار گرفتم، می‌توانم به‌عنوان یک عضو کوچک در کنگره خدمت کنم. قبل از هر چیز خیرمقدم می‌گویم به دیده‌بان محترم جناب آقای حکیمی که در شعبه حضور دارند و حضور ایشان همیشه برای ما مایه خیروبرکت بوده است. دستور جلسه اول جهان‌بینی ۱ و ۲ است. اولین باری که من خودم به‌شخصه با مفهوم جهان‌بینی آشنا شدم، داخل خود کنگره ۶۰ بود؛ و هیچ‌وقت به موضوع اندیشیدن و زاویه دید در زندگی توجه نکرده بودم؛ و این‌قدر این موضوع مهم است که همه ما می‌دانیم که یکی از اضلاع مثلث درمان است. ولی آن چیزی که ما در جهان‌بینی به دنبالش هستیم، فراتر از درمان است؛ چون ما در کنگره اول به دنبال درمان هستیم و در ادامه به دنبال تعادل. جهان‌بینی نه در کنگره بلکه موردنیاز همه انسان‌ها است و از اهمیت بسزایی برخوردار است. درواقع جهان‌بینی می‌آید و نگرش و زاویه دید ما را نسبت به خودمان و کل هستی مرتباً تعویض می‌کند و همین تعویض باعث می‌شود تا ما جایگاه خود را مرتب تغییر دهیم؛ و نگاهمان نسبت به خلقت و کیفیت و کمیت زندگی تغییر کند. پس چیزی که برای ما امروز مهم است این است که ما در تفکرمان بتوانیم خارج از درد و رنج و در آرامش زندگی بکنیم؛ و اگر کسی بخواهد بداند از جهان‌بینی خوبی برخوردار است، نشانه‌اش آرامش و صلحی است که در درونش می‌تواند احساس کند؛ و اگر شخصی این آرامش و صلح را نداشته باشد، این دلیل بارزی برای ناآگاهی و جهل آن اشخاص است. هرچند اگر این جهان‌بینی رشد کند، اگر درد و رنجی هم در زندگی آن‌ها قرار بگیرد، نگاه انسان‌هایی که تفکر درست دارند، حتی با مشکلات متفاوت است. همین تفاوت می‌تواند زندگی را در تعادل حفظ کند. یک موقع انسان می‌تواند رنج زیادی داشته باشد ولی نگاهش به این مشکلات این‌گونه است که من با گذشتن از این مشکلات به آن قوام و مرحله لازم برای اینکه یک جایگاه اجتماعی بهتری داشته باشم را پیدا می‌کنم. ولی یک موقع بی‌قراری می‌کند و حتی ممکن است این مشکلات خیلی وقت‌ها باعث بشود که انسان هدفش را گم کند؛ و داریم نمونه‌اش را که در سفر اول همین مشکلات باعث می‌شوند که یکسری از افراد به درمان نرسند.

ولی بحث ما امروز جهان‌بینی کاربردی است؛ جهان‌بینی به‌تنهایی به درد نمی‌خورد. در جهان‌بینی باید حرف و عمل بر هم منطبق باشند تا انسان بتواند به مفهوم حقیقی جهان‌بینی پی ببرد. اگر حرف و عمل باهم منطبق نباشند، هر آنچه انسان آموزش می‌بیند و از آن زمان می‌گذرد و انرژی صرف می‌کند، نه‌تنها نمی‌تواند در ادامه با آموزش پذیری ارتباط خوبی داشته باشد، چه‌بسا باعث طرد شدنش می‌شود؛ چون نتوانسته است از آن چیزی که به دست آورده و تلاش کرده و حفظ کرده، آن ایمان قوی را به دست آورد. در جهان‌بینی ۱ پس‌ازآن که جهان‌بینی را تعریف می‌کند، بحث را می‌آورد به روی نفس و دقیقاً همان موضوعی است که انسان باید در صور پنهان بر روی آن اشراف داشته باشد؛ یعنی باید بر روی خواسته‌هایش اشراف داشته باشد؛ و بدانند که خودش از خودش چه می‌خواهد و این خواسته‌ها قرار است انسان را به چه سمت و سویی سوق دهند؛ و اگر بخواهیم انسانی را بشناسیم، می‌توان او را با نفسش بشناسیم و با خواسته‌هایی که در درون خودش دنبال می‌کند بشناسیم؛ و اگر آن خواسته‌ها معقول باشد آن انسان می‌تواند انسان سالمی باشد و برعکس. 

باز در جهان‌بینی یک رابطه از بین نفس، عقل و حس که ما در جهان‌بینی کاربردی می‌گوییم، خواسته‌ها می‌آیند و صدور فرمان کار عقل است؛ حال چیزی که کار عقل را می‌تواند راحت‌تر کند حس است. هرچقدر انسان در جهان‌بینی بیشتر رشد کرده باشد و بیشتر تزکیه و پالایش‌شده باشد، در فرمان بردن از عقل کارش راحت‌تر می‌شود؛ و اگر انسان نخواهد آن ریزش را داشته باشد، حتی اگر تمام مکتوبات کنگره را حفظ باشد، هیچ‌وقت نمی‌تواند با یک حس آلوده، تصمیم درست را بگیرد؛ یعنی با همه آن علومی که دارد بازهم به خاطر اینکه مثلاً علم‌دارند و می‌داند که باید ببخشد؛ ولی وقتی‌که کینه و نفرت هست، نمی‌تواند تصمیم سالم را بگیرد. پس تمام این جهان‌بینی که ما در کنگره‌داریم کار می‌کنیم، یک جهان‌بینی کاربردی است، هنر زیستن است و قوانین زندگی است؛ و این را بارها آقای مهندس در سی‌دی‌هایشان گفتند که بالاترین هنر، هنر زیستن است. شما در جامعه در هر جایگاهی که می‌خواهید باشید، اگر هنر زیستن را بلد نباشید، هر شغلی که داشته باشید، نمی‌توانید با انسان‌ها ارتباط خوبی داشته باشید.

 

دستور جلسه دوم، تولد سومین سال رهایی مسافر اکبر است. اکبر عزیز در سفر اول در لژیون آقا رضا بودند؛ و رهایی‌شان را هم با آقا رضا گرفتند. بعد وارد لژیون ویلیام بنده شدند؛ و امروز راهنمایشان نیستند و این توفیق را خداوند به من داد که چون در سفر دومشان در لژیون ما هستند، در این جایگاه باشم. سومین سال رهایی‌اش را بهش تبریک می‌گویم. 

اکبر یک مسافری است که من حس کردم تصمیم نمی‌گیرد، ولی اگر گرفت خیلی سخت می‌تواند از تصمیمش برگردد؛ همان‌طوری که ۲ سفر موفقیت‌آمیز داشت؛ و در سفر سیگارشان خیلی خوب سفر کردند و حتی تمام مشکلات سفر را گذراندند؛ و من یادم هست که اواخر سفر سیگارش بود که پدرشان به رحمت خدا رفتند؛ و ایشان مشهد بود و درراه برگشت بود و می‌گفت که نمی‌توانستم رانندگی کنم و تنها وسوسه من مصرف سیگار بود و تمام آنچه در لژیون آموزش گرفتم، کمکم کرد؛ و خود من که راهنمایش بودم لذت می‌بردم که چقدر این آموزش‌ها تأثیرگذار هستند و کمک می‌کند که انسان از آن راهی که دارد هدایت می‌شود خارج نشود. امیدوارم که سالیان سال در کنگره حضورداشته باشد و بتواند از خدمتگزاران کنگره باشد. به هم‌سفرشان و راهنمای هم‌سفرشان تبریک می‌گویم؛ و امیدوارم که امروز در کنار هم جشن خوبی را داشته باشیم. 

   پس از سخنان استاد٬ مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره 60 سومین سالروز رهایی مسافر اکبر را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم: 

اعلام سفر مسافر اکبر: آنتی ایکس مصرفی: تریاک و شیره - تخریب 10 سال - 11 ماه و 11 روز به راهنمایی آقای امید معتمدی به روش دی اس تی همراه با داروی اوتی سفر کردم - رهایی 3 سال و یک ماه و 8 روز - رشته ورزشی والیبال.

 

آرزوی مسافر اکبر: آرزو می‌کنم که هیچ مردی شرمنده‌ی خانواده‌اش نشود .

هم‌سفر اعظم: امیدوارم که هر کس که در این جمع حضور دارد خواسته‌اش برآورده شود.

 

هم‌سفر زینب: از خداوند می‌خواهم هرکس هر خواسته‌ای که دارد و به مصلحت اوست خداوند برآورده کند.

 

صحبت‌های مسافر اکبر:

خیلی تشکر می‌کنم که امروز وقت گذاشتید و در جشن تولد ما شرکت کردید. خداوند را خیلی شاکرم که این توفیق را پیدا کردم دوباره در این جایگاه قرار بگیرم با توجه به کمبود وقت زیاد صحبت نمی‌کنم. من در ابتدا تشکر می‌کنم از آقای مهندس و خانواده‌ی محترمشان که این بستر برای ما فراهم کردند که به گنکره بیاییم و درمان شویم. تشکر می‌کنم از راهنمای عزیزم آقا امید و همچنین آقا رضا که در جلسه حضور ندارند.

اگر امروز من و خانواده‌ی من اینجا قرار گرفتیم مدیون زحمات این عزیزان است. از راهنمایان هم‌سفرم کمال تشکر رادارم خانم زهره و خانم اعظم این عزیزان باعث شدند که ما بتوانیم امروز در این جایگاه قرار بگیریم. 

از هم‌سفرانم تشکر می‌کنم که من را در این سفریاری کردند و امیدوارم که خداوند یاری‌شان کند و به خاطر وقت‌هایی که آن‌ها را به‌سختی انداختم مرا ببخشند.

سخنان  کمک راهنما هم‌سفر زهره:

در ابتدا ماه مبارک رمضان را خدمت همه‌ی شما عزیزان تبریک عرض می‌کنم. این جمله را شاید زیاد شنیده باشید که در کنگره ماه رمضان ماه جشن است. رمضان برای گنکره رنگ و بوی دیگری دارد و حس و حال دیگری دارد ما می‌توانیم این روزها اگر بیدارباشیم این حس و حال را درک کنیم .

خدا را شکر می‌کنم به خاطر نوری که در ماه مبارک رمضان تابیده شد و مسیری مشخص شد و  ما در این مسیر قرار گرفتیم. خداوند را شکر می‌کنم به خاطر تمام معجزاتی که هر هفته دارد در کنگره اتفاق می‌افتد و ما شاهد آن هستیم. خداوند را شکر می‌کنم به خاطر این باهم بودن‌ها و در کنار هم بودن‌ها برکت بسیار بزرگی است. 

آقای امین خیلی زیبا گفتند که اگر ما باهم باشیم آزادیم خیلی‌ها تصور می‌کنند اگر به نقطه‌ای برسند که با آن‌ها هیچ‌کس کاری نداشته باشد آزاد و رها هستند درصورتی‌که کسی که به آن نقطه برسند آن نقطه‌ی بدبختی است پس باید این در کنار هم بودن‌ها را قدر بدانیم و حفظ کنیم. این تولد زیبا و فرخنده را تبریک می‌گویم خدمت بنیان کنگره‌ی 60 و تک تک شما مسافران و هم‌سفران. تبریک عرض می‌کنم خدمت کمک راهنمایان محترم آقا امید و آقا رضا و همچنین کمک راهنمای سفر اولشان خانم اعظم تبریک می‌گویم. 

 به مسافر اکبر تبریک می‌گویم و ازایشان واقعاً سپاس گذارم که طی این چند سالی  که در کنگره هستند حامی و پشتیبان هم‌سفرشان بودند.

تبریک عرض می‌کنم خدمت خانم اعظم عزیز که همیشه به دنبال یافتن مجهولات ذهنشان بودند و این ویژگی باعث شد که در سومین سال تولدشان با شال زیبای راهنمای تازه واردین ببینیمشان. امیدوارم که در کنار مسافرشان ایشان را با شال کمک راهنمایی ببینیم.

صحبت‌های هم‌سفر اعظم:

خدا را شکر که بار دیگر این جایگاه را لمس می‌کنم. از آقای مهندس و خانواده‌ی محترمشان تشکر می‌کنم که چنین بستری را برای ما فراهم کردند که ما در زندگی به آرامش برسیم و همچنین از شما هم‌سفران و مسافران بزرگوار که با حضور گرمتان به جشن ما رونق دادید. از کمک راهنمایان خودم و کمک راهنمایان مسافران تشکر می‌کنم. 

ما سفر اول خیلی سفر خوبی داشتیم مسافر من 180 درجه تغییر کرد چون فرمان‌بردار خوبی بود .وقتی وارد سفر دوم شدم مثل سفر اول لذت نمی‌بردم بعدها متوجه شدم که دلیل اینکه حال خوشی نداشتم این بود که به‌ظاهر مسافرم را رها کرده بودم ولی در درون خودم هنوز رهایش نکرده بودم. ما باید در کنگره تلاش کنیم که به جایگاه‌ها برسیم از دبیری گرفته تا کمک راهنمایی هرکدام از جایگاه‌ها در کنگره  برای ما یک آموزشی داردمهم این است که ما درس بگیریم. همان‌گونه که هم‌سفر باید بال پرواز مسافرش باشد مسافر هم باید بال پروازی برای تکامل رسیدن هم‌سفرش باشد. 

صحبت‌های هم‌سفر زینب: به همه‌ی شما عزیزانی که در اینجا حضور دارید و ما را در این جشنمان همراهی کردید خوش‌آمد می‌گویم از همه‌ی شما سپاس گذارم.

 

اگر روزی من از مشهد تا اینجا با چشمان گریان برگشتم اگر دلم پر از اندوه بود و تمام راه نگران این بودم که نکند پدرم دوباره سیگار شروع کند... نکند دوباره مصرف کند و امروز اینجا دوباره با شادی نشستم همه‌ را مدیون کمک راهنمایان پدر و مادرم هستم و در رأس از آقای مهندس  که  بنیان‌گذار کنگره  هستند تشکر می‌کنم.

ودر ادامه....

 

مرزبانان کشیک

خدمتگزاران جلسه

تهیه و نگارش گزارش: همسفر محمد جواد - مسافر حسن

عکاس: مسافر مجتبی

ویرایش و تنظیم: مسافر مجتبی




طبقه بندی: جشن تولدهای لژیون، 

تاریخ : شنبه 28 اردیبهشت 1398 | 11:06 ق.ظ | نویسنده : زهره | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic