خلاصه گزارش عملکرد لژیون هشتم روز پنج شنبه مورخ 97/10/27

موضوع: وادی پنجم

کسی که نمی تواند دانسته هایش را عملی کند مثل کسی است که هزاران سکه طلا داره و دارد از گرسنگی می میرد اما نمیتونه یکی از انها را بفروشه و یک نان بگیرد وبخورد .گهگاهی انسان انقدر ناراحتی و عذاب میکشد ولی حاضر نیست یکی از دانسته هایش را عملی کند. مثلا سکوت کند و ببخشد ...


در ابتدا همسفران پیرامون وادی پنجم مشارکت کردند:

همسفر زهره م: حتی برای پخت غذا باید اول فکر کرد و تدارک دید و زمانیکه غذا پخته شد حل شده کار، بعضی وقتها تو حرف زدن بدون تفکر  حرفی می زنیم که درست نیست و اقای مهندس هم گفتند عمل کردن خیلی سخته ولی خیلی مهم است. وقتی می گفتند مسافرت را رها کن من فقط زبانی مسافرم را رها کرده بودم به همین خاطر همیشه حالم بود و زمانیکه عملا رهایش کردم دیدم با انکه مصرف کننده است ولی هنوز دوستش دارم. انسان وقتیکه می خواهد کاری کند باید تفکر سالم داشته باشد که باعث گفتار سالم و کردار سالم و عمل سالم می شود. وقتیکه می خواهی کاری کنی ناامیدی، ترس و خشم به سراغ ادم می اید و این درست نیست باید فکر درست باشد تا بتوانی درست عمل کنی.

همسفر نگار: در وادی پنجم پلۀ اول برگشت از ضدارزشهاست برای اینکه از سختی ها و تاریکی ها جدا شویم باید از ضدارزش ها دوری کنیم. ضدارزش ها چیزهایی هستند که تمام جوامع آنها را ضدارزش می داند مثل دروغ که همه جوامع آن را بد می دانند و یا غیبت و دزدی و اینطور نیست که یک جامعه بگه خوب و یک جامعه بگوید بد است همه ان را بد میدانند و برای همه جوامع ضد ارزشی است.و دیگر اینکه باید همیشه قناعت کنیم مثلا از کمترین چیز و امکانات بهترین استفاده را بکنیم و این را از طبیعت یاد بگیریم و  بدانیم تجسس و قضاوت هم از روی نادانی و جهالت است.

همسفر مینا: در مورد تولد امروز گفتند مسافری که امروز تولدش بود در صحبتهایش گفت من در زمان مصرف با بهترین ماشین بیرون می رفتیم ولی ارامش نداشتیم ولی الان با ماشین مدل پایین تر از همان مسیر رد میشویم ولی آرامش داریم. چقدر قضاوت و چشم هم چشمی بد است و ما ادمها باید جهان بینیمان راعوض کنیم.

 بعضی وقتا آدم در بین دوراهی میمونه چکار کنه مثل من که هم می خواهم بیایم کنگره و هم به درسهایم برسم نمی دانم چه کنم؟

خانم زهره: ما در وادی اول الویت بندی را یاد می گیریم. گاهی الویت من درس و دانشگاهم می شود و گاهی کنگره می شود. اما اگر همسفری اولا ایمان به کنگره داشته باشد یعنی بداند کجا قدم گذاشته و می خواهد در کنگره چه کار کند و دوما خواسته قوی برای کمک راهنما شدن داشته باشد مطمئن باشید با تلاشی که می کند می تواند طوری برنامه ریزی کند که به هر دو برسد و مطمئن باشید که اگر استقامت کند حتی سنگ ریزه ها هم از مسیرش برداشته می شود و طوری می شود که گاهی خودش تعجب می کند که چطور به همه کارهایش می رسد. اما اینکه من هنوز شک داشته باشم که آیا من با این حجم کار و این شرایط آیا می توانم کمک راهنما بشوم یا نه؟ یا اینکه یک روز می خواهم کمک راهنما بشوم و یک روز نمی خواهم مطمئن باشید نیروهای بازدارنده از خواسته ضعیف شما به نفع خودشان استفاده می کنند و آنقدر  گره در مسیرتان می اندازند که بالاخره شما را از مسیر خارج کنند. پس حتی در سخت ترین شرایط هم بگو من می توانم و تلاشت را بکن.

من از صمیم قلب همیشه دعا می کنم که شما جایگاه کمک راهنمایی را حس کنید تا بفهمید چه لذتی داره تلاش زیاد یعنی خواسته شدید برای کمک راهنمایی. طبق قوانین هستی باید باز پرداخت داشته باشی و باید بدهی وگرنه از تو گرفته میشود طبیعت میگه اگر به خاطر بخششی که به شما سده وانچه به شما داده شده بخششی نکنی ودست کسی را نگیری وانچه یاد گرفته ای پس ندهی به بقیه از شما گرفته می شود و اگر پس ما خواسته هامون را باید اولویت بندی کنیم مثلا الان که فصل امتحانات است عذرمان موجه است نیامدیم کنگره پس از امتحانات باید بیاییم ،مهم ان تلاشی است که میکنیم.

همسفر ناهید: پس انداز خیلی مهم است و فکر می کردم مال آدم های پولدار است اما در وادی پنجم فهمیدم پس انداز مخصوص من است که ندارم برای برطرف کردن مشکلات تفکر کنیم و ان اموزش ها را کاربردی کنیم من بعد سه سال الان دارم عملی میکنم و نتیجه می یبینم.

همسفر فاطمه: تفکر با حرکت است و خواسته هامون را الویت بندی کنیم و مطمئنا خدا کمکمون می کند .

همسفر زهره م: اقای مهندس گفتند ما الفبا را یاد می دهیم و هرکس خودش باید ان را به کار ببرد در زندگیش من حرفی در دل داشتم که بارها به کسی یا به اقای مهندس بزنم ولی امروز متوجه شدم که مدیریت بحران کنم و آن حرف را نزنم شاید اگر مشکل من حل می شد هیچوقت نمی توانستم این حرف من را که باعث بحران در ذهن ها شده پاک کنم .

کمک راهنما خانم زهره: ما در سیدی ها و آموزش های کنگره  یاد گرفتیم مثلا ورزش کردن نیاز ماست ،تغذیه مناسب چیست؟،رها گردن مسافر ، بخشیدن، صبر و و خیلی چیزها یاد گرفتیم .در وادی پنجم می گوید که باید اینها را عملی کنیم چون اگر نکنیم دچار توهم دانایی می شویم و حالمون بد میشه که می دونستیم وعمل نکردیم. به قول آقای مهندس کسی که نمی تواند دانسته هایش را عملی کند مثل کسی است که هزاران سکه طلا داره و دارد از گرسنگی می میرد اما نمیتونه یکی از انها را بفروشه و یک نان بگیرد وبخورد .گهگاهی انسان انقدر ناراحتی و عذاب میکشد ولی حاضر نیست یکی از دانسته هایش را عملی کند. مثلا سکوت کند و ببخشد می دونه بخشش الان عالیه ولی انجام نمی دهد. به همین خاطر است که آقای مهندس می گویند عمل کردن واقعا سخت است.

ما به میزانی که به دانسته هایمان عمل کنیم به همان اندازه موفق هستیم و به آرامش می رسیم. اما چیزی که در این وادی قشنگه این است که می گوید وقتی پریشانیم، ناراحتیم، سر درگمیم، اضطراب داریم، نگرانیم، ناامیدیم  و ... که نمی توانیم عمل کنیم پس باید ابتدا از این حالات خارج شویم و برای اینکه از این حالات خارج شویم باید هفت پله وادی پنجم را اجرا کنیم.

پله اول برگشت از ضدارزشهاست هیچوقت کسی از راه کج و انجام ضدارزشها به آرامش نمی رسد شاید به اسایش برسد ولی به آرامش نه. اما پله پس انداز برای من خیلی جالب بود که همیشه می گفتم آقای مهندس چرا وسط پله هایی مثل صبر و توکل و رضا و ... پله ای به نام پس انداز آورده بعد متوجه شدم که واقعا هر کدام از ما الآن مقداری پول یا طلا برای خودمان پس انداز کرده باشیم آرامش داریم اضطراب و نگرانی نداریم و می توانیم به راحتی مسیر تکاملمان را طی کنیم.....

 

همسفر الهام،خانم الهام گفتند در هفته گذشته خانم زهره فرمودند ما زمانیکه ناراحتی ومشکلی داریم از آن مشکل سعی کنیم یک کم فاصله بگیریم و بهش نچسبیم تا بتوانیم یک راه چاره ای پیدا کنیم باید ازش یک کم خارج شویم تا بتونیم ببینیمش و بعد راه حلی با تفکر پیدا کنیم.  

  نویسنده: همسفر الهام

تایپ: همسفر اعظم 




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 

تاریخ : سه شنبه 2 بهمن 1397 | 06:10 ب.ظ | نویسنده : همسفر اعظم | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic