به نام قدرت مطلق

مشارکت‌های مکتوب  لژیون هشتم همسفر زهره

در باب دستور جلسۀ هفتگی: وادی دوم

خدایا می‌دانم که هدف از خلقت بالاتر و زیباتر از این حرف‌هاست، خدایا می دانم که تو حکیمی و کاری را بیهوده انجام نمی‌دهی، می‌دانم که دل من قطره‌ای از وجود توست و تو روزی آن را پس خواهی گرفت و آنجاست که آرام می‌گیرم، خدایا کمکم کن تا زندگی بیهوده‌ای نداشته باشم و کمک کن تا باور کنم بالاخره حساب کارهایم را باید بدهم چون قرار است به‌سوی تو بازگردم پس نباید مقابل تو شرمنده باشم ...



سلام دوستان زهره هستم یك همسفر ( كمك راهنمای لژیون):

اكثر بیماری ها، مشكلات و ناآرامی های انسان ریشه در تفكر و اندیشه او دارد و علت آن این است كه انسان هنوز خودش را نشناخته و نمی داند كه برای چه پا به هستی گذاشته و به توانایی های درون خود اشراف ندارد، به همین دلیل وقتی كه درون خود فرو می رود چون خواسته های خود را در دوردست ها می بیند، ناامید می شود و می گوید من برای چه به دنیا آمده ام؟ ... اما انسان آگاه هیچ گاه این سوال را از خود نمی پرسد، چون می داند كه به خواست خودش به این دنیا آمده، می داند كه این یك مسیر تكاملی است كه خودش انتخاب كرده و باید این مسیر را تا آخر طی كند، می داند كه انسان موجود بسیار قدرتمندی است كه خداوند نیروها و قدرت های عظیمی به او داده است و اگر بخواهد می تواند با كمك آنها در بالاترین جایگاه ها قرار گیرد، می داند كه تعیین كننده جایگاه هر فرد سعی و تلاش اوست، به همین خاطر هیچ گاه ناامید نمی شود و دست از تلاش بر نمی دارد، می داند كه این كار نیروهای منفی است كه قصد دارند كاری بكنند كه انسان جایگاه اصلی خودش را فراموش كند  و دست از تلاش بر دارد، می داند كه انسان هر چقدر برای خودش ارزش قائل شود خداوند هم همانقدر برای او ارزش قائل می شود، می داند كه انسان هر چقدر خودش را باور كند دیگران هم همانقدر او را باور می كنند، می داند كه مجموعه هستی مثل یك كارخانه است و تمام مخلوقین خداوند كارگرانی هستند كه این سیستم هستی را سرپا نگه داشته اند، می داند كه اگر در پایین ترین نقطه و اعماق جهنم باشد باز هم هیچ نیست، می داند كه اگر فكر كند كه هیچ است طعمه خوبی برای نیروهای منفی خواهد شد و به سمت نابودی پیش خواهد رفت، پس می گردد تا جایگاه خود را در هستی پیدا كند. عزیزانی كه در كنگره هستند فرصت پیدا كرده اند تا به جایگاه واقعی خودشان دست پیدا كنند. امیدوارم كه این فرصت را از دست ندهیم.

 

سلام دوستان زهره ش هستم یک هم‌سفر:

أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ

آیا گمان برده‌اید که ما شما را بیهوده آفریده‌ایم و به‌سوی ما بازگشت نخواهید کرد؟

خداوند حق است و جز حق از او صادر نمی‌شود، پس چگونه ممکن است آفرینش او عبث و بیهوده باشد.

ما از یکسو می‌بینیم جهان آفرینش هم ازنظر عظمت و هم ازنظر نظم فوق‌العاده وسیع، پرشکوه و اعجاب‌انگیزاست. اسرار این جهان به‌قدری است که دانشمندان بزرگ معتقدند تمام معلومات بشر در برابر آن همچون یک صفحه کوچک از کتاب بسیار بزرگ است و همه آنچه را از این عالم می‌دانیم در حقیقت الفبای این کتاب است.

فرض کنیم میلیون‌ها سال نوع انسان در این دنیا بماند و مسلماً یکی پس از دیگری بیایند و بروند علوم مادی آن‌قدر ترقی کند که بهترین تغذیه، لباس، مسکن و عالی‌ترین درجه رفاه را برای بشر آماده سازد ولی آیا خوردن، نوشیدن، پوشیدن، خوابیدن و بیدار شدن ارزش این را دارد که این‌همه تشکیلات برای آن قرار دهند.

 بنابراین مطالعه این جهان باعظمت به‌تنهایی دلیل بر این است که مقدمه‌ای برای عالمی وسیع‌تر، گسترده‌تر، جاودانی و ابدی است و تنها وجود چنان جهانی است که می‌تواند به زندگی ما مفهوم بخشد و آن را از هیچی و پوچی درآورد.

خدایا می‌دانم که هدف از خلقت بالاتر و زیباتر از این حرف‌هاست، خدایا می دانم که توحکیمی و کاری را بیهوده انجام نمی‌دهی، خدایا درونم پرتلاطم است هیچ‌چیز از این دنیای مادی آرامم نمی‌کند که اگر هم آرامم کند موقتی است و ممکن است از دستم برود ولی می‌دانم که دل من قطره‌ای از وجود توست و تو روزی آن را پس خواهی گرفت و آنجاست که آرام می‌گیرد، خدایا کمکم کن تا زندگی بیهوده‌ای نداشته باشیم و کمک کن تا باور کنم بالاخره حساب کارهایم را باید بدهم چون قرار است به‌سوی تو بازگردم پس نباید مقابل تو شرمنده باشم.

 

سلام دوستان زهرا پر  هستم یک هم‌سفر:

هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌نهد هیچ‌کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم.

من در زندگی مشترکمان وقتی متوجه شدم که همسرم مصرف‌کننده است این‌قدر ناامید و ناراحت شده بودم که دائم به خداوند می‌گفتم چرا مرا آفریدی؟ کاش به دنیا نیامده بودم؟ مرا بیهوده آفریده و بدتر از آن این بود که بچه‌دار شده بودم و دیگر بیشتر به خدا می‌گفتم که چرا؟ چرا این بچه را به ما داد؟ تو که می‌دانی شوهر من مصرف‌کننده است و از این حرف‌های بیهوده.

اما خدا را شکر حالا که با این وادی آشنا شدم امیدم هرروز بیشتر و بیشتر می‌شود و با این وادی فهمیدم که امکان ندارد چیزی را پیدا کنیم به جهت بیهودگی پا به هستی بگذارد و شاید وجود این بچه بود که مسافرم سفرش را شروع کرد و به حمد خدا توانست ادامه دهد. الآن متوجه شدم که حتی یک کرم کوچک که ما آن را بیهوده فکر می‌کردیم حتماً برای خداوند بزرگ دلیل و حکمتی داشته که آن را خلق کرد و این‌ها همه از جهل و نادانی ما بوده است که تصور می‌کردیم بیهوده آفریده‌شده است.

 

سلام دوستان فاطمه هستم یک هم‌سفر:

هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌نهد هیچ‌کدام از ما به هیچ نیستیم اگر خود به هیچ فکر کنیم

من در این وادی یاد گرفتم که هیچ موجودگی جهت بیهودگی پا به حیات نمی‌گذارد و ما از روی جهل و نادانی خود فکر می‌کردیم که بعضی چیزها بیهوده آفریده‌شده است اما حالا فهمیدم که هر چیزی که خداوند خلق کرده دلیل و حکمتی داشته و نباید در برابر سختی‌ها و مشکلات ناامید شوم چون اگر این سختی‌ها هم نباشد طعم شیرین سلامتی را هم نمی‌فهمیدم و به جسم خودم آسیب می‌زدم و یاد گرفتم که ما باید سختی‌ها را در زندگی با توکل به خدا، صبر و امید تحمل‌کنم تا که انسانی قوی بشویم و در زندگی تسلیم مشکلات نشوم.

سلام دوستان زهرا پن هستم یک هم‌سفر:

موقع مصرف مسافرم همیشه با خود فکر می‌کردم چرا من باید با چنین کسی ازدواج کنم؟ و سرنوشت من این نبود یا این‌که خداوند چرا این سرنوشت را برای من رقم‌زده است؟

 در صراط مستقیم بودم ولی ناامید و در اثر تفکر غلط مشکلاتی را برای خودم، مسافرم و فرزندانم ایجاد کرده بودم. حسادت، ترس و حقارت نسبت به مسافرم در وجودم بود و برای فرورفتن در ناامیدی و تاریکی‌ها.

تاریکی‌ها را تجربه نمودم برای پی بردن به عظمت روشنایی‌ها و روشنایی زندگی من کنگره 60 بود که حال باوجود سه مسافر خداوند را شاکرم که به‌وسیله آن‌هایی که برای من هیچ بودند به کنگره رسیدم و متوجه شدم این جسم و افکار من بود که نیاز به آموزش‌های کنگره دارد.

 

 

سلام دوستان زهره م هستم یک هم‌سفر:

هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌نهد هیچ‌کدام از ما به هیچ نیستیم اگر خود به هیچ فکر کنیم

در وادی اول یاد گرفتیم که برای انجام هر کاری تفکر کنیم و چه خطوطی را رعایت کنیم تا بتوانیم درست فکر کنیم. در این وادی دوم به تفکر ما خط و مشی و جهت می‌دهد که‌ای انسان الآن که تو در این مرحله قرارگرفته‌ای ناامید نشو و فکر نکن که تو را بیهوده هستی و حتی مشکلات سر را تو قرار می‌گیری احساس پوچی و ناامیدی نکن و فکر نکن اشتباهی قدم به این جهان گذاشته‌ای و همه بدبختی‌ها مال تو است و بدان درآمدن تو به این جهان حتماً فلسفه‌ای پشتش هست همان‌گونه که یک کرم فلسفه‌ای دارد.  پس اگر به تمام هستی نگاه کنیم می‌بینیم که پشت آن‌یک فلسفه است و یک نقش سازنده دارد و باید یاد بگیریم که همه‌چیز در هستی باهدف است و بیهوده به این دنیا نیامده است حتی بدترین انسان‌ها هم آموزشی در این جهان دارد.

انسان نیروهای عظیمی دارد و چون این نیروها را نمی‌شناسد به پوچی و بیهودگی می‌رسد ما به این دنیا آمده‌ایم تا یکسری آموزش‌ها را بگیریم وجهان درون و بیرون خود را بشناسیم و مانند قله‌های آتش‌فشان درحرکت باشیم و تمام سختی‌ها را در خود حل کنیم و به جلو برویم و ذرات ناخالصی خود را بیرون بریزیم هرکجا نور روزنه‌ای دیدیم به‌طرف آن حرکت کنیم تا به منبع آن برسیم.

نقطه مثبت را در دیگران ببینیم و در منشأ آن حرکت کنیم مانند کمک راهنماهایی که نقطه مثبت زندگی ما هستند تا بتوانیم از آموزش و تجربه آن‌ها استفاده کنیم و نکات منفی را در خود پیدا کنیم و درصدد حل آن برآییم تا بتوانیم در حلقه‌های بعدی با آرامش زندگی کنیم و بتوانیم به حد انسانیت برسیم از گذرگاه‌های بسیار سخت عبور کنیم.

گذر گا های سخت این است که اگر کسی ما را به نقطه آشوب رساند بتوانم آن را هضم کنم و درصدد انتقام برنیایم و از او گذشت کنم وهم در صور پنهان وهم در صور ظاهر آن را ببخشم تا بتوانم از آن گذرگاه سخت عبور کنم تا بتوانم انسانی آزموده و رها بشوم.

 

سلام دوستان نگار هستم یک هم‌سفر:

هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌نهند هیچ‌کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم.

همه‌چیز در درون و بیرون ماست که باید آن را درجهت ارزش‌ها ورا ه مستقیم بکار ببریم. اگر تفکر ما درراه غلط و ضد ارزش‌ها باشد باعث تخریب‌های فراوانی بر روی جسم و روان می‌شود. ما بیهوده پا به هستی نگذاشته‌ایم حتی اگر فکر کنیم بیهوده‌ایم. انسان تاریکی‌ها را تجربه می‌کند و عظمت روشنایی‌ها را درک می‌کند و اگر از تاریکی‌ها عبور کرد رها خواهد شد.

 

سلام دوستان مهری هستم یک هم‌سفر:

هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌نهندهیچ‌کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم

ماسال‌ها راه را گم‌کرده بودیم حالا برای پیدا کردن خود راه بسیار مهمی را در پیش داریم، باید اندیشه کنیم و در انجام آن کوشا باشیم. همه‌چیز در درون و برون ماست که مثل قله‌های آتش‌فشان هستند اما آرام وبی صدا، اگر به آن‌ها توان حرکت بدهیم می‌دانید چه می‌شود مخصوصاً در جهت ارزش‌ها و صراط مستقیم باشد.

می‌دانید تصاویر تولید و یا ظهور پیدا می‌یابند، از درک به دورند اما چشمه‌ای هستند که به بحری مانندند.

حالا اگر در وادی اول و یا وادی تفکر درست فکر کرده بودیم ممکن بود خیلی چیزها را از دست نداده بودیم و این‌ها ممکن است جسمی، روحی، مادی یا معنوی باشد که این مهم است که ما اگر در جهت ارزش‌ها حرکت کنیم خوب است اما اگر در جهت ضد ارزش‌ها برویم روی ساختار جسم تخریب ایجاد می‌کنیم به‌طوری‌که ممکن است به علت از دست دادن اعتمادبه‌نفس تسلیم خیلی از چیزها می‌شوند و به نابودی کشید می‌شوند.

اگر یک کرم کوچک را در نظر بگیریم می‌بینیم که در وجودش فلسفه عظیمی نهفته و خداوند انسان را دو راه دارد که بتواند انتخاب کند راه ارزش و ضد ارزش که ارزش به سمت روشنایی و ضد ارزش به سمت تاریکی.

 

سلام دوستان زهرا ن هستم یک هم‌سفر:

ما به دلایلی که خود هم شاید ندانیم جهت را سال‌ها گم‌کرده‌ایم اکنون برای یافتن خود راه بسیار مهمی در پیش داریم باید فکر کنیم و در انجام آن کوشش کنیم. باید تفکر نماییم، از ذرات جرقه می‌شود به روشنایی وسیع رسید.

همه مطالب در درون و برون ماست که ما مانند قله‌های آتش‌فشان هستند اما آرام وبی صدا اگر به آن‌ها توان حرکت بدهیم حتماً می‌دانید چه می‌شود! خاصه در جهت ارزش‌ها و یا راه مستقیم باشد.

چیزی که مهم است که در اثر تفکر غلط و حرکت در مسیر ضد ارزش‌ها قطعاً می‌تواند برای ساختار جسم ما فشارهای فراوانی را ایجاد می‌کند و خود را به‌صورت انواع و اقسام بیماری‌های جسمی و روانی نشان بدهد.

موقع که انسان پا به هستی گذاشت نیروی مافوق یا قدرت هستی او را به دوراهی هدایت کرد که تاریکی‌ها و روشنایی‌ها است که اصولاً انسان تاریکی‌ها را تجربه می‌کند برای پی بردن به عظمت روشنایی‌ها و اینکه نیروی عظیم و شگفت‌انگیزی به نام قدرت مطلق و یا خداوند یا چیزی برتر است که می‌تواند یاری‌رسان باشد و حمایت کند ولی حمایت این نیرو سازوکار خودش را دارد و شرط اول آن دوری از ضد ارزش‌ها و پرداختن به ارزش‌ها و راه رفتن در مسیر و یا صراط مستقیم است.

کمی فکر کنیم و به فلسفه وجودی و حیات خود و دیگران ارزش و احترام بگذاریم و بدانیم که بی‌جهت و بیهودگی پا به حیات نگذاشته‌ایم و فلسفه وجودی ما و خلقت آن‌قدر بزرگ وعظیم است که ما حتی به ذره‌ای از شناخت آن پی نبرده‌ایم ولی باید امیدوار بود که یوسف گم کشته بازآید به کنعان غم مخور.

بایستی به‌آرامی، سازندگی را در قسمت جسم، روان وجهان بینی خود به وجود آوریم و خوب بدانیم که هیچ‌کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم.

 

با احترام؛ اعضای لژیون هشتم، لژیون کمک راهنما هم‌سفر زهره




طبقه بندی: مشارکتهای مکتوب، 
برچسب ها: كنگره 60، وادی دوم،  

تاریخ : پنجشنبه 3 آبان 1397 | 11:28 ق.ظ | نویسنده : زهره | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic