به نام خالق عشق

این‌ها همه از آن محبت وادی چهارده است ...

دلنوشته ای به قلم همسفر اعظم



وقتی به گذشته نگاه می‌کنم زندگی‌ام را مرور می‌کنم که همه‌اش در اضطراب و پریشانی به سر می‌بردم نگاهی که همیشه گریان بود و دلی شکسته ... .


سلام دوستان اعظم هستم یک هم‌سفر:

وقتی به گذشته نگاه می‌کنم زندگی‌ام را مرور می‌کنم که همه‌اش در اضطراب و پریشانی به سر می‌بردم نگاهی که همیشه گریان بود و دلی شکسته ... .

از زندگی که همه‌اش یکنواختی و دعوا بود، محبت در آن مرده بود و جای آن از  تاریکی پر بود، ظلمتی که تمام وجودم را گرفته بود و تنها خواسته‌ام از خدا مرگ بود. تصور می‌کردم با مرگ همه‌چیزتمام می‌شود.

 به فضل خداوند و یاری یکی از بهترین بندگان او که از وادی عشق و محبت گذشته بود و قدرتی پیداکرده بود که بتواند افرادی که در عمق تاریکی بودند رها کند، از این تفکرات و زندگی جهنم گونه نجات پیدا کردم.

من اعظم و مسافرم و تنها فرزندم در تاریکی نهان بودیم ولی با عنایت خداوند الآن دو سال و پنج ماه است که نور و روشنایی خداوند در خانه ما جاری‌شده و آن تاریکی رخت بربسته است.

خنده مسافرم را می‌نگرم که از عمق وجود است و شادی فرزندم را مشاهده می‌کنم که باوجود چنین پدری احساس آرامش می‌کند و دیگر نگران هیچ‌چیز نیست چون می‌داند پدری هست که بتواند به آن تکیه کند و من دیگر صبح با آرامش تمام از خواب بیدار می‌شوم. من که در ضد ارزش‌ها فرورفته بودم دوست نداشتم که کسی را ببینم حتی عزیزترین کسانم ولی حالا با تمام مشکلات که در زندگی هست دیگر این‌گونه نیستم و همه را دوست دارم و عشق می‌ورزم. حتی به حال بدترین افراد جامعه دلم می‌سوزد همیشه از خداوند می‌خواهم که آن‌ها را نجات دهد که بتوانند  از سفره‌ای که پهن‌شده آن‌ها هم استفاده  کنند تا راه نجات بیابند. دوستان این‌ها همه از آن محبت و وادی چهارده است که من و فرزندم و مسافرم را به دورهم جمع کرد که با خوبی و خوشی زندگی کنیم.

با احترام هم‌سفر اعظم

تایپ: همسفر مینا




طبقه بندی: دلنوشته، 
برچسب ها: کنگره 60، دلنوشته، درمان اعتیاد، همسفران وادی عشق،  

تاریخ : سه شنبه 10 مهر 1397 | 11:17 ب.ظ | نویسنده : همسفر مینا | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic