به نام خداوند مهربان
امروز دوشنبه مورخ 29 مرداد ۱۳۹۷ لژیون هشتم با استادی خانم زهره و دبیری خانم زهرا ق و حضور عزیزان همسفر وادی عشق با موضوع "ادامه سی دی دلتنگ +جزوه جهان بینی۱" آغاز به کار نمود...

خواستن و تسلیم شدن با هم متفاوت است. دلم می خواهد چیز دیگری است و تسلیم شدن چیز دیگری است. پس اگر چیزی را خواستارید و دلتان می خواهد به آن برسید باید تسلیم هم باشید.

ما زمانی می توانیم خوبیهای دیگران را ببینیم که بین ما پیوند محبت برقرار باشد...نمی توان زور زد تا خوبی دیگران را دید..ابتدا باید به دانایی رسید و بعد پیوند محبت برقرار شود تا بتوانیم خوبیهای یکدیگر را ببینیم

         

درابتدا خانم زهره در مورد اردو ۷شهریور ویژه همسفران صحبت کردند و همین طور درمورد مقاله هفته ایجنت واسیسنت و مرزبان توضیحاتی دادند..درادامه نکاتی که مرزبانی ارائه داده بودند را خواندند.

1-      همسفران نباید برای رفت و آمد به دیگران متکی باشند و مسئولیت رفت و آمدنشان را به دیگران واگذار نمایند.2- همسفرانی که می خواهند روزهای پنج شنبه اعلام رهایی کنند حتما باید پوشش مناسب جلسه عمومی را داشته باشند در غیر اینصورت روز دوشنبه اعلام رهایی کنند. 3- همسفرانی که دو جلسه تاخیر دارند یعنی بعد از ساعت 4 وارد شعبه می شوند باید به مرزبانی مراجعه کنند. 4- همسفرانی که دو جلسه غیبت چه موجه و چه غیر موجه دارند باید به مرزبانی مراجعه کنند. 5- احترام و همکاری لازم را با مسئولین ثبت ساعت ورود داشته باشید. 6- چون جلسه ساعت 4 شروع میشه لذا وقت کافی برای خواندن نماز ظهر هست پس لطفا عزیزان تقاضای اجازه برای نماز خواندن نداشته باشند. 7- رهجوهایی که موقع شروع لژیون و یا بعد از شروع لژیون وارد شعبه می شوند باید حتما به مرزبانی مراجعه کنند. 8- پوشش مناسب که از بندهای حرمت هست در شعبه هم روزهای دوشنبه و هم پنج شنبه رعایت شود. 9- به هیچ وجه همسفران نباید پاسخگوی سوالات تازه واردین باشند. لطفا تازه واردینی را که سوال دارند به مرزبانی یا به راهنمای تازه واردین معرفی کنید. 10- همسفران روزهای پنج شنبه حتما همراه خودشان پول داشته باشند که برای هدیه دادن موقع تولد مزاحم نشریات نشوند. 11- لژیون خدمتگزار نیاز نیست اتاق مرزبانی را تمیز کنند. 12- مسئله خرید و فروش که از بندهای حرمت کنگره است به هیچ وجه نباید رابطه کاری و مالی بین اعضا باشد. 13- پیدا کردن زیر مجموعه برای شرکتهای هرمی بر خلاف قوانین کنگره ست و نباید بین اعضا کنگره این روابط کاری و مالی برقرار باشد. 14- حضور همسفران در انتخابات مرزبانی دوره پنجم الزامی است. 15-حضورتان در شرکت در امتحانات داخلی شعبه باید پررنگ تر باشد.

خانم زهره: در سی دی هفتگی که عطار نام دارد آقای مهندس می فرمایند : باید وقتی به کنگره می آیید خواسته و طلب داشته باشید و تسلیم هم باشید.مانند خال کوبی شیر بر روی بدن که کسی که واقعا خواستار خالکوبی است تسلیم می شود و درد خالکوبی را تحمل می کند ولی کسی که تسلیم نشود تنها دلش می خواهد که نقش یک شیر روی بدنش خالکوبی شود هیچ وقت نمی تواند آن درد خالکوبی را تحمل کند و این یعنی نرسیدن. خواستن و تسلیم شدن با هم متفاوت است. دلم می خواهد چیز دیگری است و تسلیم شدن چیز دیگری است. پس اگر چیزی را خواستارید و دلتان می خواهد به آن برسید باید تسلیم هم باشید. همه همسفران خواستار رهایی مسافرانشان و رسیدن به حال خوش هستند اما آیا همه تسلیم راه هم هستند؟ کسی تسلیم راه است که هر چه راهنما و مرزبانان از او خواستند انجام دهد مشکلات مسیر را به جان بخرد و ایمان او را ضعیف نکند، غیبت نداشته باشد و ... پس محکم حرکت کنید و شل نشوید اولین جلسه ای که غیبت کردید راه را باز می کنید که یواش یواش غیبتهای بعدی را انجام دهید. به قول آقای خدامی غیبت در کنگره یعنی سلب لیاقت. هر دستورجلسه ای معادل باز شدن گره ای از زندگی ما هست به شرط اینکه مفهوم صحیح آن دستور جلسه را بفهمم و سپس اجرا کنم. خیلی از به هم ریختگی های ما انسان ها برایمان پنهان است حالمان خراب است و نمی دانیم ریشه آن در چیست شاید یکی از به هم ریختگی های ما این باشد که چرا زندگی من اینطوری است چرا بچه من، مسافر من و ... باید این باشد؟ و دستور جلسه امروز که عدالت است پاسخ آن را می دهد که حق تو همین هاست چون هر کسی در هر جایگاهی قرار دارد، عین عدالت است.   

 

در ادامه در مورد دستور جلسه عمومی"عدالت" همسفران مشارکت نمودند...

همسفر زهرا پن: قبل آمدن به کنگره تصورم از عدالت ،ضایع نکردن حق دیگران بود و تقسیم کردن به طور عادلانه ولی بعد از آمدن به کنگره متوجه شدم در هر موقعیتی هستیم بسته و بنا به تلاش خودمان است..

همسفر زهره ش: عدالت به معنی قرار گرفتن هر چیزی سر جای خودش است ..

همسفر نگار: همیشه فکر می کردم عدالت به معنی این است که از نعمت ها همه به یک اندازه بهره ببریم و همه یکسانیم و باید از لحاظ مادی و معنوی در یک حد باشیم ولی اکنون فهمیدم هرکس باتوجه به تلاش خود در آن جایگاه قرار گرفته است...

همسفر زهرا پر: عدالت برای من در گذشته برابری معنی می شد ولی اکنون با توجه به حضور در کنگره و خواندن قرآن متوجه شدم عدالت بر پایه توان هرکسی است..

همسفر زهراق: باتوجه به صحبت های آقای خدامی فهمیدم حتی یک مرزبان هم جایگاهی که دارد باتوجه به تلاش خودش در کنگره بوده است و مورد دیگر اینکه اگر روزی من راهنماشدم و به تظاهر راهنما شدم با کسی که صادقانه و برای خدمت به دیگران راهنما شده است فرق می کند و عدالت در مورد هردو ما متفاوت است ولی جایگاه و نتیجه عملکرد من با آن راهنما متفاوت است و برکتی هم که به زندگی ما میدهد متفاوت تر...جایگاه هرکس بر حسب عدل الهی است..

همسفر اسماء: عدالت خداوند در هر چیزی جاری است...کسی که خواسته مثبت دارد جواب مثبت می گیرد...

همسفر زهره م: یک تازه وارد وقتی وارد کنگره می شود با بقیه تازه واردین یکسان است اما با توجه به تلاش خودش جایگاه خود را پیدا می کند..

همسفر اعظم: قبل از حضور در کنگره پیش خودم میگفتم چرا منکه بامسافرم درست برخورد میکنم با کسی که با مسافرش درست برخورد نمی کند یکی است؟؟و یا حتی بهتر ازمن...بعد حضورم در کنگره فهمیدم باتوجه به تلاش خودم است که می توانم جایگاهم پیدا کنم..


و اما ادامه سی دی "دلتنگ":

همسفر زهرا: آقای مهندس می فرمایند اگر یک بدی از شخصی دیدیم نباید خوبیهای او را فراموش کنیم و مثال ارباب و غلام را زدند. که غلامی خربزه تلخی را با ولع می خورد و می گفت چه قدر خوشمزه است وقتی ارباب متوجه شد که خربزه تلخ بوده از غلام پرسید چگونه این خربزه تلخ را می گویی شیرین است و می خوری غلام در پاسخ گفتند شما این همه به من خوبی کردید حال یک بار هم به من خربزه تلخ دادید که من نباید بگویم تلخ است. یک راهنما کلی به ما خوبی می کند و ممکن است یک حرفی به ما بزند و نباید ما ناراحت شویم و به دل بگیریم..

همسفر زهره م: در درون مسافر ما خوبیهای بسیار زیادی هست ولی ما فقط بدی آنها که اعتیادشان است را میبینیم و اگر انسان ذهن درگیری نداشته باشد خوبیهای مسافرش را هم می بیند...

همسفر زهره ش: چشم هارا باید شست..جور دیگر باید دید...

خانم زهره: دوستان اگر بدی های دیگران را نبینیم و فقط خوبی های آن ها را ببینیم به نفع خودمان است و اگر خوبی همسرم را ببینم هم به نفع خودم و هم زندگیم است.

آقای مهندس می فرمایند ما زمانی می توانیم خوبیهای دیگران را ببینیم که بین ما پیوند محبت برقرار باشد...نمی توان زور زد تا خوبی دیگران را دید..ابتدا باید به دانایی رسید و بعد پیوند محبت برقرار شود تا بتوانیم  خوبیهای یکدیگر را ببینیم. وقتی من به زور می خواهم خوبی های دیگران را ببینم یعنی اینکه من نمی خواهم این مراحل را به ترتیب طی کنم و می خواهم یک دفعه به پله آخر برسم که این امکان پذیر نیست. دقت کردید وقتی کسی را دوست دارید با دید خوب به آن نگاه می کنید و حتی اگر حرف بدی را هم به شما بزند ناراحت نمی شوید و بر عکس وقتی از کسی کینه ای دارید اگر حرفی به شما بزند سریع ناراحت می شوید پس ببینید پایه و ریشۀ این چگونه دیدن ها محبت است. حتی وقتی خودمان را دوست نداریم ، تواناییهای خودمان را هم نمیبینیم و از زندگی لذت نمی بریم...

سوال همسفر زهره ش: مگر این نیست که وقتی خصلت بدی را در دیگران میبینیم یعنی آن خصلت را خودمان داریم پس اینجا چگونه محبت بر اساس دانایی شکل می گیرد؟

خانم زهره: برای بهتر متوجه شدن این قضیه مثالی می زنم ما چون در کنگره علم اعتیاد را یادگرفتیم و دانستیم بسیاری از رفتارهای اشتباه مسافرمان جز خصوصیات اعتیادش هست آن وقت توانستیم او را دوست داشته باشیم یعنی اول دانستیم بعد محبت ایجاد شد. حالا در این موردی هم که شما گفتید من زمانی که بدانم که وقتی خصلت بدی را در دیگران می بینم یعنی من خودم هم آن خصلت را دارم این جز دانایی من می شود و بعد دیگر از آن شخص بدم نمی آید و محبت شکل می گیرد و من خوبیهای آن شخص را هم می بینیم.

همسفر مرضیه: زبان ما فارسی است ولی زبان ما زبان محبت نیست...یعنی بینمان پیوند محبت برقرار نیست... کلماتی را به کار میبریم که پشت سر این کلمات چیز دیگری است ولی شخص مقابل ما طور دیگری برداشت می کند زیرا زبان ما زبان محبت نیست...

خانم زهره: چرا گاهی حرف همدیگر را نمی فهمیم و همدیگر را درک نمی کنیم چون محبت نیست. وقتی پیوند محبت بین ما باشد دیدن ها یکی می شود، زبان ها هم یکی می شود و ما دیگر مشکلی نداریم چون همدیگر را درک می کنیم. کاری که کنگره انجام می دهد این است که دید و زبان مسافر و همسفر را یکی می کندچون مسافران و همسفران با هم یکجور آموزش می بینند هم فاز می شوند یعنی از لحاظ تفکر و اندیشه یکجور فکر می کنند و این یعنی لذت بردن از زندگی، یعنی مشکلات راحت تر حل شدن و ...

وقتی من و مسافرم در یک خانه زندگی می کنیم هدفمان هم یکی است ولی به مشکلاتی بر میخوریم به دلیل یکی نبودن زبانمان است ..هردو یک چیز می خواهیم ولی زبان و دیدمان یکی نیست !!! پایه آن نبودن محبت بینمان است... راحت تر سکوت کردن یکی از نتایج محبت است!!! سخت ترین مشکلات را بامحبت می توان حل کرد و سخت ترین  مسافران را با محبت نرم!!!

همسفر زهره م:قبلا به مسافرم محبت میکردم اما محبت الکی...از وقتی دیدم با زبانم یکی شده، مسافرم را بهتر می بینم و نظر اورا در همه چیز می پرسم و محبت من به او عمیق تر وواقعی تر و با نیت پدر و بزرگتر خانواده گردیده است...

همسفر زینب: ممکن است در یک خانواده هستیم و قلب مان یکی است ولی بیان ما فرق می کند و اگر قلب ها یکی باشد ولی بیان یکی نباشد مشکل بوجود می آید... باید دید و بیان در جامعه و خانواده یکی شود و بر پایه محبت شود تا مشکلات حل گردند...

همسفر زهراق: هر آنچه از دل بر آید بر دل نشیند...وقتی زبان یکی باشد حرف هم را میفهمیم... چرا در کنگره حرف  هم را می فهمیم؟؟چرا حرف راهنما را می فهمیم؟؟ زیرا حرف حرف محبت است وبس!!

آقای مهندس می فرمایند : من را دوستان با محبت از تنهایی رها نمودند...محبت دوستانم مرا از پیله تنهایی در آورد..وقتی یک تازه وارد،وارد کنگره می شود با کلام محبت و با آغوش باز اورا بپذیریم تا پایبند به کنگره شود...

خانم زهره: کوشش تو راه را برای آنانی که هستند هموار می کند..لبخند یک همسفر می تواند یک تازه وارد را پایبند کنگره کند و راه برای آیندگان کنگره همواره می شود... گاهی حضور شما روی تازه واردین تاثیر بسیار دارد.

در ادامه سوالاتی از جهان بینی ۱ از سر وجود خدا تا سر مثلث دانایی پرسیده شد و در خاتمه با دعا جلسه پایان یافت...

دستور جلسه هفته آینده لژیون: سی دی مثلث شخصیت+سی دی انتقال صفات+جزوه جهانبینی ۱

 نویسنده: همسفر زهرا ق 


طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: کنگره 60، درمان اعتیاد، سی دی دلتنگ،  

تاریخ : دوشنبه 5 شهریور 1397 | 02:05 ق.ظ | نویسنده : همسفر زهرا ق | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.