به نام یگانه معبود هستی‌بخش

لذت از تحصیل

گفت‌وگو  با کمک راهنمای محترم، همسفر سمیه در باب دستور جلسه کار، تحصیل، قدرت


اگر که قرار است ما لذتی از تحصیل بچشیم، باید یک فشار و سختی در طول تحصیل باشد و سعی کردم این فشار را با اولویت‌بندی روی دوش خودم بگذارم و روی دوش فرزندم و یا مسافرم نگذارم...


لطفاً به‌رسم کنگره خودتان را معرفی کنید؟

سلام دوستان، سمیه هستم هم‌سفر، ما هم با ده سال تخریب آنتی ایکس تریاک، شیره، متادون و قرص وارد کنگره شدیم، چهارده ماه سفر کردیم با کمک راهنمایان عزیزمان آقای علی کاظمی و خانم زهره توکلی عزیز و الان هم به شکر خدا دو سال و یک ماه است که آزاد و رها هستیم.

دستور جلسه این هفته کار، تحصیل، قدرت است، اگر امکان دارد در مورد تجربه خودتان در این موارد برایمان صحبت کنید؟

دستور جلسه کاملی است که ما می‌توانیم از دو جهت آن را تعمیم بدهیم، حالا یا از نظر کار، تحصیل و قدرت اجتماعی و یا در مورد کار، تحصیل و قدرت در درون کنگره که البته صحبت در تمام این موارد از حوصله این مصاحبه خارج است اما اگر بخواهم به‌طورکلی بگویم، کار و تحصیل هم می‌توانند به انسان قدرت بدهند و هم می‌توانند انسان را دچار گره قدرت بکنند و چیزی که کنگره به ما یاد داده، تعادل داشتن است و حفظ تعادل باعث می‌شود قدرتی که به دست می‌آوریم به ما انرژی بدهد و نه این‌که ما را دچار گره قدرت بکند.

بهره بردن از آموزش‌های کنگره چه تأثیری بر ادامه تحصیل شما داشت و آیا تا قبل از ورود به کنگره به فکر ادامه تحصیل بودید یا نه؟

من قبل از این‌که به کنگره بیایم، تحصیلات دانشگاهی‌ام را شروع کرده بودم، چون همیشه قبل از آن فکر می‌کردم که جای چیزی درونم خالی است، احساس یک خلاء و غیرمفید بودن داشتم و حالم بابت این قضیه همیشه بد بود، خصوصاً که با یک مصرف‌کننده هم زندگی می‌کردم، تحصیل می‌کردم اما کاملاً بدون کیفیت بود و به گفته آقای امین احساس می‌کردم فقط دارم برای این‌که دیگران بدانند که من دارم درس می خوام و بیکار نیستم این کار را انجام می‌دهم، آن نیاز درون من بود ولی به خاطر تخریب‌های اعتیاد حالم کلاً خوب نبود و درسی که باید کلاً در دو سال تمام می‌شد، چندین سال ادامه پیدا کرد و پس‌ازآن ما به کنگره آمدیم و بعدازاین که در امتحان کمک راهنمایی قبول شدم، مرخصی تحصیلی‌ام را کنسل کردم و هزینه‌های لازم را پرداختم و دوباره شروع کردم و برایم جالب بود این ادامه تحصیل قبل و بعد از کنگره.

چراکه من یک تعداد واحد مشخص را قبل از ورود به کنگره در چندین سال گذرانده بودم و همان تعداد را بعد از ورودم طی یک سال تمام کردم و این را کنگره به من آموزش داد تا من بتوانم مفید و درست و با دانایی و نه به خاطر مردم درس بخوانم و هدفم مشخص‌تر بشود. چراکه قبل از آن اصلاً لذتی از درس خواندن نمی‌بردم و درگیر حواشی بودم. شاید قبل از آن می‌خواستم با درس خواندنم به بقیه بفهمانم که ما خوب زندگی می‌کنیم و به‌روز هستیم و این دانشگاه رفتن من یک سرپوش بر اوضاع موجود بود و البته این‌گونه فقط خودم را گول می‌زدم.

هم‌سفرانی که شاغل هستند یا تحصیل می کننده و به وظایف مادری و همسری خود نیز می‌پردازند چگونه می‌توانند بین این مسئولیت‌ها تعادل برقرار کنند و تجربه شخص شما در این مورد چیست؟

من هر موقع در این مورد به مشکل برمی‌خورم سریع به وادی اول برمی‌گردم که درست تفکر کردن و اولویت‌بندی کردن را به یاد بیاورم، وادی اول به ما یاد می‌دهد قبل از حرکت نقشه راه را ترسیم کنید و بدانیم که چکار می‌خواهیم بکنیم و چه چیزهایی برایمان اصل است و چه چیزهایی فرع است، البته نمی‌توان منکر این شد که سختی ندارد، اگر که قرار است ما لذتی از تحصیل بچشیم، باید یک فشار و سختی در طول تحصیل باشد و سعی کردم این فشار را با اولویت‌بندی روی دوش خودم بگذارم و روی دوش فرزندم و یا مسافرم نگذارم.

تحصیل کردن قبل و بعد از ورود به کنگره چه تفاوت‌هایی باهم دارد؟

به نظر من هدف است، زمانی که هدف ما تغییر می‌کند خواسته‌های ما تغییر می‌کند، وقتی خواسته‌ها تغییر کردند باز اهداف تغییر می‌کنند، شاید مقصد همان تحصیل است، من قبل از کنگره درس می‌خواندم الان هم دارم درس می‌خوانم و سالیان آینده هم اگر شرایط باشد شاید درس بخوانم، شاید قبلاً هدف این بود که دیده بشوم اما الان هدف این است که احساس مفید بودن بکنم و مفید باشم و هم این‌که تحصیل من به درد کنگره بخورد، و این‌که این را درون خودم می‌دیدم که نیاز به درس خواندن دارم و شخصیت من این‌گونه است و این‌که یادگیری من بعد از کنگره خیلی بهتر شده است. چون به گفته آقای مهندس با نوشتن سی دی، سرعت یادگیری‌تان بالا می‌رود و من این حرف آقای مهندس را درترم اخیر بعد از امتحان کمک راهنمایی به عینه مشاهده کردم، قبلاً سرعت عمل من پایین بود و باید جزوه را از بقیه می‌گرفتم ولی الان حتی دیگران از من جزوه می‌گیرند و معدلم خیلی بالاتر از قبل شد.

هدف از ادامه تحصیل در شما بعد از ورود به کنگره چه بود؟

این‌که تحصیل من به درد کنگره بخورد و این‌که کلاً تحصیل به انسان احساس قدرت می‌دهد و باعث می‌شود که اعتمادبه‌نفس انسان بالا برود و زمانی که اعتمادبه‌نفس بالا رفت روی قدرت و تسلط فرد بر روی زندگی‌اش تأثیر می‌گذارد، حتی اگر درخور با رشته تحصیلی‌ام هم کاری به دست نیاورم برایم مهم نیست، همین‌که به من این قدرت را داده تا بتوانم زندگی خودم را مدیریت کنم برایم کافی است.

برای هم‌سفرانی که قصد ادامه تحصیل دارند اما هنوز موفق به عملی کردن انگیزه این کار در خودشان نشده‌اند چه پیامی دارید؟

اینجا دوتا موضوع مطرح می‌شود، یکی این‌که اگر فردی انگیزه ندارد ولی قصد دارد، سطح انرژی‌اش پایین است و احساس ناامیدی دارد و امید با آینده ندارد، خوب این‌ها را باید با آموزش‌های کنگره بر آن غلبه پیدا کند و آن انگیزه را به وجود بیاورد و راههای به وجود آوردن انگیزه هم خیلی زیاد است که یکی از آن بالا بردن سطح انرژی‌مان است و احساس امید داشتن، حالا شما می‌گویید انگیزه هست اما نتوانسته‌اند عملی‌اش کنند، بعضی موقع ها یک سری دلایل بیرونی دارد؛ مثلاً دلایل مادی که اینجا حوصله و صبر را پیشنهاد می‌کنیم، اگر امسال نشد چیزی از لیاقت فرد کم نمی‌کند، یا شاید فرد فرزند کوچک دارد و هر دلیل دیگری دارد قطعاً کسی که انگیزه دارد آن موقع ادامه خواهد داد اما کسی که همه شرایطش نرمال است اما آن انگیزه درونش نیست باید بیاید به درون خودش مراجعه کند و ببیند مشکل کارش کجاست و چرا انگیزه ندارد.

آیا شما به این اعتقاد دارید که انسان به هر چیزی که خواسته‌اش را داشته باشد می‌رسد؟

صد در صد، شاید عین همان نشود چون شرایط و محیط خیلی مؤثر است اما رسیدن به خواسته‌ای که تلاش پشت آن باشد حتمی است و اگر نرسیم به این دلیل است که توانایی‌هایمان را آن‌طور که باید و شاید به کار نگرفته‌ایم.

آیا صحبت‌های جناب مهندس در رابطه با ادامه تحصیل اعضای کنگره برای تأسیس آکادمی در آینده نزدیک در تصمیم شما تأثیری داشته یا توانسته انگیزه شما را برای درس خواندن بیشتر کند؟

مسلماً این‌چنین بوده، قبلاً شاید فقط به خاطر نمره درس می‌خواندم، اما الان زمانی که کتاب را دست می‌گیرم یک جایی که فکر می‌کنم شاید بیشتر به درد کنگره بخورد را زوم می‌کنم و مطلب را چندین بار می‌خوانم یا این‌که الان سعی می‌کنم معدلم را بالا بکشم تا راه را برای آموزش‌های بیشتر برای کمک به کنگره در آینده باز کند.

تفسیر هم‌سفری که به ادامه تحصیل و افزایش آگاهی پرداخته با هم‌سفری که اشتیاقی به جهش و ارتقا ندارد از زندگی چگونه است؟

 دسته اول کسانی هستند که اعتقاد دارند که آینده در دست ماست و یا هر خواسته‌ای داشته باشیم به آن می‌رسیم، این افراد بیشتر اهل تلاش هستند، ایمان به حلقه‌های بعدی و تلاش برای زندگی کردن و آموزش و یادگیری و این‌که دانایی در ضمیر ما خواهد ماند و به دانایی ما اضافه می‌شود و این دانایی به حلقه‌های دیگر می‌آید و با شناخت الانمان دیگر بیشتر سعی می‌کنیم بدانیم و هر چیزی که احساس می‌کنیم صحت داشته باشد را همیشه در تلاشیم تا به دست بیاوریم و بیاموزیم و دسته دوم اعتقادی به این‌ها ندارند و می‌گویند هر آنچه به ما لذت می‌دهد را باید انجام دهیم حتی اگر در به دست آوردن دانایی، سختی وجود داشته باشد رهایش می‌کنند و گاهی ممکن است که سطح انرژی این افراد پایین باشد حتی ممکن است باورها و اعتقادات قوی هم داشته باشند ولی دائم می‌گویند حسش نیست و حس‌هایشان بسته‌تر است و آن زلالی لازم را ندارد و برای ارتقا تلاش نمی‌کنند و آن تزکیه لازم درونشان هنوز به وجود نیامده و برای همین مشکلات مختلف بر سر راهشان قرار می‌گیرد و نیروهای بازدارنده تلاش خودشان را برای ایجاد مانع می‌کنند.

آیا کار یا تحصیل می‌تواند به یک هم‌سفر قدرت بدهد؟

صد در صد اگر فرد دچار گره قدرت نشود بله، اگر کار یا قدرت بتواند آن اعتمادبه‌نفس لازم را در فرد به وجود بیاورد و حالش را خوب کند و درون انسان شاد باشد مسلماً به انسان قدرتی می‌دهد که با آن قدرت می‌تواند راحت زندگی‌اش را اداره کند و خانم شانی روزی که به اصفهان آمده بودند گفتند هر زنی می‌تواند حضرت زهرای خانه خودش باشد و این همان قدرت است، مگر می‌شود قدرت نداشته باشی و حضرت زهرای خانه خودت باشی و هرکسی که دید آن قدرت را درون خودش ندارد باید به درون خودش برگردد و نباید بگوید عیب از شوهر من است، البته قدرت به معنای گره قدرت و زورگویی نه! بلکه به معنای آن جایگاه اصلی زن در خانه.

حرف آخر؟

تشکر می‌کنم از شما و از تک‌تک اعضای کنگره و از جناب مهندس و از خانواده محترمشان و همه عزیزانی که به ما فرصت دادند اینجا آموزش بگیریم و از کمک راهنمای عزیزم خانم زهره هم که هر چه دارم و یاد گرفته‌ام از ایشان است و همچنین کمک راهنمای محترم مسافرم نیز کمال تشکر و قدردانی را دارم.

ما نیز از این‌که فرصت خود را در اختیارمان قرار دادید و اجازه دادید که از تجربیات مفیدتان بهره ببریم از شما سپاس‌گزاریم.


تهیه‌کننده: هم‌سفر آزاده
منبع: وبلاگ همسفران شیخ بهایی



طبقه بندی: استادی های همسفران لژیون، 

تاریخ : پنجشنبه 4 مرداد 1397 | 08:01 ب.ظ | نویسنده : زهره | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic