به نام قدرت مطلق

مشارکت‌های مکتوب لژیون هشتم؛ لژیون كمك راهنما همسفر زهره ت


در باب دستور جلسۀ هفتگی: وادی دهم و تاثیر آن روی من

حال چرا باید صفاتمان را تغییر دهیم؟ برای بودن، برای حیات، برای زندگی کردن، برای اینکه بتوانیم از زندگی لذت ببریم چون امکان ندارد انسان با صفاتی چون ناامیدی، بی‌صبری، بی‌محبتی، حسادت،کینه، قضاوت و ... بتواند از زندگی لذت ببرد.


سلام دوستان زهره هستم یک همسفر ( کمک راهنما):

شاهکار وادی دهم در این است که برای تمامی انسان‌ها نکته و درس دارد. می‌گوید ای انسان تو نمی‌توانی و حق نداری بگویی هرگز درست نمی‌شود و دنیایت را محدود کنی و خود را در قفسی زندانی کنی و همچنین نمی‌توانی بگویی من همیشه حالم خوب است و هرگز ضعیف نمی‌شوم و قوی می‌مانم چون انسان هرلحظه بخواهد می‌تواند تصمیم خود را عوض کند و تبدیل به انسانی با خصوصیات جدید شود.

وقتی می‌گوییم خداوند بخشنده است، بخشندگی خداوند به این معنا نیست که خداوند فقط گناهان ما را می‌بخشد بلکه بخشندگی خداوند به این معنا هم هست که به انسان حیات را بخشید، قدرت اختیار را بخشید، جسم را بخشید، تمام هستی را برای انسان سرمایه کرد خراب هم که کرد هستی را از او نگرفت چون می‌دانست انسان باید اشتباه بکند تا رشد کند تا صفت کسب کند.

حال چرا باید صفاتمان را تغییر دهیم؟ برای بودن، برای حیات، برای زندگی کردن، برای اینکه بتوانیم از زندگی لذت ببریم چون امکان ندارد انسان با صفاتی چون ناامیدی، بی‌صبری، بی‌محبتی، حسادت، کینه،قضاوت و ... بتواند از زندگی لذت ببرد. راز زندگی کردن را باید در خود زندگی کردن پیدا کرد، خود زندگی کردن ما که شامل غم، شادی، مشکلات، خوشی، بیماری، سلامتی و ... است، ابزار تکامل ماست. وقتی می‌گوییم ابزار تکامل یعنی همان‌گونه که چاقو ابزار بریدن است و ما بدون چاقو نمی‌توانیم ببریم، همان‌طور که لباس‌شویی ابزار شستن لباس است و ما اگر بهترین یخچال دنیا را بیاوریم نمی‌تواند برای ما لباس بشوید ما هم بدون مشکلات، بدون نیروهای منفی و کلاً بدون زندگی کردن نمی‌توانیم صفت کسب کنیم و به تکامل برسیم.

اما تا چه موقع باید در حال کسب صفات الهی باشیم؟

تا زمانی که به‌فرمان عقل برسیم، تا زمانی که برسیم به آنجایی که ازآنجا انشعاب یافته‌ایم، درواقع ما با تغییر صفات خود رقم می‌زنیم که کی باید برویم.

حال در ادامۀ متن این وادی، برای ما بسیار روان بیان کرده که چگونه باید صفاتمان را عوض کنیم.

امیدوارم که همۀ ما بتوانیم از آموزش‌های کنگره به‌عنوان یک وسیله برای کسب سریع‌تر صفات ارزشی استفاده کنیم.


سلام دوستان آسیه هستم همسفر:

من برای چی به این دنیا آمده‌ام؟

یک‌زمان‌هایی هست که توی زندگی ما آدم‌ها با خود خلوت می‌کنیم و به خودمان می‌گوییم من چه کسی هستم؟ و هر چه بیشتر این سؤال در ذهنمان تکرار می‌شود، بیشتر از قبل خودمان برای خودمان ناشناخته و مبهم به نظر می‌رسیم. در کلام‌الله شریف آمده که: خدا از روح خودش در انسان دمیده و بعد از آفریدن انسان به خودش احسنت گفته و تمام فرشتگان پس از آفرینش انسان به او سجده کردند. با این توصیفات از خودم می‌پرسم که آیا امکان دارد آفرینش انسانی که قدرت عقل و اختیار دارد بدون هدف و بی‌حکمت باشد؟ آیا خداوندی که تمام‌کارهایش از روی حکمت و هدفمند است؛ آیا انسان را بدون هدف آفریده؟

من به‌عنوان قطره‌ای در برابر اقیانوس بی‌کران معرفت الهی، شاید درک کاملی از هدف خلقت خودم نداشته باشم ولی می‌دانم که خداوند مأموریتی برای من قرار داده که باید آن را به سرانجام برسانم اگر بهتر و بیشتر خودم را بشناسم، افکارم را احساساتم را، عقاید و خواسته‌هایم را و بعد بر این باور برسم که مأموریت و رسالتی که خداوند برای من قرار داده، فقط منحصر به خود من است و مسیر اهدافم را مشخص کنم...دیگر روزها برایم تکراری و خسته‌کننده نیستند؛ هر کس به شیوه خودش دنیا را جای بهتری برای زندگی می‌داند و الآن که این متن را می‌نویسم فقط می‌خواهم انسان باشم، باشد که قدرت مطلق در این راه من را یاری کند چون فعل خواستن در من در حال صرف شدن است. می‌خواهم آواز بخوانم، بچرخم، اشک بریزم، لبخند بزنم و با تمام وجودم زندگی کنم، قبل از اینکه نمایش من در هستی، بدون هیچ سکانس برتری به پایان برسد. وادی دهم به انسان شور و اشتیاق حرکت کردن را می‌دهد و در کنار این شور و اشتیاق، هشدار و آگاهی را هم گوشزد می‌کند. انسان اگر در پایین‌ترین نقطه هم باشد می‌تواند تغییر کند، به‌شرط آنکه بداند، پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. در تمام تاریکی‌ها اگر عشق و امید به روشنایی باشد و اینکه هیچ‌چیز ثابت نیست و همه‌چیز در جریان و حرکت است می‌توان به فردایی بهتر و روشن امید داشت؛ فردایی که همواره به انسان می‌گوید همه‌چیز از خواست و اراده تو شروع می‌شود و به خودت ختم می‌شود. من اشرف مخلوقاتم و صاحب تفکر و اندیشه، پس همواره از هیچ تلاشی برای ارتقای روحم دست برنمی‌دارم و ایمان‌دارم که با صبوری در مشکلات و سختی‌ها می‌توانم از آموزش‌ها، تجارب و تفکراتم...هرروز به بهترین شکل ممکن استفاده کنم، چون، صفت گذشته در انسان صادق نیست و جاری است.

سلام دوستان فهیمه هستم هم‌سفر:

وادی دهم، هم امید می‌دهد و هم هشدار درواقع این ندا را می‌دهد که هر انسانی صفتی را که با خود حمل می‌کند قادر به‌عوض کردن آن می‌باشد و باید بدانیم انسان پا به هستی گذاشت تا صفت کسب کند تا بتواند در دام نیروهای منفی نیفتد و از زندگی خود لذت بیشتری ببرد. سه مؤلفه نور، صوت و حس در این زمینه نقش بسیار مهمی دارند و حس نقش بسیار کلیدی‌تری در مسیر تغییر صفت دارد. درواقع هیچ‌گاه قادر نخواهیم بود صفت گذشته خود را عوض کنیم مگر اینکه حس خود را عوض کنیم. پس قدم اول پذیرفتن صفتمان و قدم دوم اینکه بخواهیم صفت خود را عوض کنیم. ما با 5 حس ظاهر اطلاعات را جمع‌آوری و سپس به عقل می‌فرستیم و عقل بر اساس آن اطلاعات به ما فرمان می‌دهد که ما چه عکس‌العملی نشان بدهیم. برای تغییر حس صرفاً تزکیه و پالایش لازم می‌باشد و اولین قدم برای تزکیه، تفکر سالم است که همراه آن ایمان سالم، عمل سالم حس سالم و عقل سالم و درنهایت عشق سالم را به ارمغان می‌آورد؛ و اما عشق سالم مرحله‌ای است که تو تمام هستی را دوست داری حتی آدم‌های بد را و می‌دانی آدم بد آموزگار توست و به تو می‌آموزد و زشتی انسان‌ها از روی جهل و نادانی و یا نیاز آن‌هاست و آنگاه است که دلت برای آن‌ها می‌سوزد و آن‌ها را دعا خواهی کرد.


سلام دوستان سمیه هستم همسفر:

 طی قرن‌های متمادی پیامبران در پی هم به‌سوی انسان گسیل شدند تا انسان را با همین مفهوم وادی 10 آشنا کنند، وادی دهم مانند سخن انبیا هم بشارت می‌دهد و هم اخطار و همچنین در کلام‌الله جملات زیادی وجود دارد که هم بشارت‌دهنده هستند هم اخطاردهنده؛ وادی دهم به من می‌گوید امید داشته باش به تو بشارت می‌دهم که اگر روزی در تاریکی بودی قرار نیست همیشه در تاریکی بمانی اگر صفت زشتی در تو هست، این صفت جاودانه  نخواهد بود و همین‌طور اگر صفت نیکویی دارد آن‌هم جاودانه نخواهد ماند؛ حتی صفت خوب نیاز به مراقبت دارد اما برای خروج از تاریکی راهکارهایی ارائه می‌دهد که بسیار کارساز و اصولی است که همان چرخه وادی دهم است. تفکر سالم؛ ایمان سالم؛ عمل سالم؛ و درنهایت عشق سالم و آن‌وقت است که صفت گذشته تغییر خواهد کرد.

وادی دهم به من می‌گوید تجربه‌ها دودسته هستند؛ اول تجربه‌هایی که باعث جهش هستند دوم تجربه‌هایی که به شکست منتهی می‌شوند و به من یاد می‌دهد تجربه‌هایی که به شکست رسیدند نباید باعث غم و اندوه شوند بلکه باید بازنگری در پندار، گفتار و کردار صورت گیرد. وادی دهم برای من مثلث آفرینش را شرح می‌دهد که شامل نور، صوت و حس می‌باشد و در ادامه حس‌های من را چه درونی و چه بیرونی را به من معرفی می‌کند تا من بهتر در مسیر تزکیه و پالایش قدم بردارم زیرا بدون شناخت حس‌ها تصفیه آن‌ها غیرممکن خواهد بود. به امید روزی که تمام صفت‌های بد گذشته تبدیل به بهترین بشوند.


سلام دوستان زهره م هستم همسفر:

وقتی به دستور جلسه وادی دهم رسیدم خیلی از آن خوشم آمد، زیرا متن وادی و حتی پاراگراف و پیام اول وادی انسان را در فکر فرومی‌برد. همیشه دلم می‌خواست تغییر کنم ولی نمی‌دانستم که این تغییر چگونه باید اتفاق بیفتد و با چه روشی و چه راه‌کاری دارد؟ چگونه صفات جهنمی خودم را که مانند بدبختی، فلاکت، دروغ‌گویی، غیبت، یاس، ناامیدی، ترس و غرور و منیت بود و درجان من رخنه کرده بود را با صفات بهشتی که همان حال خوش که عزت و احترام، تعادل در جسم و روان، موفقیت و خوشبختی است عوض کنم. آیا خواستن من توانستن است؟ مسیر حرکت من از کجا باید شروع شود؟ و هدف من از طی کردن این مسیر چیست؟ اصلاً چه چیزی را باید تغییر بدهم؟ و سؤال‌های دیگر که ذهنم را درگیر خود کرده بود.

وقتی دو بار به متن وادی برگشتم جمله‌ای تکانم داد که ای انسان تو اختیار کامل داری که خود را از قعر جهنم که همان سیاهی، بدبختی، مشکلات است به بالاترین درجه که همان حال خوش است برسانی یا برعکس تو اختیار کامل داری که در این حیات که خود معجزه است، برای بودن، وجود داشتن، زندگی حیات، فضا، مکان، زمان که بزرگ‌ترین معجزه حیات خود حیات است، زندگی کنی و خودت برای خودت معجزه به وجود بیاوری.

همه‌چیز در هستی جاری و درحرکت می‌باشد و من هم باید درحرکت باشم و با دوری از ضد ارزش‌ها و تزکیه تبدیل به نوری بشوم و نار وجودم را به نور تبدیل کنم و صفات زشت خود را تبدیل به صفات خوب، نیکو و زیبا نمایم. ای انسان تو چیزی نیستی مگر آنچه خودت تلاش می‌کنی و تو اختیار کامل داری که اگر دل به اصوات و کلام نیکو بدهی می‌توانی صفات ناپسند خود را تغییر بدهی تا به صلح و آرامش برسی. من باید حسم را عوض کنم، حس دوست داشتن، حس عشق ورزیدن، حس یاری‌رساندن به انسان‌ها و یاری به‌کل هستی و عبد بودن انسان را با اختیار کامل بپذیرم تا بتوانم صفت گذشته را در خود تغییر بدهم و خود را با تفکر سالم، ایمان سالم، عمل سالم، حس سالم، عقل سالم و عشق سالم برسانم و به آن شعور واقعی برسم.


سلام دوستان افسانه هستم یک همسفر:

خدا را شکر می‌کنم بابت وجود چنین آموزش‌های نابی که در این مکان مقدس در اختیار من هم‌سفر قرار داده‌شده تا بتوانم از آنان در جهت آموزش خود استفاده کنم. قطعاً کلامی که بر پایه حق و حقیقت باشد، هیچ موقع کهنه و خسته‌کننده نمی‌شود چون هر دفعه که من هم‌سفر می‌خوانم تازگی دارد و باعث می‌شود که یک مطلب جدیدی را برداشت نمایم مثل وادی دهم:

صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است. این وادی به من هم‌سفر این امیدواری را می‌دهد که در هرزمانی که بخواهم می‌توانم تغییر کنم چون اختیاردارم و می‌توانم انتخاب کنم و خط زندگی‌ام را تغییر بدهم و به شکل دیگری ترسیم کنم.

آقای مهندس می‌فرمایند که: هیچ تبدیلی صورت نمی‌گیرد مگر اینکه تغییر کنیم و جملۀ زیبای دیگری که می‌فرمایند اینکه: نباید به یک شخص به چشم گذشته نگاه کرد زیرا شاید تغییر کرده باشد و این دلیل نمی‌شود که چون درگذشته فلان کاری را انجام می‌داده، الآن نیز به همان شکل است.

مهم‌ترین نکته وادی این است که: اگر می‌خواهیم صفتی که داریم را تغییر دهیم باید ببینیم و بپذیریم و قبول کنیم که مثلاً فلان صفت مثل دروغ، غیبت، حسادت و ... در من هم‌سفر وجود دارد.

تغییر صفات تک موردی و تک شاخه‌ای صورت نمی‌گیرد، بلکه باید آرام‌آرام و همه باهم صورت بگیرد. اگر من هم‌سفر این توقع را از خود داشته باشم که بخواهم یک‌شبه تغییر کنم امکان‌پذیر نمی‌باشد و این طرز تفکر نادرست باعث می‌شود که از ز بایستم و ناامید بشوم.

ما هیچ موقع نمی‌توانیم دیگران را تغییر دهیم بلکه مهم خود ما هستیم که باید تغییر کنیم اگر افکار، گفتار و کردار من تغییر کند قطعاً نظر دیگران نیز نسبت به من تغییر خواهد کرد. بیشترین منشأ مشکلات جسمی، روحی و روانی و بیماری‌ها؛ افکار منفی و نادرست من هم‌سفر است زیرا افکار من روی رفتار، حس و عقل من تأثیر می‌گذارد. اگر من نسبت به دیگران فکر منفی می‌کنم و یا با مشاهدۀ تصویری افکار منفی به سراغ من می‌آید مشکل خودم هستم چون دوست دارم و باعث جذب آنان می‌شوم. حال که راه‌حل مشکل خود را پیدا کردم، باید روی خودم کارکنم تا بتوانم تغییر کنم و تبدیل شوم.


سلام دوستان زهرا پ هستم یک هم‌سفر:

من شخصاً این وادی را خیلی دوست دارم چون این وادی به ما می‌گوید که صفت گذشته در انسان ثابت نیست و قابل‌تغییر است و این برای ما خیلی خوب و امیدوارکننده است اینکه می‌توان صفت بد خود را تغییر داد و در جهت خوبی و درستی حرکت دهیم. اگر ما به این وادی اعتقاد نداشته باشیم و بگوییم که هیچ‌کس نمی‌تواند صفت بد خود را تغییر بدهد به‌عنوان یک همسفر نمی‌توانستیم به زندگی خود در کنار مسافرانمان ادامه دهیم چون به همان چشم به آن‌ها نگاه می‌کردیم و این برایمان خیلی سخت بود.

پس اینکه ما به‌عنوان یک انسان با اختیار کاملی که داریم می‌توانیم تغییر کنیم و صفت بد خودمان را با تمرین و افکار درست و دانایی در جهت خوبی و درستی حرکت دهیم و هیچ‌گاه نباید بگوییم که دیر شده یا خیلی زمان گذشته چون راه نجات و تغییر دادن همیشه هست و می‌توان حرکت کرد. چون همه‌چیز در هستی جاری و درحرکت می‌باشد.

با احترام؛ اعضای لژیون هشتم

تایپ: همسفر شهلا




طبقه بندی: مشارکتهای مکتوب، 
برچسب ها: کنگره 60، مشارکت مکتوب، وادی دهم، صفت گذشته،  

تاریخ : پنجشنبه 31 خرداد 1397 | 11:47 ق.ظ | نویسنده : زهره | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.