«به نام خداوند عشق‌آفرین»

مقاله‌ای در باب: هفته راهنما

به قلم هم‌سفر رؤیا


مقام و جایگاه  یک راهنما آن‌قدر ارزشمند و والاست که نوشتن در مورد آن بسیار دشوار است من یک رهجو هستم و از دیدگاه یک رهجو می‌نویسم آنچه از راهنمایم و آنچه از  کنگره دریافت کرده‌ام ...


مقام و جایگاه  یک راهنما آن‌قدر ارزشمند و والاست که نوشتن در مورد آن بسیار دشوار است من یک رهجو هستم و از دیدگاه یک رهجو می‌نویسم آنچه از راهنمایم و آنچه از  کنگره دریافت کرده‌ام ...

در کنگره کلمات، مفاهیمِ قشنگ و عمیق و نافذتری دارند. کلمات را  بامعنای حقیقی لمس می‌کنیم و همه‌چیز با ژرف‌اندیشی خاصی وضع‌شده است .

راهنما در کنگره به کسی گفته می‌شود که مسیر درمان اعتیاد را پشت سر گذاشته است یعنی همان شخصی که روزی با غم و اندوه و درد، وارد کنگره شده و با آموزش‌های راهنمایان خود از طریق  کتاب، وادی‌ها، سی‌دی‌ها و جهان‌بینی و پس از گذراندن امتحان به‌عنوان یک راهنما قبول‌شده است و اکنون بلد راه  است.  نشان آن‌ها شال نارنجی‌رنگ است. نارنجی سمبل نشاط و شادی و نیز نشانه دانش و آگاهی است. رنگ نارنجی موجب رفع خستگی می‌شود و ناراحتی‌های گذرا را از بین می‌برد؛ و حس جوانی  و نشاط را القا می‌کند.

 و اما در بدو ورود به کنگره هرکسی با کوله باری از غم و درد وارد می‌شود و اولین چیزی که برایش مهم است؛ این‌که آیا اینجا می‌توانند او را به آرامش برسانند و کمی از خستگی‌هایش کم شود. بهترین چیزی که به این شخص کمک می‌کند این است که کسی که او را راهنمایی می‌کند خودش نیز دردکشیده است خودش هم سختی‌هایی زیادی کشیده تا به اینجا رسیده است و این امیدی می‌شود تا او نیز بتواند حرکت کند.  و این اهمیت این جایگاه را می‌رساند. راهنمایان همان، الماس‌های درخشانی هستند که هرکدام  محبوبیت و انرژی خاصی دارند. در چهره همه آن‌ها عشق را خواهید دید کلامشان نافذ و عمیق است و صحبت‌هایشان پر از معنا و مفهوم است کوتاه اما پرمعنا.

راهنما چگونه زندگی کردن را به من آموزش می‌دهد که اگر من آموزش ببینم قوانین زندگی را یاد گرفته‌ام. کسی هست که خوب می‌شنود و درک می‌کند و از تجربه خودش برای آگاه کردن رهجو استفاده می‌کند.
راهنما علم، اندیشه، عقل، عمل سالم، عدالت و... را با مشق عشق و با تمام وجود به ما می‌آموزد و برای همین اثرگذار است... هیچ‌گاه خود را از دیگران مستثنا نمی‌بیند،  مسئولیت كسی را به دوش نمی‌كشد؛ یعنی هرکسی باید مسئولیت كارهای خود را بر عهده گیرد. شخصی که مورد اعتماد هست، اصل مسئولیت‌پذیری را به من خوب یاد می‌دهد  ٬و از طرفی نوید رسیدن به خورشید درخشنده بعد از عبور از تاریکی را می‌دهد که این تاریکی همان قسمت‌های ناشناخته وجود خودم هست که همواره آزارم داده و سد راهم بوده است.

یک راهنما پر از انرژی و مثبت اندیشی است  و این‌همه  از عملکردش پیداست. و همه مفاهیم و اصول را ابتدا خودش کاربردی می‌کند و بعد انتقال می‌دهد. و آن موقع هست که انتقال مطلب نافذ است.

راهنمای من کسی هست که وقتی در ابتدا به‌هم‌ریخته و آشفته بودم به من گفت: صبر کن همه‌چیز درست می‌شود؛ وقتی در زندگی بریده بودم و همه‌چیز برایم تکراری شده بود گفت: با عشق هر کاری را بکن. وقتی از اطرافیان رنجیده شده بودم گفت مهربانی‌ات را بیشتر کن. به من گفت قدر لحظه‌به‌لحظه‌های در کنگره ماندن را بدان و مرتب گوش زد می‌کند؛ سعی کن تلاش کنی، تا عقب نمانی. این‌ها همه امید این‌همه عشق به ره‌جو این‌همه دوست داشتن این نشان از بخشش و عشق،  علاقه است  و آیا  من چگونه می‌توان قدردانی کنم ...؟!

کسی که  به من کمک کرد تا معجزات کنگره را ببینم هیچ‌وقت من  را ارشاد نکرد،  عقیده خودش رو تحمیل نکرد  ، اصول درمان را به من یاد داد، یاد داد که آیینه‌ای باشم که خودم را به خودم نشان دهد.

او عشق بلاعوض را به من یاد داد که طبیعتاً راهگشای قلب من برای به آرامش در زندگی‌ام هست؛ یعنی او با کمک خود چراغ به دستم می‌دهد تا از تاریکی خارج‌شده و راهم را پیدا کنم و به خود واقعی‌ام برگردم.
راه درمان  راهی نیست که به خودت بگویی تمامش کردم و نفر بعدی هم باید تا اینجا برسد؛ درمان  یک پروسه است و  کمک راهنمایی جزء پروسه درمان است و باید ادامه‌دار  باشد ...

به خاطر همین آقای مهندس می‌فرمایند  :الماس‌های کنگره ۶۰ درخشش را در زمان حلقه‌های ناپیدای حیات به هستان و نیستان می‌رسانند. این عشق پایانی ندارد، زیرا دایره‌وار می‌چرخد و شعاع اضافه می‌کند و از آن حلقه‌ها پدیدار می‌شود تا به آنجا که در فهم من و تو نمی‌گنجد.

آنچه اتفاق می‌افتد نیز به‌تدریج است، امّا درنهایت از قطره‌ای چون اقیانوس پدیدار می‌گردد. تا ما آن را چگونه پذیرا باشیم.

راهنما در کنگره 60 یعنی عاشق بودن، عاشق خدمت بودن، عاشق کمک به همنوع و عاشق رها شدن مصرف‌کنندگان مواد مخدر از دام اعتیاد. یک راهنما در کنگره 60 با تمام وجود تلاش می‌کند تا طعم شیرین رهایی و آزادی از اعتیاد را که چشیده است به دیگران انتقال دهد به‌بیان‌دیگر، همان بند عشقی که در پیام سفر اول وعده داده‌شده است ...

 من نمی‌دانم باید چگونه از راهنمایم تشکر کنم که همین تشکر هم باز به نفع خود من است و حال خود مرا خوب می‌کند ...

این هفته پر شگون را در ابتدا به بنیان‌گذار کنگره 60 جناب آقای مهندس دژاکام و خانواده‌ی عزیزشان تبریک می‌گویم و برای آن بزرگوار، عمری روزافزون همراه با سلامتی از خداوند بزرگ خواستارم؛ و در آخر این هفته را به همه‌ی راهنماهای خوب کنگره 60 به‌خصوص راهنمایان شعبه شیخ بهایی که همگی پر از عشق و انرژی هستند  و همچنین راهنمای خودم خانم زهره که بسیار مدیون او هستم  تبریک می‌گویم و برایشان آرزوی موفقیت می‌کنم. 

امیدوارم همیشه غرق در خوشی و سعادت باشند و همیشه ما را در رسیدن به هدف والا که همان شناخت خویش و رسیدن به قدرت مطلق هست، راهنما و رهنمون باشند.

در میان شبهه‌ها بودیم اسیر                        مرد و زن یا نوجوان یا آنکه پیر

گنگ و مبهم بود بر ما هر جواب                   ما همه چون تشنه‌ای دنبال آب

واژه‌ها دشوار و معناها ثقیل                          ما چنان موری و پاسخ مثل فیل!

بهر هر پاسخ که دنبالش بُدیم                         سال‌ها شاگرد، باید می‌شدیم

تا که گشتیم آشنا با این زمین                        در مثالش همچو فردوس برین

خود گلستانی ز نو اندیشه‌ها                         اجتماعی از گذشت پیشه‌ها

گر چه من استـــــاد در این نیستم                  راهنما چون هست، غمگین نیستم

با تشکر رؤیا صابری

 




طبقه بندی: دلنوشته، 

تاریخ : شنبه 11 اسفند 1397 | 12:53 ق.ظ | نویسنده : همسفر رویا | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات