تبلیغات
همسفران وادی عشق - عملکرد لژیون روز دوشنبه تاریخ 3/2/97

به نام قدرت مطلق الله

روز دوشنبه مورخ 97/02/3 لژیون هشتم همسفران شعبه شیخ بهایی با حضور صمیمی  جمعی از همسفران و استادی خانم زهره با دستور جلسه:  امتحان از وادی 1 و 2 و سی دی انرژِی آغاز به کار نمود.

حس خوب خرج دارد. انسان به نفعش هست که حسش خوب کار کند. انسان های که فقط خوبیها را دریافت می کنند باعث آرامششان می شود. ولی همین طور حس خوب نمی شود تنها کارش این است که باید خرجش کنی  .چی را خر ج کنی ؟! وقت، زمان، انرژی، پول  و ... همین که به کنگره می آییم یعنی داریم خرجش می کنیم..

در ابتدای لژون دفتر دبیری تحویل خانم مینا داده شد و سپس آزمون کتبی از وادی های 1 و 2 برگزار شد و سپس به بحث در مورد سی دی انرژی پرداختیم.

سی دی انرژی

همسفر الهام: حس اولین نیرویی است که عقل را به کار می اندازد و اولین نیرویی هست که حتی عشق ، کینه ، تنفر ، محبت را بکار می اندازد. هر موجودی برای رشد و بقای خودش نیاز به انرژی دارد یعنی همان حس و ما نمی توانیم موجودی را پیدا کنیم که دارای انرژی در هستی نباشد حتی کره زمین که انرژی اش را از خورشید می گیرد که اگر خورشید به زمین نتابد همه جا را سردی و یخبندان در بر می گیرد. هر چیزی در کائنات نیاز به انرژی و حس دارد. انرژی های دیگری مثل انرژی الکتریکی و انرژی بادی . .. در این جهان وجود دارد و هر موجودی نیاز به انرژی دارد و اولین قدم اینکه آن انرژی را پیدا کند . انسان حرکت می کند تا انرژی کسب کند برای اینکه بقا داشته باشد . وقتی که می خواهد انرژی را کسب کند با حس آن را دریافت می کند یعنی با آن گیرنده هایی که دارد مثلا یک درخت حس دارد برای اینکه تلاش می کند تا به نور خورشید برسد. حیوانات هم احتیاج به انرژی دارند منتها حیوانات بستگی به حیوان بودن خودشان از آن حواسشان استفاده می کنند .

همسفر زینب: انسان هم مهمترین قسمت آن حواسش است. همان پنج حس ظاهری که این حس های ظاهری مثل گیرنده می مانند که باید اطلاعات را بگیرند برای کسب انرژی . باید غذا را پیدا کنیم و وقتی غذا را پیدا کردیم باید تشخیص دهیم که آیا قابل خوردن هست یا نیست که با حواسمان آن را تشخیص می دهیم و ممکن است که غذایی که تلخ باشد و این را به ما می گوید که اصلا لازم نیست که این غذا را بخورید. مگر جاهایی که ضرورت دارد و باید به عنوان دارو مصرف کنیم .و طبق حسمان برآورد می کنیم که یک چیز قابل خوردن هست یا نه . همه چیز از حس شروع می شود عشق ، ایمان ، تنفر ، حسادت ... همه برمبنای حس است موقعی که ما در این دنیا زندگی می کنیم احتیاج به این پنج حس ظاهر داریم. سه موضوعی که هستی را به هم وصل می کند : 1- حس 2- نور 3 – صوت .ارتباطاتی که ما در هستی داریم از این سه بوجود می آید همه این حس ها یک مرکز دارد بینایی ، بویایی ، شنوایی ، که ارتباطات را با آن مرکز برقرار می کنیم مثل یک گیرنده ای می مانند که منتقل می کنند مثل همان گوشی موبایل که صدا را می گیرد و منتقل می کند خودش چیزی نمی فهمد و فقط انتقال می دهد و این حس ها همین طور است . و این موجود برای کسب انرژی باید چیزی وجود داشته باشد که  بتواند بگیرد که آنجا مسئله نور مطرح می شود که باید حتما نور باشد اگر نور در کل هستی وجود نداشت سوای آن خواص متعددی که برای ما دارد ما نمی توانستیم آن انرژی را پیدا کنیم . و وقتی که نور باشد دید چشم ما تا یک جایی محدود است و بعد باید گوشمان بشنود . برای بقا باید انرژی و غذا باشد . وقتی ما حس را دریافت می کنیم به حس ها واکنش نشان می دهیم و وقتی واکنش نشان می دهیم عکس العمل نشان می دهیم و حس هایی که آیا غذا بخوریم یا نه ؟ اینجا بریم یا نه . ؟بعضی مواقع حواس انتقال پیدا می کند و باید مرکز آنجا باید تصمیم گیری کند وقتی که این حواس هست پشت آن یک تجربه و دانشی هست که از آن موضوع دارد .

یک چیزی به ما منتقل شده نقطه بعدی که پشت حس هست عقل است که آن عقل یک تجربه و دانشی دارد در اختیار ما قرار می دهد که ما انرژی را کسب کنیم اطلاعاتی که در عقل ما هست می رود روی اطلاعات و دانایی و بررسی اطلاعات که شخص دارد .

همسفر زهره م : وقتی یک مهمان به خانه من می آید این خیلی مهم است که چطور از او پذیرایی کنم و با چه حسی و این حس را به او منتقل می کنم. وقتی حرف ناجوری به طرف مقابلمان می زنیم اول  حال خودمان را خراب می کنیم و این سی دی به ما می گوید که وقتی با حس خوب کار انجام می دهیم آن حس خوب را اول خودمان دریافت می کنیم و انرژی  خودمان بالا می رود .

همسفر مرضیه: وقتی حس های ظاهری چیزی را دریافت می کنند آن را به یک مرکزی می دهند که آن مرکز آن را آنالیز می کند و در مورد آن فرمان می دهد این طور هست که ما می توانیم چیزی را حس کنیم. پشت حس عقل است یعنی اندیشه و افکار ما هست و عقل تصمیم گیری می کند در مورد آن چیزی که می بینیم مثل دو تا زنبور که هر دو روی گل می نشینند ولی یکی آن را تبدیل به عسل می کند و یکی آن را تبدیل به سم . ما اینجا به سه دسته انسان برخورد می کنیم 1- انسان هایی که حس آنها خوب است 2- انسانهایی که حس آنها خیلی بد است 3- انسانهایی که خنثی هستند . هر موقع خواستی شخصی را بکشی باید اول خودت کشته شوی برای اینکه حس خوب باشد باید پشت آن آگاهی و دانایی باشد آگاهی به سواد نیست برای داشتن یک حس خوب باید تلاش کنیم و همان طور که داشتن یک ماشین خوب خرج دارد داشتن حس خوب هم خرج دارد.

برای اینکه حس خوب کار کند باید خمر خوب کار کند و کسانی که خنثی هستند خمر آنها خوب کار نمی کند .

باید مثل یک اسفنج و یا فنر قابل انعطاف باشیم که وقتی به افرادی برخورد کردی که سخت بودند بتوانی آنها را تحمل کنی و با آنها کنار بیایم .

همسفر مهری: دیدگاههای افراد با همدیگر فرق می کند و باحال خوش با دیگران رفتار کنید و گزندگی صوت و کلام به دیگران منتقل می شود اگر افکار درست نباشد حتما آن نیش و گزندگی به طرف مقابلت می رسد.

خانم زهره : آقای مهندس همیشه در صحبت هایشان می گویند که من نمی خواهم در مورد چیز علمی یا فلسفی یا دینی صحبت کنم و اصلا کارم این نیست ولی اگر در بعضی از سی دی بحث از دین می کنند یا در این سی دی بحث از کهکشانها می کنند و بزرگی و عظمت جهان، علتش این است که می خواهند بگویند ما هیچ چیزی بلد نیستیم تک تک ما انسانها حتی اگر در مراتب بالای علمی قرار گرفته باشیم و مدارک تحصیلی بالایی داشته باشیم مطمئن باشیم که ندانسته هایمان بیشتر از دانسته هایمان است . هر کسی می خواهد چیزی یاد بگیرد اولین قدمش این است که بپذیرد که هیچ چیزی بلد نیست.

 بعد از این بحث انرژی و حس را شروع می کند .

چرا اول انرژی را می گویند و بعد حس را ؟

چون حس و انرژی پارامترهایی هستند که به هم متصل هستند ما در جزوه جهان بینی داریم انرژی باعث تقویت و یا تضعیف حس می شود و چیزی که می خواهد انرژی را دریافت کند حس است. ما بوسیله حس هایمان انرژی را از محیط اطراف دریافت می کنیم.

  انرژی باعث تقویت و یا تضعیف حس می شود یعنی چه ؟

در جهان بینی هم گفته شده که وقتی سطح انرژی بالا باشد ارتعاشات بالاتری از محیط دریافت می کنی و هر چه سطح انرژی پایین باشد ارتعاشات ضعیف تری دریافت می کنی. مثلا بعضی وقتها از نظر جسمی انرژی نداریم بخاطر اینکه تغذیه مناسبی نداریم یاخواب مناسبی نداریم و ... قطعا در چنین شرایطی وقتی مسافر وارد خانه می شود ما فقط بدی ها را می بینیم چون سطح انرژی پایین است و فقط می خواهیم گیر بدهیم که چرا میوه نخریدی ؟بچه چقدر شیطونی می کنی ؟ و... ممکن است در روزهای دیگر بچه همان اذیت را بکند ولی ما نمی بینیم چون این بستگی به سطح انرژی خود من است .

به خاطر همین یکی از راههایی که می توانیم روی حس کار کنیم این است که سطح انرژیمان را همیشه بالا نگه دایم انرژی کمک می کند تا خوبی ها را در یافت کنیم . تمام مشکلات ما بخاطر حس بد ما هست به همین خاطر دچار مشکلات می شویم پس این که آقای مهندس اول انرژی را می گویند بعد حس را به خاطر این است که انرژی بسیار بسیار در دریافت های ما کمک می کند.

مواردی برای بالا بردن سطح انرژی : 1- تغذیه 2- ورزش کردن 3- افکار مثبت داشتن 4- خواب مناسب 5-موسیقی شاد 6- در جمع بودن 7- انجام کارهای عقب مانده 8- به تفریح رفتن

تعریف حس : اولین نیرویی که قوه عقل را بکار می اندازد . آقای مهندس می گویند قوه عشق و ایمان و تنفر و کینه و... را هم حس بکار می اندازد .

اولین نیرویی که قوه عقل را بکار می اندازد یعنی چه ؟

همسفر افسانه: هر اطلاعاتی که حس به عقل میدهد کامل تر و جامع تر و مثبت تر باشد آنجا عقل بر اساس آن اطلاعات تصمیم گیری می کند و بهتر تصمیم می گیرد ولی زمانی که حس منفی باشد و اطلاعاتی که جمع آوری می کند ناقص باشد باعث می شود این اطلاعات به عقل داده شود و عقل تصمیم اشتباهی بگیرد .

همسفر فهیمه د:اولین نیرویی که عقل را بکار می اندازد بر اساس اطلاعاتی هست که به عقل می هد و باعث حرکت می شود وقتی اطلاعات اشتباه به عقل داده شود باعث می شود که عقل صدای حس را نشنود و اشتباه عمل می کند و حس عامل حرکت است .

خانم زهره : امروز  دستور جلسه هفتگی جهان بینی بود و گفته شد که باید جهان بینی ما درست شود باید دیدمان درست شود باید حس هایمان را درست کنیم تا زمانی که حس هایمان درست نشود به هیچ عنوان جهان بینی ما درست نمیشود، در ادامه گفته شد تا دانایی ما بالا نرود جهان بینی ما درست نمی شود و .... چون اینها همه (حس ، نفس ، انرژی و دانایی )مثل حلقه های زنجیر به هم پیوسته هستند خیلی وقتها شنیدید که گفته شده انسان بر اساس حس هایش تصمیم گیری می کند انسان بر اساس جهان بینی اش تصمیم گیری می کند و در زندگی انتخاب می کند چرا این طور گفته میشود ؟ چون همه این مجموعه ها جهان بینی میشود .غیر ممکن است که من نتوانم نفسم را بشناسم و ندانم که در کدام مرحله قرار دارد و ندانم که حس هام چه مقدار پالایش شده ، ندانم سطح انرژی ام چگونه است و بخواهم جهان بینی را یاد بگیرم و خودم را بشناسم پس من برای اینکه به آرامش برسم ناچارم تمام این پارامترها را بشناسم.

آقای مهندس می فرمایند برای بالا بردن حس باید دانایی و برای بالابردن دانایی سیستم خمر و برای بالابردن سیستم خمر جهان بینی را بالا ببریم و ما آمدیم که پله پله با گرفتن آموزش ها روی  حس هایمان کار کنیم تا پالایش شوند.

تمام هستی بر پایه نور ،صوت ، حس بنا شد و همه با این سه مولفه باهم ارتباط برقرار می کنند اگر یکی از اینها نباشد هستی مختل می شود . نور باید باشد که ما ببینیم و صوت باشد که بشنویم اما چیزی که باعث می شود من این دو را بگیرم حس است و حس  مهمتر است . به همین خاطر است که می گویند اگر ماروی حس هایمان کار کنیم می توانیم اصوات زیانبار و تصاویر زشت و مخرب را دریافت نکنیم.

آقای مهندس در این سی دی می گویند : خیلی مهم است که شما یک حرفی را با چه حسی به زبان بیاورید . مثالی که آقای مهندس زدند این بود که ما با  یک نفر رفتار خوبی می کنیم در قالب کلمات خوب اما با حس بد . بعد می بینی که طرف ناراحت می شود . اینجا می خواهد بگوید که چیزی که مهمتر از کلام زیبای تو است حس تو هست حتی اگر در قالب کلمات زیبا هم بگویی باز هم طرف حس تو را می گیرد چون حس منتقل می شود ناخودآگاه چه بخواهید چه نخواهید طرف مقابل حس تو را می گیرد .

بعضی وقتها مادرمان حرف بدی را به ما می زند ولی ناراحت نمی شویم اما مادر شوهرمان همان حرف را می زند ولی به هم می ریزیم این هم بستگی به حس  من دارد .آقای مهندس در ادامه می گویند مهم نیست که او چه حسی داشته باشد مهم اینستکه تو بد برداشت می کنی چون تو حست نسبت به مادر شوهرت خراب است .

رمز موفقیت ما در کنگره این است که ما روی خودمان کار می کنیم اصلا برایمان مهم نیست که اطرافیانمان با چه حسی به ما بگوید. بدی ها هست اما ما نباید بگیریم ما اینقدر باید حس مان را قوی کنیم پالایش کنیم که بدی ها را دریافت نکنیم . مگر می شود یک انسان بدی نداشته باشد و یا یک خانواده بدی نداشته باشد ما باید بدی را نبینیم و اگر می بینیم علت اینستکه گیرنده من منفی است .

سوال : مگر میشود شخصی بدی کند و ما حس خوب نسبت به او داشته باشیم .؟

خانم زهره : حس خوب خرج دارد انسان به نفعش هست که حسش خوب کار کند انسان های که خوبیها را می گیرند باعث آرامششان می شود. مثلا من یک عمر از همسایه ام،مادر شوهرم ، شوهرم ... متنفر بودم حالا می خواهم خوب شوم ولی همین طور نمی شود تنها کارش این است که باید خرجش کنی  .چی را خر ج کنی ؟! وقت، زمان، انرژی، پول  و ... همین که به کنگره می آییم یعنی داریم خرج می کنیم وقت و هزینه می کنیم از خیلی چیزها می گذریم، هدیه می دهیم و ... قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد یا یک وردی بخوانیم که جهان بینی ما تغییر کند. آرام آرام که می آییم خرج می کنیم که حس هایمان خوب شود و یکی از کارها تمرین کردن است می آییم شروع می کنیم به صحبت کردن ، هدیه می دهیم ؛هدیه  می گیریم .... تمام اینها باعث می شود که حس هایمان پالایش شود . اصلا چیز خاصی نیست که یک جایی برویم و بنشینیم و کارخاصی انجام دهیم که یک انسان آرامی شویم همین که آرام آرم می آییم و هر هفته یاد می گیریم یعنی دانایی مان را بالا می بریم و به میزان دانایی مان حس مان خوب می شود و آن وقت نیاز نیست که زور بزنیم که فلان شخص را دوست داشته باشید اگر هنوز زور می زنم هنوز به آن مرحله که باید نرسیده ام.

همسفر زهرا : باید دو طرف حسشان خوب باشد که حس خوب را دریافت کنند اگر یکی حس اش خوب نباشد حس خوب هم دریافت نمی کنند ؟

خانم زهره : اگر بخواهد این طور باشد ما در کنگره حالمان خوب نمی شود باوجود یک مصرف کنند  حالمان خوب نمی شود. ما که نمی توانیم حس دیگران را خوب کنیم مگر اینکه خودشان بخواهند اما می توانیم اینقدر حس خودم را قوی کنم که از کارهای بد او حالم بد نشود . وقتی گفته میشود به مصرف کننده به چشم یک بیمار نگاه کنم یعنی می دانیم  که او حس هایش جابه جا شده است . یک ماشین را در نظر بگیرید که از کمپانی تازه بیرون آمده و همه چیزش سالم است ولی دست یک راننده ناشی می  افتد و بعد از چند ماه می بینیم که تبدیل به یک آهن قراضه شده ما انسانها هم موقع خلقمان حس هایمان پاک بوده یعنی همه را دوست داشتیم اما چرا  الان به جایی رسیده ایم که یکی را دوست داریم و یکی را دوست نداریم . به واسطه ضد ارزشهایی که انجام دادیم و خودمان هم از خیلی از آنها خبر نداشتیم و همان طور که در وادی دوم گفته شد ما جهت را سالها گم کرده بودیم و چیزهایی که برای ما ارزش بود ضد ارزش و  چیزهایی که ضد ارزش بود ارزش شده بود .

بواسطه ضد ارزشهایی که انجام دادیم حس ها آلوده شد پرده ای روی عقل کشیده شد فرمان های اشتباه به عقل داده شد میزان دانایی پایین آمد به همین خاطر عقل به کارهای اشتباه فرمان می دهد.

اگر اطرافیان من حالم را خراب می کنند و فکر می کنم انسان های خوبی نیستند وقتی بدانم باید آنها باشند تا من خودم را بشناسم دیگر آنها را دوست دارم. یک سری چیزها را باید با دانایی که اینجا کسب می کنیم بپذیریم تا بتوانم اطرافیانم را به عنوان معلم خودم دوست داشته باشم. یک سری چیزها هستند که قانون کائنات است اگر آنها را بپذیریم مطمئن باشیم که دیدمان نسبت به مسافرمان خوب می شود .

در مقاله ای که در مورد جهان بینی این هفته نوشته بودم جایی نوشتم که انسان هایی که جهان بینی درستی دارند قوانینی که قبول کردند با قوانین موجود در هستی هم خوانی دارد  .یعنی اگر شخصی در کنار من قرار گرفته با این خصوصیت باید همین انسان قرار می گرفت برای تکامل من این نیاز بوده و اینطور حسم نسبت به او خوب می شود وقتی حس خوب شد اطلاعات صحیح به عقل می برد و عقل فرمان صحیح می دهد .

سوال همسفر سمیه :سعی می کنم با گرفتن آموزش ها حسم را خوب کنم ولی اطرافیان حالم را خراب می کنند آیا مشکل از اطرافیان است یا از من ؟

همسفر سمیه ق : وقتی سطح انرژی  ما پایین باشد باعث می شود که ارتعاشات کم و انرژی های منفی را دریافت کنیم و شاید سطح انرژی شما پایین است و باعث می شود که رفتارهای دیگران در شما اثر بگذارد و حس شما را خراب کند با بالا بردن سطح انرژی و دانایی می توانید چیزهای بهتری را دریافت کنید و گیرنده های خودت را تقویت کنی .

همسفر افسانه : اینکه همه چیز بستگی به خود ما دارد آن بارهای مثبتی است که درون ما وجوددارد هر چقدر بارهای مثبت درون ما بیشتر باشد باعث می شود که اگر از حرف شخصی هم ناراحت شدیم بهم نریزیم . باید مثل یک فنر یا اسفنج باشیم که ممکن است شخصی به ماحرفی بزند و ما را نارحت کند ولی نباید بهم بریزیم.

خانم  زهره : وقتی که شروع می کنیم و تصمیم می گیریم که به آموزش ها بچسبیم و روی خودمان کار کنیم طبیعی است که نیروهای منفی به سراغ ما می آیند در قالب مشکل مالی ، حرف بد . ..اینجا باید بدانیم اینها طبیعی است و نباید خودمان را ببازیم و تا وقتی که هنوز می آیند بدانم که هنوز قوی نیستم و باید خودمان را قوی کنیم و زمانی که قوی شدیم آنها کنار می روند و نیروهای الهی می آیند و کمک می کنند .

در وادی دوم گفته شده که ما می خواهیم به جایی برسیم که در توانایی های ما خلل ایجاد نگردد پس تلاش و کوشش آنقدر نبوده که خلل ایجا شده بایدتلاش بیشتر کنید.

موضوع مورد بحث هفته آینده: سی دی نقطۀ مشترک + وادی دوم

نویسنده: همسفر الهه

تایپ: همسفر رویا

                                                                           




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: کنگره 60، عملکرد لژیون، سی دی انرژی،  

تاریخ : شنبه 8 اردیبهشت 1397 | 11:22 ق.ظ | نویسنده : همسفر رویا | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.