روز پنج‌شنبه 23/1/97 جلسه اول  از دور شانزدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی مسافر حسین، استادی مسافر علی و دبیر مسافر ولی‌الله با دستور جلسه اول: وادی هشتم و دستور جلسه دوم اولین سال رهایی مسافر محسن  رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود


 اگر من جایگاه اجتماعی موردنظر را خواستار هستم یا می‌خواهم خانه بخرم یا هر موضوع دیگری که هدف بلندمدت است باید همواره هدفم را برای خودم تکرار کنم که آن را فراموش نکنم.

 


 

من خداوند را شکر میگویم که یک‌بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم ، انشا الله که جلسه خوبی داشته باشیم 

و در باب دستور جلسه اول و دوم انرژی کسب کنیم و آموزش ببینیم. 

در ابتدا لازم میدانم سال خوب و پرباری را برای همه مسافران و هم‌سفران از خداوند بخواهم. 

دستور جلسه اول وادی هشتم می‌باشد ، هر وادی زیبایی خودش را دارد و این وادی هم به همین صورت است

در عنوان وادی آمده ، با حرکت راه نمایان می‌شود. 

پیام اول وادی:

در سکون هیچ‌چیزی به وجود نمی‌آید و زایشی نیست ، همه‌چیز درحرکت شکل می‌گیرد و سپس

 ساختارها پدیدار و موجودات خلق و سفر در حلقه‌های آفرینش آغاز  می‌گردد. 

در این سیر تفکرات برای انسان ، معمار ساختارها و زبان سخن گوی تعیین‌کننده مسیر او می‌باشد.  

ما در کنگره آموزش دیدیم که برای هر کاری بایستی تفکر بنماییم و آن تفکری که درواقع ساختارها را ایجاد می‌نماید ، به عمل بیاوریم. 

برای حرکت یک مثلث مبدأ، مقصد و هدف مطرح‌شده که یک ضلع نامرئی بنام مسیر حرکت دارد 

که این‌ها برای هر خواسته و حرکت صادق است. 

در وادی گفته‌شده که برای حرکت بایستی شخص مبدأ مقصد و هدف را مشخص کند ، برنامه‌ریزی 

و توشه راه را داشته باشد و دیگر لازم نیست که جزئیات را بداند و یک جرئت و شهامت را از شخص 

میخواد که به خرج دهد و حرکت را آغاز بنماید.

انسان هیچ‌وقت نمی‌تواند که همه‌چیز را پیش‌بینی بکند چون این کار خداوند است.

من برای اینکه حرکت را شروع کنم یک سیر درونی یا یک خواسته دارم و یک سری موانعی هم 

سر راه هست که ممکن است بسیاری از این‌ها ناخواسته باشد و اصلاً قابل پیش‌بینی نباشد.

مثال این است که ما برای حرکت به تهران اگر مبدأ ، مقصد و هدف را مشخص کنیم کافی است 

و دیگر جزئیاتی همچون پیچ‌وخم جاده ، وضعیت ترافیک و حوادث جاده‌ای از محدوده پیش‌بینی 

ما خارج است. 

و اینکه مثالی دیگر در وادی آمده که در مسیر تهران(یا هر مسیر دیگری) چراغ خودرو صد متر 

را برای ما روشن می‌کند و با طی کردن این صد متر ، صد متر بعدی برای ما روشن می‌شود. 

گر مرد رهی ، میان خون باید رفت                   از پای فتاده سرنگون باید رفت 

تو پای به راه در نِه هیچ مگو                           خود را بگویدت که چون باید رفت 

در سی‌دی‌های قبلی جناب مهندس بارها این جمله رابین کرده‌اند که اگر کسی بخواهد اعتیاد را 

درمان کند باید کفش آهنی بپوشد ، این موضوع را بیان می‌کند که در سفر درمان اعتیاد نمی‌توان 

همه مسائل و مشکلات سر راه را پیش‌بینی کنیم و آن را اول بدانیم بعد حرکت کنیم.

در تصویر اول کتاب یک پیچ را در مسیر می‌بینیم که فقط مقدار کمی از آن روشن است.

خود من در زمان سو مصرف همیشه این‌طور فکر می‌کردم که باید همه مشکلاتم حل بشوند و 

بعد اعتیادم را درمان کنم و همیشه درمان را موکول می‌کردم به بعد در وادی گفته شد که شما 

حرکت را انجام بدهید و اگر مشکلی پیش آمد ازنظر مشورتی راهنما استفاده کنید.

سه پارامتر برای رسیدن به هدف این است که هدف مشخص باشد: 

1: شاید خیلی افراد در طول زندگی هدف خود را گم می‌کنند. 

در کنگره هم بعضی‌اوقات بعضی از دوستان سفر اولی که سفرشان طولانی می‌شود یا خدای‌نکرده

 سفر دومی که راه یا قبله را گم‌کرده است پیش می‌آید که هدف را گم کند و فراموش کند که 

اصلاً به چه دلیل سر از این راه درآورده پس در طول سفر و در طول‌ زندگی بایستی همیشه هدف 

را برای خود یادآور بشویم. 

این موضوع برای زندگی عادی هم صدق می‌کند که اگر من جایگاه اجتماعی موردنظر را خواستار هستم یا می‌خواهم خانه بخرم یا هر موضوع دیگری که هدف بلندمدت است باید همواره هدفم را برای خودم 

تکرار کنم که آن را فراموش نکنم.

شاید سی دی دره سبز بتواند در این قسمت به اشخاص کمک شایانی بکند‌ که داستان فردی است 

که وارد دره سبزی می‌شود و بعد از گذشت زمان هدف خود را از ورود به این دره فراموش می‌کند. 

2:برای رسیدن به هدف ، فقط تلاش می‌تواند نتیجه‌بخش باشد.  

اینکه به دیگران متوسل بشویم یا اینکه دائم دعا کنیم جای خود را دارد ولی آن امرِ نتیجه‌بخش 

فقط تلاش است و تلاش کسی که در کنگره تلاش و کوشش بسیار‌می کند ، سی دی گوش می‌دهد و سر ساعت به کلاس‌هایش می‌رسد و به حرف راهنما عمل می‌کند و ورزش می‌کند ، مطمئناً با شخصی

 که این کارها را انجام نمی‌دهد یکی نیست و آن شخص ثمره تلاشش را برداشت می‌کند و 

شخص دیگر ، ثمره عدم تلاش درواقع آن فرد رهایی را دریافت می‌کند و شخص دیگر رهایی را

 دریافت نمی‌کند ، اگر هم دریافت کند ، فایده‌ای ندارد و مثل ترک کردن است. 

3:ما در مسیر حرکت دائماً با مسائل و موضوعات مختلف درگیر هستیم که این موضوعات یا راه‌های

 مختلف دو نوع هستند ، تاریک و روشن که نهایتاً در لحظات سخت باید تصمیم درست را بگیریم 

انتخاب درست می‌تواند ما را به سمت هدفمان هدایت بکند. 

زمانی شخص در سفر موفق است که در تنهایی خودش و زمان مصرف دارو ، آن را درست 

مصرف بکند

این انتخاب بین درست مصرف کردن ، یا سو استفاده از دارو است که می‌تواند شخص را به

 رهایی برساند.


پس به‌طورکلی در وادی هشتم که وادی پیمان هم نامیده می‌شود باید سعی داشته باشیم که 

 در زندگی حرکت داشته باشیم ، چون اساس هستی بر مبنی حرکت است ، در هستی هیچ‌چیزی 

ساکن و راکد نیست ، جریان خون را فرض کنید که همواره در حال حرکت است و اگر متوقف شود باعث

 مرگ می‌شود.

ما هم در حال حرکت هستیم ، این حرکت یا صعود است یا سقوط پس باید همیشه صعودی حرکت 

کنیم البته با جسارت لازم و توکلمان بر خدا باشد. 

در باب دستور جلسه دوم تولد آقا محسن: 


محسن با مصرف تریاک وارد کنگره شد  و سفر بسیار عالی داشت و یکی از محاسن او ، فرمان‌برداری 

و رعایت پارامترهای لازم برای سفر صحیح بود.

و اینکه او کارمند و تحصیل‌کرده بود ولی درگیر اینکه در کنگره شناخته نشود یا خجالت بکشد نبود  و این

 نقطه مثبتی برای حرکت روبه‌جلو بود که باعث شد خدمتگزار باشد و سفرش بسیار بی‌پروا بود و ترسی

از سفر نداشت.

در لژیون هم  خدمتگزار بود  در وبلاگ لژیون ، سایت شعبه ، دبیری لژیون و این خدمت باعث شد که 

در سفر دوم هم در نشریات خدمتگزار باشد و کمتر کسی است که ایشان را نشناسد و هم‌سفرشان هم به همین صورت ، ایشان هم در نشریات خدمت می‌کنند. 

و تفاوت محسن با دیگر دبیران این‌طور بود که لژیون ما هیچ‌وقت به نشریات بدهکار نبود ، چون ایشان 

همیشه وجه سی دی هار را اول خودشان حساب می‌کردند و بعد به اعضا می‌دادند.

این پایبند بودن به خدمت باعث شد مسئول نشریات دوره قبل ایشان رو معرفی کنند که با مشورت 

من و مسئولین شعبه و خواست خودش در نشریات مشغول شد.

من خودم هم یک سال در نشریات شعبه دیگری خدمت کردم و میدانم که کار بسیار سنگین و دشواری است و مبادلات پولی در نشریات از مرزبانی هم بیشتر است و باید هر هفته به تهران بروند و یک ساعت زودتر 

از سایرین در شعبه باشند و یک ساعت دیرتر هم از شعبه بروند واقعاً خدمت مشکلی است ولی لذت

 خودش را دارد. 

آقا محسن و دو نفر از اعضا دیگر که در نشریات خدمت می‌کنند خدمتشان بسیار عالی است و اگر 

دقت کنید ، ما در شعبه نشریات به‌روز و بسیار عالی داریم. 

آقا محسن و هم‌سفرشان ظرفیت کمک راهنمایی رادارند که انشا الله باهمت بتوانند در آزمون کمک

 راهنمایی سرافراز باشند. 

و در آخر، خدا را سپاس به خاطر این تولد فرخنده ، من این تولد را اول‌ازهمه به جناب مهندس و خانواده 

و بعدازآن به خود آقا محسن و هم‌سفرشان و راهنمای هم‌سفرشان  و  اعضا لژیون چهارم ، مسئولین 

شعبه و کل اعضا شعبه شیخ بهایی تبریک میگویم.




تاریخ : یکشنبه 26 فروردین 1397 | 03:27 ب.ظ | نویسنده : همسفر رویا | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.