به نام خدای خوبیها

روز دوشنبه مورخ 96/12/14 لژیون هشتم همسفران شعبه شیخ بهایی با حضور صمیمی  جمعی از همسفران و استادی خانم زهره با دستور جلسه: سی دی تشخیص آغاز به کار نمود.

انسانی می تواند ادعای دانایی کند که واقعا از زندگی اش لذت ببرد.ما به همان میزانی که از زندگی مان لذت نمی بریم بدانیم که به همان میزان نادان هستیم وبه همان میزان قدرت تشخیص خوب از بد را نداریم.غیر ممکن است کسی بداند ولی از زندگی اش لذت نبرد...


در ابتدا خانم زهره در مورد دیده بانان و وظایف آنها صحبت کردند:

آقای مهندس فرمودند که من از همان ابتدا که می خواستم کنگره را پایه ریزی کنم هیچ وقت فکر حال نبودم همیشه آینده را مد نظر داشتم،چون ایشان ایمان داشتندبه راه و روشی که انجام می دهند،به کاری که می خواستند انجام دهند ایمان واقعی داشتند و می دانستند که حقیقت است و چیزی که حقیقت باشد ماندگار است و همیشه می ماند، به همین خاطر از همان ابتدا جوری برنامه ریزی می کردند که برای چندین سال آینده هم کنگره پا بر جا بماند و هیچ وقت نخواستند که کنگره فقط متکی به خودشان باشد و باید کسانی باشند که بعد از ایشان به همین قدرت کنگره را پیش ببرند به همین خاطر بخش دیده بانان را به بخش های اجرایشان اضافه کردند. دیده بانی کار هر کسی نیست باید شخص چه از درون و چه از بیرون به جایگاه بالایی رسیده باشد که بتواند در این جایگاه قرار بگیرد.

روز جمعه که دیده بانان عزیز در همایش حضور داشتند و صحبت می کردند شاید همه همان صحبت هایی بود که داریم سر لژیونها بیان می کنیم،بحث جسم،روان،جهان بینی،روش درمان ...ولی چرا اینقدر صحبت هایشان به دل می نشست؟

من خودم چنین حسی داشتم و خدا را شکر می کردم که عضو کوچکی از این مجموعه هستم،قطره ای از اقیانوس کنگره ،ما به خودمان بالیدیم که عضوی از این مجموعه هستیم.یک ایمان پشت حرفهایشان هست کسی حرفش نافذ می شود و درون دیگران نفوذ پیدا می کند که ایمان داشته باشد به حرفی که می زند.و این نشان از ایمان قوی این افراد است که اینقدر کلامشان نافذ می شود.

دیده بانان کسانی هستند که بعد از آقای مهندس قرار می گیرند،شال سفید دارند وتمام تصمیمات شعب کنگره باید به تایید دیده بانان باشد.کار آنها دیده بانی است  دقیق می بینند و بعد تصمیم گیری می کنند که چه قانونی بگذارند که به نفع اعضا باشد.آنها نفع اعضا را به نفع خودشان ارجحیت می دهند.ما باید به تمام قانون هایی که گذاشته می شود و از طرف مرزبانها و ایجنت و اسیستانت به ما گفته می شود باید احترام بگذاریم و چشم بگوییم.در قسمت مسافران ایجنت رابط بین مسافران و دیده بانان هستند و در قسمت همسفران اسیستانت رابط بین همسفران و دیده بان همسفران خانم آنی هستند.

دیده بانان جز افراد خاص هستند که در این جایگاهها قرار گرفته اند و در کنگره گفته می شود که اولویت با خانواده است ولی در بخش دیده بانان این عزیزان کنگره را در اولویت قرار داده اند.آقای کامران شریفیان می گفتند که اگر در نظر بگیریم آقای حکیمی که دیده بان شهرستانها هستند در این چند سال شاید بیش از چند دور،دور خط استوا چرخیده باشند برای اینکه من وشما راحت روی این صندلی ها بنشینیم و امیدوارم که قدر جایی که آمده ایم را بیش از پیش بدانیم.چون می بینیم که چقدر برای ما زحمت کشیده می شود.ما با رعایت کردن قوانین می توانیم از آنها تشکر کنیم چون رعایت قوانین برای آنها خیلی مهم است.

آقای مهندس به کمک راهنمایان جدید که شال گرفتند یکسری سفارش کرده بودند که یکی از چیزهایی که خواسته بودند این بود که از رهجوهایتان بخواهید سعی کنند دفترهایشان برای نوشتن سی دی ها ومطالب بهترین دفترها باشد.آقای مهندس اعتقاد دارند که هر چیزی که مکتوب شد ماندگار می ماند و می گویند که بگذارید اینها برای نسل آینده مان بماند، چون دوست دارند که علمی را که به آن دست پیدا کردند را برای نسل های بعد هم بگذارند.

سی دی تشخیص:

همسفر اعظم:ما علمی بالاتر از علم زندگی نداریم چونکه همه علوم در خدمت این هستندکه ما به بهترین وجه ممکن در صراط مستقیم و در جهت تکامل حرکت کنیم تا بتوانیم در کنار هم با آسایش و به راحتی زندگی کنیم.خدا وهمه ائمه هم همین را از ما خواستند که از ضد ارزشها دوری کنیم و به طرف ارزشها برویم.وقتی بحث جهان بینی می شود برای این نیست که ما فیلسوف شویم بخاطر این است که راه وروش درست زندگی کردن را یاد بگیریم.بعضی وقتها چیزی غلط است ولی این باور ما است که فکر می کنیم آن درست است. ما می توانیم به درجه تشخیص برسیم که کدام درست وکدام غلط است.زمانی نمی توانیم تشخیص دهیم که معیاری نداشته باشیم.

خانم زهره:بزرگترین علم، علم زندگی کردن است و بقیه علوم در اختیار این علم هستند ودر وادی دهم داریم که گفته شده بزرگترین معجزه حیات، خود حیات است، یعنی اینکه بتوانیم از زندگی کردن لذت ببریم .انسانی می تواند ادعای دانایی کند که واقعا از زندگی اش لذت ببرد.ما به همان میزانی که از زندگی مان لذت نمی بریم بدانیم که به همان میزان نادان هستیم وبه همان میزان جهالت درون ما هست.غیر ممکن است کسی بداند ولی از زندگی اش لذت نبرد.اینکه ما رنج می بریم و اذیت می شویم بخاطر این است که نمی دانیم حالا آمده ایم اینجا که یکسری چیزها را بدانیم و آقای مهندس اینها را به زبان ساده برای ما می گویند و به ما یاد می دهند تا ما بتوانیم از زندگی مان لذت ببریم.علمی که در کنگره یاد می گیریم،پیامی که پیامبران برای ما آوردند یا کلام قران و همه چیزهایی که ما در زندگی می آموزیم همه یک چیز را می خواهند به ما می گویند که چه کار کنی که از زندگی لذت ببری.اینکه می گویند فساد نکن،غیبت نکن،مال یتیم نخور،خیانت نکن،دروغ نگو...اینها برای این است که ما از زندگی لذت ببریم امکان ندارد کسی این کارها را انجام بدهد و از زندگی اش لذت نبرد.این قانونی است در کائنات. اینجا آمده ایم که یاد بگیریم که اگر می گوییم دروغ نگوییم چرا می گوییم دروغ نگوییم؟اگر می گوییم فساد اصلا چه چیزهایی فساد حساب می شوند؟

انسان با معیارهایی که دارد زندگی می کند وقتی انسان معیار داشته باشد به تشخیص می رسد ما با باورهایمان زندگی می کنیم آن تفکرات ما و باورهای ما است که باعث می شود که چگونه رفتار کنیم.یکسری باورهایی غلط به دست آوردیم و الان خیلی سخت است که بخواهیم آنها را دور بریزیم و یکسری باورهای جدید بدست آوریم.یکی از آنها درمانهای غلط اعتیاد است که سراسر جامعه هنوز هم در دانشگاهها تدریس می شود می بینند که هیچ نتیجه ای ندارد و چقدر تخریب وارد می شود ولی هنوز اینها تدریس می شود. خیلی از ما به این باور رسیده بودیم که مسافران مان درمان نمی شوند و واقعا هم به آن روش ها نمی شود. یا اینکه خیلی از ما هم این باور را داشتیم که کسی که به خانه خدا می رود و بر می گردد مثل بچه ای است که تازه از مادر متولد شده و از گناه پاک است، اما آیا اینجور است؟

درست است خانه خدا جای خودش بسیار با ارزش است ولی اینکه من به نیت اینکه گناهانم بخشیده شود نه،معنای بخشش این نیست به ما می گویند که اگر می خواهی گناهانت بخشیده شود باید جبران خسارت کنی، باید تاوان اشتباهاتت را بدهی.

واقعا ما انسانهای خوشبختی هستیم که خداوند اجازه دانستن مطالب درست را به ما می دهد.در اجتماعی که اکثر چیزها را اشتباه یاد گرفتیم و باور کردیم ما اینجا مطالب درست را یاد می گیریم.از اینجا می فهمیم درست است که هر چه جلوتر می رویم حالمان بیشتر خوب می شود.البته اینها همه شرط دارد همین جوری حالمان خوب نمی شود.اگر انسان بخواهد تغییر کند اول باید بخواهیم که تغییر کنیم،دوم اینکه علم تغییر را داشته باشیم، سوم اینکه اجازه تغییر به ما داده شود.این سه با هم است که می توانیم تغییر کنیم وحال خوش را نصیب خودمان کنیم.

این جایگاهی که به ما داده شده همان قدر که می تواند ما را بالا ببرد همان قدر هم می تواند پایین ببرد، چون الان بازی ما بازی در آگاهی است.خداوند راه را به ما نشان داده، وقتی که می گوییم خدایا هیچ وقت ما را به حال خودمان وامگذار، عزیزانی که وارد کنگره شده اند خداوند آنها را به حال خودشان وانگذاشته، راه هدایت را به آنها نشان داده بواسطه اعتیاد،بواسطه تاریکی  واین تاریکی موتور حرکتی شد که ما وارد کنگره شویم.ما باید کنگره را تجربه می کردیم و سختی می کشیدیم تا الان معنای خوبی را بدانیم.

در کتاب ادموند وهلیا جایی که خداوند می گوید آدم وحوا را به زمین بفرستیم که مفاهیم را درک کنند وبرای اینکه مفاهیم را درک کنند باید تاریکی هم بگذاریم تا تا تاریکی و روشنایی مفهوم پیدا کند.

ما باید قدر مشکلات وسختی هایمان را بدانیم که اگر آنها نبودند زندگی یکنواختی داشتیم.مشکلات ما ثروت ما هستند چون در قبال این مشکلات خیلی چیزها یاد می گیریم.

آقای مهندس خیلی تاکید دارند و حتی خداوند هم درقران خیلی جاها اشاره کرده که دردی را نداریم که دارو نداشته باشد اگر درمان نیست این از جهالت ما است.درد و رنج بشر از دانش های کشف نشده است ما باید آن را کشف کنیم.آقای مهندس علاوه بر درمان اعتیاد وسیگار که آوردند از اهمیت داروی دیسپ می گویند که می تواند برای بسیاری از بیماریها از جمله یبوست،واریس...جواب دهد.برای اینکه بتوانیم بیماریهایمان را درمان کنیم و خوب زندگی کنیم و علم زندگی کردن را بلد شویم باید انسان را بشناسیم.ما در نوشتارها و جهان بینی می خوانیم که انسان از دو بخش تشکیل شده صور آشکار و صور پنهان،اگر می خواهیم انسان را بشناسیم باید این دو قسمت را بشناسیم.جسم کاملا اهمیت دارد وباید برایش ارزش قائل شویم اگر دچار بیماری هستیم ببینیم کجای بدن دچار کمبود شده و به آن رسیدگی کنیم.چیزی که در علم پزشکی به آن توجه نمی شود صور پنهان است به همین دلیل است که خیلی از بیماریها هنوز درمانی برای آنها وجود ندارد.ما همان طور که به جسممان خوراک می دهیم باید در اختیار صور پنهانمان هم خوراک قرار دهیم.وقتی که انسان را شناختیم آن وقت می توانیم خدا را بشناسیم.

تا از شک نگذری به یقین نمی رسی،عزیزانی که تازه به کنگره می آیند باید شک کنند وقتی که شک کردند به دنبالش می روند که آیا اصلا درست است یا نه و علمشان را بالا می برند،مقایسه می کنند بعد ایمانشان قوی می شود.

همسفر اسماء:اگر ما یک معیاری برای هر چیزی پیدا کنیم از طریق آن معیار متوجه می شویم که آن راهی که میی رویم درست است یا خیر.اگر کسی را می بینیم که موفق است معیارهای آن را بررسی می کنیم ومتوجه می شویم کسانی که در زندگی معیارهای درستی داشتند موفق بودند.

خانم زهره:دانایی یعنی قدرت تشخیص ماهیت خواسته در هر لباس وهر شکلی که این قدرت تشخیص را دانایی می گویند.ما مرتب در زندگی سر دو راهی قرار می گیریم دانایی به ما کمک می کند که راه درست را انتخاب کنیم .

همسفر مریم:آخرین مرحله ای که انسان به تکامل می رسد مرحله ای است که از فرمان فکر و فکر استفاده کند.مواد سازنده خیال تفکر وتعقل است.ما در تفکر اشکال زیادی می سازیم که از جنس دیگری است.

همسفر فهیمه:چیزی که در اندیشه وفکر باشد همان شکل می گیرد.اگر در ذهن یک گوزن چند شاخ تصور کنی در آن واحد آن را می توانی در تفکرات داشته باشی و این تفکرات خمیر مایه اش از ماده است،ولی وقتی که به آن دنیا انتقال پیدا کنیم خمیر مایه آن مادی نیست براساس تفکر وتعقل همان برای ما اتفاق می افتد.آقای مهندس می گویند وقتی که خواب می بینیم می گوییم آن حقیقت است وقتی بیدارهستیم می گوییم این حقیقت است، کدام حقیقت است، در واقع هر دو حقیقت هستند و وجود دارند ولی آن در بعد خودش واین هم در بعد خودش.زمانی که به فرمان عقل برسیم تمام کارهایی که انجام می دهیم بر مبنای عقل است.

خانم زهره:آخرین مراحل آرایش جسم فرمان فکر و عقل است، زمانی که به نفس مطمئنه رسیدیم و به فرمان عقل رسیدیم آنجا هر چه تفکر کردیم همان جا حاضر می شود. همیشه در کتابهایمان می خواندیم که وقتی وارد بهشت شویم هر چیزی که بخواهیم برایمان فراهم می شود.

آقای مهندس می گویند زمانی که به فرمان عقل رسیدی آن وقت هر چه در ذهن داشته باشیم سریع برایمان مهیا می شود.خداوند یکی ازصفاتش شو شود است، انسانها هم می توانند در حد پایین تراین شو شود را داشته باشند.در جهان های دیگر تا می گوییم اجرا می شود ولی در جهان مادی باید زمان را در نظر داشته باشیم و نمی توانیم زمان را حذف کنیم.

برای شو شود چند شرط لازم است:1-هدف داشته باشیم2-خواسته داشته باشیم3-حرکت وتلاش4-از کارهای کوچک شروع کنیم

بخشش به چه معنا است؟

همسفر نگار:خداوند بخشنده ومهربان است چون زندگی را به ما بخشیده.درست است ما یکسری اشتباه یا گناه انجام می دهیم و بعد توبه می کنیم خداوند توبه ما را می پذیرد ما را می بخشد ولی باید جبران خسارت کنیم.

خانم زهره:هیچ کس در این جهان تاوان اشتباهات کسی را نمی دهد.من اگر تاوان می دهم تاوان نادانی خودم را می دهم برای اینکه نمی توانم صبر کنم،صبر را یاد نگرفتم نمی دانم اعتیاد چیست؟من تاوان نادانی خودم را می دهم که او را به عنوان یک بیمار نپذیرفتم و تمام سختی ها که در زندگی برای انسان ایجاد می شود دو دلیل دارد:1-سنت مجازات2-سنت آموزش

مجازات اینکه اشتباه کردیم و الان دچار مصرف کننده شدیم با توجه به سی دی تقدیر خودمان خواستیم که به این جهان بیاییم و این سختی ها را بکشیم که تاوان اشتباهاتمان داده شود حسابمان صفر شود تا بخشیده شویم.من به رهجو ها می گویم فکر کنید که سنت آموزش است فکر کنید که خداوند می خواهد چیزی به ما آموزش دهد اگر مشکل نباشد هیچ وقت چیزی یاد نمی گیریم.

این نعمت کمی نیست که ما بواسطه مشکلاتمان که اعتیاد یکی از آنها بوده آمدیم اینجا تا صفات بدمان را متوجه شویم و این بالاترین چیزی است که ممکن است خداوند به بندگانش بدهد که صفات بدش را به واسطه مسافرش به او نشان دهد.

در آخر خانم زهره از عزیزانی که روز دوشنبه از دستان پر مهرآقای مهندش شال کمک راهنمایی دریافت کردند خواستند که از حسشان بگویند:

 همسفر سمیه:حسی است که نمی شود به زبان آورد اما این حس یک حس متفاوتی بود با بقیه حس هایی که تجربه کرده بودم.من این احساس را داشتم که اگر لیاقت ندارم اصلا به این جایگاه نرسم و زمانی که آقای مهندس شال را به گردن من انداختند خدا را شکر کردم که این جایگاه نصیب من شد واز خدا خواستم که در این راه ثابت قدم باشم.وقتی که در مسیر درست حرکت کنیم نیروهای الهی به کمک مان می آیند.اینکه می گویند سنگها و زمین و آسمان به کمک ما می آیند واقعا درست است و به ما کمک می شود تا راه هموار شود.

همسفر فهیمه د:مسافرمن تخریب بالایی داشت و راههای زیادی را برای درمان مسافرم رفتم و فقط از طریق سیستم پزشکی پیش می رفتم و اصلا کمپ و انجیوها را قبول نداشتم تا اینکه با کنگره آشنا شدم و آموزش گرفتم واین آموزشها ایجاب می کرد که به کنگره بیایم و آموزش بگیرم، خدمت کنم تا خودم به آرامش برسم و وقتی که خودم به آرامش رسیدم کم کم این آرامش به مسافرم هم انتقال پیدا کرد.با اینکه مسافرم حالش خوب نبود برای آزمون کمک راهنمایی خیلی تلاش کردم و واقعا به مسافرم محبت می کردم و آنجا متوجه شدم که من آموزشها را کاربردی کردم و وقتی که من روی غلطک آموزش افتادم وآرامش من به مسافرم منتقل شد خدا را شکر که مسافرم دوباره سفرش را آغاز کرد والان حال خوبی دارد وهم اذن خداوند بود وهم خواست وتلاش خودم بود.از خانم زهره بسیار سپاسگزارم که هر چه الان دارم از زحمات ایشان است.

همسفر حکمت: از همه هم لژیونی های عزیزم تشکر می کنم از تک تک شما آموزش گرفتم از خانم زهره عزیز خیلی تشکر می کنم و خوشحالم که این توفیق نصیبم شد که در کنار ایشان آموزش بگیرم و امیدوارم که آموزش هایی را که گرفتم عمل کنم و به رهجو هایم انتقال بدهم.

خانم زهره:از هر سه نفر شما تشکر می کنم که با حرکتهای بسیار قشنگتان این حس را به من دادید.در کنگره حس هایی را تجربه می کنیم که هیچ کجا ی دنیا نمی توانیم چنین حس ها و عشق هایی را پیدا کنیم.مگر می شود برای حس رهایی و حس تغییر کردن رهجو، حس کمک راهنما شدن رهجو قیمت گذاشت، در جامعه ای که همه به دنبال منافع خودشان هستند. واقعا حس خدمت کردن با انسانها  یک حس ناب است برای چشیدن طعم این حس ها باید در این جایگاه قرار بگیرید و کمک کنید تا متوجه شوید که چه حسی است.من به شحصه این جنس حس ها وعشق ها را جایی تجربه نکردم و حاضر نیستم که این حس کمک راهنما شدن رهجو را به هیچ قیمتی عوض کنم.

نکته ای در مورد خانه تکانی عید نوروز:

عزیزان سفر اول سعی کنید در فکر خانه تکانی نباشید اگر هم می خواهید کاری انجام دهید زمانی انجام دهید که مسافر حضور ندارد ذره ذره و آرام به طوری که خانه به هیچ عنوان بهم ریخته نباشد والان آرامش مسافر و درمان اعتیاد در اولویت است.

موضوع مورد بحث هفته آینده: سی دی بخشش + نکاتی در مورد عید

نویسنده: همسفر الهه




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: کنگره 60، سی دی تشخیص، هفته دیده بان،  

تاریخ : یکشنبه 20 اسفند 1396 | 08:44 ق.ظ | نویسنده : همسفر الهه | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.