تبلیغات
همسفران وادی عشق - مشارکتهای مکتوب همسفران لژیون هشتم

 به نام خالق زیباییها

مشارکتهای مکتوب همسفران لژیون هشتم؛ لژیون کمک راهنما همسفر زهره

در باب دستور جلسه هفتگی: درختکاری

جناب مهندس دژاکام، همان پیر جوان دلی است که سال‌هاست شاخه‌های شکسته و ناتوان و خشک سرزمینم را دوباره شکوفا می‌کند؛ همان باغبان دلسوز و مهربانی است که تلاش را به دانه‌های کوچک هستی یاد می‌دهد که سختی‌ها و تاریکی‌ها را کنار بزند و به سمت نور و روشنایی و انسانیت خود را بالا بکشد...


سلام دوستان زهره هستم یک هم‌سفر:( کمک راهنما)

فرود وادی دوازدهم روی فرآیند زمان است یعنی وقتی شما چیزی را می‌خواهید بلافاصله صاحب آن نخواهید شد بلکه اول باید بخواهید که به آن برسید بعد بذر آن را بکارید و مراقبت نمایید و تلاش و کوشش کنید تا در آخر امر به آن خواست اولیه‌تان برسید.

در متن وادی آمده که: «پس بایستی نظاره‌گر وقایع باشیم تا به آخر امر خلق انسان نزدیک شویم تا نتیجه مشخص گردد.» این جمله برای من خیلی تکان‌دهنده بود و مفهوم آن را این‌طور برداشت کردم که: خداوند تمام هستی را برای آموزش و تکامل انسان هزینه کرد٬تمام حیات را برای رسیدن به آخر امر خلق انسان سرمایه کرد تا با اختیاری که دارد اشتباه بکند و بیاموزد. پس حتی اشتباهات انسان هم بخشی از آموزش اوست که باید طی فرآیند زمان آن‌ها را اصلاح کند تا بتواند به آخر امر خلق انسان نزدیک شود و ترخیص نهایی صورت گیرد.

بعد از رهایی باید شروع کنیم به درختکاری، چون کار منطقی این است که انسان اول باید خودش را احیا کند و بعد شروع کند به احیای طبیعت (آقای امین). حال چرا می‌گویند بعد از رهایی باید شروع کنیم به کاشتن درخت؟! چرا می‌گویند انسان اول باید خودش را احیا کند و بعد شروع کند به احیای طبیعت؟! ... چون انسان اگر از درون آبادی برخوردار نباشد هرگز نمی‌تواند قدمی در جهت آبادانی هستی و طبیعت بردارد، چون کسی در صور آشکار می‌تواند به مفهوم واقعی هرساله درختی بکارد و در ادامه از آن مراقبت کند و آن را آبیاری کند و از رشد آن لذت ببرد و ... که رشدی در صور پنهان آن شخص اتفاق افتاده باشد و به یک مرحله‌ای از رشد و معرفت و آگاهی رسیده باشد.

و چه زیبا کنگره به ما آموزش داد راه عمل کردن به آموزش‌هایش را با کاشتن هرساله یک درخت. چون کاشتن درخت یعنی زنده کردن طبیعت٬ یعنی کمک به احیا شدن طبیعت٬ یعنی به تماشا نشستن و دیدن تغییرات یک موجود زنده در پدیده زمان٬ یعنی رسیدن به درک مفهوم وادی ۱۲ که در آخرالامر، امر اول اجرا می‌شود.

انشا الله که شما بتوانید ۱۲۰ درخت بکارید.


سلام دوستان رؤیا هستم یک هم‌سفر:

من بسیار خوشحال و خرسندم که با مکانی آشنا شدم که تمام دستور جلسات آن قوانینی هستند متفکرانه با اندیشه ژرف و کاربردی برای من که بتوانم به مسائل پیرامونم بهتر و قشنگ‌تر نگاه کنم. قوانینی که شاید قبلاً به آن اصلاً توجهی نمی‌کردم. هیچ جای دنیا سازمانی نیست که بتواند شکوه و عظمت بسیاری از موضوعات زندگی را برای ما این‌گونه تفهیم کند و بتواند چنین همایش زیبا و قشنگی را به وجود بیاورد همایش بزرگ درختکاری.

در ادامه مسیر سفرمان که به جسم و روان و جهان‌بینی می‌پردازیم مسئله اهمیت طبیعت هم برای ما روشن می‌شود که همان‌گونه که برای خودمان ارزش قائل می‌شویم به طبیعت و جنگل و درخت هم اهمیت دهیم چون همه ما به طبیعت و گیاه و درخت نیاز داریم. درختان ریه‌های طبیعت هستند مهم‌ترین تولیدکنندگان غذا در خشکی هستند، منابع حیوانی که ما از گوشت آن‌ها استفاده می‌کنیم از گیاهان تغذیه می‌کنند، درختان تصفیه‌کننده هوا هستند و هوا را سالم و پاکیزه می‌کنند. درختان چشم‌اندازهای طبیعت هستند و انسان نیازمند این طبیعت زیباست. هرگاه خسته و افسرده باشیم، با دیدن باغ‌های پر از شکوفه و گل و شنیدن نغمه پرندگان که بر روی شاخ و برگ درختان زیبا نشسته‌اند به وجد آمده و مسرور می‌شویم سر سبزی درختان، افسردگی را از تن انسان می‌زداید و شادابی و نشاط به وجود می‌آورد. وقتی درختان پس از فصل خزان و مرگ، به نفسِ باد بهار زنده می‌گردند، درواقع بخشی از قدرت و حکمت پروردگار توانا را در پیش روی همگان به نمایش می‌گذارند. خشکیده و سپس سبز و خرم شدن درختان، یا به‌عبارتی‌دیگر مرگ و حیات دوباره آن‌ها، به ما می‌فهماند که طبیعت دستخوش تغییر و دگرگونی هست پس ما هم اگر با تفکر حرکت کنیم می‌توانیم تغییر را در زندگی‌مان احساس کنیم و درختی تنومند شویم که ریشه‌هایمان محکم و قرص است و با تغذیه روحی و جسمی سالم می‌توانیم هرروز بهتر و سرافرازتر از قبل باشیم و این لازمه‌اش سپری شدن زمان است اگر صبور باشیم در آخر امر، امر اول اجر می‌شود.

اهمیت درختکاری آن‌قدر بالاست که آقای مهندس آن را در دستور جلسات خود قرار داده‌اند پس بیایید این زیبای خفته را بشناسیم و بیشتر از قبل به کاشت درخت و نگهداری از آن کوشا باشیم.

سلام دوستان، حکمت هستم یک هم‌سفر:

 یک هم‌سفر وقتی وارد کنگره می‌شود و شروع به آموزش می‌کند کم‌کم به تزکیه و پالایش خود می‌پردازد یعنی از ضد ارزش‌ها دوری می‌کند و به‌طرف ارزش‌ها حرکت می‌کند. هرچه بیشتر آموزش می‌گیرد و به دانایی خود می‌افزاید و ذره‌ذره آن‌ها را عملی و اجرا می‌کند کم‌کم به دانایی مؤثر دست می‌یابد و راه و رسم بهتر زیستن و رسیدن به آرامش و در اصل انسانیت را فرامی‌گیرد. اگر رسیدن به آرامش و تعادل امر اول ما باشد این امر، در آخر امر به دست می‌آید که برای رسیدن به خواسته‌هایمان باید شروع کنیم بذر (خواسته) را بکاریم و در جهت خواسته‌مان حرکت کنیم و باید سعی و تلاش و زمان را مدنظر داشته باشیم.

 ما هرگز نمی‌توانیم پارامتر زمان را حذف کنیم هر بذری (خواسته) وقتی کاشته می‌شود چه در صورت آشکار و چه به‌صورت پنهان در چرخه تغییر، تبدیل و ترخیص قرا می‌گیرد. ما باید یک سال بعد از شروع تزکیه و پالایش نهالی را بکاریم و حتماً از آن نشان داشته باشیم و بعدازآن، از آن مراقبت و نگهداری کنیم و همان‌طور که ما در همه سطوح از طبیعت الگوبرداری می‌کنیم ما با مراقبت و رسیدگی به نهالی که کاشته‌ایم مراحل تغییر، تبدیل و ترخیص را می‌توانیم به‌خوبی مشاهده نماییم. اگر درخت ما خشک شد باید دوباره در هفته درختکاری نهالی دیگر بنشانیم و این نشان از این دارد که ما انسان‌ها هم باید به درختان نگاه کنیم و درس بگیریم که درختان در فصل زمستان می‌میرند و خشک می‌شوند اما با شروع بهار دوباره زنده می‌شوند و شکوفه می‌دهند. پس ما انسان‌ها اگر مشکلی پیش آمد ناامید نباشیم و از نو شروع کنیم و مرحله تغییر، تبدیل و ترخیص در مسیر زندگی همیشه وجود دارد.

 هم‌سفر سفر اول با حرکت و تلاش و آموزش تغییر می‌کند و کم‌کم به مرحله تبدیل می‌رسد و درنهایت از سفر اول به سفر دوم ترخیص می‌شود ولی دوباره باید این مراحل را طی کند تا کجا؟ تا ابدیت.

سلام دوستان، مهری هستم یک همسفر:

در زمین زندگی کنید و بگذارید دیگران هم زندگی کنند، آنچه را برای خود نمی‌پسندیم برای دیگران هم نپسندیم. به طبیعت و گیاهان و جانوران و سایر انسان‌ها صدمه نزنیم. زمین و آب‌ها را آلوده نکنیم و اجازه دهیم همان‌طور که دیگران برای ما کاشتند و ما خوردیم و استفاده کردیم قدرشناس آن نعمت‌ها و پیشینیان باشیم و درصدد برآییم مانند آن‌ها برای نسل‌های بعدی همان‌طور که مهندس دژاکام بزرگوار و اندیشمند توصیه کرده‌اند همه‌ساله یک درخت بکاریم و شاهد بزرگ شدن و به ثمر رسیدن آن باشیم تا شاید ذره‌ای از فرمان در آخر امر، امر اول اجرا می‌شود را شاهد باشیم.

سلام دوستان، آسیه هستم یک هم‌سفر:

«در توصیف زیبایی از امیر مؤمنان علی (ع) آمده: پس زمین به‌وسیله‌ی باغ‌های زیبا همگان را به سرور و شادی دعوت کرد و بالباس ناز گلبرگ‌ها که بر خود پوشید، هر بیننده‌ای را به شگفتی وا‌داشت و با زینت و زیوری از گلوبند گل‌های گوناگون فخرکنان خود را آراست که هر بیننده‌ای را به وجد می‌آورد.»

درخت یکی از مظاهر زیبایی خلقت و جلوه‌ای از نعمات آفریدگار عالم است که از دانه‌ای متولد می‌شود. دانه‌هایی که زیر خروارها خاک جوانه می‌زند و خود را از بین سنگ‌ها بیرون می‌کشد و با آب و آفتاب جان می‌گیرد و زمین چون مادری دلسوز و مهربان دانه را در آغوش می‌کشد تا رشد کند بزرگ و تنومند شود، جوانه بزند و اندک‌اندک شاخ و برگ بدهد تا شود سایبان خستگی یک رهگذر، تا شود لانه و مأوای پرنده‌ای بی‌پناه ، تا شود عصای دست پیر، دست ناتوان تا شود ... . اگر نگاهی به درخت سیب بیندازیم، شاید یک درخت چهارصد سیب داشته باشد که در هرکدام ده دانه باشد در اینجا از خود می‌پرسیم چرا این‌همه دانه لازم است تا فقط چند درخت دیگر اضافه شود؟ اینجاست که طبیعت به ما می‌آموزد که همه دانه‌ها رشد نمی‌کنند، دانه‌ای رشد می‌کند و شکوفا می‌شود که در اندیشه‌ی درخت شدن است؛ پس تلاش می‌کند، با سختی‌ها و ناملایمات می‌جنگد تا خود را در آغوش زمین بسپارد. باز می‌جنگد و می‌جنگد تا از دل تاریکی به سمت نور سر در آرد تا رشد کند و جوانه بزند. سال‌ها پیش فکر می‌کردم روز درختکاری، به‌عنوان یک وظیفه انسانی، باید نهالی را به دست خاک بسپارم تا فردا روزی درخت بنده را نظاره‌گر باشم؛ ولی پیر جوان دلی به من آموخت که چوب‌های خشک و شکسته را هم می‌توان احیا کرد، پیوند زد، خاکش را عوض کرد، نورش را بیشتر کرد می‌توان قطره‌قطره با عشق آبیاری‌اش کرد تا دوباره جان بگیرد و دوباره سرسبز شود و جوانه بزند، شاخ و برگ بدهد و بشود درختی تنومند و استوار که راحت به آن تکیه کرد، زیر سایه‌اش بود و از وجودش لبریز عشق و محبت شد. جناب مهندس دژاکام، همان پیر جوان دلی است که سال‌هاست شاخه‌های شکسته و ناتوان و خشک سرزمینم را دوباره شکوفا می‌کند؛ همان باغبان دلسوز و مهربانی است که تلاش را به دانه‌های کوچک هستی یاد می‌دهد که سختی‌ها و تاریکی‌ها را کنار بزند و به سمت نور و روشنایی و انسانیت خود را بالا بکشد.

سلام دوستان، فهیمه هستم یک هم‌سفر:

وادی دوازدهم به ما می‌گوید در آخر امر، امر اول اجرا می‌شود که از این وادی این‌گونه برداشت می‌شود که خواست اولیه ما یا تصویر ذهنی ما که می‌خواهیم برای رسیدن به آن حرکت کنیم در آخر امر به دست می‌آید و ازآنجاکه طبق آموزش‌های کنگره ما از طبیعت الگوبرداری می‌کنیم در این وادی با اجرای وادی دوازدهم در هفته درختکاری و کاشتن درخت و رؤیت بزرگ شدن درختانی که خود کاشته‌ایم به این امر واقف می‌شویم که بایستی پروسه تغییر، تبدیل و ترخیص اتفاق بیفتد تا با تغییر صفات گذشته خود به انسانی که لیاقت بازگشت به نقطه اول راداریم برسیم و موقعی که در جهت این مسیر مستقیم حرکت کردیم نیروهای القا، احیا و تحرک هم به کمک ما می‌آیند. درواقع زمانی که انسان پس از نزول به زمین برای برگشت به امر اول، در مقابل نیروهای مثبت و منفی قرار می‌گیرد و چنانچه در مسیر صراط مستقیم و دوری از ضد ارزش‌ها قرار نگیرد بارها و بارها به این دنیا پا می‌گذارد تا پس از کسب تغییرات لازم بتواند به جایگاه اولیه خود ترخیص شود که این امر مستلزم گذشت زمان است. درواقع با کاشت درخت و آبیاری آن و مراقبت از آن می‌توانید در پایان شاهد یک درخت پربار و تنومند باشید. چنانچه با کاشت بذرهای نیکو در درونمان و مراقبت از آن و مداومت انجام در کارهای نیکو که با تزکیه و پالایش روی خودمان می باشد می توانیم پس از گذراندن تغییر و تبدیل در پروسه زمان به مکانی ترخیص شویم که از آنجا انشعاب یافته ایم.

سلام دوستان، زهره (م) هستم یک هم‌سفر:

یک‌ضرب المثل یونانی است که می‌گوید «یک جامعه زمانی رشد می‌کند که بزرگ‌ترهایش درختانی بکارند درصورتی‌که می‌دانند هرگز زیر سایه آن نخواهند نشست.» در این وادی می‌خواهد به ما آموزش بدهد که ما باید از طبیعت الگو بگیریم چراکه انسان و طبیعت هر دو از جنس آگاهی هستند و برای این در پایان سال درخت بکاریم ولی قبل از کاشتن بذر باید بدانیم که آیا این زمین برای بذر ما مفید است یا نه. شاید ما باید اول زمین را شخم بزنیم تا هوا داخل آن نفوذ کند و بعد بذر خود را بکاریم و بعد به‌اندازه و به‌موقع به آن آب و کود بدهیم و بعد پارامتر زمان را در نظر بگیریم تا آن بذر کم‌کم تغییر کند و بعد تبدیل به یک جوانه شود و بعد ترخیص که نهال شود و بعد به یک درخت کامل برسد.

 حالا چرا آقای مهندس در آخر این وادی درختکاری را گذاشته‌اند. می‌خواهند به ما بگویند شما باید برای اینکه آموزش بگیرید اول باید خود را درست کنید و زمین خود را آماده کنید، کینه‌ها، خشم‌ها، منیت، حسادت و... را از خود کم‌کم بیرون کنید تا وجودتان آماده برای آموزش شود و بعد بذر خوبی، نیکی، محبت، عشق را بکار و از آن به‌خوبی مراقبت کن و هرروز در حال آموزش باش تا تغییر و تبدیل و ترخیص در تو انجام بشود و روزی تو هم به یک درخت تنومند تبدیل شوی و خیلی‌ها بتوانند از تو استفاده کنند و از تو بهره بگیرند. ما باید در پایان سال درخت بکاریم تا از درخت الگو بگیریم که آگاهی درونی خود را همچون بذر یا نهال با سبک‌بالی، عشق بارور کنیم و برای سبز شدن درخت باید با تفکر و اندیشه صبر کنیم تا به خواسته اول برسیم و بدانیم همان‌طور که یک درخت در مقابل باد و طوفان و سرما و گرما مقاوم است و ریشه‌هایش را محکم نگه می‌دارد و روزبه‌روز بلندتر و قوی‌تر می‌شود و به‌سوی نور حرکت می‌کند ما هم باید بتوانیم که مانند درختان باشیم و از تقلا کردن و زور زدن نهراسیم و بدانیم خوشی‌ها و ناخوشی‌ها همه می‌گذرند و بذرها کم‌کم رشد می‌کنند و به درخت تنومند تبدیل می‌شوند و در آخر امر، امر اول  اجرا می‌شود.

سلام دوستان، اعظم هستم یک هم‌سفر:

ما باید برای هر کاری یا برای رسیدن به اهدافمان زمان را در نظر بگیریم حتی برای تزکیه و پالایش و دوری از ضد ارزش‌ها باید آرام‌آرام حرکت کنیم مثل همان درخت که می‌کاریم باید حوصله داشته باشیم و مواظب آن باشیم. مثلاً شخصی هدف آن مادر شدن است و یک‌دفعه نمی‌تواند مادر شود باید تغییرات انجام شود تا یک نوزاد به وجود آید و یک مادر باید خیلی سختی‌ها را تحمل کند خیلی باید تلاش و زحمت بکشد تا بتواند یک نوزاد به یک فرد کامل  تبدیل شود؛ همان قانون و در آخر امر، امر اول اجرا می‌شود. ما هم برای اینکه بتوانیم درختی سرسبز داشته باشیم که بتوانیم از آن استفاده کنیم و بهره ببریم برای کاشت درخت به زمان نیاز داریم تا به یک درخت تنومند برسد و امیدوارم که بتوانیم این کار را هرسال انجام دهیم.

 سلام دوستان، مینا هستم یک هم‌سفر:

 و خداوند همه‌چیز را برای خدمت به بشر آفرید. دوروبر خیابان نیکی‌ها را به دو ردیف نگهبان سبز فرمان ایستادگی می‌دهند، نگهبانان سبز ایستاده‌ی امروز بذری بودند که در خیابان نیکی‌ها کاشته شدند و اندک‌اندک بانوی مهربانی با گذشت و لبخند با آب روان عشق صبر و تحمل با هوای پاکی‌ها پرورش داده شد، نگهبانان سبز امروز همان بذر عشق دیروز بوده‌اند که با صبر و تحمل و عشق تمام پرورش‌یافته‌اند و امروز قد علم کرده‌اند. همه دست‌به‌دست هم درهم‌تنیده‌اند و مسیر را ازآنچه هست زیباتر جلوه می‌دهند و گذشتن را خیلی راحت‌تر می‌کنند. در زمین زندگی کنید و بگذارید دیگران هم زندگی کنند. دیگران قبل از شما کاشتند و شما خوردید بایستی شما هم بکارید تا دیگران بخورند. توصیه آخر من برای آبادانی زمین و محیط پاکیزه و سالم برای خودتان این است که همه‌ساله یک درخت بکارید، از هر نوع که باشد و در هرکجا که بروید تا شاید ذره‌ای از فرمان در آخر امر، امر اول اجرا می‌شود را با بزرگ شدن درختانی که خود کاشته‌اید رؤیت کنید.

سلام دوستان، افسانه هستم یک هم‌سفر:

هر چیزی در جهان خاکی دارای 2 صور می‌باشد:1-صور آشکار 2- صور پنهان. حال اگر من هم‌سفر بخواهم به این دستور جلسه ازنظر صور آشکار نگاه کنم اینکه هرساله بعد از یک سال رهایی مسافران یک درختی کاشته می‌شود که باید از آن مراقبت کرد تا خشک نشود و رشد کند اما اگر من هم‌سفر بخواهم به این دستور جلسه ازنظر صور پنهان نگاه کنم پی به هدف عظیم بنیان کنگره 60 خواهم برد که با یک تفکر و اندیشه درست و ژرفی این کار صورت گرفته است مانند همه دستور جلسات هفتگی کنگره 60 که باوجوداینکه هرسال تکرار می‌شود اما برای من هم‌سفر تازگی دارند و آموزش جدیدی به دنبال دارند. فرد مصرف‌کننده زمانی که درگیر اعتیاد است به خانواده و جامعه و طبیعت خسارت وارد کرده است؛ زیرا اختیاری از خود نداشته و افکارش افکار افیونی بوده است. حال در این مکان مقدس با متد DST و شربت شفابخش ot یک فرد مصرف‌کننده کاملاً ازلحاظ جسم، روانی و جهان‌بینی تغییر می‌کند و به نقطه تفکر و دانایی می‌رسد و می‌داند که طی مدت اعتیاد خساراتی را به خود و خانواده و جامعه و طبیعت وارد کرده است که باید جبران خسارت کند. ابتدا از خود و خانواده و بعد در ادامه از جامعه و طبیعت؛ که برای جبران خسارت از طبیعت هرساله یک درخت کاشته می‌شود و از آن به‌صورت جدی حفظ و نگهداری می‌شود زیرا آموخته‌ایم که باید مسئولیت‌ها را بپذیریم و سعی و تلاش می‌کند تا طی زمان یک نهال تبدیل به یک درخت قطور و تنومند بشود.

همه نعمت‌های خداوند در طبیعت نشان از قدرت مطلق دارند به نظر من درخت نیز نشانه نشاط، زندگی، امید و پابرجا بودن است.

با کاشتن درخت مسافر در درونش زنده شدن دوباره بودن و باارزش بودن را احساس می‌کند. هرساله با نگاه به درختی که خودش کاشته است هدفش را در ذهن تصور می‌کند بافکر و اندیشه‌های مثبت و حرکت‌های درست برای زندگی‌اش برنامه‌ریزی می‌کند و می‌داند که در آخر امر، امر اول اجرا می‌شود.

 

 سلام دوستان، زینب هستم یک هم‌سفر:

زندگی را یاد گیریم از درخت، استواری را ز کوه و بی‌قراری را ز موج، بی‌نشانی را ز دشت می‌توان آموخت، زندگی را از که باید برگرفت؟ زندگی خوب است، خوب! زندگی سخت است، سخت! زندگی را یاد گیریم از درخت، زیر باران زیر برف، زیر آتش در میان برج تیر، در کویر در میان باد و طوفان، رعدوبرق در سکوت، ریشه‌ها در خاک افشرده است سخت، می‌فکند آب حیات از خاک بخت، زندگی را یاد گیریم از درخت، رو به‌سوی آسمان دارد ولی میوه‌هایش بر زمین افتاده‌اند، باخدا گوید اگر دارد غمی گرچه خلق، از طراوت از نشاط زیر چتر این مام حیات، دل به زلف شادی داده‌اند، جامه‌هایش گرچه دارد صد شکوفه و فر و ناز، همچو یکرنگان یکدل ساده‌اند، وه چه زیبا، وه چه نازک، وه چه سخت! زندگی را یاد گیریم از درخت

در آخر امر امر اول اجرا می‌شود

برای رسیدن به اهداف بایستی زمان را در نظر داشت یعنی هر خواسته یا دستوری می‌تواند با گذشت زمان به اجرا درآید. پس بایستی نظاره‌گر وقایع باشیم تا به آخر امر خلق انسان نزدیک شویم  تا نتیجه مشخص گردد. برای رسیدن به آخر امر بایستی از مراحل تغییر و تبدیل عبور کنیم تا به مرحله نتیجه یا ترخیص برسیم در زمین سه نیروی القاء احیا و تحرک وجود دارند که ما را به آخر امر هدایت می‌کنند. به رحمت و بخشندگی قدرت مطلق تردیدی نیست زیرا وعده‌ی او دروغ نیست و او به مخلوقین خودش عشق می‌ورزد و آن‌ها را آموزش می‌دهد تا بدانند آنچه نمی‌دانند. در این وادی با کاشتن درخت و رؤیت بزرگ شدن آن شاید ذره‌ای از فرمان در آخر امر امر اول اجرا می‌شود را بتوان رؤیت کرد.


با احترام، اعضای لژیون هشتم، لژیون کمک راهنما هم‌سفر زهره

تایپ: همسفر سحر




طبقه بندی: مشارکتهای مکتوب، 
برچسب ها: درختکاری، درمان اعتیاد، کنگره 60، وادی دوازدهم،  

تاریخ : شنبه 5 اسفند 1396 | 10:48 ق.ظ | نویسنده : زهره | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.