به نام نامی قدرت مطلق الله

روز دوشنبه مورخ 96/11/23 لژیون هشتم همسفران شعبه شیخ بهایی با حضور صمیمی  جمعی از همسفران و استادی خانم زهره با دستور جلسه: وادی ششم + کنترل خشم  آغاز به کار نمود.


وسوسه هایی که ما در طول روز برای انجام کارهایمان دچار آن می شویم نشان می دهد که هر دو قسمت روح و جن همیشه همراه ما هستند.

آقای امین می گویند که خواسته های نامعقول پرروتر هستند و می خواهند خودشان را به عقل نشان دهند ومثل جاهایی که نذری می دهند است که انسانهای پرروتر جلوی صف می ایستند و بیشتر هجوم می آورند

به  همان اندازه ای که نتوانیم از نیروی عقلمان استفاده کنیم به همان میزان هم دچار بدبختی و بیچارگی و عذاب و سختی می شویم

خداوند به همه انسانها به یک میزان عقل داده است،اما تفاوت ما انسانها در میزان دسترسی به این نیروی عقل است

چطور می توانیم خشم خود را کنترل کنیم؟

خدا را شکر می کنیم که باز هم این هفته توانستیم بیاییم و در کنار هم بیاموزیم.

از خانم ها حکمت،سمیه ص و سمیه ق خیلی تشکر می کنم که برای تمیز کردن سالن و صندلی ها خیلی زحمت کشیدند.

وادی ششم:

همسفر فهیمه د:حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا نماییم.در این وادی متوجه می شویم که عقل چیه؟جایگاه آن کجاست؟ و چرا باید حکم عقل را در قالب فرمانروا اجرا کنیم.

اگر انسان بتواند حکم عقل را کاملا اجرا کند انسانی است که در صلح وآرامش است.هر چقدر حکم عقل را بیشتر اجرا کند انسانی است که بیشتر در آرامش است.

خانم زهره:تکامل عقل یعنی عقل رو به کامل شدن است یعنی عقل باید کامل شود، وگرنه هیچ وقت نمی توانیم برسیم به آنجایی که انشعاب یافته ایم.منظور از حکم عقل این است که عقل کارش فرمان صادر کردن است و اینکه مثل ماشین تابع خودش است، همان طور که ما فقط به ماشین استارت می زنیم و بقیه کارها را خودش انجام می دهد، عقل انسان هم همین طور است ما فقط اطلاعات را توسط حس دراختیارش قرار می دهیم وبعد خودش، خودش را کامل می کند.

همسفر فهیمه:روح با لطافت منحصر به خود با اراده عقل رهبری می شود.انسان از نفس واحده تشکیل شده، روح انسان را به خوبی ها هدایت می کند و جن به بدی ها.روح فقط مختص انسان ها است و روح علارقم اینکه همیشه انسان را به خوبی ها هدایت می کند باز هم چون انسان اختیار دارد توسط عقل رهبری می شود و از عقل فرمان می گیرد.

خانم زهره:از کجا متوجه می شویم که یک قسمت انسان روح،یک قسمت جن ویک قسمت نفس است؟از کجا درگیری وکشمکش بین نفس و روح وجن را متوجه می شویم؟

وسوسه هایی که ما در طول روز برای انجام کارهایمان دچار آن می شویم نشان می دهد که هر دو قسمت روح و جن همیشه همراه ما هستند.اینکه صبح زود بیدار شوم یا نه،این حرف را بزنم یا نه،...تا زمانی که به نفس مطمئنه برسیم آن وسوسه با انسان هست واین دو همیشه با ما هستند. ما کار خوب بخواهیم انجام دهیم وسوسه می شویم، کار بد هم بخواهیم انجام دهیم وسوسه می شویم.عقل آغاز وپایان ندارد یعنی فنا ناپذیر است. زمانی که ما متولد می شویم مغز با ما متولد می شود اما عقل از قبل وجود داشته است.مسیر تکامل انسان این است که به فرمان عقل برسد یعنی به جایی برسد که هیچ وقت اشتباه نکند، حتی اگر انسان را مجبورکنند که اشتباه کند ولی اشتباه نکند آنجا است که می توانیم بگوییم به فرمان عقل رسیده است.

همسفر زهره م:عقل مانند خورشید به همه هستی ونیستی می تابد،یعنی عقل همیشه کار می کند و به ما فرمان می دهد.

خانم زهره:خداوند به تمام هستی یک جور علم داده است و یک جور به تمام هستی می تابد و آن بستگی به ما دارد که چقدر روزنه مان را بزرگ کنیم و چقدر دانایی مان را بالا ببریم. به میزانی که ظرف وجودی مان را بزرگ کنیم به همان میزان دریافت می کنیم. هر چقدر دانایی مان را بالا ببریم نور بیشتری دریافت می کنیم.

همسفر فهیمه د:خورشید به تمام هستی ونیستی می تابد.نیستی هم خودش یک جور هستی است.کسانی که قبلا در بین ما بودند ولی الان نیستند آنها را نمی بینیم چون در بعد حس ما نیستند، قدرت درک آنها را نداریم.

خانم زهره:آقای مهندس در آخر سی دی روان فرمودند انسانی که دانایی و ظرفیتش را بالا ببرد، خداوند مطالب بیشتری به او نشان می دهد و مسائل بیشتری را متوجه می شود.اگر یک اتفاقی در زندگی برایش پیش بیاید متوجه می شود که چرا آن اتفاق برایش پیش آمده است.نشانه ها برای انسان هایی هستند که تفکر می کنند.دقیقا همان روزنۀ نوری است که در وادی ششم به آن اشاره شده است.انسانهایی که اهل تفکر و تعقل هستند مسائل بیشتری را متوجه می شوند و ازتمام اتفاقات در زندگی به عنوان یک نشانه استفاده می کنند. باید تمام تلاش خود را بکنیم که روزنه وجودی مان بزرگ شود و آن روزنه با انجام دادن کارهای ارزشی و با بالا بردن دانایی بزرگ می شود.وقتی که دانایی بالا باشد آموزش بالا می رود و وقتی آموزش بالا برود از ضد ارزش ها دوری می کنیم و با آموزش می توانیم آن روزنه را بزرگ وبزرگ تر کنیم.این روزنه به صورت خودکار عمل می کند یعنی هر کسی که در راه مستقیم باشد و طبق قوانین عمل کند خود به خود به وسط گرد باد می رود و کسانی که قوانین را عمل نکنند خود به خود حس آنها بد می شود و به بیرون می روند.

همسفر اسماء:مغز جایگاه و وسیله ای است برای عقل ،مثل زبان که وسیله ای است برای سخن گفتن.

عقل فر ایزدی دارد یعنی چه؟ 

همسفر مریم:همان طور که خداوند عقل کل است و به همه هستی می تابد عقل هم مثل فرمانروا به ما دستور می دهد.

همسفر حکمت:عقل فر ایزدی دارد یعنی نشان از قدرت مطلق دارد.اگر خداوند رحمان،رحیم،...است آن صفات بصورت ذره ای هم در انسانها وجود دارد.

خانم زهره:عقل پیامبر درون است،چون هیچ وقت اشتباه نمی کند نیرو یش را از نیروی الهی گرفته است.همان طور که خداوند انسان را به خوبی ونیکی هدایت می کند عقل هم انسان را به نیکی هدایت می کند.آقای امین در مورد فر ایزدی می گویند که در ابتدا پر ایزدی بوده،که بعد تبدیل به فر شده است.پر به معنی  رها بودن ،سبک بودن،وابسته نبودن.ضد ارزش ها انسان را سنگین می کنند اما کسی که به ضد ارزش ها آلوده نشده مثل یک پر سبک است.

همسفر فهیمه د:اگر بتوانیم فرامین عقل را اجرا کنیم در صلح و آرامش خواهیم بود واز همان  فرمانهای  کوچک شروع کنیم، مثل مسواک زدن،صبح زود از خواب بیدار شدن،....که اگر آن کاری را که می خواهیم ،انجام دهیم در صلح و آرامش بیشتری خواهیم بود.جسم انسان به یک شهر وجودی تعبیر شده،بدن انسان از میلیاردها سلول تشکیل شده که هر کدام از این سلول ها حکم یک شهر را دارد.ساکنین این شهر خواسته های ما هستند که خواسته های معقول و نامعقول هستند و در این شهر وجودی یک فرمانروای عادل هست که هیچ وقت بد افراد را نمی خواهد و در این شهر شورایی وجود دارد که هر چقدر دانایی بالا باشد،تصمیماتی که گرفته می شود،تصمیمات درستی است و اگر به خواسته های نفس پاسخ داده شود یعنی همان افراد شرور فرمانروا را گول می زنند و باعث می شوند که تصمیمات غلطی گرفته شود.و کسی می تواند موفق شود که آموزش لازم را دیده باشد و دانایی اش بالا باشد تا بتواند خواسته های معقول و نامعقول را تشخیص بدهد.

خانم زهره:آقای امین می گویند که خواسته های نامعقول پرروتر هستند و می خواهند خودشان را به عقل نشان دهند ومثل جاهایی که نذری می دهند است که انسانهای پرروتر جلوی صف می ایستند و بیشتر هجوم می آورند و افرادی که کم روتر هستند عقب می ایستند.آقای امین می گویند خواسته های معقول ما مثل انسانهای کم رو هستند عقب می ایستند،انسانی که دانا است و نذری می دهد فقط حواسش به آن جلو نیست همه را می بیند افرادی که آخر هستند را هم می بیند ولی کسی که دانا نیست فقط همان جلو را می بیند .اگر کسی دیدش باز باشد و دانایی اش بالا باشد یک مقدار از عقب تر نگاه می کند،در صورتی که وقتی یک آدم کم رویی هست و ظرفش را پر می کنیم حال خودمان بهتر می شود.در بحث  خواسته هایی که درون ما هست باید برویم روی یک بلندا بایستیم .وقتی که دانایی مان را بالا ببریم یعنی رفتیم جایی بلند تر و همه خواسته ها را می بینیم و کسی که همه خواسته ها را ببیند آنهایی که مودب تر، آرام تر هستند را انتخاب می کند.آنهایی را که می داند اگر انجام دهد به آرامش بیشتری می رسد هر چند سخت تر باشد مثل کسی که نذری می دهد سخت است که برود و به افرادی که آخر هستند غذا بدهد، به همین کسانی که جلو هستند بدهد خیلی راحت تر است، اما اگر به آن ها بدهد حالش بهتر می شود.دقیقا درون ما هم همین طور است یه وقت هایی که از دست کسی عصبانی می شویم راحت تر است که سریع جوابش را بدهیم، چون خواسته نا معقول را اجرا می کنیم اما خواسته معقول می گوید یه کم صبر کنید،تفکر کنید تا آن را ببینید. در عصبانیت اگر حق با تو باشد و حرفی بزنی فایده ای ندارد.

تا چه موقع نبرد ادامه دارد؟

همسفر فهیمه د: نفس لوامه به شورا تعبیر شده که برای جلوگیری از انهدام شهر وجودی بزرگان را سرزنش می کند و آنها را از خواب بیدار می کند.موقعی که از نفس لوامه خارج شویم بزرگان شهر و ساکنین به سمت مثبت ها و خوبی ها پیش می روند و اگر در قسمت لوامه کار خطایی انجام دهند خود احساس پشیمانی به آنها دست می دهد وقتی از این مرحله عبور کنند به نفس مطمئنه می رسند که اگر روزی نفس مطمئنه به قدرت برسد آن روز همان روزی است که ما به قدرت عقل رسیدیم. برای رسیدن به فرمان عقل هم باید از کارهای جزئی شروع کنیم.اگر برنامه ریزی می کنیم حتما آن را اجرا کنیم.

همسفر زینب:آقای مهندس می گویند که همه ما می دانیم که کار خوب چیه کار بد چیه؟کارهای خوب را باید انجام دهیم کارهای بد را نباید انجام دهیم واین یعنی عقل و اگر بتوانیم آن را اجرا کنیم یعنی فرمان عقل را اجرا کرده ایم.

نکته های مهم از سی دی وادی ششم:

عقل عین ترازو عمل می کند،عقل وقتی می خواهد کاری انجام دهد بررسی می کند،تفکر می کند،می سنجد و آن را انجام می دهد.

عقل از کلمه عقال گرفته شده است به معنی هدایت کننده، وقتی می خواهند شتر را مهار کنند طنابی را از پره های بینی آن رد می کنند و بوسیله آن طناب شتر را هدایت می کنند به مسیری که می خواهند، عقل هم درون ما عین همان است.

هر چه عقل با برنامه ریزی و درست باشد انسان در صلح وآرامش است.هر چه عقل کم باشد در بدبختی و بیچارگی است.آقای مهندس می گویند که انسانی که عقل ندارد جانش در عذاب است.به  همان اندازه ای که نتوانیم از نیروی عقلمان استفاده کنیم به همان میزان هم دچار بدبختی و بیچارگی و عذاب و سختی می شویم.

همه بازی زندگی این است که به آن نقطه برسیم که کارهایی را که می دانیم خوب است انجام دهیم و بدها را انجام ندهیم این می شود فرمان عقل.

سواد و هوش با عقل دو چیز متفاوت هستند.ممکن است فردی باهوش باشد و با سواد ولی زندگی اش در رنج و عذاب باشد. انسانی که عاقل است زندگی اش در ٱرامش است.اینکه می گویند عقل بچه ها بیشتر از ما بزرگترها کار می کند بخاطر این است که بچه ها کمتر کار ضد ارزشی انجام می دهند ما بزرگترها به واسطه اینکه کارهای ضد ارزشی بیشتری انجام داده ایم،بواسطه اینکه بیشتر در تاریکی ها فرو رفته ایم بیشتر روی عقلمان حجاب کشیدیم و کمتر صدای روح یا عقلمان را می شنویم و صدای جن بیشتر شنیده می شود.

عقل هیچ وقت اشتباه نمی کند مگر اینکه اطلاعات غلط به آن بدهیم یعنی چه؟

همسفر افسانه:حس اولین نیرویی است که قوه عقل را بکار می اندازد و مثل یک خبر نگار است که در هستی می چرخد و اطلاعات را به عقل می دهد و این بستگی به ما دارد، هر چقدر به طرف ارزشها باشیم اطلاعات به ما می رسد ولی اگر به طرف ضد ارزش ها باشیم اطلاعات یا اصلا به ما نمی رسد ویا اشتباه برداشت می کنیم.

خانم زهره:وقتی می خواهیم به عقل سالم برسیم باید مراحلی را طی کنیم، حس سالم نمی شود مگر اینکه عمل سالم انجام دهیم،عمل سالم نمی شود مگر اینکه ایمان سالم شود و ایمان سالم نمی شود مگر اینکه تفکر سالم شود.این همان مراحل تزکیه و پالایش است.

حس می گردد واطلاعات را جمع آوری می کند به من می دهد وقتی حس من نسبت به یک نفر بد باشد،این حس بد اطلاعات غلط از جنس تنفر به عقل منتقل می شود واین حس است که فرمان غلط به عقل داده است و گرنه عقل اشتباه نمی کند یا بعضی اوقات فرمان درست می دهد ولی من آن را اجرا نمی کنم.

نکته ای که آقای حکیمی گفتند در تزکیه وپالایش به ما کمک می کند این است که چشم،گوش و زبانتان را کنترل کنید،با چشمتان هرچیزیی را نبینید،با گوشتان هر چیزی را نشونید،با زبانتان هر چیزی را نگویید،اگر انسان اینها را درست کند مطمئن باشد که حسش هم خوب می شود.

ما در چهار وادی اول تفکر را یاد گرفتیم،در وادی پنجم گفته شد که باید حرکت کنی و خداوند ما را در این مسیر تنها نگذاشت و ابزارهایی را در اختیار ما قرار داد که یکی از آنها عقل است که به ما کمک می کند تا راه درست را انتخاب کنیم.

چرا خداوند به انسان عقل داد؟بخاطر اینکه انسان را دوست داشت. هیچ وقت انسان را در هستی تنها نگذاشت. دوست داشت که وقتی انسان به زمین می آید بهترین جایگاه را برای خودش داشته باشد،بهترین لذت را از زندگی اش ببرد، به همین واسطه عقل را داد تا کمکش کند.در کتاب ادموند وهلیا گفته شده که به همان میزان که انسان سختی می کشد و بازپرداخت اشتباهاتش را می دهد،خداوند هم ناراحت است به خاطر اینکه انسان این همه سختی می کشد،به همین خاطر عقل ونشانه ها را در مسیر راهمان قرار داد تا بتوانیم به واسطه آن به  نیروی عقلمان دست پیدا کنیم.

نکته ای که در این وادی به آن رسیدم این بود که،خداوند به همه انسانها به یک میزان عقل داده است،اما تفاوت ما انسانها در میزان دسترسی به این نیروی عقل است.همه ما صدای عقل را داریم اما باید به یک توانایی و یا به یک مرحله ای برسیم که بتوانیم از صدای عقلمان استفاده کنیم.هر چقدر انسان به طرف ارزشها حرکت کند نیروی عقلش بیشتر وبیشتر می شود وبه حدی می رسد که می تواند خوب را از بد تشخیص دهد وراحت می تواند در زندگی اش تصمیمات درست بگیرد و به همان میزان در زندگی از صلح و آرامش بیشتری برخوردار شود.

چطور می توانیم خشم خود را کنترل کنیم؟

همسفر افسانه:یکی از دلایل خشم های ما ترس های ما است.زمانی که برای اولین بار در مقابل موضوعی قرار بگیریم،ترس به ما وارد می شود و اگر نتوانیم در ادامه به ترس خودمان غلبه کنیم باعث خشم ما می شود.وقتی با وجود اینکه آماده هستیم برای مشارکت کردن ولی می ترسیم ومشارکت نمی کنیم، این باعث خشم ما می شود.

خانم زهره:خیلی وقتها ما از دست خودمان خشمگین می شویم موقعی که کاری را خواستیم انجام بدهیم ونتوانستیم انجام دهیم،خشمگین می شویم.همیشه هر جا خشم هست ترس هم با آن هست.اگر می خواهیم خشم را از بین ببریم باید ترس را از بین ببریم.

همسفر اسماء:ریشه همه خشم ها ترس است.من متوجه شدم که خواسته ام را محترمانه از طرف مقابلم بخواهم و از حقم دفاع کنم و دیگر هیچ ترسی نداشته باشم.

سوال همسفر زینب:

بعضی ها آن وظایفی را که به عهده دارند را انجام نمی دهند و باعث خشم ما می شود.این خشم چیست؟

خانم زهره:آقای امین گفتند که هر جا خشم هست ترس هم هست و مثل یک کیک خامه ای لایه لایه می ماند که یک لایه آن خشم،یک لایه آن ترس است.هر جا خشم بود باید ریشه آن که ترس است را از بین ببریم و تا ترس از بین نرود به هیچ شکلی خشم از بین نمی رود.خانم آنی کماندار مثالی زدند که وقتی دست بچه را گرفتی و به خیابان می روید و بچه دست شما را رها می کند و به وسط خیابان می دود شما خشمگین می شوید و سر او داد می زنید که چرا این کار را کردی،اینجا چون ترس از دست دادن بچه را دارید خشمگین می شوید.یا زمانی که مصرف کننده داشتیم اینقدر عصبانی می شدیم وخشمگین بودیم،چون ترس از آینده ، ترس از آبرو،ترس از آینده بچه ها، ترس از دست دادن خود مصرف کننده را داشتیم وعلتش همین ترس ها بود که خشمگین می شدیم.

الان در بین جوانها بیشترین خشم و عصبانیت و پرخاش را می بینیم چرا؟چون آنها نگران آینده شان هستند،آنها به سنی رسیدند که می خواهند همسر انتخاب کنند، شغل انتخاب کنند و .. باید به آنها حق بدهیم چون ترس از آینده دارند. و فقط من به عنوان یک مادر می توانم به فرزندم امید بدهم،دانایی او را بالا ببرم،توکل را به او یاد بدهم،به او دلداری بدهم تا کم کم آن ترس و نگرانی از بین برود و در نهایت خشمش فروکش کند.

آقای مهندس می گویند زمانی که شخصی عصبانی است و پیش روانپزشک می رود به او راهکارهایی می دهند که خشم وعصبانیتش را پایین بیاورد مثل نفس عمیق کشیدن،یک لیوان آب خوردن،دوش آب سرد گرفتن... ممکن است با این روشها مقطعی خشم  فرو کش کند ولی باید ریشه خشم را پیدا کنیم،چون ما در کنگره یاد گرفتیم که مسائل را ریشه ای حل کنیم.اگر می خواهیم خشم،حسادت...را از بین ببریم باید جهان بینی مان را عوض کنیم، اینها همه زاییده تفکر ما هستند،اگر بتوانیم تفکرمان را درست کنیم اینها از بین می روند.اگردچار حسادت،بغض،خودبزرگ بینی،زیاده خواهی...هستیم مطمئن باشیم که دچار خشم وافسردگی می شویم و اگر می خواهیم خشم وافسردگی از بین برود باید اینها را یکی یکی کنار بگذاریم.

سوال همسفر سمیه:بعضی از رفتارهای اطرافیانم من را به شدت اذیت می کند و به او تذکر می دهم ولی باز هم آن رفتارها را تکرار می کند؟آیا باید با او کنار بیایم؟

خانم زهره:گفتیم که مشکلات دوسر دارند یک سر آن درون خود ما است،باید صفات ضد ارزشی درون خودمان را درست کنیم.ممکن است در شرایط عادی قبول نکنیم که صفات ضد ارزشی داریم ،چون در شرایط عادی صفت ضدارزش خودش را نشان نمی دهد ما باید در مشکلات قرار بگیریم تا آن موقع خودش را نشان بدهد و متوجه شویم که منیت داریم،حسادت داریم،یا زود عصبانی می شویم و...

وقتی کسی نسبت به ما حسادت دارد و ما اذیت می شویم،علت حسادت را باید در خودمان جستجو کنیم باید درون خودمان را درست کنیم.وقتی که صفت بدی در دیگران می بینیم و آن را تشخیص می دهیم مطمئن باشیم که آن صفت درون خودما هم هست.

چطور حسادت کنار می رود؟اگر چیزی را می خواهیم اما آن را نداریم باید توانایی هایمان را بالا ببریم تا بتوانیم آن را به دست آوریم..بعضی مواقع که توانایی انجام کاری را داریم آن را انجام دهیم واگر توانایی انجام آن را نداریم باید دانایی مان را بالا ببریم تا بتوانیم حسادت را کنار بگذاریم.

نویسنده: همسفر الهه ک

موضوع مورد بحث هفته آینده: سی دی یین و یانگ

 




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: وادی ششم، کنترل خشم، درمان اعتیاد، کنگره 60، عملکرد لژیون،  

تاریخ : جمعه 27 بهمن 1396 | 02:52 ب.ظ | نویسنده : همسفر الهه | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.