به نام قدرت مطلق الله

روز دوشنبه مورخ ۱۶/۱۱/۹۶ لژیون هشتم همسفران شعبه شیخ بهایی با حضور گرم جمعی از همسفران واستادی خانم زهره با دستور جلسه سی دی کمک کنگره به من وکمک من به کنگره  و  وادی پنجم  آغاز بکار کرد .

شخصی که با وجود اینکه می داند کنگره به او چیزهای زیادی داده نخواهد یا نتواند از آن چیزی که دارد؛وقت، انرژی، پول و ... برای کنگره بگذارد؛ یعنی چیزی یاد نگرفته است....

گاهی اوقات از فشار غم و ناراحتی آرزوی مرگ می کنیم اما حاضر نیستیم یکی از این دانسته هایمان را عملی کنیم...


ابتدا خانم زهره فرمودند :من حالم خیلی خوب است و مثل همیشه شاد وپر انرژی هستم امیدوارم همیشه شما را هم شاد و پرانرژی ببینم  . بعدایشان درپاسخ سوال همسفر فهیمه در رابطه با اینکه برگه های آزمون مجازی فقط امضا شده وتصحیح نشده فرمودند : من از این به بعد فقط امضا میکنم و اسامی شرکت کنندگان را به مرزبانی میدهم  خودتان بروید از کتاب یا سایت صحیح کنید . چون عده ای منابع را مطالعه میکنند وپاسخ میدهند وعده ای بصورت کتاب باز جواب میدهند (البته این ایرادی ندارد ) واین برای شما بهتر است که به کتاب یا جوابهای داده شده در سایت  مراجعه کنید و جواب صحیح را ببینید .

بعد فرمودند : در مورد دستور جلسه اوتی روز پجشنبه صحبت کردیم و امروز در مورد سی دی کمک کنگره به من و کمک من به کنگره صحبت میکنیم . حال هر یک از شما یک برداشت و نکته در مورد این سی دی بیان کنید و ذکر کنید چه چیزی در یافت کرده اید و چه پرداخت کرده اید؟

همسفر زینب : من در این مدت که با کنگره آشنا شدم اصلا از اضطراب وتشویشی که در منزل داشتیم خبری نیست و کنگره این اضطراب وتشویش را از ما گرفته و یک آرامش نسبی به ما داده و من در مقابل سعی کردم با نظم باشم و تا جایی که بتوانم آموزشها را دریافت کنم .

همسفر آسیه :

آن جرات و جسارتی را که در لایه های زیر من بود  پیدا کردم و یاد گرفتم  که هیچ وقت دیر نیست. همه ما دارای قدرت سازندگی هستیم  تا بتوانیم به کسانی که راه خودشان را گم کرده اند کمک کنیم .آقای مهندس میفرماییند : که باید بدانیم  که چه چیزی میدهیم و چه چیزی میگیریم و من عشق به کنگره میدهم تا عشق دریافت کنم.

همسفر نگار :من بد بینی و منفی گرایی خودم  را با ورود به کنگره از دست دادم.

همسفر سمیه ص : کنگره به من زندگی دوباره داد. من انسانی بودم که اصلا نمیتوانستم  مثبت فکر کنم و الان با وجود مشکلات زیادی که دارم  ولی آرام هستم.

همسفر زهره : وقتی وارد کنگره شدم اصلا نمیتوانستم  چیزی دریافت کنم  فقط می امدم و میرفتم  ولی الان خیلی فرق کردم .ما باید اینقدر استوار باشیم که وقتی یک سفر اولی ما را میبیند از ما انرژی بگیرد .

همسفر  مریم : ما با حال خوشمان میتوانیم به کنگره کمک کنیم .

همسفر فهیمه د : چیزهایی که کنگره به من داد اصلا قابل شمارش نیست . بد بینی از من گرفته شد . اصلا آرامش درون نداشتم  که به من آرامش درون داده شد  روح من به من برگردانده شد . نفس من ارتقا پیدا کرد انرژی به من داده شد  عشق بلا عوض را یاد گرفتم  و اینکه دوست داشته باشم .

همسفر سمیه ق :درد همه ما مشترک است وچیزی که کنگره به تک تک ما داده آرامش است که به زندگی همه ما برگردانده شد . اولین چیزی که کنگره به من یاد داد اینکه معتاد مجرم  نیست او یک بیمار است و کارهایی که انجام میدهد صفت بیماری اوست و به من گفت که آرام باش  تازه اول راه است و قرار است که یاد بگیری چطور همسفر باشی تا بتوانی مسافرت را در به رهایی  رسیدن کمک کنی . کاری که ما میتوانیم برای کنگره انجام دهیم  منظم بودن ؛ سر وقت آمدن ؛ عملی کردن آموزشها و به حرمتها احترام گذاشتن است .

در مورد مطالب سی دی همسفر زینب: آقای مهندس مثلثی را برای ما ترسیم کردند  که یک ضلع آن  من ؛یک ضلع کنگره و قاعده آن موضوع مربوطه میباشد . کمک در هر زمینه ای میتواند باشد مسائل دینی ؛مادی ؛ معنوی و ... در مورد اعتیاد گفتند :اعتیاد نیروی بدن و عقل را از ما میگیرد .آقای مهندس خود را مثال زدند که قبل از کنگره چه شخصی بوده اند و چه وضعیتی داسته اند .وب عد کنگره چه چیزهایی به ایشان داده است . ایشان فرمودند افراد حساب خود را با کنگره صفر بدانند .(در صورتی که ما به کنگره بدهکار هستیم )

آقای مهندس سه حالت برای سن بیان کردند : ۱- سن شناسنامه ای  ۲- سن فیزیو لوژی  ۳- سن روانی 

سن روانی شاید خیلی مهمتر از آن دو باشد . ممکن است یک نفر سن شناسنامه ای  ۲۵ را داشته باشد و ناامید و پریشان باشد و خیلی بیش از سنش به نظر برسد و بر عکس شخص ۷۰ ساله ای که هنوز برای آینده برنامه دارد ؛ جوانتر بنظر برسد .

همسفر اعظم : فقط افراد مصرف کننده نیستند که عقل و جسمشان نابود میشود ؛ ممکن است ما هم در اثر افکار غلط ؛ عقلمان زایل شود و همچنین جسممان نابود شود و اصلاحوصله  انجام هیچ کاری را نداشته باشیم .من دقیقا دچار این حالت شده بودم  ولی با ورود به کنگره ؛از ضد ارزشها دور شدم . ما باید حرکت کنیم با فکر کردن بتنهایی  مشکلات حل نمیشود .البته مشکلات همیشه هستند ما باید آنها را برطرف کنیم  تا موفق شویم .

خانم زهره :

علت اصلی که من این دستور جلسه را گذاشتم این بود که آقای مهندس همیشه خیلی قاطع می گویند که راهنماها باید به رهجوهایشان یاد بدهند که به کنگره کمک کنند. و پشت این حرف ؛اموزش های زیادی نهفته است .چون شخصی که با وجود اینکه می داند کنگره به او چیزهای زیادی داده نخواهد یا نتواند از آن چیزی که دارد؛وقت، انرژی، پول و ... برای کنگره بگذارد؛ یعنی چیزی یاد نگرفته است.

ما اینجا بخشش را یاد میگیریم . اگر من نتوانم به جایی که اینقدر در زندگی من تاثیر گذاشته  (در علم من ؛حرف زدنم ؛ نویسندگی ؛ روح وروان من و  ... ) نتوانم کمک کنم یعنی هیچ رشدی نکرده ام  ونمیتوانم به کسی کمک کنم  حتی به خودم هم نمی توانم کمک کنم  .

کسی که  کمک کردن  و خدمت کردن در کنگره برایش سخت باشد  یعنی نمیداند کجا آمده و چه اتفاقی برایش افتاده است ما زمانی میتوانیم با عشق به کنگره کمک کنیم که کمکهایی  که به ما شده را ببینیم .

کنگره به کمک ما نیازی ندارد .کنگره پرچمی است که اگر بیفتد حتما کسانی هستند  که بلند ش کنند   چون یک سیستم الهی میباشد . ما نباید فقط به هفته ی لژیون مالی اکتفا کنیم  و باید یک پس اندازی برای کنگره داشته باشیم .

همسفری که صرفا برای رهایی مسافرش به اینجا می آید ؛ هیچگاه حالش خوب نمیشود چون  فقط میخواهد چیزی دریافت کند ولی در مقابل چیزی پرداخت نکند .و چنین چیزی در طبیعت امکان پذیر نیست . آقای مهندس میفرمایند این علم و این کالا و این متاعی که بدست میاورید به بهای اندک نفروشید .اینجا نباید فقط به درمان مسافر راضی شوید بلکه باید چیزهای بیشتری از کنگره بخواهیم . بیدار باشیم و بیدار  بمانیم  وخفتگان را هم بیدار کنیم  .  خیلی از انسانها دوست دارند به دیگران کمک کنند ولی نمیدانند چطور ؟ به نظر من در جامعه کنونی بهترین  و والا ترین و مقدسترین  مکان برای کمک کردن به انسانها  کنگره ۶۰ میباشد .  به گفته آقای مهندس کنگره  علاوه بر رهایی و درمان و آموزش  و... در کنگره، خداوند اجازه خدمت به ما داده  و خدمت به انسان قدرت میدهد ؛شادی وشعف  میدهد وخدمت یعنی انسان در صراط مستقیم است .

وادی پنجم

همسفر حکمت : ما فقط در این جهان زندگی نمکنیم  در جهانهای دیگر هم زندگی کرده ایم  و در جهانهای بعدی هم زندگی  خواهیم کرد . در این وادی گفته میشود هر آنچه تفکر کردی  الان باید عمل کنی . برای هر کاری بعد از تلاش و کوشش  باید حرکت کرد. انسان جاری است و همیشه باید در حال تغییر باشد  .

ما در سه جهان زندگی میکنیم  : ۱- جهان فیزیکی ۲- جهان ذهن  ۳- جهان خواب 

برای دوری از ضد ارزشها فقط یک راه وجود دارد و آن تزکیه وپالایش است .

خانم زهره : همه ما انسانها بر اساس باورها و  تفکراتمان زندگی میکنیم  . وادی اول تفکر سالم را به ما  آموزش میدهد .پوچی ونا امیدی تفکر نا سالم است . وادی سوم گفته شد اگر مسئولیت کارهایت را قبول نکنی ؛ تفکر نا سالم است . اگر بخواهی خداوند کاری برایت انجام دهد ؛ تفکر نا سالم است  . وقتی تفکرمان درست شد وارد وادی پنجم شدیم. یعنی آنچه را تا کنون یاد گرفتی  باید عمل کنی  . اگر تمام متون کنگره را حفظ باشیم ولی عمل نکنیم  هیچ تغییری در ما رخ نخواهد داد چون تفکر و حرکت با هم ضامن موفقیت هستند .

اگر تا کنون یادگرفتیم که خدمت کردن خوب است، مشارکت کردن به ما انرژی می دهد، تغذیه سالم چیست، یادگرفتیم باید ورزش کنیم، صبر کنیم، سکوت کنیم و ... اینها موقعی فایده دارد که بتوانیم خدمت کنیم، مشارکت کنیم، غذای سالم بخوریم، ورزش کنیم و...  تا این کارها را انجام ندهیم این اطلاعات به درد ما نمی خورد و هیچ تغییری در ما ایجاد نمی کند.

گاهی اوقات از فشار غم و ناراحتی آرزوی مرگ می کنیم اما حاضر نیستیم یکی از این دانسته هایمان را عملی کنیم.

جهان ذهن مقدمه ای برای برنامه ریزی و انجام کارها در جهان فیزیکی میباشد . انسانهای موفق کسانی هستند که هر کاری را اول در ذهن خود می سنجند. و با افکار مثبت  خوراک خوب به ذهنشان میدهند  و قادر هستند در اوج سختیها جهان ذهن خود را کنترل میکنند .

آقای مهندس میگویند هر کس بخواهد به صلح و آرامش برسد باید پله هایی که در وادی پنجم است را انجام دهد . یعنی ما در هر کجای دنیا که باشیم اگر بخواهیم به صلح و آرامش برسیم باید این پله ها را طی کنیم. برای اینکه بتوانیم چیزهایی که در ذهن داریم عملی کنیم ؛ باید از ترس نا امیدی ؛ استرس  و ... دور باشیم وجای آنها  را به ایمان وامید و... بدهیم تا بتوانیم درست حرکت کنیم.

 دوری از ضد ارزشها :                   

همسفر مینا : انسان برای اینکه به تعادل برسد ؛باید تزکیه وپالایش شود واز ضد ارزشها دوری کند .همه میدانند خیانت ؛دروغ و ... اضد ارزش است . هر کس میتواند با توجه کردن به درونش ضد ارزشهای خود را بشناسد

همسفر زینب :وقتی کار ضد ارزشی انجام شود براحتی نمیتوان از آن جدا شد مثل کسی که وارد چاه شده باید ذره ذره برگردد.

همسفر افسانه : زمانی میشود از ضد ارزشها دور  شد که بپذیرم و قبول کنم که آن در من وجود دارد در اینجا ۵۰٪ راه را رفته ام . اگر قبول نکنم  هرگز نمیتوانم آن ضد ارزش را کنار بگذارم .آقای مهندس میفرمایند : تزکیه وپالایش  (پندار سالم ؛گفتار سالم ؛ کردار سالم ) یعنی باز پس گیری نیروهای درون  وبیداری نیروهای خفته .

خانم زهره : آقای مهندس میگویند که ما هیچ وقت از راه کج به آرامش نمیرسیم  ؛میتوانیم به  مال وثروت برسیم ولی به آرامش نه در برج زندگی می کنیم اما در جهنم هستیم . به نظر من اولین نکته در دوری از ضد ارزشها این است که به خودم دروغ نگویم، سرخودم کلاه نگذارم.  با خود صادق باشم تا بتوانم ضدارزشهایم را ببینم و بپذیرم تا بعد آرام آرام در جهت اصلاحشان برآیم.. برگشت از ضد ارزشها درد دارد  .ما بدلیل ضد ارزشهای درون خودمان حالمان خراب است نه بدلیل ضد ارزشهای مسافرانمان .ضد ارزشها باید عام وکلی کنار برود وهمه با هم کنار گذاشته شود و باید تاوان کارهای گذشته را بدهیم .

خودداری خودداری یعنی در اختیار داشتن خود یعنی فرمانده خود باشم و کاری را که می خواهم انجام ندهم   بتوانم انجام ندهم.        

قناعت : از بدترین موقعیتها بهترین موقعیت را بدست آوریم  و بدانیم همیشه همه چیز فراهم نیست  وگاهی باید مدیریت بحران کنیم  وبا هنر خود خوب زندگی کنیم .

تجسس ؛ قضاوت ؛ غیبت : کسی که تجسس میکند انگار که یک شمشیر دو لبه در دست بگیری  و فشار بدهی یعنی خود را نابود میکنی . قضاوت و غیبت از تجسس شروع میشود . و ساختارهای منفی به هم کمک می کنند.

صبر : صبر جز بافت و ابزار زندگی است .بزگترین معجزه حیات ؛زمان است . ما باید برای انجام هر کاری به خود زمان بدهیم و بپذیریم که برای حل برخی از مشکلات باید زمان بگذرد و زمانی میتوانیم صبر کنیم  که به دانایی رسیده باشیم  . انسانی که میداند صبور است. وقتی انسان دانایی اش بالاتر می رود صبورتر هم می شود.

پس انداز : انسانی که قناعت کند میتواند پس انداز کند. باید مقداری از هزینه هایمان کم کنیم تا بتوانیم پس انداز کنیم تا آرامش داشته باشیم .

توکل ؛ رضا ؛ تسلیم : کسی که هنوز نتوانسته مسافرش را رها کند یعنی توکلش کم است .  ولی کسی که بعد از چند سال هنوز مسافرش رها نشده ؛با وجود این راضی است ؛ به مرحله رضا رسیده است . و مرحله تسلیم بسیار مرحله بالایی است و خواستش خواسته خداوند  است .

 

موضوع هفته آینده لژیون : وادی ششم + چگونه خشم خود را کنترل کنیم؟

 نویسنده: همسفر فهیمه الف

 




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: کنگره 60، کمک کنگره به من، کمک من به کنگره، وادی پنجم، عملکرد لژیون،  

تاریخ : جمعه 20 بهمن 1396 | 02:51 ق.ظ | نویسنده : فهیمه الف | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.