تبلیغات
همسفران وادی عشق - گزارش عملکرد لژیون تاریخ96/11/2

با نام نامی قدرت مطلق الله

روز دوشنبه مورخ 96/11/02 لژیون هشتم همسفران شعبه شیخ بهایی با حضور گرم جمعی از همسفران و استادی خانم زهره با دستور جلسه: وادی پنجم آغاز به کار نمود.

زمان در گذر است و ما به کنگره نیامده ایم که دیگران را تغییر بدهیم،سعی کنیم از این زمانی که به کنگره آمده ایم برای تغییر خودمان استفاده کنیم و خودمان را تغییر دهیم. فرصت هایمان خیلی کم است.بدانیم که بی دلیل این صندلی ها نصیب کسی نشده است و تمام تلاش مان را برای تغییر دادن خودمان در کنگره انجام دهیم ان شاا...


در ابتدا خانم زهره در مورد این روز زیبا که تجلیل از دو کمک راهنمای محترم خانم فخری و خانم نسیم بودصحبت کردند:

آقای خان  در جشن 20 سال رهایی آقای مهندس در تهران گفتند که زمان در کنگره جور دیگری می گذرد. واقعا نمی توانی آن را با هیچ چیزی بسنجی که زمان چطور می گذرد،اصلا متوجه نمی شویم.زمانی که تازه وارد کنگره شده بودم خانم نسیم تازه رها شده بودند و برای من رهایی یک چیز کاملا غیر قابل دست یافتنی بود، فکر  نمی کردم که مسافر من هم در کنگره رها شود وفکر می کردم که خانم نسیم یک کار خارق العاده ای انجام داده که رها شده است و مرتب از خانم نسیم سوال می کردم که در این مدت چه غذایی به مسافرتان دادید خورد، چیکار کرده اید که او رها شده و فکر می کردم که اتفاقات عجیب و غریبی باید بیفتد تا یک مسافر درمان شود، اما خدا را شکرهمان طور که زندگی روال عادی خودش را طی می کرد ما هم توانستیم درمان شویم. خیلی خوشحالم که در کنار این دو عزیز آموختم و جمله ای که خانم نسیم در صحبت هایشان به آن اشاره کردند این بود که زمان در گذر است و ما به کنگره نیامده ایم که دیگران را تغییر بدهیم،سعی کنیم از این زمانی که به کنگره آمده ایم برای تغییر خودمان استفاده کنیم و خودمان را تغییر دهیم. فرصت هایمان خیلی کم است.بدانیم که بی دلیل این صندلی ها نصیب کسی نشده است و تمام تلاش مان را برای تغییر دادن خودمان در کنگره انجام دهیم ان شاا... که روزی ،مثل خانم نسیم و فخری که روز تجلیل از تک تک ما خواهد بود بتوانیم با دست پر در جایگاه قرار بگیریم و حرفی برای گفتن داشته باشیم و یاد و خاطره نیکی از ما باقی بماند.

وادی پنجم

همسفران در مورد دستور جلسه هفتگی (وادی پنجم) مشارکت کردند.

همسفرفهیمه الف :ما نمی توانیم کم کاری خودمان را گردن دیگران بیندازیم یا عوامل دیگر رامقصر بدانیم.در این وادی گفته می شود که دانش واطلاعات در هر زمینه ای بسیار خوب است ولی موقعی مفید است که آن اطلاعات را به اجرا دربیاوریم و عمل کنیم.

ما در سه جهان زندگی می کنیم:1-جهان ذهن2-جهان خواب3-جهان فیزیکی

جهان ذهن بسیار گسترده است وما قادر هستیم که هر کار غیر ممکن را در ذهن انجام دهیم، بیرون آمدن از جهان ذهن خیلی سخت است.خیلی وقتها هست که انسان هر چقدر تلاش می کند قادر نیست که مانع ورود افکاربیهوده به ذهن شود واین کار تمرین نیاز دارد.جهان ذهن مقد مه ای است برای برنامه ریزی هر کاری در زندگی و برای اینکه چطور برنامه ریزی کنیم وچگونه عمل کنیم .وقتی در جهان ذهن مرحله به مرحله پیش می رویم و کاری را انجام می دهیم خیلی دقیق تر ودرست آن را انجام می دهیم.جهان ذهن طوری است که کار را از بالقوه به بالفعل تبدیل می کند.

ما از وادی اول تا چهارم چگونگی تفکر کردن را آموزش دیدیم در وادی اول فهمیدیم که هر ساختاری را که می خواهیم شروع کنیم اول با تفکر انجام می شود.در وادی دوم فهمیدیم که جهت بیهودگی به این دنیا نیامده ایم، در وادی سوم فهمیدیم که هیچ کس به اندازه خود انسان نمی تواند به خودش فکر

کند ودر وادی چهارم فهمیدیم که مسئولیت هر چیزی با خود انسان است.این وادی چهارم حالت تفکر داشت ولی از وادی پنجم به بعد چیزهایی را که آموزش گرفتیم را می خواهیم به عمل در بیاوریم.اگر کسی می خواهد موفق شود نباید به دانسته هایش فکر کند باید آنها را به مرحله عمل در بیاورد.

در مورد رسیدن به آرامش هیچ راهی نیست به جز اینکه انسان خودش را پاکسازی وپالایش کند وبرای این کار باید پندار نیک،کردار نیک وگفتار نیک را در زندگی ملاک خودش قرار دهد.کسی که سعی کند از ضد ارزش ها خودش را اصلاح کند اول در فکرش تاثیر می گذارد بعد در گفتارش، وبعد در عملکردش تاثیرمی گذارد.تزکیه وپالایش تنها راه رسیدن انسان به تعادل است.ویکسری پله هایی هستند برای اینکه انسان صعود کند .

پله اول:برگشت از ضدر ارزش ها است یعنی اینکه وقتی متوجه می شوی که کارت درست نیست از همان جا تصمیم بگیری که برگشت کنی و صفات ضد ارزشی را که متوجه آنها شدی کنار بگذاری.هر انسانی ممکن است که یکسری ضد ارزش هایی داشته باشد وانسان ذاتا پاک آفریده شده وهر کسی به درون خودش رجوع کند متوجه می شود که چه کاریش درست است وچه کاریش اشتباه است.همه می دانند که دروغ،ظلم..ضد ارزش هستند اما اینکه کسی بتواند آن را نجام ندهد، ارزشمند است.

پله دوم خود داری:وقتی که انسان با اینکه در مورد موضوعی فکر می کند ومتوجه نیست که در این مرحله که قرار گرفته چه کاری انجام دهد،چه کاری نباید انجام دهد،خود داری کند وانجام ندهد، بعضی ها متوسل به استخاره می شوند که بهتر است که موقعی که اطمینان نداریم کاری را انجام ندهیم.

همسفر زهره م:پله سوم قناعت،یعنی ما به آن چیزی که داریم راضی باشیم و از آن نهایت استفاده را می بریم.

پله چهارم صبر، که باید پارامتر زمان را در نظر بگیریم وتلاش و کوشش کنیم تا به آن چیزی که می خواهیم برسیم.یک سفراولی باید تلاش کند وزمان را هم در نظر بگیرد.ممکن است هم لژیونی من با ده ماه سفر کردن رها شود ولی شاید زمان من بیشتر طول بکشد.

پله پنجم:تجسس،قضاوت،غیبت،که انسانی که تجسس می کند مثل ما همسفرها که ممکن است شربت مسافرانمان را چک کنیم، یا گوشی موبایل شان را چک کنیم اول پیش خودمان قضاوت می کنیم که مثلا شماره فلان کس روی گوشی بود وبعد غیبت می کنیم.

پله ششم:پس انداز،که آقای مهندس فرمودند که پس انداز مال کسانی نسیت که ثروتمند هستند،بلکه برای افرادی است که کم درآمد هستند وپس انداز برای خود کنگره هم بسیار خوب بود که الان توانستند میلیاردها تومان خرید کنند.ما یک پس انداز معنوی هم داریم وقتی که به کنگره می آییم وآموزش می گیریم وسی دی ها را می نویسیم، موقعی که به مشکل بر می خوریم می توانیم بر گردیم به آن نوشته هایی که قبلا پس انداز کردیم و از آنها استفاده کنیم.

پله هفتم:توکل،رضا،تسلیم، هر انسانی باید تلاش کند وبعد هم توکل داشته باشد .هر چه خداوند صلاح می داند به آن راضی باشم، راضی به رضای او باشم ودرنهایت تسلیم خداوند باشیم شاید در پیشینه من چیزی هست که من از آن اطلاعی ندارم وباید به آنچه برایم مقرر شده تسلیم شوم.

و من به این نتیجه رسیدم که هرچیزی که ما یاد می گیریم اگر عملی کنیم آرامش آن به خودمان می رسد و وادی پنجم یعنی این پله ها را در زندگی مان همیشه کاربردی کنیم.

سپس خانم زهره از همسفران تازه وارد خواست که حالا که در  تفکرشان متوجه شدند که کنگره چه جور جایی است و متوجه شدند که چه کارهایی باید انجام دهند تا به آرامش برسند و الآن رسیدیم به وادی پنجم که وادی حرکت است از همین امروز با مشارکت کردن حرکت خود را آغاز کنند:

همسفر مریم:ما در حال حاضر در سه جهان زندگی می کنیم که جهان ذهن را آقای مهندس می گویند مثل یک سیاه چاله است که ما را به طرف خودش می کشاند.سیاه چاله همه چیز را به طرف خودش می کشاند وآن را نابود می کند پس اگر ذهن ما هم به طرف ضدارزش ها برودمطمنا ما را ذره ذره خراب می کند وزمانی که فکرمان خراب شود جسممان هم خراب می شود. وممکن است است جسم ما در جهان فیزیکی باشد ولی فکرمان در جهان دیگری سیر می کند.و ما اگر با کینه،حسد،نفرت ...بخواهیم زندگی کنیم ذره ذره به طرف ضد ارزش ها حرکت می کنیم.جهان خواب هم اگر من درطول روز نسبت به کسی کینه ونفرت داشته باشیم شب کابوس خواهم دید و خواب آرامی نداریم.

همسفر زینب:در چهار وادی قبل ما تفکر را گذراندیم و در این وادی می گوید که تفکر کردن کافیست باید شروع به حرکت کنی و این حرکت هم راحت نیست باید پله هایی را ذره ذره طی کنیم .

همسفر نگار:هر انرژی منفی که بدهیم به خودمان بر می گردد و سعی کنیم بد کسی را نخواهیم که باز برگشت آن به خود مان است.

همسفرمینا:وقتی می خواهیم حرکت را آغاز کنیم باید از ضد ارزش ها دور شویم وباید تشخیص دهیم که چه کارهایی ضد ارزش هستند،بعضی از کارها که انجام می دهیم فعل مثبت وبعضی ها فعل منفی هستند،یعنی بعضی کارها را نباید انجام بدهیم مثل (غیبت کردن)،بعضی کارها را باید انجام دهیم مثل (پس انداز کردن).

همسفر اسماء:از بین سه جهانی که در آنها زندگی می کنیم اول باید جهان ذهنمان را درست کنیم تا فکرمان درست شود وقتی فکرمان درست شد رفتارمان درست می شود مثل همان قضاوت کردن ،غیبت کردن،...

موقعی که رفتارمان درست شد در قبال آن خداوند به ما پاداش می دهد و آن پاداش باعث می شود که ما در هر مشکلی که داریم یاری شویم.

همسفر زهرا:با حلوا حلوا گفتن دهانمان شیرین نمی شود، چیزهایی که در فکر داریم باید به نقطه عمل برسانیم وحرکت کنیم.وقتی می خواهیم حرکت کنیم از ضد ارزش ها مثل ترس،اضطراب...ونقاط منفی را کنار بگذاریم تا به آرامش برسیم.

همسفر آسیه:من همیشه چیزهایی در ذهنم بود ولی هیچ موقع آن را پیاده نمی کردم و با گوش دادن به این وادی به خودم قول دادم که ای کاش ورد زبانم نباشد و چیزهایی که به آن فکر می کنم ومثبت وارزش هستند را عمل کنم.

خانم زهره:خیلی خوشحالم که توانستم یکی از افکاری که در ذهنم بود را اجرا کنم و صحبت آقای مهندس که فرمودند بیشتر به رهجو ها اجازه صحبت کردن داده شود،را اجرا کنم.واین یک نوع خودداری و یک نوع برگشت از کارهای اشتباه خودم یا صبر بود و واقعا امروز به مرحله رضا در این قضیه رسیدم.

و لژیون با دعای همسفر مینا به پایان رسید:

مهربان خدای خوب من، به خاطر خانواده خوبم از تو ممنونم

به خاطر توفیق بندگی ام، از تو ممنونم

به خاطر زندگی جدیدم از تو ممنونم

به خاطر میل به تحول و تولد دوباره ام از تو ممنونم

ای خالق دلسوز ومهربان، از تو برای همه آرامش می طلبم، برای همه سلامتی و تندرستی می طلبم!

آمین

نویسنده: همسفر الهه




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: گزارش عملکرد لژیون، وادی پنجم،  

تاریخ : چهارشنبه 4 بهمن 1396 | 06:54 ب.ظ | نویسنده : همسفر الهه | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.