تبلیغات
همسفران وادی عشق - گزارش عملکرد لژیون ( وادی چهارم )

به نام قدرت مطلق الله

روز دوشنبه مورخ ۹۶/۱۰/۰۴ لژیون هشتم همسفران شعبه شیخ بهایی با حضور گرم جمعی از همسفران و استادی خانم زهره و دبیری همسفر افسانه با دستور جلسه: وادی چهارم آغاز به کار نمود.


خداوند مشکلات را سر راه من قرار می دهد تا آنها را حل کنم و رشد کنم بعد من می آیم  قیافه حق به جانب هم  می گیرم و گاهی دو رکعت نماز هم می خوانیم و آن را دوباره به خداوند می سپارم. اینجاست که در وادی می گوید معلوم نیست ما باید به فرمان عقل برسیم یا خداوند؟!.

 

خانم زهره:

خدا را شکرمی کنم بخاطرنعمت حضوردرکنگره واقعا باید خدا را شکرکنیم که به تک تک ما این اجازه داده شد وخداوند چه نعمت بزرگی را نصیب ما کرد که راه کنگره را به ما نشان داد.

به خانم زینب،مریم،نگارخوش آمدعرض می کنم ولازم است که چند نکته را به عنوان همسفری که تازه وارد کنگره شده است را عنوان کنم.

1-اولین نکته اینکه همه اعضای کنگره باید لیوان همراه خود داشته باشند وما درکنگره ازلیوانهای یکبارمصرف استفاده نمی کنیم.2- ازشال سفید استفاده کنید3- حتما برای تهیه کارت کنگره اقدام کنید وبایدهمیشه کارت همراهتان باشد.4-سه جلسه پشت سرهم غیبت داشته باشید ازلژیون حذف خواهید شد.

به خانم حکمت وفهیمه خیلی تبریک عرض می کنم که دوران کارورزی خود را با موفقیت پشت سرگذاشتند، وازآنها می خواهم تا آموزشهایی که دراین مدت گرفتند دراختیارما قراربدهند.

همسفرفهیمه:نشستن درلژیون وکنارهم بودن به من انرژی خاصی می داد وقتی که حالم خوب نبود با حال خوش ازکنگره میرفتم.این با هم بودن ما همه اش حکمت است وما براساس یکسری حس های مشترک دریک لژیون درکنارهم قرارمی گیریم. سعی کنید درمسیری که قدم برمیدارید باآگاهی باشد. سعی کنید اگرمسافرحال خراب دارید تغییرات را ازخودتان شروع کنید تا خودمان تغییرنکنیم هیچ اتفاقی نمی افتد. راهنمایان عزیزی  که من درخدمتشان بودم هرکدام با حس خاص خودشان مطالب را انتقال می دهند ولی این ماهستیم که باید ازمطالب استفاده مفید کنیم وآنها را درزندگی مان اجراکنیم.

همسفرحکمت:همه راهنماها تلاش می کنندکه به رهجوهاآموزش بدهند ولی این بستگی به خود رهجو دارد که چه چیزی برداشت کند. راهنما همان طورکه آقای مهندس فرمودندهم باید جدیت یک پدر را داشته باشد وهم مهرومحبت یک مادررا.همه بچه ها که درلژیون صحبت می کنند وتجربه هایشان را در اختیارما قرارمیدهند خود یک آموزش بزرگی برای ما است.

خانم زهره:قدردرکنارهم بودن را بدانیم روزپنجشنبه که تولد خانم مهین بودمثالی برای درکنارهم بودند زدندکه بسیارزیبا بودکه گفتندخارپشت ها در زمستان برای اینکه گرم بمانند وازسرمای زمستان درامان باشند کنارهمدیگر  قرارمی گیرند که ازگرمای وجود یکدیگراستفاده کنند.خارپشت ها وقتی نزدیک هم می شوندخارهایشان به تن همدیگر می رود اما بازحاضرهستند که این سختی را تحمل کنند اما درکنارهم باشند. دقیقا زندگی ما مسافرها وهمسفرها هم همین طورباید باشد سعی کنیم حتی اگر با مسافری زندگی می کنیم که از دید ما شاید اذیت می کند (که البته این بخاطرجهان بینی و دانایی پایین ما است ) این در کنار هم بودن را حفظ کنیم، چرا که این درکنارهم بودن معجزه می کند و در واقع آن عشقی که بواسطه آن همسفر حاضر است سختی ها را تحمل کند٬ درد بکشد اما در کنار مسافر باشد٬ مطمئن باشید که معجزه می کند وحاضرهستیم سختی های همدیگرراتحمل کنیم،دردبکشیم امادرکنارمسافرمان باشیم.

هروقت دیدیدکه اذیت می شویدنگذاریدکانون خانواده تان ازهم بپاشد یا قهرنکنید بروید، هر چقدر دورتر شوید، هرچقدر فاصله ها بیشتر شود دیرتر به حال خوش می رسید. در کنارهم ماندن را حفظ  کنید.

نکته مهم دیگری که آقای مهندس در این هفته به آن اشاره کردند ساعت حضوردرکنگره است.خیلی مهم است که سرساعت درجلسه حضور داشته باشیم.اگرهمسفری بگوید که من بعد ازمدتی که به کنگره می آیم هنوزحالم خوب نشده ،ازش سوال می کنم که آیامشارکت کردی وحالت خوب نشده،آیا خدمت کردی وحالت خوب نشده، آیا سی دی ها را مرتب نوشتی وحالت خوب نشده...ما به رهجویی می توانیم کمک کنیم که واقعا فعال باشد.اگرقراربودهمه ماباآمدن به کنگره حالمان خوب باشد که این عدالت خداوندنیست،به میزان تلاشی که درکنگره می کنیم به همان میزان حالمان خوب می شود.ما نباید انتظار داشته باشیم که راهنما وقتی که برای یک رهجویی که خوب حرکت می کند را برای یک رهجویی که درست حرکت نمی کند بگذارد و این یعنی عدالت.

وادی چهارم: درمسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوندیعنی سلب مسئولیت ازخویش.

همسفرزهره م: دروادی اول تفکرکردن را یاد گرفتیم و در وادی دوم یاد گرفتیم که نا امید نشویم و وادی سوم می گوید که ازهیچ کس نباید انتظار داشته باشی، خودت باید حرکت کنی و کارهایت را خودت باید انجام بدهی.

بعضی وقتها می گوییم که خدا ما را آفریده و از خدا انتظار داریم که مثل چراغ جادو هرچیزی که ما می خواهیم  را برایمان آماده کند،ولی مسئولیتهای خودمان را فراموش کرده ایم. دراین وادی می خواهد مرز بین مسئولیتهای خودمان وخداوند رامشخص کند. مسئولیتهای ما این است که ازفرمان های خدا پیروی کنیم دروغ نگوییم،غیبت نکنیم،رشوه نگیریم...ما با انجام دادن این کارها سرخودمان راکلاه می گذاریم.

مسئولیتهای خداوند این است که به آسمان دستورداد که برما ببارد،به خورشید دستورداد که بر ما بتابد، درختان وگیاهان را آفرید...وهمه چیزرابرای ما خلق کرد تا به حال پیش نیامده که درشب و روزشدن اختلالی پیش آید وخداوند مسئولیتهایش را به خوبی انجام داده است.

خانم زهره:خداوند وقتی انسان را آفرید و به او اختیا ر داد، تمام هستی را برای ادامه زندگی او  خلق کرد. ضمنا اگرانسان بخواهد در جهت مستقیم حرکت کند نیروهایش رابه کمک او بفرستد.همین که راه کنگره را به ما نشان داد یعنی خداوند حرکت ازما دیده است، دیده که می خواهیم خوب شویم و راه را به ما نشان داده است.واین خیلی زشت است که خداوند به کمک ما بیاید ونیروهایش رابه سمت ما بفرستد ما استفاده نکنیم وازآنها بگذریم وبعد بگوییم چرا خداوند برای من این جورخواست.

همسفرزهره م:ما به دنبال گریزگاهی هستیم ونمی خواهیم مسئولیت هایمان را خودمان انجام دهیم.انسان اگربداند برای چه خلق شده؟چه کارهایی بایدانجام دهد؟مسئولیت هایش رامی پذیرد.ما در بعضی مواقع می گوییم توکل می کنم درصورتی که توکل نمی کنیم.ما توکل کردن رانمی دانیم. اگرتوکل را بدانیم می گوییم که ماسعی وتلاش خودمان را می کنیم وحرکت می کنیم خداوند راه را به مانشان خواهد داد، وخداند می فرماید که خودت باید تلاش کنی تا به اهدافت برسی.

همسفرحکمت: خداوند وقتی انسان را خلق کرد دو راه سر راهش قرار داد یکی راه نیکی ویکی راه بدی، وعاقبت هر راه را برای ما مشخص کرد، وقدرت انتخاب را به انسان داد وما انسان ها براساس جهلمان راه اشتباه می رویم وبعد به مشکلات برمی خوریم نمی توانیم آنها راحل کنیم وبرای اینکه ازمسئولیتها شانه خالی کنیم آن را به خداوند واگذارمی کنیم ولی انسان دانا این رامی داند که هیچ کار ومسئولیتی یک طرفه نیست بلکه دوطرفه است.همان طورکه ما نسبت به فرزند،پدر،همسر...یک مسئولیتهایی داریم آنهاهم نسبت به مامسئولیتهایی دارند.انسان نادان درپی معجزه است که اتفاق بیفتد ولی معجزه زمانی اتفاق می افتد که خودم سعی وتلاش کنم ومسئولیتهایم  را به خوبی انجام دهم.

همسفرالهه: ما نباید مسئولیت کارهایمان را به خداوند واگذارکنیم ممکن است براثرتنبلی یا کاهلی اشتباهی مرتکب شده ایم ومی خواهیم مسئولیت ان را از گردن خودمان برداریم و به خدا بدهیم و می گوییم  که خدایا من به توتوکل می کنم این مشکل  را برایم حل کن و یا دعا و راز و نیازمی کنیم ولی جواب نمی گیریم. دعا کردن این نیست که درگوشه ای بدون تلاش وحرکت بنشینم وفقط دعا کنم. دعا یعنی درخواست ازخداوند و زمانی دعا مستجاب می شود که تلاش وحرکت کرده باشم و بعد به خداوند بسپارم تا آنچه به صلاح من است همان اتفاق بیفتد.

همسفرسمیه: من خودم شخصا خیلی دعا می کردم، نمازمی خواندم ومی گفتم خدایا مشکل من راحل کن و این را نمی دانستم که رازونیازدرصورتی انجام می شود که خودم حرکت کرده باشم، ازفرامین خداوند پیروی کرده باشم. همیشه داشتن فرزند خوب را شانس می دانستم ولی کارهای خودم رانادیده می گرفتم . وقتی من با فرزندم بدرفتاری می کنم باعث می شود که اوهم با من بد رفتار باشد، واین وادی من را بیدارکرد. من اشتباه می کردم ومی خواستم که خداوند برایم حل کند. وقتی مشکلی سر راه من قرارمی گیرد باید تحقیق کنم، تلاش کنم تا کلید آن را پیدا کنم و اگرتلاش کردم، حرکت کردم و به نتیجه نرسیدم شاید هنوز زمان آن نرسیده و یا من هنوز ظرفیت آن را پیدا نکرده ام.

خانم زهره:آیا شانس وجود دارد؟

همسفرفهیمه: شانس  وجود ندارد و این خود ما هستیم که با دیدگاهمان  و با تفکراتمان برای خودمان اتفاقاتی را رقم می زنیم و بعد می گوییم که شانس من بد بود یا خوب بود.

خانم زهره:شانس همان تقدیراست.تقدیریعنی قدرواندازه کارهایی که تا الان انجام دادم. اگرخوب است یا بد خودم کرده ام. به اندازه کارهای خوب یا بد که انجام داده ایم بصورت حال خوش یا حال بد به سراغمان می آید و ما اسم آن را شانس می گذاریم.

سوال:چطوریک نفرشانس می آورد ودرقرعه کشی بانک برنده می شود؟

تصویرسازی وافکارمثبت تاثیرگذارهستند. افکارمثبت یک کارارزشی است وشاید جواب این افکارمثبت است که انجام داده است. ما درکنگره به این رسیده ایم که ذره ای کارخوب یا ذره ای کار بد از بین نمی رود. اما اگردرقرعه کشی برنده نشویم این نیست که ما انسانهای بدی هستیم شایدالان به صلاح مانباشد که فلان چیز مال ما باشد، مانمی توانیم قضاوت کنیم که کسی که در قرعه کشی برنده می شود آدم خوبی هست یا بد یا نمی توانیم قضاوت کنیم  که این جایزه پاداش کارهای خوب ماست  و ... . فقط این را بدانیم که خوشبختی  فقط درپول و مادیات نیست بلکه درآرامش وحال خوش است و سعی کنیم درراه مستقیم حرکت کنیم قطعاچیزهای خوبی به ما خواهد رسید در زمان مقرر و در زمانی که خدا بخواهد ومصلحت باشد.

 

همسفرافسانه: وقتی خداوند می بیند که بنده اش خواسته وتلاش کرده الان درقالب یک جایزه برنده یا وام به اوداده می شود.

همسفرزهرا: در وادی چهارم سپردن زندگی و اراده خود به قدرت مطلق می باشد واین مسئله به این معنی نیست که نقش خود را در این خصوص فراموش کرده باشیم. ما باید درهرمسئله ای نقش خود را به درستی انجام داده و قسمت  دیگرمربوط به خداوند می باشد. در این میان نقش خود را فراموش کرده، اطرافیان را مقصرمی دانیم و اگر در اطراف کسی را پیدا نکردیم خداوند رامقصرمی دانیم درصورتی که نقش اصلی به عهده خودمان می باشد وما تا نقش خود را پیدا نکنیم مسائل ما حل نخواهد شد.خداوند همه مسائل ما را در دست دارد.

همسفر فهیمه:ازما حرکت ازخدا برکت، این جمله به ما می گوید که سعی وتلاشمان را بکنیم در مسیر مستقیم حرکت کنیم  و برنامه ریزی کنیم برای اینکه به اهدافمان برسیم و بدانیم که قدرت مطلق ونیروهای مافوق به ما کمک می کنند. دو قانون وجود دارد پذیرش مسئولیت حیات واختیار.ما اول مسئولیت حیاتمان را قبول کنیم و به واسطه اختیاری که  با دانایی کسب می کنیم  درمسیرصراط مستقیم برویم و بدانیم که مسئولیت حیات با خودمان است وقتی این قانون را قبول کردیم به بالاترین نقطه که همان رسیدن به فرمان عقل است، می رسیم.

همسفر افسانه: زمانی که مسئولیت خودرابه عهده خدا واگذارمی کنیم به این معنی نیست که ما اصلا نباید از خداوند خواسته ای داشته باشیم وبی اعتقاد باشیم بلکه باید مسئولیت هایمان را بپذیریم، زمانی که پذیرفتیم وسعی وتلاش کردیم آن موقع خداوند به ما کمک خواهد کرد.

همسفر اعظم: خداوند به تنها موجودی که اختیار داد انسان بود وما با آن می توانیم راه ومسیرمان را انتخاب کنیم با تفکر وتعقل حرکت کنیم ومسیر درست را انتخاب کنیم.

خانم زهره:هروقت حس کردید که مطالب کنگره برایتان تکراری شده بدانید آن روز،روزسقوط شما است واین یک وسیله ای برای محک خودتان است. شاید 90 درصد از ما هنوزنتوانسته ایم این وادی را کاربردی کنیم. به زبان می گوییم که مسئولیت های من چه چیزهایی است اما آیا واقعا درعمل مسئولیتم را به عنوان یک مادر،همسفر،همسر...انجام داده ام. مطالب کنگره حقیقت هستند و چون حقیقت را بیان می کنندهیچ وقت کهنه نمی شوند.

موضوعی که دروادی چهارم به آن تاکید شده بحث مسئولیت پذیری ازجانب انسان است.چون اگرما مسئولیت مان رابه درستی بپذیریم این خود٬ عامل موفقیت ما می شود.باعث این میشود که درصلح وآرامش زندگی کنیم.اگرجایی درزندگی لذت نمی بریم بدانیم که مسئولیت مان را درست انجام نداده ایم.

مسئولیت یک همسفردرمقابل مسافرش صبر،سکوت،محبت...است.چرا گاهی ازمسافری که درکنارت است وباید لذت ببری، لذت نمی بری؟ چون مسئولیت همسفری را درست انجام نداده ای ونمی دانی ،ازنادانی مااست نمی دانیم که او یک بیماراست و چطورباید با او برخورد کنیم. خیلی مهم است که در مشکلاتی که بوجود می آید مقصراصلی راخودم بدانم. همینکه مقصر را خودم بدانم آرامش پیدا می کنم.

زندگی انجام وظیفه است، زندگی لذت بردن نیست. اگرتو وظایفت و مسئولیتهایی را که بر عهده داری به درستی انجام دادی مطمئن باش که لذت هم خواهی برد. مامی خواهیم بدون اینکه کاری انجام بدهیم لذت ببریم ،امااینطورنیست باید یک زحمتی بکشیم تا در ازای آن لذت ببریم.

خیلی وقتها بی تعادل می شویم یعنی مسئولیت هایی که مربوط به خودمان است را به خدا واگذار می کنیم، امامسئولیت هایی که مربوط به خدااست رامی خواهیم به زورعملی کنیم. به درگاه خدا رازونیاز می کنیم که خدایا مسافر من را درمان کن، قرض من را بده....این قرض دراثرناآگاهی خودت بوجودآمده الان باید کارکنی وآن قرض رابدهی واین را می اندازیم گردن خدا.وبه زورمی خواهیم مسافرمان را درمان کنیم.مسئولیت درمان مسافرمسئولیت من نیست بلکه خودمسافرمسئول درمانش است.دراین وادی می خواهیم مرزی بین مسئولیت هابکشیم.

اگرمنصفانه به زندگی مان نگاه کنیم متوجه می شویم که اکثرحال خرابی هایمان نتیجه اعمال اشتباهی است که دانسته یا ندانسته درگذشته انجام داده ایم.کسی کارهایش رابه خدامی سپارد که می خواهد از زیر بار مسئولیتهای خودش  شانه خالی کند.

اگرامروز افسرده هستیم، بیمارهستیم، ناآرام هستیم، اگرپرانرژی هستیم یا آدم سرشناسی هستیم و اززندگی مان لذت می بریم همه آنها بذرهایی است که درگذشته کاشته ایم وخودمان باعث رشد آنها شدیم. اگرحتی بیماری جسمی داریم به علت این است که درگذشته به جسممان احترام نگذاشتیم.اگر روح وروان خرابی داریم به علت افکارمنفی است که درگذشته داشتیم.

این وادی می خواهد روحیه طلبکارانه را از ما بگیرد. این جمله را خیلی از آقای مهندس شنیدیم که  می گویند همسایه هایاری کنیدتامن شوهرداری کنم.

خیلی وقتها انتظار داریم که اطرافیانمان من را یاری کنند فرزند من رانگه دارند که من به کنگره بیایم،این اصلا درست نیست. با حس توقع داشتن ازدیگران وطلبکاربودن ازدیگران هیچ وقت حالتان خوب نمی شود. اگرنشستید که راهنما به شما کمک کند، پدرومادرکمک کنند که حالتان خوب شود مطمئن باشید که هیچ وقت حالتان خوب نمی شود.علت همه حال بدی ها وحال خوشی ها را درون خودتان به دنبالش بگردید، چون یکسری ناخالصی ها  درون من است که حالم را خراب می کند.

خداوند مشکلات را سر راه من قرار می دهد تا آنها را حل کنم و رشد کنم بعد من می آیم  قیافه حق به جانب هم  می گیرم و گاهی دو رکعت نماز هم می خوانیم و آن را دوباره به خداوند می سپارم. اینجاست که در وادی می گوید معلوم نیست ما باید به فرمان عقل برسیم یا خداوند؟!.

علت اینکه ما ازدست اطرافیانمان اینقدرناراحت می شویم وحرص می خوریم چیست؟

چون انسان راهنوز نشناختیم، اصلا نمیدانیم انسان چیست؟هدف از خلقتش چیست؟

چرا اینقدرنگران و ناامید هستیم؟ چرانمی توانیم توکل کنیم؟

چون خدا را نشناختیم. اگر بتوانیم خودمان رابشناسیم، چون انسان ذره ای از وجود خداوند است و خداوند را بشناسیم  تمام نگرانی های ما کنارخواهد رفت.

موضوع مورد بحث جلسه بعد: سی دی آسیب شناسی

نویسنده: همسفر الهه




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: کنگره ۶۰، وادی چهارم، عملکرد لژیون،  

تاریخ : جمعه 8 دی 1396 | 08:48 ق.ظ | نویسنده : همسفر الهه | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.