تبلیغات
همسفران وادی عشق - گزارش عملکرد لژیون روز دوشنبه مورخ 13/9/96

به نام آنکه در جان و روان است   توانایی ده هر ناتوان است

روز دوشنبه مورخ 13/9/۹۶ لژیون همسفران شعبه شیخ بهایی با حضور گرم جمعی از همسفران با استادی خانم زهره و دبیری همسفر افسانه با دستور جلسه  ادامه سی دی نفس  آغاز بکار نمود.

حال من نشان می دهد که جوانه من چقدر رشد کرده وقتی که با وجود اینکه مدتی است به کنگره می آیید هنوز سردرگم هستید بدانید که دانه را هنوز نکاشتید پس زودتر بکارید که آمدن و رفتن هایتان بی فایده نباشد و با آمدن و رفتن و با خدمت کردن و سی دی نوشتن و ... آب و کودش می دهیم حال کسانی که آب و کودش می دهند قطعا به درخت می رسد و  ثمره می دهد


 در ابتدا خانم زهره در مورد خانم سمیه که گل رهایی را گرفته بودند صحبت کردند که خانم سمیه  خواسته خیلی قوی داشتند و با وجود تمام مشکلاتی که بر سر راهش بود و مخالفت هایی که از طرف خانواده می شد به کنگره می آمد و شاید اصلا باور نداشتند که چنین جایگاهی را بدست بیاورد ولی با تلاش هایی که کردند و با آموزشهایی که گرفتند خیلی چیزها را متوجه شدند و خیلی از گره های زندگی اش را توانست باز کند که نه تنها کمک  راهنما شود و مسافرانش هم رها شوند بلکه مسافرانش بیشتر از همه از کمک راهنماییش خوشحال شدند از این بابت خیلی خوشحالم که باز هم شاهد احیای انسانی دیگر بودیم.

چند پیام از مرزبانان محترم :

وقتی اسیستنت، راهنما و یا مرزبان بر سر لژیون آمدند به احترامش بایستید خیلی حواسمان به ادب و احترام باشد.

در مورد روز پنج شنبه ها حجاب را رعایت کنیم شاید در  کنگره حجاب مهم نباشد  و هر کسی با هر اعتقادی جایش در کنگره هست ولی در روز پنج شنبه آرایش هایتان ملایم و حجاب هایتان را درست کنید.

برای جشن همسفر اگر  کسانی که  دوست دارند کمک کنند به مرزبانی مراجعه کنند .

پنج شنبه ها، سفر دومی ها خدمت بگیرند و حتما به مرزبان ها بگویند و لباس سفید بپوشند و فرقی بین خدمت ها نیست اگر هدفتان قشنگ باشد. جایی که خدمتگزار نیست خدمت کنید و بین خدمت ها فرق نگذارید.

پیام از مرزبانان ورزش : کسانی که در رشته تنیس و شطرنج مهارت دارند به مرزبانان مراجعه کنند. ورزش مکمل درمان است از استخر استفاده کنید از تمام آبمیوه هایی که در کنگره هست استفاده کنید از پنج شنبه ها هم استفاده کنید طعم های مختلفی در کنگره هست از همه استفاده کنید .

دستور جلسه یادگیری با معرکه گیری

همسفر زهره م: یادگیری با معرکه گیری رابطه معکوس دارند معرکه گیری برای سرگرمی است و جنبه آموزشی ندارد و بخشی از معرکه گیری مانند میدان جنگ است برای تبرئه شدن از خطاهای خودمان است که نمی خواهیم خطاهای خودمان را بپذیریم. معرکه گیری صور آشکار و صور پنهان دارد. صور پنهانش این است که زمانی معرکه گیری نمی کنم اما در لژیون می نشینم و در ذهنم می گویم که شخصی با من به کنگره آمده و رها شده و دبیر و نگهبان شده و مسافرم را وسط میگذارم و نیروهای بازدارنده هم به من کمک می کنند و خشم و قیاس و نفرت را در خودم تقویت میکنم و از مسافرم نفرت پیدا میکنم .من قبلا که حواسم بیشتر به مسافرم بود آشوبی در ذهنم بوجود می آمد و معرکه گیری در افکار می کردم و انگار در لژیون نبودم. ذهن مهم تر از همه چیز است و وقتی که  ذهنم را از هر چیزی رها کردم و توانستم آموزشها را بگیرم می گویم شاید مسافرم در این جایگاه  باید باشد و شاید رهایی ام به خاطر این طول میشکد که خداوند می خواهد چیزی بهتری به من بدهد.

همسفر افسانه : ما در کنگره یاد گرفتیم که هر چه انسان عاقل تر ،آرامتر.کسی که عاقل باشد نشانه این است که آموزش گرفته و دانایی اش را بالا برده و عملی کرده است کسی که داناست معرکه نمی گیرد و اگر مشکلی بوجود بیاید عاقلانه برخورد می کند  و به حاشیه نمی پردازد وشروع به غر زدن نمی کند و معرکه گیری  را شروع نمیکند. ذهن دروازه نیست که آن را ببندیم. افکار منفی بسیار تاثیر در معرکه گیری دارد و باعث میشود که ما فکر کنیم و قیاس کنیم و بر اساس تفکر عمل ناسالم انجام دهیم که معرکه گیری می شود وقتی من به درک بالایی رسیده باشم که مسافر من یک بیمار است هیچ موقع با مسافران دیگر مقایسه نمی کنم و اجازه نمی دهم هر فکری به من راه دهد و درون آرامی دارم .

همسفر فهیمه الف: وقتی انسان در مورد یک سری چیزها بهانه گیری می کند و بی منطق می شود همان وادی سوم است که سلب مسئولیت از خویشتن است و همان معرکه گیری است .

همسفر مینا :  معرکه گیری وقتی است که  اشتباه خودمان را گردن بقیه می اندازیم و دوربین را رو به بقیه می گیریم .در ابتدا دید من به مسافرم چیز دیگری بود و وقتی فهمیدم که قبلا چه چیزی مصرف می کرده حالم خراب شد و مقابلش می ایستادم  و این همان معرکه گیری است .  

خانم زهره : گاهی یک لیوان آب به زمین می افتد و می ریزد و به جای اینکه بگویم من دقت نکردم و حواسم را جمع نکردم دیگران را مقصر جلوه میدهیم. ما خیلی دچار معرکه گیری هستیم . ما باید نکات منفی خودمان را  بپذیریم و این  به نفع خودمان است .

چه کسانی دچار معرکه گیری می شوند؟1- کسانی که فکر می کنند حقشان ضایع شده و یا در حق آن ها بی عدالتی شده است.۲- کسانی که  جواب عقلی برای اشتباهاتشان ندارند ۳- کسانی که بار مسئولیت هاشان را نمی پذیرند۴-کسانی که اشتباهاتشان را نمی پذیرند در واقع منیت دارند و می خواهند حرف خودشان را به کرسی بنشانند ۵- مهمتر ازهمه کسانی که توانایی انجام دادن آموزشهایشان را ندارند مثلا راهنما می گوید باید درمقابل این بیمار صبر کنید٬ سکوت کنید  وقتی نمی توانند این آموزشها را عملی کنند معرکه گیری میکنند. اگر توان این را داشته باشم که آموزش هایی را که می گیرم را به کار بگیریم معرکه نمی گیریم.

 چه کار کنیم که معرکه گیری  نکنیم ؟ آموزشهایمان را عملی کنیم – صفات ناخوشایند خودمان را بشناسیم و بپذیریم - فرمان عقل را بپذیریم – همیشه سطح انرژیمان را بالا ببریم . راه های زیادی برای بالا بردن انرژی هست وقتی حالتان بد است بگردید که چطور می توانید سطح انرژیتان را بالا ببرید – همیشه شکر گذار باشید چون انسانی که شکر گذار است وارد حاشیه نمیشود- انسانی که خدمت میکند انسانی که هدف های محکمی دارد وارد حاشیه نمی شود و اینکه بدانیم هر اتفاقی افتاده قطعا برای آموزش ماست .

 

سپس همسفر افسانه در مورد دو مورد از بندهای حرمت(دروغ گفتن و علیه شخصی سرزنش کردن) مشارکت کردند:

چرا می گوییم کنگره مکان مقدس و امنی است ؟ امن بودنش به خاطر این است که ما بندبند قوانینش را رعایت کنیم .

دروغ گفتن وسرزنش کردن:دروغ گفتن یک صفت ضد ارزش است و برای اینکه بتوانیم دروغ نگوییم تزکیه و پالایش باید بکنیم . ما در کنگره آموختیم که صفت گذشته در من صادق نیست چون جاری است هر صفت ضد ارزشی را می توانیم تغییر دهیم شاید من این صفت را نمی دیدم وقتی من کنار شخص دروغگویی قرا می گیرم جاذبه و دافعه ای در من بوجود می آید یعنی من از آن شخص خوشم می آید یا بدم می آید یعنی این که آن صفت درمن وجود دارد .

من زمانی که در کنار شخص دروغگو قرار میگیرم و هیچ تغییری در من ایجاد نشود متوجه می شویم که این صفت در من وجود ندارد ..

زمانی که من  دروغ می گویم یک بذری در  من کاشته می شود  که وقتی به دروغ هایم ادامه دهم باعث می شود به یک درخت قطوری تبدیل شود که کار من را سخت  می کند .

فرد دروغگو کم حافظه است چون فرد دروغ گو پایه حرفش بر حقیقت و راستی نیست فراموشکار می شود خیلی وقتها من دروغ می گویم چون می خواهم چیزی را پنهان کنم و همین باعث کفر می شود وبدنبالش صفت های ضد ارزشی دیگر را هم انجام میدهم و شاید به خاطر این است آقای مهندس اولین بند را دروغ گفتن گذاشتند. که با دروغ گفتن صفت های ضد ارزشی دیگری هم می آید. اقای مهندس می فرمایند کنگره مثل یک گردباد سبزاست شاید به این دروغ گفتن ربط داشته باشد اگر من همسفر بند بند قوانین کنگره رارعایت نکنم خودم باعث پرت شدن خودم ازکنگره میشوم ولی اگر رعایت کنم باعث میشود من به داخل این گردباد بیفتم و صعود کنم .

علیه شخصی سرزنش کردن : بعضی وقتها ما با دلیل یا بدون دلیل باعث سرزنش کردن کسی می شویم که نه تنها خودم و بلکه از اطرافیان هم باعث سلب آرامش میشود جایگاه های مختلفی در کنگره هست که خدمت می کنند. اساس کنگره بر ایمان و عقل و معرفت هست و وقتی  موضوعی را در کنگره می بینیم به جای اینکه شاخ و برگش دهیم باید با این سه اصل ایمان و عقل و معرفت حلش کنیم .

وقتی من درک کنم که طرف مقابلم بیمار هست شروع به سرزنش کردن آن نمی کنم و معرکه گیری نمی کنم .

خانم زهره : اگر در کنگره گفته می شود دروغ نگویید باید بدانیم که به نفع خودمان است کسی که دروغ می گوید هیچ وقت به حال خوش نمی رسد یعنی رهجو باید با راهنما صادق باشد و ما به صداقت یکدیگر اعتقاد داریم و اگر رهجویی با راهنما صحبت می کند راهنما طبق صحبت رهجو دستور می دهد . و راجع به علیه شخصی  سرزنش کردن  اگر من علیه کسی سرزنش کنم قطعا امنیت خودم را در کنگره به خطر می اندازم مثلا بگوییم اگر مسافر تو رها نمیشود به خاطر تو است یا باید اینکار را می کردی اگر دقت کنیم خیلی از حرفهایی که ما می زنیم حالت سرزنش است و باید ببینیم چقدر از حرفهایمان حالت سرزنش دارد .وقتی من در کنگره به کسی راهکار می دهم  یا کسی را سرزنش می کنم یعنی که خیلی منیت دارم بعضی وقتها همسفری به کنگره نیامده به خاطر اینکه که هم لژیونیش سرزنشش کرده راهنما می داند که با او چگونه برخورد کند. ما در قالب دوست حق نداریم کسی را سرزنش کنیم یا راهکار بدهیم در این  صورت امنیت خودمان و شخص مقابلمان  به خطر می افتد. بدانیم هر عملی که با نیت خیر انجام می دهیم عمل سالمی نیست .

سی دی نفس

همسفر فهیمه الف : در مورد صور پنهان به این صورت نیست که هر کسی بتواند نظر بدهد . ما دو راه برای اطلاع پیدا کردن از نفس  داریم 1- از طریق کتب الهی 2 – از طریق کتابهای اندیشمندان و فیلسوفان . اندیشمندان هم انسانهای عادی بودند و همه چیز را کامل لمس نکردند اشخاصی مثل مولانا علمشان را از طریق قران بدست آوردند . از طریق کتب الهی می توان به نفس پی ببریم یا از کلام معصومان . اینها حس مخصوص می خواهد. مولانا در اشعارش خیلی مشخص است و نشان می دهد که حس را از قرآن گرفته است. بعضی چیزها را نمی توان به کسی منتقل کرد مثلا بوی عطر را نمی توان به کسی انتقال داد باید کسی خودش آنرا حس کرده باشد یا ریاضی که عملکردشان معلوم است یا بانک سلول بدنمان ومغز که نمی توان از همه اطلاع بدست آوریم و فقط از طریق کتب الهی می توان به این حس ها دست پیدا کنیم .

در قرآن آمده از روز الست همه با خداوند پیمان بستیم یعنی اینکه نفس ما قبلا بوده و اینکه چطور و چگونه مشخص نیست .و ما همه دارای نفس واحده هستیم و نفس ما از این دنیا می رود و ما قبلا بودیم و بعد از مرگ هم فرشته مرگ روح ما را می گیرد  و نفس ما هست . این سوال همیشه هست که ما قبل از مرگ کجا بودیم و بعد از مرگ کجا خواهیم رفت و ما  با دانستن  قضیه روز الست این مسئله برای ما حل خواهد شد.

نفس یعنی چیزی که تعیین موجودیت می کند و از روز ازل بوده  و خواهد بود و انتهایی نمی توان برایش در نظر گرفت و بوده و هست و خواهد بود .چیزی که نشان دهنده نفس است عملکرد فرد از رفتار و کردارش می باشد و عملیات و مطالبی که می گوید.

یاد خداوند همیشه دارای آرامش است و گفته خود خداوند است اگر توکل نباشد فرد حس پوچی دارد و  بعضی در گرفتاری ها چون اعتقادی ندارند که بعد از هر سختی آسایشی هست شاید دچار مشکل شوند و دست به خودکشی بزنند .

در مورد کتاب شصت درجه زیر صفر :  برنامه کنگره و راهی که آقای مهندس رفتند این برای این بنا شد که یک برنامه زنده باشد و همه بتوانند ببینند و حسی انجام دهند و چهار چوب محکمی باشند که گامهایشان را روی آن بردارند .

خانم زهره : وقتی پیام های کتاب ۶۰ درجه را می خوانیم خطاب فقط آقای مهندس نیست خطاب به همه ماست.مثلا در این پیام نفس وقتی حرف از جوانه می زند  همهٔ ما باید در درون خود فرو رویم  که آیا اصلاً جوانه ای کاشته ایم ٬ اگر کاشته ایم تا چه حد بالا آمده. دانه معادل خواسته است . باید ببینیم که آیا دانه را کاشته ایم یا نه ؟ هر کسی با خودش صادق باشد . خواسته ام از آمدن به کنگره آرامش و آسایشم هست تا چه حد به آن رسیده ام. و کسانی که نکاشتند بروند بکارند . فقط خواسته درمان اعتیاد مسافر را داشتن خواسته درست نیست خواسته ،رسیدن به حال خوش است و خواسته من رسیدن به آرامش خودم است .

حال من نشان می دهد که جوانه من چقدر رشد کرده وقتی که با وجود اینکه مدتی است به کنگره می آیید هنوز سردرگم هستید بدانید که دانه را هنوز نکاشتید پس زودتر بکارید که آمدن و رفتن هایتان بی فایده نباشد و با آمدن و رفتن و با خدمت کردن و سی دی نوشتن و ... آب و کودش می دهیم حال کسانی که آب و کودش می دهند قطعا به درخت می رسد و  ثمره می دهد و ثمره اش رهجو هایی هستند که به رهایی می رسند پس هدف هایتان را قشنگ و بالا در نظر بگیرید .

همسفر فهیمه الف : هر کسی برای تکامل باید در جهان فیزیکی زندگی کند .انسان وقتی می خواهد از توان عقلی استفاده کند باید در مواجه باهر مسئله ای باید تمرکز کند و از توان عقلی مان استفاده کنیم تا بتوانیم مشکل را حل کنیم و مسئولیت کارهایمان را خودمان برعهده بگیریم و تلاش کنیم و راه حل را پیدا کنیم و از خدا کمک کنیم و در هر شرایطی از فرمان عقل استفاده کنیم و منضبط باشیم و سر ساعت و حضور داشته باشیم  که بارعایت این مسائل فکر مان را می توانیم متمرکز کنیم و راهمان را درست انتخاب کنیم .

خانم زهره : انسان از دوبخش صور پنهان و صور آشکار تشکیل شده است که صور پنهان چون قابل رویت نیست درکش برای انسان سخت است. نفس جزء صور پنهان است و نفس یعنی خود انسان و اصل انسان و  چیزی که انسان را می سازد و  در واقع اصل خصلت انسان نفس است و بقیه خصوصیات روی نفس سوار می شوند، مثل مهربانی من ، بی صبری من ، نفرت من و در کل تمام صفات من چه خوب و چه بد برگرفته از نفس من است. حال اگر بخواهیم که خواسته هایمان را تغییر دهیم باید ذرات نفس را جنس شان را تغییر دهیم آن هم با آگاهی و شناخت و معرفت می شود که خواسته های نفسم عوض شود . من وقتی در مورد اعتیاد آگاهی می گیرم می توانم صبر کنم و چون ذرات نفس جنسش عوض می شود پس خواسته هایم تغییر می کند . نشانه نفس این است که خواسته دارد٬ اگر خواسته را از ما بگیرند انسان نیستیم . حتی جمادات هم خواسته دارند. حتی کسانی هم که به نفس مطمئنه می رسند آنها هم باز خواسته دارند اما فقط به خواسته های معقولشان پاسخ می دهند.

این نفس بقا دارد چونکه نفس بوده و هست و خواهد بود و به قبل از روز الست بر می گردد .ما با نفسمان به آن دنیا می رویم یعنی با خصوصیاتمان به آن دنیا می رویم شاید چیزی که ما را در کنار مسافرانمان در کنگره نگه داشت این بودکه فهمیدیم که ما با خصوصیاتمان به جهان دیگر می رویم و حال می خواهیم از کنگره به عنوان یک وسیله برای تغییر صفات خودمان استفاده کنیم.

انسان معتاد به آن دنیا معتاد می رود چرا ؟ چون اعتیاد جز خواسته های نفسش می باشد و با همان خواسته به آن دنیا می رود .

انسان صبور ، انسانی که کینه و تنفر دارد و انسانی که حسادت دارد با همان خصوصیات می رود به همین خاطر آقای مهندس می گویند که تو مالک آن چیزی هستی که میدانی یعنی مالک تفکر و اندیشه مان .

آدم فلج چطور به آن دنیا می رود ؟ عقب مانده ذهنی و فلج بودن جز صور آشکار است و جز خصوصیات جسم است.ما با صورپنهانمان به جهان دیگر می رویم.

آیا آدم فقیر هم در جهان دیگر فقیر است؟ فقیربودن یا ثروتمند بودن جز خصوصیات جسمی است. اما اگر مثلا ترس من٬ عدم اعتماد به نفس من٬تنبلی من٬ نادانی من و ... باعث فقر من شده باشد اینها دیگر جز خصوصیات نفس میشود و با همین ترس و تنبلی٬ نادانی و ... به جهان دیگر می رود اما شاید یکسری افراد باشند که از نظر مالی فقیر باشند ولی خصوصیات خیلی خوبی داشته باشند پس با همان خصوصیات میروند.

وقتی می گوییم نفس چیزی است که تعیین موجودیت می کند چون جنس نفس را نمی دانیم که از چی هست می گوییم چیزی است. وقتی این نفس به مرحله میانه رسید تازه انسان می شویم.و خداوند به ما اختیار می دهد که خداوند برای این که از قدرت اختیار استفاده کنیم جن و روح را در اختیار ما قرار می دهد. تا بر پایهٔ اضداد مفاهیم را درک کنیم.گاهی باید اشتباه کنیم تا بیاموزیم پس از  اشتباهاتمان نا امید نشویم  ولی دیگر تکرار نکنیم .

 این جهان مادی لازمه تکامل است. یعنی لازمه تکامل ما اضداد و نیروهای منفی هستند. که آقای مهندس می فرمایند حتی فرشتگان هم اگر بخواهند تکامل پیدا کنند باید به این جهان خاکی بیایند.

 اما چرا گاهی صدای جن در ما بلندتر می شود؟ چون جن درون ما به خاطر کارهای ضدارزشی که انجام داده ایم و می دهیم قوی تر شده است. پس هر چقدر ما به سمت ارزشها حرکت کنیم مطمئن باشیم که صدای روح بلندتر و رساتر می شود.

موضوع مورد بحث هفته آینده: سی دی ازدواج + وادی چهارم  

نویسنده: همسفر رویا

 




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: کنگره ۶۰، سی دی نفس، رابطه یادگیری با معرکه گیری، گزارش عملکرد لژیون،  

تاریخ : چهارشنبه 15 آذر 1396 | 12:18 ق.ظ | نویسنده : همسفر رویا | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.