به نام قدرت مطلق

برداشت از سی دی قضاوت به قلم همسفر افسانه

اگر عالم و آدم جمع شوند تا من را متوجه صفات وجودی ام بکنند٬ تا زمانی که دوربین من٬ به جای اینکه به طرف خودم باشد٬ به طرف دیگران باشد و در حال قضاوت دیگران باشم و حکم صادر کنم قادر به دیدن صفات بد خود نمی باشم...



قضاوت به دو صورت انجام می گیرد:۱- زمانی که دیگران را مورد قضاوت قرار می دهیم.۲- زمانی که مورد قضاوت دیگران قرار می گیریم.

حال چگونه ما دیگران را مورد قضاوت قرار می دهیم؛ قضاوت کردن با حس رابطه نزدیکی دارد. زمانی که من یک صفت ناخوشایندی را در شخصی حس می کنم٬ باید بدانم که قطعاً از جنس همان صفت نیز در درون من وجود دارد که ممکن است آشکار باشد یا پنهان باشد.

قبل از اینکه سی دی قضاوت آقای امین را گوش کنم٬ فکر می کردم که اگر می توانم صفت بد کسی را تشخیص دهم٬ نشانهٔ باهوش بودن و زرنگی من است٬ اما با گوش کردن این سی دی متوجه شدم دیدن صفات بد دیگران٬ دلیل بر باهوشی و زرنگی من نیست بلکه یکی از حقه های نفس می باشد که من نتوانم صفات درون خود را ببینم.

وقتی صفت بدی را در شخصی ببینم در ادامه با زیر نظرگرفتن رفتار شخص و تجسس کردن و محکوم کردن٬ در آخر به قضاوت کردن شخص منتهی می شود.

حتی اگر این قضاوت کردن در ذهن من صورت بگیرد٬ شخص مقابل متوجه می شود چون حس من به او منتقل می شود و جنگی بین ما صورت می گیرد و این جنگ فقط٬ جنگ لفظی و فیزیکی نمی باشد٬ بلکه وقتی قضاوت صورت می گیرد مثل این می ماند که من موشک هایی را به طرف او پرتاب می کنم. در جنگهای فیزیکی ممکن است موشکهایی که پرتاب می کنیم به جای مورد نظر اصابت نکند اما موشک هایی که از افکار و اندیشهٔ ما پرتاب می شود حتی اگر شخص چندین کیلومتر فاصله داشته باشد و یا سالها او را ندیده باشیم٬ قطعاً به شهر وجودی شخص برخورد خواهد کرد که باعث حال خرابی و آشفتگی شخص می شود و در نتیجه هزینهٔ سنگینی را متحمل می شود و اینجا شخصی که صفات ناخوشایند او کمتر است نسبت به شخصی که صفات ناخوشایند او بیشتر است٬ ضربهٔ بیشتری می بیند و این جنگ٬ جنگی است که برنده ندارد و تا زمانی که دوربین من به طرف شخص است ادامه دارد.

اما وقتی که قضاوت را متوقف کنم و دوربین قضاوت را از روی شخص مورد نظر بردارم و به طرف خودم برگردانم قادر به دیدن صفات ناخوشایند خود هستم.

مشکل اصلی و اساسی در تزکیه و پالایش ندیدن تاریکی است٬ زیرا تا موقعی که قادر به دیدن تاریکی در وجود خود نباشم دست به تزکیه و پالایش نمی زنم و زمانی که قادر به دیدن تاریکی شدم٬ پنجاه درصد تزکیه و پالایش انجام شده است.

اگر عالم و آدم جمع شوند تا من را متوجه صفات وجودی ام بکنند٬ تا زمانی که دوربین من٬ به جای اینکه به طرف خودم باشد٬ به طرف دیگران باشد و در حال قضاوت دیگران باشم و حکم صادر کنم قادر به دیدن صفات بد خود نمی باشم.

اما زمانی که مورد قضاوت دیگران قرار می گیریم چه اتفاقی می افتد:

زمانی که مورد قضاوت دیگران قرار می گیریم٬ در تیررس دیگران هستیم و امنیت مکانی نداریم زیرا مکانی امن است که در آن قضاوت صورت نگیرد. مکانی که قضاوت در آن صورت می گیرد با وارد شدن به آن مکان متوجه جو سنگین فضا می شویم.

اگر نسبت به قضاوت دیگران حساس باشیم و انرژی مورد نظر را از تأیید دیگران کسب کنیم از قضاوت دیگران ناراحت می شویم٬ زیرا صفت ناخوشایند در درون من هست و همین ناراحت شدن٬ پرده و پوششی می شود روی صفات ناخوشایند من.

صفات ناخوشایند درون٬ باید ریشه ای حل شوند که این کار در کنگره صورت می گیرد. مانند وقتی که یک مصرف کننده با ورود به این مکان مقدس٬ با فراگیری آموزش ها و با درنظر گرفتن زمان٬ ناخالصی های وجودی اش برطرف می شود و در ادامه حتی اگر مورد قضاوت کسی هم قرار بگیرد ناراحت که نمی شود هیچ٬ حتی ممکن است خوشحال هم بشود و اگر در میان جمع کثیری مصرف کننده قرار بگیرد هیچ حسی نسبت به شخص مصرف کننده و مواد ندارد و جاذبه و دافعه ای صورت نمی گیرد. اما در جاهای دیگر وقتی شخص مصرف کننده ترک می کند در شخص نسبت به مواد مخدر حس تنفر ایجاد می شود.

اما من چگونه متوجه بشوم که صفات ضدارزش درونی ام مثل دروغگویی حل شده است یا نه؟

زمانی می توانم بگویم که صفت دروغگویی در من حل شده است که وقتی در کنار شخص دروغگویی قرار بگیرم٬ طبیعتاً از دروغ بدم می آید اما هیچ حسی ( نه دافعه و نه جاذبه) نسبت به شخص دروغگو ندارم.

و اقعاً چه زیبا استاد امین در این  سی دی به من می فهماند که تکلیف خود را روشن کنم که آیا به مسافر خود اعتماد دارم یا ندارم؟ و اگر بخواهم مدام رفتار او را زیر نظر بگیرم و در کارهای او تجسس کنم و او را مورد قضاوت قرار دهم فقط به خود ضربه می زنم و بدانم اگر مشکلی هست اشکال از من است و با دید منفی٬ فقط باعث می شوم اگر محبتی هم بین من و مسافرم هست منتقل نشود و کانال محبت بسته شود و به جای انتقال محبت٬ زهر منتقل شود.

و کلام آخر اینکه؛ خداوند به بندهٔ خود اختیار داد تا فقط در مورد خود قضاوت کند و در مورد مسائلی که به او مربوط نمی شود٬ قضاوت نکند. زیرا قضاوت کردن باعث می شود وارد حریم یکدیگر شویم. قضاوت کردن در جایگاه خودش اگر حس بدی ایجاد نشود٬ ایرادی ندارد.

با احترام؛ همسفر افسانه از لژیون هشتم  


برچسب ها: برداشت از سی دی،  

تاریخ : پنجشنبه 2 آذر 1396 | 01:08 ب.ظ | نویسنده : زهره | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.