تبلیغات
همسفران وادی عشق - گزارش عملکرد لژیون سی دی اعتیاد و مراسم آیینی و سی دی پادزهر

به نام قدرت مطلق الله

روز دوشنبه مورخ ۹۶/۰۸/۲۲ لژیون هشتم همسفران شعبه شیخ بهایی با حضور گرم جمعی از همسفران با استادی خانم زهره و دبیری همسفر افسانه با دستور جلسه سی دی اعتیاد و مراسم آیینی و سی دی پادزهر آغاز به کار نمود.

چرا گاهی انسان با وجود اینکه خیلی تلاش می کند اما به آن نتایجی که می خواهد نمی رسد؟

اینکه می گوییم باید رها کنیم صبرکنیم تا زمانش برسد،یعنی چه؟

چرا بعضی وقتها می گوییم من هر چقدر تلاش می کنم و می خوانم متوجه نمی شوم؟ چه چیزی باعث می شود که انسان کم هوش شود؟

چه موقع ظرفیت در انسان شکل می گیرد؟....

در ابتدا خانم زهره پیام مرزبان را مطرح کردند:

-همسفران حتما باید کارت کنگره راهمراه داشته باشند وکارت دارای اعتبارباشد.-حرمت کنگره خیلی اهمیت دارد و درجلسه دوبارخوانده می شود و ما به دلیل اهمیت حرمت ها هرهفته یک بند ازآن را سر لژیون کارمی کنیم-صحبت کردن همسفران با مسافران روزهای پنجشنبه درجلسه عمومی اکیداممنوع است. -درموردرفت وآمدهاکه گفته شده همسفری که مسافرش به دنبالش می آیدهمسفردیگری راباخودش نبرد-پوشش کنگره فقط باید سفید باشد واز پوشش های دیگرخوداری کند.

-از راهنماها خواسته شده که به هیچ عنوان غیراز زمینه درمان اعتیاد درهیچ زمینه دیگری مشاوره ندهند و ما هیچ دخالتی در تصمیماتی که می گیرید نداریم فقط  سرنخ  و یکسری آموزش ها را می دهیم.

سی دی اعتیاد و مراسم آیینی:

همسفرافسانه:آقای مهندس می فرمایند یکی ازشاهکارهایی که خداوند برای انسانها گذاشته است مرگ است.مرگ آن چیزی نیست که قبلا فکرمی کردیم که با مرگ همه چیزتمام می شود و پایان زندگی باشد بلکه مرگ شبیه یک سقوط آزاداست، زمانی که یک مسافردرمان را شروع می کند و درطول درمان سفرش را خراب می کند راهنما  به او سقوط آزاد می دهد، شاید این برنامه برای شخص یک حالت پریشانی بوجود بیاورد ولی نتیجه خوبی خواهد داشت و باعث می شود که یک شروع خوبی داشته باشد.

هدف خداوندازاین حیات این است که انسان حرکت کند،آموزش ببیند وبه نقاطی برسد واگرقراربود که زندگی ادامه داشته باشد،انسان قادرنبود که شرایطش را تغییر بدهد.خداوند سیستم مرگ راطراحی کرد که وقتی موجودی به یک مرحله ای رسید وآموزش دید مانند سقوط آزاد او را از بین می برد و در یک مرحله دیگراجازه حیات به اوداده می شود ویک زندگی جدیدی را شروع می کند.با دانستن این مطلب متوجه می شویم که مرگ یک چیز وحشتناک وزشت نیست .

خانم زهره:مرگ یکی ازشاهکارهای خلقت است ومابه این دیدگاه نگاه می کردیم که مرگ یک چیزبدی است امااین طورنیست،اگرقراربود زندگی انسان ها دریک جهان همین طورادامه دارباشد،هیچ وقت قضیه آموزش گرقتن انسان امکان پذیرنبود.جسم ما مانند یک لباسی است که تن ما است وخداوند می داند که این جسم تا کی به درد ما می خورد٬ و وقتی که این جسم دیگر به درد ما نمی خورد، این لباس  را ازتن ما درمی آورند و به یک جهان دیگرمی رویم، چون باید دریک موقعیت جدیدی قراربگیریم برای یک حرکت بهتر،پس هیچ موقع فکرنکنیم که مرگ وحشتناک است ومرگ درطول مسیرزندگی عین سقوط آزاد است برای تغییروضعیت زمانی،مکانی،اقلیمی...هرموجودی برای حرکت  بهتر و جالب تر.

همسفرافسانه:همه انسانها دارای یک حواسی هستند که طبق آن حواس که با یک نظم خاص درانسان تعبیه شده زندگی می کنند و بوسیله آن حواس چیزهایی که در اطرافشان است را درک می کنند، می بینند و صداها را می شنوند.اگرجایگاه حواس عوض شود یا جابجا شود باعث می شود انسانها تخریب شوند یا نابود شوند، چون بیش ازظرفیت آنهاست .بعضی ازاشخاص ومصرف کننده ها در اثر استفاده از مواد یا قرص یا مشروبات الکلی باعث می شوند که جایگاه حواسشان تغییرکند و چیزهایی را درک کنند که برای ما غیرقابل باوراست ولی برای آنها کاملا عین واقعیت است و اگر به آنها بگوییم که اینطور نسیت و توهم است اصلا حرف ما را قبول نمی کنند.

نکته مهم این است که مواد بیوشیمی بدن باعث می شود که حواس به طور طبیعی کارکند و زمانی که ما بوسیله مصرف موا د مخدر٬ در تولید مواد بیوشیمی بدن تغییرایجاد می کنیم باعث می شود که جایگاه حواس تغییر کند.

همسفرزهره ف:مسافران با مصرف موادسیستم شبه افیونی بدنشان را خراب می کنند و ما همسفرها هم بخاطریکسری ازمسائل بهم میریزیم و واقعا حواس پنجگانه ما هم بهم میریزد،با یکسری افکارمنفی سیستم شبه افیونی مان را بهم میریزیم وجایگاه حس هایمان را تغییرمی دهیم.

همسفرافسانه:ما اعتقاد داریم که اعتیاد از بین نمی رود حتی بعد ازمرگ واین خاصیت نفس است، و درجهان دیگرهم اعتیاد با شخص هست.

خانم زهره:اعتیاد و مراسم آیینی یعنی چه؟

درگذشته وقتی کسی می خواست سیروسلوک کنددرخیلی ازقبائل مخصوصادرسرخ پوستان رسم بود که وقتی به طورطبیعی نمی توانستند سیروسلوک را انجام بدهند ازموادی مثل حشیش یا کوکائین استفاده می کردند، وآرام آرام اعتیاد رواج  پیدا می کرد.جادوی مواد این است که آرام آرام وذره ذره تخریب خودش را ایجاد می کند به طوری که انسان متوجه نشود.

آقای مهندس در اواسط  سفرشان که حدود شش ماه می گذشت ازاستاد سیلور(عقاب سفید) اجازه می خواهند که قدری به سفرشان سرعت ببخشند تا بتوانند درسمیناری که دراصفهان برگزارمی شد وبیش از58کشور شرکت دارند حضور پیدا کنند و روش خودشان را مطرح کنند که استاد به ایشان جواب می دهند که باید قدری صبرکنند تا سفرشان تمام شود که بتوانند با دستی پرتر و ایمان قوی ترشرکت کنند تا بتوانند از روششان دفاع کنند.

این برای ما همسفران پیامی دارد"وقتی که درطول سفرهستیم می خواهیم سریع شخص دیگری را به کنگره بیاوریم واینجا به ما می گوید صبرکن واجازه بده که سفرخودت تمام شود تا با ایمان محکم تر بتوانی به دیگران کمک کنی.

همسفرالهه:"رودی که می خواهد رستگارشود وبه دریا برسد به قلوه سنگها و تخته سنگها  برخورد می کند ولی تلاش را ادامه می دهد و راهش را پیدامی کندهرچند که راه سخت باشد به دریا ملحق می شود"

درکائنات هرچیزی را  باید بهایش راپرداخت کرد وهیچ چیزبدون بها نیست.هرچیزی که مفت ومجانی بدست آوریم مفت ومجانی ازدست خواهیم داد واصلا ارزشی برایمان نخواهدداشت. موادمخدرممکن است یک لحظه سرخوشی به انسان بدهد ولی پایدار نیست و باید بهای آن را پرداخت کند.کسانی که می خواهند خیلی سریع به سیروسلوک برسندممکن نیست، خیلی ازبزرگان که به این مرحله رسیدند سالهای زیادی ریاضت کشیدند، تزکیه وپالایش کردن د تا به آن مرحله رسیدند ولی اشخاصی که بخواهند با مصرف حشیش وکوکائین ...به مرحله سیروسلوک برسند امکان ندارد وباعث سقوط آنها می شود.

سوال:آیا زندگی جهان بعدی براساس زندگی این دنیا رقم می خورد؟

همسفرسمیه:وقتی که به فروشگاه می رویم ومی خواهیم چیزی راانتخاب کنیم نگاه می کنیم ببینیم که چقدرپول داریم وبرمبنای آن مقدارپولی که داریم خرید می کنیم ،درجهان دیگرهم همین طوراست بستگی به کارهایی داردکه دراین دنیا انجام داده ایم.

همسفرافسانه:مرگ یعنی تحویل گرفتن وانسان با هر شخصیتی که هست ازاین دنیا وارد دنیایی دیگرمی شود یعنی براساس آن خصوصیاتی که داریم حق انتخاب خواهیم داشت هرچقدرخصوصیات خوبمان بیشتر،حق انتخا ب مان بیشتر است.

سی دی پادزهر:

همسفرزهره م: رابطه شخص که مواد مصرف می کند باموادمخدرمثل رابطه یک زن ومرد است ولی رابطه مسافربا مواد مثل رابطه یک زن وشوهراست که بین آنها پیمان بسته شده وبه همدیگراحترام می گذارند ولی آن زن ومرد تعهد خاصی به یکدیگرندارند فقط نیازهایشان به یکریگرگره خورده است مسافر با مواد یک پیمان مقدسی برقرارمی کند ومی خواهد که به روش dstاعتیادش  را درمان کند ودرحال سازندگی است ولی مصرف کننده آسیب وتخریب بوجود می آورد.

شخصی که اعتیاد دارد مثل شخصی است که برده است.و در گذشته برده داری زیاد رواج داشت وافراد سیاه پوست را به عنوان برده می بردند به انگلسان وآنها را می فروختند که به مدت سه هفته در راه بودند و آنها را با کشتی می بردند که به سختی تعداد زیادی ازاین افراد را درکشتی جا می دادند و در بین راه دوسوم آنها از بین می رفتند وشخصی می خواست که با این موضوع مقابله کند وبا نمایندگان مجلس هم درمیان گذاشت ولی چون برای آنها منفعت داشت مخالفت کردند و موقعی که این شخص موفق نشد آنها را راضی کند نقشه ای کشید وافراد ثروتمند را سوارکشتی مجللی کرد و نزدیک کشتی برده ها برد واز نزدیک آنها رامتوجه کرد که چه کاری انجام می شود ودریک لحظه دیدگاه افراد عوض شد.

خانم زهره:دراینجا می خواهد اهمیت شناخت ماهیت مسائل را به ما بیاموزد.درگذشته برده داری مرسوم بوده وزمانی برده داری منسوخ شد که ماهیت آن و زشتی آن کار برای یکسری افراد بانفوذ مشخص می شود.خیلی وقتها انسانهاممکن است انسانهای خوبی باشند اما وقتی از یک تفکرغلط پیروی می کنند باعث می شودکه یک راه اشتباهی را بروند. بعضی مواقع انسانها  ازمسائلی پیروی می کنند که ماهیت آن مسئله برایشان شناخته شده نیست به همین دلیل روی دیدگاه خودشان می مانند حتی ممکن است فرد پزشک باشد یا معلم...وآقای امین این موضوع رادرموردمسافران مطرح می کنندکه مسافران تا زمانی که فکرمی کنند اعتیاد خوب است هیچ وقت درمان نمی شود و بهترین کاراین است که این اشخاص سقوط آزاد  برود وقتی خماری را تجربه کرد قطعا ماهیت اعتیاد و مواد مخدر برایش روشن می شود ودیدگاهش نسبت به مواد مخدرعوض می شود وماهیت آن رامی شناسد و راهش راعوض می کند.

ما همسفران هم از تفکرات غلطی پیروی می کردیم مثلا مسافرانمان را بی اراده می دانستیم وبا این دیدگاه درکنارشان زندگی می کردیم اما  زمانی که به کنگره آمدیم و ماهیت اعتیاد برایمان روشن شد ومتوجه شدیم که اعتیاد چیست آن وقت دیدگاهمان نسبت  به مسافرمان عوض شد چون ماهیت آن را شناختیم.پس ما باید شناخت وآگاهی را درخودمان بالا ببریم تا ماهیت مان نسبت به مسائل درست شود وبتوانیم دیدگاهمان راعوض کنیم.

همسفرسمیه:ظرف انسان که همان دانایی است تعیین می کند که انسان چه جایگاهی داشته باشد.خداوند هیچ فرقی بین انسانها نمی گذارد اگرمرتب می گوییم که چرافلان چیزراخداوند به من نداد، چرافلان اتفاق برای من نیفتاد جواب قانع کننده این است که تومشکل کارهستی،که چیزهایی را که می خواهی خدا به تو نمی دهد.

سوال:چرا گاهی انسان با وجود اینکه خیلی تلاش می کند اما به آن نتایجی که می خواهد نمی رسد؟

1-ظرفیت لازم درشخص بوجود نیامده است.

2- خواسته ما ناخالصی دارد واگر به آن برسیم قطعا برای ما تخریب خواهد داشت.

3-زمان آن نرسیده است.

4 –شاید رسیدن به آن خواسته به صلاح من نباشد.

خانم زهره:ما همیشه می گوییم بخواه اما در این سی دی آقای امین می گوید گاهی نباید بخواهی٬ منظورچیست؟

منظوراین است که ازخداوند بخواهیم که زمانی که ظرفیت آن درمن بوجود آمد آن موقع به من بدهد.مثلا ما نمی توانیم بگوییم که رهایی را نخواه، بلکه بگویی هرموقع که صلاح من درآن بود آن وقت رهایی را به من بده.

5-اگرما به چیزی برسیم ونباید به آن می رسیدیم ممکن است صفات منفی و ضدارزش درما رشد کند مثل یک دانه باشد و تبدیل به یک درخت قطور شود وبعد به راحتی نمی توانیم آن را جدا کنیم.

درسی دی زخم عشق هم گفته شد که نرسیدن هم جزئی از مرحلهٔ رسیدن است.

ما انسانها برای آموزش به این دنیا آمده ایم گاهی اگر زوترازآن زمان برسیم ممکن است ما چیزی را اشتباه  یاد بگیریم ویا اصلا یاد نگیریم، پس خداوند صلاح ما را دراین دیده است که فعلا نرسیم، واگرایمان داشته باشیم که خداوند صلاح مان را بهتر میداند اینقدر بی تابی نمی کنیم  و صبرمی کنیم تا در زمان مناسب خداوند آن را به ما بدهد.

6-برای ایمنی خودمان به آن نمی رسیم،اگربرسیم ممکن است به خودمان یاخانواده مان تخریب واردشود، ویامشکلات زیادی برایمان بوجود بیاورد.پس گاهی خداوند به ما رحم می کند که نمی دهد.

7-اگر به آن خواسته مان نمی رسیم برای کسب صفات است،که تغییراتی درخودمان ایجاد کنیم وصفات کسب کنیم.

بعضی وقتها که تلاش می کنیم و نمی رسیم راهش این است که فعلا آن را رها کنیم تا زمانش برسد وتا آن زمان باید تغییراتی درساختار درونی خودمان ایجاد کنیم .

پس اینکه می گوییم باید رها کنیم صبرکنیم تا زمانش برسد،یعنی چه؟

منظوراین نیست که دست ازتلاش برداریم وبنشینیم تازمان آن برسد بلکه باید در این فرصت ظرفیت مان را بالا ببریم،مثلا ایمانمان راقوی کنیم، حسادت را ازبین ببریم،...وقتی تغییرات رادرخودمان ایجادکردیم آن زمان خداوند می فرماید آن چیزی که شخص باید یادمی گرفت را یاد گرفت،الان ظرفیت آن را پیداکرده که به خواسته اش برسد.

همسفرالهه:تمام نتایجی که انسان بدست می آورد جدای ازاینکه مربوط به دانایی اش می شود،به سطح انرژی شخص بستگی دارد.

خانم زهره:همیشه سعی کنید که سطح انرژی را درخودتان بالا نگه دارید.در زندگی کسی برنده است که سطح انرژی بالایی داشته باشد.انسان هایی که سطح انرژی بالایی دارند نتایج بهتری بدست می آورند.کسی که سطح انرژی بالایی داشته باشد همیشه مشکلات راکوچک می بیند ووقتی مشکلات راکوچک می بیند بهترمی تواند تفکرکند و تصمیم بگیرد.

مواردی برای بالابردن سطح انرژی:1-ورزش کردن 2-تغذیه مناسب 3 -خدمت کردن 4-مشارکت کردن5 -انجام دادن کارهای عقب افتاده6-درجمع بودن و از جمع انرژی گرفتن و ....

هرکس به میزان تلاشی که می کند انرژی دریافت می کند،همان طورکه درجهان بینی گفته شده انرژی معادل پول است و پول را به کسی مجانی نمی دهند، شخص باید زحمت بکشد کارکند ودرقبال کاری که انجام می دهد پول دریافت کند.درکنگره اگرکسی سی دی بنویسد،مشارکت کند٬ در امتحان نتیجهٔ خوبی کسب کند و ... انرژی دریافت می کند ولی ما اینها را ازخودمان دریغ می کنیم ومی گوییم که چرا ما با وجود اینکه به کنگره می آییم حالمان خوب نمی شود.

سوال همسفرزهره ف:من هر هفته مطلب آماده می کنم که مشارکت کنم اما جرات پیدانمی کنم که مشارکت کنم و انرژی از من گرفته می شود؟

خانم زهره:زمانی که می خواهیم دانایی رابه دانایی موثرتبدیل کنیم آنجا نیروهای بازدارنده به سراغ ما می آیند،یعنی تازمانی که می دانم مشارکت کردن به من انرژی می دهد و قصد مشارکت کردن دارم این نیروها کاری به من ندارند ولی زمانی که می خواهم دستم رابالا ببرم یعنی آن موقعی که می خواهم دانایی ام را به دانایی موثر تبدیل کنم ومشارکت کنم اینجا نیروهای بازدارنده به سراغ من می آیند که حرفهایت تکراری است٬ و ..... من باید در مقابل آنها مقاومت کنم.

همسفرزهره:هوش اشخاص تغییرمی کند و ثابت نیست،استعدادهای انسان می تواند تغییرپیدا کند قدرت یادگیری انسان ها هم  ثابت نیست اگرحرکت انسان ها اشتباه باشد قدرت یادگیری را ازدست می دهند.

خانم زهره: اینکه می گویند یکی باهوشه و یکی کم هوشه درست نیست.قدرت یادگیری انسان ثابت نیست.انسان نابغه می تواند تبدیل به انسان نادان شود ویک انسان نادان هم تبدیل به یک نابغه شود.

چرا بعضی وقتها می گوییم من هر چقدر تلاش می کنم و می خوانم متوجه نمی شوم؟ چه چیزی باعث می شود که انسان کم هوش شود؟

1-ذهن آشفته انسان نمی گذارد که مطالب را متوجه شود.اینقدرذهن درگیراست که جایی برای یادگیری نگذاشته ایم.باید بتوانیم جهان ذهن را کنترل کنیم.

2-وقتی انسان در تاریکی می رود، وقتی اشتباه می کند، نیروهایش  را آرام آرام از دست می دهد یکی از این  نیروها قدرت یادگیری است که آن را ازدست خواهد داد. وقتی که حسادت می کنیم٬ قیاس می کنیم، دروغ می گوییم..آرام آرام این قدرت را ازدست می دهیم  و بر عکس وقتی از تاریکی بیرون می اییم آرام آرام این نیرو را می توانیم پس بگیریم.

چه موقع ظرفیت درانسان شکل می گیرد؟

اگر چیزی را از انسان گرفتندو توانست تحمل کند یعنی ظرفیت آن را پیدا کرده، ولی اگرازانسان گرفتند ونتوانست تحمل کند یعنی ظرفیت آن را ندارد.

نویسنده: همسفر الهه

موضوع مورد بحث هفته آینده: ادامه سی دی پادزهر + سی دی نفس

 




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: کنگره ۶۰، گزارش عملکرد لژیون، سی دی اعتیاد و مراسم آیینی، سی دی پادزهر،  

تاریخ : شنبه 27 آبان 1396 | 12:19 ب.ظ | نویسنده : همسفر الهه | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.