تبلیغات
همسفران وادی عشق - گزارش عملکرد لژیون تاریخ 8/8/96

 

به نام خداوند تاج و خداوند گنج                  خداوند روزی،سرای سپنج

روز دوشنبه مورخ 8/8/96 لژیون هشتم همسفران شعبه شیخ بهایی با حضور جمعی از همسفران و استادی خانم زهره و دبیری همسفر افسانه با دستور جلسه ادامه سی دی گلریزان  آغاز به کار نمود.

یکی از این زخمهای من این بود که همیشه حس بیهودگی داشتم و این حس خیلی من را آزار می داد. حال با ورود به کنگره اگر بخواهم این زخمم را درست کنم باید کاری می کردم . یکی از بزرگترین کارها کمک مالی است٬ پس اگر می بخشیم چون که به این بخشش نیاز داریم چون که ما انسانها نیاز داریم که حس مفید بودن بکنیم....

 


ادامه سی دی گلریزان

موضوع اصلی این سی دی  این هست که ساکنین آباد هستند که خانه های ویران را آباد می کنند و این تک تک ما هستیم که می توانیم کنگره را آباد کنیم و هر مکانی ساکنان آن هستند که می توانند آنجا را آباد کنند یا ویران کنند.

همسفر الهه: اگر کاخ ها ویران شدند فقط خواست خداوند نبود، زیرا آن جاها دیگر نور الهی نداشت و ظلمات و تاریکی چون ابر سیاه، برفراز آن بناها قرار گرفته و می گرفت.

اگر کاخ ها ویران شدند چون نور الهی نبود و نور ظلمت و سیاهی آنجا بوده است. اگر راستی و درستی و صداقت نباشد تبدیل به ویرانه می شود وقتی نور نباشد ظلمت و سیاهی هست و وقتی دانایی نباشد نادانی هست وقتی که نور الهی  نباشد نور شیطان هست و بناها را خراب می کند. آقای مهندس می گویند در مقوله اعتیاد در سطح جهانی ساکنین همان مصرف کنندگان هستند و این ساکنین مشکل داشتند که این بنا خراب شد و اعتیاد سراسر جهان به وجود آمده است .

 خانم زهره : «اگر کاخ ها ویران شدند فقط خواست خداوند نبود زیرا آنجا دیگر نور الهی نداشت» یعنی چه ؟

همسفر حکمت س: چون که ساکنین در مسیر صراط مستقیم قرار نگرفتند یعنی نوری که باید باشد آن بیداری که باید باشدنبوده است این جور نبوده که فقط فرمان خدا بوده که کاخ ها خراب شدند چون در صراط مستقیم نبودند باعث شده که این کاخ ها خراب شوند .

همسفر فرزانه: وقتی که تلاش نکردند برای آبادی و پایدار بودن و ادامه دادن آبادانی شهر وکشورشان یا مسئولیت هایی که برعهده شان بوده است را به نحو احسن انجام ندادند مسلما کار به ویرانی کشیده میشود .

خانم زهره : بارها ما از زبان آقای مهندس شنیده ایم که وقتی بخواهد اتفاقی بیفتد و جایی بخواهد ویران شود یا آبادشود سه تا مساله دخالت  دارد: خواست ، تقدیر و فرمان الهی. ما خیلی وقت ها نباید بگوییم خواست خداوند بوده که برای من این اتفاق افتاده چون با این تفکر از مسئولیت هایمان شانه خالی می کنیم. وقتی می گوید فقط خواست خداوند نبوده یعنی خواست خداوند بوده و اذن صادر کرده اما اعمال ما باعث شده که خداوند فرمان صادر کند و نور الهی برای مان وجود نداشته باشد و باعث شود که زندگیمان نابود شود . پس خداوند بر اساس اعمال ما فرمان صادر میکند.

همسفر الهه: بنایی که در اعتیاد به وجود آمد و قابل درست شدن نبود درمانی ندارد ولی ترک اعتیاد خیلی زیاد است و در آن درمان نیست و مقاله های زیادی در این مورد هست ولی راه حلی نوشته نشده و فقط علت اعتیاد را می گویند و درصد بیان می کنند ولی راه حل اعلام نمی کنند . خانم آنی هم گفتند مثل این است که ما بیماری را به بیمارستان برسانیم و بعد می گوییم که با آمبولانس ببریم بهتر است یا با ماشین شخصی یا با اتوبوس  فقط وسیله را در نظر می گیریم ولی این که آیا آنجا وسیله ای پزشکی هست و یا راه درمانی هست  را توجه نمیکنیم .

در سال بالای 20000 نفر درمان می شود و ما باید با زبان دانش و علمی این را به جهان اعلام کنیم افرادی که می خواهند ادامه تحصیل دهند در رشته های روان شناسی و مددکاری و.. ادامه تحصیل دهند که مدرکی داشته باشند و به زبان علمی بتوانند در کلینیک ها اطلاعات ما را انتقال دهند ما از خودمان باید شروع کنیم بعد به کشور وخارج از کشور این اطلاعات را انتقال دهیم .

خانم زهره: کسانی که می خواهند می توانند  در رشته های روانشناسی و... ادامه تحصیل دهند تا مقالات علمی ارائه دهند. چون ما در این مسیر قرار گرفتیم وظیفه ای بر دوش تک تک ماست. چه سفر اولی چه سفر دومی کسی که با این مسیر آشنا می شود و راه برایش باز می شود وظیفه دارد که این علم را انتقال دهد. باید ببینیم چه کاری از دستمان بر می آید که آقای مهندس را به اهدافش نزدیکتر کنیم.

 همیشه باید در هر کاری این مثلث را در نظر بگیریم اول خودمان بعد خانواده و بعد اجتماعمان. گاهی به خاطر این مشکلی پیش می آید و ما نتیجه نمی بینیم که می خواهیم بدون اینکه خودمان را درست کنیم و تغییر دهیم خانواده٬ اجتماع و دولت و همسایه و .. را درست کنیم و تغییر دهیم که این امکان پذیر نیست.

همسفر الهه: ساکنین خوب ویرانه ها  را تبدیل به آبادانی میکنند و ساکنین بد کاخ ها را تبدیل به ویرانه می کنند آقای مهندس می گویند ما این جا نقش کلیدی داریم و می توانیم همان گروه های خوب باشیم که تبدیل به بهترین ها شویم. باید کسانی که می توانند٬ مقاله بنویسند و در سطح جهانی منتشر کنند.

 هر نوعی که فکر کنیم همیشه دو مسئله در صراط مستقیم لازم است؛ اگر به آنها توجه بشود در هر زمانی می‌شود هدف را به آنچه که فرمان دارید، به انجام کامل برسانید و این بسیار سخت است و به قول خودت صبر می‌خواهد و قلبی بسیار بزرگ و آرام.

اول باید در صراط مسقیم باشیم صراط مستقیم بسیار عریض و طویل است و خداوند و بندگانش در این راه جای می گیرد یعنی پیروی از قوانین و فرامین الهی. و قوانینی که در صراط مستقیم هست  در تمام ادیان هست مثل اینکه دروغ نگوییم و رشوه نگیریم و ..

در صراط مستقیم باید دو مساله مد نظر داشته باشیم یک اینکه صبر داشته باشیم و دوم قلب و دلی بزرگی داشته باشیم که بتوانیم ببخشیم. آقای مهندس می گویند من اصلا سعی نمی کنم از کسی کینه به دل نگیرم از دست کسی اصلا ناراحت نمی شوم چون انسانها را تقریبا شناخته ام .

خانم زهره : ما هم باید به جایی برسیم که دیگران را دوست داشته باشیم و از دیگران کینه نداشته باشیم بدون اینکه زور بزنیم٬ بدون آنکه خودخوری کنیم٬ بدون آنکه اذیت شویم. و اگر هنوز خیلی به ما فشار می آید و خیلی زور می زنیم که در مقابل کسی که با ما بدرفتاری می کند ناراحت نشویم و کینه به دل نگیریم یعنی هنوز نیاز به آموزش و کاربردی کردن آن داریم.

یکی از نشانه های اینکه بدانید دارید آموزشها را کاربردی می کنید این است که در کارها و ارتباطات روزمره خود به طور ناخودآگاه یکدفعه یادتان بیاید مثلا وادی دوم این را می گوید یا مثلا در موقعیت حسادت و قیاس قرار می گیرید و یکدفعه یادتان می افتد که در سی دی گره قدرت یاد گرفتم تایید دیگران نباید برایتان مهم باشد و یا به طور ناخودآگاه یاد صحبت سر لژیون بیفیتیم و... . و این یعنی دارم جهان بینی را کاربردی می کنم.  ما برای اینکه به هدفمان برسیم باید یکی اینکه در صراط مستقیم قرار بگیریم یعنی اجرای فرامین الهی و دوم اینکه در صراط مستقیم باید دو چیز را در نظر داشته باشیم اینکه صبر و قلب بزرگ داشته باشیم.  

حال چه کسانی می توانند صبر کنند ؟ و قلبی بزرگ داشته باشند ؟

همسفران: کسانی که ایمان دارند ، گذشت دارند ، ناامید نیستند و دلیل کارشان را می دانند.

خانم زهره: صبر بر اساس دانایی اتفاق می افتد کسی می تواند صبر کند که بداند. کشاورزی که گندم می کارد چون می داند 8 ماه باید صبر کند که گندمهایش رشد کنند این 8 ماه را نق نمی زند، یک مادر وقتی باردار است چون می داند باید 9 ماه صبرکند تا نتیجه خیلی خوب بگیرد پس صبر می کند.یک همسفر چون می داند درمان اعتیاد مسافرش ۱۱ ماه طول می کشد صبر می کند. حال من می دانم که خواست و تقدیر و فرمان الهی هم در طول کشیدن رهایی مسافرم نقش دارد پس چون می دانم صبرمی کنم. هر چه انسان داناتر باشد صبورتر است و داشتن قلب بزرگ هم همین است.

همسفر زهره م : ما همیشه فکر می کردیم صبر می کنیم و فکر می کردیم که صبر این است که غر نزنیم و راضی باشیم به آن چه خدا برایمان مقدر کرده در واقع تحمل می کردیم در صورتیکه صبر یعنی هر چه مشکلات باشد باید صبر کنیم و تلاش هم باید بکنم .

 همسفر فرزانه : صبر که بکنیم آرامش درونی داریم و وقتی صبر کنیم با آرامش با مشکل برخور می کنیم .

خانم زهره : تحمل از حمل می آید یعنی باری را بردوش می کشیم و جایی دیگر توان حمل آن را نداریم اما جایی که صبر می کنیم یعنی بار را به زمین گذاشته ایم و با آگاهی و دانایی می فهمیم چکار کنیم.

همسفر افسانه: آقای مهندس می فرمایند : انسان دارای دو قطب است مجموعه ای رذایل و مجموعه ای فضایل و شاید از چند نفر انسان یک نفر خوب باشد  آقای مهندس می گویند علت اینکه من زور نمی زنم تا انسانها را دوست داشته باشم چون انسان ها را می شناسم و انسان پیچیدگی های زیادی دارد و پنهان کار عجیب و غریبی است و چون انسان را می شناسم و انسان حریص است و پنهان کارو زیانکار به خاطر همین است که می توانم مقداری انسانها را بشناسم .

اگر بگوییم همه انسانها پاک و منزه هستند این اشتباه بزرگی است و انسانها خوبند اما به دلیل مشکلات و فهم و شعوری که در گذشته داشتند خوب و بد از هم متمایز میشوند انسانهای بد انسانهایی هستند که انسانهای دیگر را میکشند و یا سر انسانها را  می برند . و انسان می تواند خطرناک ترین موجود باشد و ادامه هم می تواند شریف ترین انسان هم باشد .

خانم زهره : چرا می گوییم انسان می تواند به مرحله ای برسد که پست تر از حیوان هم باشد ؟ وقتی دو حیوان وحشی با هم دعوایشان شود نهایتا به خاطر طعمه یا لانه شان است و تمام می شود. اما ما انسانها بعد از ناراحتی هایمان از دست یکدیگر٬  تازه می افتیم در فاز  نقشه کشیدن و انتقام گرفتن و این قضیه به این راحتی ها هم تمام نمی شود.

همسفر افسانه : خلقت انسان به این صورت است که اگر به سمت روح رود الهی است و اگر به سمت جن رود خبیثه است  و در تمام انسانها وجود دارد. منظور قلب بزرگ هم این است که اگر بدی از کسی ببینیم بتوانیم ببخشیم .

به علاوه خیلی از مسائل در جهان مادی در این برهه خاص، ظاهری شده و آن معنویات و به قول خودمان صور پنهان، کاملاً پنهان گشته و صورآشکار را با روغن‌های مخصوص جلا داده‌اند، البته خوب می‌دانید و در شرایط خاص هم تشخیص می‌دهید

در این روزگار طوری شده که همه چیز ظاهری شده و انسانها به باطن کار ندارند مثل کسی که عمل بینی انجام می دهد و درونی پر از مریضی دارند . یا میوه را جلا می دهند فقط به ظاهر نگاه می کنند و به سالم بودن آن کاری ندارند و برنامه های تلویزیونی و تبلیغات طوری شده که ظاهری شده و به  حل مساله پرداخته نمی شود که علت چیست .

خداوند هر چه گفته راست است و اگر ایمان داشته باشیم به چیزی که خداوند می گویند می رسیم و اگر خداوند می گوید اگر ببخشی من چند برابرش را می دهم اگر به درک واقعی رسیده باشی حتما در عمل نشان می دهیم خداوند همه چیز را با نظم آفریده و خیلی دقیق و حساب شده است و هر چه انجام دهیم خداوند می دهد و باید مواظب اعمال و رفتارمان باشیم و هر عملی می کنیم خیر باشد .

همسفر فرزانه : سیستم کائنات طوری آفریده شده که هرکاری  کنم عمل و عکس العمل صورت می گیرد مثل کوهی که اگر صدایی میزنیم بازتابش به ما بر می خورد .

همسفر زهرا مرزبان: من ابتدا نمی دانستم کائنات چی هست  ،کائنات عین یک دیوار است اگر به طرف آن هر چیزی پرتاب کنی همان به سمتت پرتاب می شود اگر گل پرتاب کنم همان گل پرتاب می شود و اگر سنگ پرتاب کنم همان سنگ پرتاب می شود و این نشان می دهد که اگر بدی کنم بدی به من برمی گردد و اگر خوبی کنم خوبی به من  بر میگردد و در وادی پنجم جبران خسارت را یاد گرفتیم و  اینکه من چه شرایطی دارم و الان که در کنگره قرار گرفتم و خیلی ضربه به خیلی افراد زدم حال باید چطوری جبران کنم کنگره به من یاد داده که کمک کنم وما علمی را یاد گرفتیم که هیچ جا نیست  و می توانیم از این ببخشیم که حداقل جبران خسارت قبل را داشته باشیم و وقتی این همه خسارت  به هستی زده ام اگر  با کمک مالی من آجری خریداری شود  ضربه را جبران کرده ام و  خسارت را کم کم جبران می کنم .

همسفر افسانه : گاهی اوقات اتفاقی می افتد و فکر میکنیم که اتفاق بدی است ولی درس هایی برایمان در این اتفاق هست.

همسفر حکمت س: من به خاطر پسرم این جا هستم من اول خیلی بی تابی می کردم چون آدم مقرراتی هستم وسعی می کنم که خوب باشم و نمی توانستم اتفاقی که برای پسرم افتاده را تحمل کنم چون سعی می کردم هر چه خدا گفته عمل کنم ولی باز برایم مشکل بوجودآمده و می گفتم چرا این اتفاق برایم افتاده و با این اتفاق اتفاقات دیگری در زندگی ام افتاد وهمسرم که آدم خیلی مقرراتی بود و خیلی سخت برخورد می کرد با ورود به کنگره  با همسرم بهتر می توانم حرف بزنم و درد دل کنم . و جو خانه از خشکی و خشنی در آمده و با صبرکردن  این را بدست آوردیم و تغییراتی که سخت بود برایمان اتفاق افتاد و من به حکمت ورود به کنگره و صبر پی بردم .

خانم زهره : آقای مهندس جمله خیلی زیبایی دارند که هر کس به آن ایمان داشته باشد پذیرش مشکلات برایش راحت تر می شود. ایشان می گویند بزرگترین تغییرات زمانی اتفاق می افتد که توگرفتار مشکلات باشی آنگاه درهای دنیای درونتان که به طور طبیعی قفل بوده اند باز می شوند. وجود مشکلات بزرگ در زندگی نوید تغییرات بزرگ برای ما می باشد.  البته دو جور به این مشکلات می توان نگاه کرد گاهی زانوی غم بقل میکنیم و می نشینیم و بدتر در تاریکی ها فرو می بریم و گاهی هم می پذیریم و تلاش می کنیم که از آن مشکل در آییم و این بستگی به جهان بینی و دیدگاه ما دارد.

 اگر مسافرانی داریم که سخت سفر می کنند نوید قشنگی به شما می دهد که اتفاقات بزرگی در درونتان٬ در زندگی تان می افتد و این مسافران تغییرات بزرگی را در شما به وجود می آورند. به شرط اینکه ننشینم و بگویم چرا این روزی من شد ؛بلکه  صورت مسئله را تغییر دهم ،چون صورت مسئله درست یعنی پاسخ های درست٬اینطور باید بگویم که باوجود این مسافر٬ من باید چه کار کنم که حرص نخورم ؟

همسفر افسانه : برای محکم کردن پایه های مالی نیاز به سه چیز است یکی مساله علم و دانش دیگر مساله تربیت و متخصصین و سوم پول . علم و دانشی که در کنگره وجود دارد در هیچ کجای دنیا وجود ندارد و این متد و تئوری ایکس در کنگره وجود دارد . وخیلی جاها می گویند که شیشه درمان ندارد ولی ما می گوییم درمان دارد. متخصصین  کسانی هستند که در کنگره قرار دارند مانند راهنمایان ، مرزبان ها ، ایجنت و اسیستنت و حتی کسانی که در قسمت اوتی و نشریات خدمت می کنند . ما حدود 5الی 6 هزار نیرو داریم و هر 4 سال یکبار راهنما عوض می شود .

وقتی که کنگره با تفکر صحیح شروع شد ما پس انداز داشتیم و مشکل مالی نداشتیم و مخارج یومیه توسط سبد به دست می آید ولی مشکلات دیگر مثل آکادمی که وقت شان تمام شده هست پس ساکنین این مکان تا آن جایی که می توانند باید کمک کنند .  اگر به این جمله که وعده خداوند دروغ نیست اعتقاد داشته باشیم هیچ موقع از کمک هایمان دریغ نمی کنیم .

همسفر زهره : ما بعضی وقت ها می گوییم که مسافرانمان کمک می کنند پس ما نباید کمک کنیم این فکر اشتباه است مسافر انرژی اش به خودش بر می گردد و این غذای روح من است که کمک می کنم و کاری به مسافر ندارد . بعضی هم می گویند که مسافرم نمی آید پس چرا کمک کنم باز هم بر می گردد به خود ما . این پیشینه ماست هم در این جهان و هم در جهان دیگر پس تا جایی که به زندگی ام ضربه نخورد باید کمک کنم من پارسال این را تجربه کردم و چندین برابرش را گرفتم .

همسفر مهری : پول هایی که برای سبد گرفته می شود برای خرج های روزمره است ولی برای پر کردن دره٬ پول زیادی می خواهد و افرادی که توانگر هستند می توانند از قبل کمک کند.

همسفر حکمت س: پس اندازها همیشه مادی نیست پس انداز ها معنوی هم می باشد این یک پس انداز معنوی است و شاید الان بر گشت نکند ولی در یک موقعیت دیگر و جایی دیگر شاید به ما برسد شاید این پول به نوه من برسد و یک سری نسل بعد از من .

همسفر فرزانه : ومن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل  مثقال ذر‌ه شره یره .یعنی ذره ای خوبی یا بدی٬ حتی خدمت کوچک هم جوابش داده می شود .من در فلاکت مالی شدید که اینجا آمدم اینجا از ما هیچ پولی گرفته نشد این صندلی ، گرمایش و سرمایش این همه تجهیزاتی که در اختیار ماست هیچ پولی مطالبه نکردند وقتی سفر کردم  و خط های جدیدی برایم باز شد تازه فهمیدم که چقدر زحمت به گروه مرزبانی ، اوتی ،نشریات و ..دادم و این همه باعث شدند که آرامش نسبی در زندگی برقرارکنم حداقل کاری که می توانم بکنم بحث مالی است .

خانم زهره : ما همه به خاطر ترکش های اعتیاد که به ما  وارد شده یک سری انسان های زخمی بودیم که وارد اینجا شدیم حال اگر بخواهیم این زخم ها خوب شود باید کاری کنیم. وقتی هنوز قضاوت می کنم٬ وارد حاشیه می شوم٬ کاری که از دستم برمی آید برای کنگره انجام نمی دهم و ... یعنی دارم دست زیر آن زخم می اندازم و آن را بلند می کنم و نمی گذارم خوب شود. تا زخم هایمان خوب نشود به آرامش نمی رسیم.

  یکی از این زخمهای من این بود که همیشه حس بیهودگی داشتم و این حس خیلی من را آزار می داد. حال با ورود به کنگره اگر بخواهم این زخمم را درست کنم باید کاری می کردم .

 یکی از بزرگترین کارها کمک مالی است٬ پس اگر می بخشیم چون که به این بخشش نیاز داریم چون که ما انسانها نیاز داریم که حس مفید بودن بکنیم.

ما انسانها اگر قدر چیزهایی را که داریم ندانیم آنها را از ما می گیرند. اگر قدر رهایی و کنگره را ندانیم از ما می گیرند باید این قدردانی را در عمل نشان دهیم. و وقتی ما کمک مالی به کنگره می کنیم  در داقع داریم به زبان بی زبانی می گوییم که  ما قدر جایگاهمان را و قدر کنگره را می دانیم.

همسفر زهرا مرزبان :  اینکه وعده  خداوند دروغ نیست و شاید شما کمک مالی کنید در قبالش پول نگیرید ولی همین که من از بلایا دور می شوم و تصادف نصیبم نمی شود این همان ده برابر هست که در صورظاهر نمی بینیم و من نباید فکر کنم که به من ده برابرش داده شود من باید فکر کنم که وقتی وارد کنگره شدم چی داشتم آیا آن روزی که  من کنگره با تمام دردهایم وارد شدم و کنگره به من عشق داد انرژی، مسافر خوب و تمام شرایط خوب داد٬ من نباید سپاسگزارشان باشم؟!!

 از خیلی از کسانی که از اساسی ترین چیزهای زندگیشان گذشتند و در لژیون مالی شرکت کردند و در ساخت شعبه تلاش کردند تا ما در امنیت بیاییم و این ها را چه موقع برگردانم این  کفر نعمت هست که نعمت را از من می گیرد و باید بدانم که چه کسانی تلاش کردند و چه پول هایی دادند. خیلی ها از مد عوض کردن و طلا عوض کردنشان گذشتند و گذشت های حقیقی و واقعی را انجام دادند. این  حداقل ذره ای کوچک است که به  چشمم نمی آید در مقابل پول هایی که قبلا میدادیم :مسافرم برای مواد برای پول مشاوره ،و برای چیزهایی که بتوانیم خودمان را درست به دیگران نشان دهیم اصلا به چشم نمی آید انشااله که بتوانیم این را برگردانیم و کفران نعمت را انجام ندهیم . نمی خواهیم کسی که طلایش را بفروشد . تمام پول ها به حساب کنگره واریز می شود اما به نام اصفهان باقی می ماند و بعد برای ایجاد شعبه کمک می شود و برکت این به ما می رسد و برکتش به شهر و بچه ها و اطرافیان خودمان برمی گردد .

خانم زهره از همسفران مهمان که برای کارورزی به لژیون ما تشریف آورده بودند خواست که حسشان را از قبولی در امتحان کمک راهنمایی برای ما بگویند؟

همسفر زهرا: من خیلی خوشحالم که در امتحان کمک راهنمایی قبول شدم  و شرمنده کنگره هستم و این اسم خدمت را کنگره منت گذاشته و این اسم را گذاشته و می خواهد  احترام من حفظ شود . اگر من در این جایگاه هستم چون من به این جایگاه  بیشتر نیاز داشتم و شاید شما کامل تر از من هستید و این نیست که من بهتر بودم یا بهتر عمل کردم من بعضی پنج شنبه ها  که کنگره نمی آیم شالم را می بوسم این بند عشقی است که مرا نگه میدارد و اگر این شال مرزبانی نبود شاید این پنج شنبه نبود و من نمی توانستم به کنگره بروم و آموزش بگیرم پس  کنگره چقدر مرا دوست دارد که اون مرا می کشاند و این من نیستم که کنگره می آیم  و خدا را شکر می کنم  که در جایگاه کمک راهنمایی می توانم آموزش بگیریم و این خواسته قوی می خواهد که بخواهم آموزش بگیرم نه اینکه خدمت کنم و مرا در جایگاه های مختلف قرار می دهد تا آموزش بگیرم . و آموزش ها را دریافت کنم.

همسفر زهره ف: خیلی خوشحالم که در لژیون هستم همه حرف های کنگره از کتاب خدا گرفته شده و وعده کنگره هم حق است برکت هر دستور جلسه در زندگی مان خودش رانشان می دهد شاید متوجه نباشیم ولی همین که چیزی در ذهنمان می آید همان برکت این دستور جلسه  است. واقعا چقدر قبلا به خاطر چشم و هم چشمی و اینکه کم نیاوریم چقدر هزینه می کردیم الان هر چقدر هم چیز کمی داشته باشیم دانایی اش را داریم و کنگره  یادم داده که چطور از نظر اقتصادی زندگی ام را مدیریت کنم پس هزینه هایی که از زندگی ام کم شده را به کنگره می دهم .

همسفر حکمت س: حس خوبی دارم که کمک کنم و کمک به جامعه .

همسفر فرزانه : در کتاب می خوانیم کسانی که هیچ بازپرداختی ندارند یعنی می خواهند همه چیز را برای خودشان و خانواده خودشان این ها ظروف تهی هستند مانباید اینگونه باشیم .هر خدمتی که در کنگره بگیریم وارد مرحله و فاز دیگری می شویم .

خانم زهره : در زمانی که مشکل اصلی جامعه اعتیاد است هیچ باقیات و صالحاتی بالاتر از کمک به کنگره نیست. 

موضوع مورد بحث هفته آینده: مراسم جشن گلریزان

نویسنده: همسفر رویا

 




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: کنگره ۶۰، سی دی گلریزان، عملکرد لژیون،  

تاریخ : پنجشنبه 11 آبان 1396 | 12:37 ق.ظ | نویسنده : همسفر رویا | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.