تبلیغات
همسفران وادی عشق - تبریک جایگاه استادی خدمت همسفر رویا

به نام فرمانروای عالم عشق

روز دوشنبه96/07/24  جلسه سیزدهم از دور سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران شعبه شیخ بهایی با نگهبانی همسفر سارا، استادی همسفر رویا و دبیری همسفر فرزانه با دستور جلسه: « از فرمانبرداری تا فرماندهی »راس ساعت 15 آغاز به کار کرد.

رویای عزیز، خدمت در جایگاه استادی را به شما تبریک می گویم.

به امید دیدن شال کمک راهنمایی روی دوش شما...

 طعم شیرین خدمت در کنگره گوارای وجودت...

 

این دستورجلسه این را می خواهد بیان کند که هر انسانی در هر جایگاه و مکانی برای اینکه از سطحی به سطح بالاتر برسد باید مسیری را طی کند یعنی برای فرمانده شدن شرط لازمش فرمانبرداری کردن می باشد  و این  به صورت یک قانون کلی  است.

حال فرماندهی یعنی چی ؟فرماندهی یعنی انسان به یک سری از نیروهای درونی و بیرونی خودش احاطه داشته باشد. 

فرماندهی درون : . فرماندهی خود یعنی اینکه دستوری به خودمان بدهیم و بتوانیم آن را اجرا کنیم . به عنوان مثال : به خودش فرمان می دهد ، ساعت 6 صبح بیدار شود یا فلان ساعت بخوابیم  بعضی از ما می توانیم این فرامین را اجرا کنیم و بعضی ها نمی توانند . آنهایی که می توانند این فرامین را اجرا کنند ، برای خودشان فرمانده خوبی هستند و آنهایی که نمی توانند فرمانهای خودشان را اجرا کنند ، به سطحی نرسیده اند که بتوانند برای خودشان فرمانده خوبی باشند .

فرماندهی بیرونی هم یعنی اینکه ما به شخصی بگوییم کاری را انجام دهد یا انجام ندهد .  

زمانی که یک فرد سالم فرماندهی جسم خود را در اختیار دارد به این معنی که هر وقت اراده کند می تواند بخوابد یا هر چیزی که می خواهد می تواند به راحتی میل کند.حالا کمی تفکر کنیم آیا در زمان اعتیاد هم به این صورت هست شخص می تواند  هر چیزی را که دلش خواست بخورد .زمانی که انسان دچار بیماری می شود این فرماندهی دچار اختلال می شود.

زمانی که انسان دچار اعتیاد می شود فرماندهی درونی خود را از دست می دهد و در قسمت صور پنهان و جسم خود فرماندهی از او سلب می شود حال اگر این شخص بخواهد از این نقطه خارج شود و به زندگی عادی خود برگردد باید یک مسئله خیلی مهم را مدنظر داشته باشد یعنی از فرمانبرداری تا فرماندهی.اگر ما بخواهیم آن نیروهایی که از دست ما خارج شده است را دوباره در اختیار خودمان بگیریم و یا به تعبیری دیگر، همان شو شود در اختیار ما باشد باید فرمانبردار خوبی باشیم و برای رسیدن به این امر هیچ راه دیگری وجود ندارد.

از شرایط  مهم فرمانبردار بودن این است که شخص باید بپذیرد که اشکال دارد و بنابراین احتیاج دارد که از یک نیروی دیگر اطاعت کند تا از نفس اماره خارج شود. وی باید از یک استاد، اطاعت نماید. همچنین باید "عاشق" طی مسیر و رسیدن باشیم.

برای رسیدن به فرماندهی باید از چه چیزی فرمانبرداری داشته باشیم ؟ برای رسیدن به فرماندهی خود که فرمان عقل است ، باید فرمانبردار فرامین الهی باشیم ، باید فرمانبردار دستورات خداوند باشیم ، به عبارتی در صراط مستقیم باشیم . دستورات خداوند در تمام ادیان به یک شکل است و به انسانها دستور داده شده است که دروغ نگو ، غیبت نکن ، مال دیگران را نخور ، به یتیمان ظلم نکن ، فساد نکن ، دزدی نکن ، و یعنی به نفس مطمئنه برسیم و از عقل دستور بگیریم . یعنی اگر میخواهم به فـرماندهی برسم باید فـرمانبرداری را در جهت مثبت اجرا کنم. من زمانیکه در جهت منفی فـرمانبردار باشم، فـرماندهی از گـردونه خارج میشود و من با تکـرار اشتباهاتم، در نهـایت به پوچی میرسم..

من از هر کسی فرمان بگیرم، از جنس همان میشوم. فرمان الهی را اجرا کنم به سمت پاکیـها و زیباییـها میروم و اگر فـرامین شیطان را اجرا کنم، دقیقا از جنس شیطان خواهم شد و در سپاه او خدمت خواهم کرد...!

برای درمان نیاز است که یک سری بایدها و نبایدها را انجام دهیم. بایدها یعنی گوش دادن به حرف راهنما، یعنی فرمان‌برداری از او و نبایدها یعنی دروغ نگفتن، سرزنش نکردن، تجسس نکردن و...

اما اگر درمان اعتیاد را مانند بازی پازل در نظر بگیریم و بازی آنرا بلد نیستیم باید تابع راهنما باشیم تا به ما كمك كند كه تكه های پازل را كجا و چگونه قرار دهیم . اینجاست كه اگر من فرمانبرداری را بیاموزم به من كمك می كند . اما اگر برای هدفم ارزش قائل باشم و بخواهم كه به آن برسم باید حركتم حركت درست باشد و باید بدانیم آموزش مثل شمارش اعداد است و تمامی ندارد و همواره به آن نیازمندیم . و باید تلاش كنیم داناییمان را به روز نماییم ..

یک راهنما اگر می‌گوید که از او فرمان‌برداری شود، نه برای این‌که خودش تشنه‌ی این نیاز باشد، بلکه برای این است که قرار است شما درمان شوید.یک راهنما یا مرزبان، عشق سالاری یا بزرگ‌تری ندارد، تماماً اگر فرمانی صادر می‌کند به جهت خروج یک سفر اولی از تاریکی است.

بنابراین اولین آموزش در کنگره 60 ، فرمانبرداری است اولین چیزی که رهجو بایستی یاد بگیرد، فرمانبرداری است. دلیل آن هم خیلی ساده است تا اینکه با آموزش از کارهای کوچک مثل عوض کردن لباس و پوشیدن لباس سفید روان شخص هم عوض شود .. در هر محیط و یا مکانی یکـسری قوانین حکم فـرماست. بعنوان مثال: من وقتی وارد شعبه میشوم بایستی فـرمانبردار گروه مـرزبانی باشم. من وقتی وارد کنگره 60 میشوم بایستی قوانین و حرمت ها را رعایت کنم.

حضور سر ساعت، مشارکت کردن؛ خدمت کردن و احترام به قوانین و فرامین کنگره .

ما در کنگره صدها  نفر هستیم، بنابراین بایستی یک خط مشی داشته باشیم، هرکدام از ما از یک خانواده، طایفه و محله و هر کدام سرگردان تر از دیگری . حالا ما چطور می خواهیم صدها نفر از این افراد را کنار هم قرار دهیم، نیروی نظامی و انتظامی هم نداریم، اما با قوانین خودمان این سیستم را به بهترین شکل ممکن حفظ و کنترل می کنیم.

پس فرمانبر خوبی باشیم تا فرمانده خوبی باشیم. اگر قرار باشد تا آخر عمرمان فرمانبر باشیم که نمی شود. این یعنی همان درجا زدن وسقوط .

امیدوارم همه ما بتوانیم فرمانبران خوبی هم برای شهر وجودی خود و هم برای راهنماهای عزیزمان باشیم .


 گزیده ای از مشارکتهای همسفران:

 ما برای اینکه بتوانیم سازندگی را در سه قسمت جسم،روان و جهانبینی خودمان به وجود بیاوریم باید از فرمانبرداری شروع کنیم تا بتوانیم فرمانروای لایقی برای جسممان باشیم. فرمانبرداری به حرف نیست به عمل است وقتی به فرمان راهنما گوش کنم٬ خدمت کنم٬ سی دی بنویسم یعنی فرمانبردار خوبی هستم.

ما با دانایی خودمان می توانیم ماهیت فرمانهایی که صادر می شود را تشخیص دهیم چون انسان در طی زمان حیاتش مراحل نفس را طی می کند وقتی فرمانبردار نفس اماره شود تمام هستی خودش را به نفس خویش می فروشد ولی با بیدار شدن نقطه تفکر در ما یاد می گیریم در برابر ارزشها و ضد ارزشها تصمیم بگیریم و آنچه که درست است را با میل و رغبت خودمان انجام دهیم.

 وقتی انسان فرامین خداوند را نقض می کند اختیاراتش را از دست می دهد و با انجام هر عمل ضد ارزشی مقداری از نیروهای مثبت خودش را به منفی تبدیل می کند نیروهای منفی او زیاد می شود. ولی نباید ناامید شود چون انسان هر موقع بخواهد می تواند این فرماندهی را پس بگیرد به شرطی که قبول کند یک جاهایی اشتباه کرده آنوقت اجازه حرکت به او داده می شود. فرمانبرداری از فرمانده نشانه فهم و آگاهی فرمانبر است چون ایمان کامل به فرمانده دارد.

 نویسنده: همسفر رویا و همسفر فخری

عکاس: همسفر فهیمه




طبقه بندی: استادی های همسفران لژیون، 
برچسب ها: کنگره ۶۰، از فرمانبری تا فرماندهی،  

تاریخ : چهارشنبه 26 مهر 1396 | 10:01 ق.ظ | نویسنده : زهره | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.