به نام قدرت مطلق الله

روز دوشنبه مورخ ۹۶/۰۷/۱۰ لژیون هشتم همسفران شعبه شیخ بهایی با حضور گرم جمعی از همسفران و استادی خانم زهره و دبیری خانم افسانه با دستور جلسه:« ادامه سی دی خدا + سی دی پیوند نامیمون » آغاز به کار نمود.

پس برای نخل شدن باید بهای نخل را پرداخت کرد و برای گیلاس شدن بهای گیلاس را.واین بستگی به ما داردکه بخواهیم نخل باشیم یاگیلاس


ادامه سی دی خدا:

همسفر زهره م: دو مسئله است که باعث حزن و اندوه ما میشود:1-موضوعی که قبلا برای مااتفاق افتاده مثل شخصی که چند سال پیش ماشینش را می دزدند و این شخص هنوز به آن موضوع فکر می کنه که چقدر ماشینم فرمان خوبی داشت، چقدر رنگش قشنگ بود،...و باعث حزن و اندوهش می شود یا یک عزیزی را ازدست داده و خیلی روی آن فکر می کنه،درسته خیلی برایت مهم بوده ولی نباید زیاد روی آن موضوع فکرکنی و نباید اجازه بدهی که این موضوعات باعث آزار و اذیت ما بشوند.2-منفی نگری:بیشتر ما انسانها منفی نگر هستیم هر مسئله ای را ما نمی توانیم آنالیزکنیم و مشکل اینجاست که ما فوری آنالیز می کنیم و نتیجه گیری می کنیم.خیلی ازدعواها در خانواده ها بخاطرعدم رعایت حریم اشخاص است و این باعث اندوه خودشخص می شود.ما حق نداریم که بخواهیم درمسائل شخصی دیگران تجسس کنیم.حتی فرزندانمان،کسانی که این طور برخوردکردند فرزندانشان بد تربیت شدند.

همسفرسمیه :حضرت زینب موقعی که امام حسین و یارانشان شهید می شدند به هیچ عنوان از حرم بیرون نمی آمدند،و این موضوع این طور تفسیرشده که حضرت زینب بیان کردندکه ما نباید همیشه همه چیز را ببینیم. اینجا آقای مهندس می گویندکه در ما حزن واندوه بوجود می آید.حضرت زینب گفتند در من ضعف بوجودمی آمد یعنی اگر بیرون می آمدم و تمام مصیبت ها را با چشم می دیدم باعث ضعف من می شد و در شام نمی توانستم سخرانی کنم .و موقعی که به دستور عمر سعد وارد می شوند تا امام سجاد را به شهادت برسانند حضرت زینب باصلابت می ایستند و اجازه چنین کاری را نمی دهند. و خود حضرت زینب درخطبه ای که می خوانند دلیل اینکه توانستند صلابتشان را حفظ کنند،ماندن درحرم و ندیدن آن صحنه ها دانستند.

خانم زهره:« به جهت مسائلی که می دانید باعث حزن و اندوه شما می شود پرهیز بنمایید.»

آقای مهندس دو مسئله را علت حزن واندوه ما می دانند:1-فکرکردن به چیزهایی که باعث رنجش ما می شود مثلا چیزی داشته ایم و به هر دلیلی آن را ازدست داده ایم ۲-منفی نگری 

اینکه به مسافرمان٬فرزندانمان شک می کنیم،فکر بد می کنیم،موبایل و رفتارشان راچک می کنیم و اصلا هم فکرنمی کنیم که اینها منفی نگری هستند،ولی آقای مهندس خیلی زیبا بیان کردندکه اینها هم منفی نگری هستندو این منفی نگری ها در اثر جهل و نادانی ما است در اثر عدم رعایت حریم هرکسی است ما نمی توانیم وارد حریم هرکس بشویم که این باعث حزن واندوه خودمان می شود. خداوند بی دلیل نمی گویدکه تجسس نکنیدچون دوست ندارد بنده اش حالش خراب شود،ما هیچ موقع نمی توانیم از راه تجسس کردن به حال خوب برسیم.

چطورمی توانیم ازاین همه شک ها وافکارمنفی درموردفرزندم،مسافرم ...دور شویم؟

موقعی که بهش نزدیک شویم آنقدر نزدیک باشیم که اگر مشکلی برایش پیش آمدخودش بیاید و آن مشکل را با ما درمیان بگذارد.اگه میبینیم که فرزندمان،همسرمان مخفی کاری می کنند باید علتش را در خودمان جستجو کنیم.

علتش چیست؟علتش فاصله ای هست که باشوهرم دارم ،با فرزندم دارم بایداین فا صله راکم کنم تا نسبت به آنها منفی نگرنباشیم.

کنترل کردن این نیست که کیف یا موبایل فرزندم را چک کنم بلکه باید اینقدر به هم نزدیک باشیم که بتواند به من اعتمادکند.باید بین ما کانال محبت برقرار باشد.مگر می شودکسی همسر یا فرزندش را دوست نداشته باشد، دوست دارد ولی کانال محبت مسدود شده،درسی دی قضاوت آقای امین می گویندکه وقتی تو درمورد مسافرت قضاوت می کنی یا مسائلش راچک می کنی، نق می زنی، یا در فکرت می گویی که نکنه رفته گریز بزنه،نکنه خراب کنه اینها باعث می شودکه کانال محبت مسدود شود و هر چندکه بین شما محبت وجود داشته باشد این محبت انتقال پیدانمی کند چون دراثربی اعتمادی٬ قضاوت٬ افکار منفی راهش بسته شده است.

آقای مهندس می گویندکه بایدتکلیف خودت رامعلوم کنی که به مسافرت اعتمادداری یانداری؟ اگراعتماد نداری هیچ محبتی انتقال پیدانمی کند.

کسی که میبیندکه مسافرش داره گریز میزنه و موادمصرف می کندچطور به او اعتماد کند؟

همسفرفهیمه:قبول کنیم که اوبیماراست ودرمان نشده وحتی همراه اوشویم. چون اوهنوزنیازدارد،هنوزیه جایی ازکارمن عیب داردکه او هنوز میرود..

همسفرسمیه:من قبل ازکنگره هم قبول کرده بودم که مسافرم یک بیماراست ولی درمورد قرض گرفتن ودسته چک گرفتن ازبیرون نمی توانستم به اواعتمادکنم ؟

خانم زهره:اینجابازبرمیگرددبه اینکه او را به عنوان یک بیمار نپذیرفته بودم اون شخص نیاز بدنش بوده و باید مصرف می کرده ولی ریشه اش در باورنکردن و نپذیرفتن این موضوع بود.باید سعی کنیم فاصله بینمان کم                       

شودکه اگرمشکلی برایش پیش آمدبتواندآن رابامادرمیان بگذارد.مثلا اگر به مابگوید واقعا بدنش نیازدارد آیاما می پذیرفتیم؟

نه درصورتی که اگرقبول می کردیم ممکن بودحتی خودم پول قرض می گرفتم و برایش تهیه می کردم.

چرا آقای مهندس الان دارندکاری می کنند که مواد افرادمصرف کننده درجامعه را در اختیارشان قراربدهند؟

چون می دانند که اعتیادچیست ولی جامعه صورت مسئله اعتیاد را نمی داند،ماهم قبل ازاین نقش جامعه را بازی می کردیم و قبول نمی کردیم.پس جایی برای تجسس نیست آنهایی که کنگره می آیند که راهنمایشان بهتردازدمن می داندکه چه کاری انجام دهد و اگرهم در بیرون هستند باید منتظرباشیم که راهشان را پیداکنند و غر زدن ها ونق زدن ها،ناآرامی ها،بداخلاقی های ما فقط وفقط باعث می شودکه کانال محبت ما مسدود شود و هرچقدر هم که او را دوست داشته باشم این محبت ازمن به او و از او به من منتقل نمی شود و آقای امین درسی دی قضاوت گفتندکه اگر محبت منتقل نشود زهر منتقل می شود،و ما مرتب داریم به بدن مسافرمان زهر وارد می کنیم و می گوییم که چرا او به کنگره نمی آید،چرا درست سفر نمی کند ،اگر هم نمی خواهیم بپذیریم باید این حال خرابی ها رابکشیم .

همسفرزهره: موقع خوابیدن به مسائل مثبت فکرکنید و افکار منفی را در ذهن راه ندهید تا آرام بخوابید.

برای انجام کارها نباید عجله کنید هرکاری زمان می برد برای پختن یک غذای خوب نیاز به زمان داریم. 

هیچ زمانی نیست که مابه یک مقطعی برسیم ودشواری وجودنداشته باشدحتی یک رئیس جمهور،رئیس یک کارخانه...هم مشکل دارندبعضی وقتهافکرمی کنیم فقط مامشکل داریم وکسانی که وضع مالی خوبی دارندمشکل ندارنددرصورتی که آنها هم مشکلات دیگری دارند.

خانم زهره:چرا ما همه در حال گذراندن امتحان و آزمایش هستیم؟ آزمایش این است که انسان را در هستی درکل نگاه می کندکه این موجود در هستی به چه درد می خورد،در کجای هستی قراردارد چقدر برای هستی مفیداست، آیا می تواند جزء نیروهایی باشدکه بتواند به هستی کمک کند برای این انسانها دائما درحال آزمایش هستندکه جایگاههای خود را پیداکنند

انسانها دائما در حال آزمایش هستند تا جایگاههای خود را پیدا کنند؟ یعنی چه؟

همسفرحکمت:هرانسانی هرسختی که می کشدآموزشی برایش دربرداردکه براساس آموزش هایی که کسب می کند جایگاهش را مشخص می کند در یک خانواده ثروتمند باشد یا فقیر، خانواده آرام یا ناآرام...

همسفرفهیمه د: هر انسانی خلقتش بر اساس حکمتی است همانطورکه در وادی دوم گفته شده که ما به هیچ   نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکرکنیم، هرکدام از ما یک وظیفه ای داریم باید یک جایگاهی را پیدا کنیم و اگر از یک مرحله عبور نکنیم اینقدر آن تکرار میشود تا از آن عبورکنیم و برسیم به آن جایگاهی که خداوند برای ما تعیین کرده است.

خانم زهره:ماسختی می کشیم تا بیاموزیم تا جایگاه والای انسانی خودمان رابدست آوریم.

همسفرسمیه:بعضی از افراد سختی می کشند ولی جایگاه پایین تری رابدست می آورند.انسان باید با تفکر انتخاب کند همیشه سختی دلیل برحسن نیست.خداوند در قران می فرمایندکه ما هفت آسمانة هفت حلقه داریم...هرکدام از موجودات بایددر یکی ازاین حلقه ها جا داشته باشد.سختی هایی که به ما وارد می شودبااختیاری که خداوندبه ما داده تفکرمی کنیم واین سختی هاراپشت سرمی گذاریم،اگر تفکر مادرست و به جاو تفکرسالم باشدازحلقه هاعبور می کند پس این نیست که هرکسی سختی می کشدحتماکارش درست است،بعضی وقتها بی فکری خودمان باعث شده که ماسختی بکشیم.

همسفرافسانه:اگرمن همسفر در هر جایگاهی هستم این به انتخاب خودم بوده اگرمی خواهم جایگاهم راتغییر بدهم و جایگاه بهتری بدست آورم باید تلاش کنم و باید بهای آن را پرداخت کنم.

همسفر زهره: من همسفر با وجود داشتن یک مسافر حال خراب،اگر روی خودم کارکنم، کاری به کسی نداشته باشم می توانم تغییرجایگاه بدهم وکم کم شاهداوج گرفتن خودم هستم و میبینم که جایگاهم درحال تغییرکردن است،تغییرجایگاه من این نیست که من دکتر یا مهندس شوم،جایگاه من این طور تغییرکرده که اگرکسی  حرف ناراحت کننده ای به من بزند بهم نمی ریزم و حالم خراب نمی شود، یا اگر در جلسه ای هستم که غیبت می شود آن جلسه را ترک می کنم.

همسفرفهیمه:آیا تغییرات را در صورپنهانمان می توانیم درک کنیم؟

خانم زهره: انسان دو نیمه دارد،یکی نیمه تاریکی و یکی نیمه روشنایی، وقتی نیمه روشنایی راببینی دیگرحاضر نخواهی شدبا هیچ چیز آن راعوض کنی ،اصلاحاضرنیستی به سمت کارهای ضدارزشی بروی.مثل اینکه ما در یک جاده ای حرکت می کنیم که یک طرف آن لجن زار است و یک طرف آن باغ ،اگر باغ را ببینی دیگرحاضر نخواهی شد در لجنزار حرکت کنی، ما زمانی به لجنزار می رویم که باغ را ندیده باشیم.

همسفرفهیمه الف:انسانها از زمان خلقتشان یا از زمان قبل ازآن قرار بوده که همه به یک جایگاه برسند،اگر انسان در هر مرحله ای از زندگی اش آموزش ها را به موقع بگیرد زحمتش کمتر است .ما در این دنیا ابزار داریم و راحتتر می توانیم آموزش ببینیم. مثل یک فرد معتادکه دراین دنیا راحت ترمی توانددرمان شود.تاجهان های دیگر.هرچقدرانسان ازدرجه تکاملش را در این چهان طی کند در جهان های بعد راحت تر خواهد بود.

خانم زهره:صحبت هایی که می شودکه کسی که سختی می کشدآدم خوبی بوده یا سختی می کشدآدم بدی بوده ،یا فردی که دربستربیماری است وزجرمی کشد، می گویندکه خدا می خواهداو را ازگناه پاک کند، به هیچ عنوان کسی غیرازخداونداز این موضوع آگاه نیست، و اینها همه می شود قضاوت که ما انجام می دهیم،ما فقط می توانیم درموردخودمان قضاوت کنیم،ماعلم آن راندارم که بخواهیم این موضوعات را در مورددیگران بررسی کنیم.

آقای مهندس می فرمایند اگر فکرمی کنید یک روزی سختی هایتان تمام می شود خیالتان راحت راحت که سختی تمام نمی شود. و انسانها بخاطر این مرتب درحال آزمایش هستندکه می خواهندجایگاه والای انسانی خودشان را پیداکنند.من اگر تفکرسالم داشته باشم و رشد عقلی داشته باشم قطعا درآن دوراهی راه بهتر را انتخاب خواهم کردو سختی هم کمترمی کشم.انتخاب راه هم خودش یک سختی است،وندانستن اینکه چه راهی را باید انتخاب کنم دلیل برجهلمان است.

سی دی پیوندنامیمون

همسفرسمیه:وقتی قرار است درختی را پیوند بزنیم اینطور نیست که شاخه رابه درخت با یک سیم ببندیم و فکر کنیم پیوند انجام شده، باید در درخت یک شکاف زده شود و شاخه پیوند زده شود و یک میوه جدیدی بدهد.

موقعی که خداوند انسانها را خلق کرد در یک تعادل قرار داشتند و یکسری صفات به آنها پیوند زده شد،آنها خودشان ان صفات را کسب کردند وقتی قرار است یک پیوندی به انسان زده شود همراه باضربه،خراش و درد است یعنی باید یک پوسته(لایه) شکافته شود تا پیوندزده شود، و بعضی اوقات پیوند اینقدر رشد می کند و یک شاخه تنومندی می دهد که خود شخص اصلا باورش نمی شود که این یک پیوندبوده و این صفت را ازجایی کسب کرده، فکرمی کند که از اول این طور بوده درصورتی که از اول این صفت را نداشته و از طریق آن پیوند یکسری صفات بد را کسب کرده .درخت که پیوندشد میوه هایی مثل خیانت،نفرت،حسادت،غیبت،...درطول مسیر زندگی برای ما به ارمغان آمده است.

درابتدا گام اول شناسایی پیوندهای نامیمون است که آنها را بشناسیم و در ادامه باید آن صفت را از بین ببریم که برای ازبین بردن آنهامثل قضاوت باید یک ساختار جدیدی با رفتارهای خوب بوجود بیاوریم. و موقعی که یک ساختارجدید بوجود می آورم ساختار قبلی که همان قضاوت است انرژی اش را از کارهای خوبی که ماشروع کردیم انجام بدهیم کسب می کند.

ما اگر درخت باشیم یکسری صفات انسانی داریم و تغذیه این صفات از آب، نورخورشید، خاک است و اگر پیوند نامیمون بر این درخت زده شود، آن شاخه از ریشه تغذیه نمی کند بلکه از صفات مثبت ما تغذیه می کند یعنی موقعی که ما یک صفت بد را درون خودمان درمان می کنیم و کنارمی گذاریم روی صفات خوب در زندگی روزمره یکسری اختلالاتی بوجود می آید و اینجا هست که متوجه می شویم آن صفت بد در حال ریشه کن شدن است، و کنار گذاشتن این صفات همراه بادرد و سختی است.

برداشت همسفران ازاین سی دی:

همسفرزهره:وقتی کسی بخواهد پیوند بزند باید یک خراش بزند تا آن پیوند اتفاق بیفتد.اگر من بخواهم صفت بخشش را تغییر بدهم،با اینکه طرف مقابلم خیلی اذیت می کند من باید اینقدر بتوانم ببخشم و اینقدر محبت کنم،این یعنی دارم خراش بر می دارم و پیوند می زنم ولی اگر محبت ظاهری باشد یعنی آن خراج ایجاد نشده و پیوند برقرار نخواهد شد. 

همسفرافسانه:کسانی هستند که پیوندنامیمون دارند ولی این پیوند پنهان است و خود شخص هم متوجه آن نیست.مثل شخصی که ظاهر آرامی دارد ولی یکدفعه یک رفتاری غیرمنتظره از خودش نشان می دهد.

خانم زهره:چه موقع متوجه می شویم که پیوندنامیمون داریم؟

وقتی که شرایط بر وفق ما نباشد وقتی که خواسته ما اجابت نشود آن وقت متوجه می شویم وگرنه درشرایط عادی مشخص نمی شود

همسفرفهیمه د: راه جداشدن انسان از بدی ها بدون درد و آزمایش امکان پذیر نیست و تزکیه و پالایش همراه با درد است و تا این درد را تحمل نکنیم و نقطه تحملمان را بالا نبریم موفق نخواهیم شد. از بزرگی پرسیدند که شما چطوربه این جایگاه رسیدید،ایشان جواب می دهندکه ما مثل نخل هستیم،که درگرمای سوزان،باآب شوری که تغذیه می کند ولی شیرین ترین میوه را می دهد. پس برای نخل شدن باید بهای نخل را پرداخت کرد و برای گیلاس شدن بهای گیلاس را.واین بستگی به ما داردکه بخواهیم نخل باشیم یاگیلاس.

همسفرحکمت :بزرگانی که به جایگاههای بالایی رسیدند همین طور نبوده،آنها دشواری های زیادی را پشت سر گذاشتند، ما هم اگرمی خواهیم به آن جایگاهها برسیم و محصولات شیرین بدهیم باید آن دشواری ها را پشت سر بگذاریم. منظور از محصولات شیرین صفات خوب،آرامش...انسانی که محصولاتش خوب است انسانی که خوش خلق است هم خودش استفاده می کند و هم دیگران از این محصولات خوب استفاده خواهندکرد.

همسفرفهیمه الف:وقتی که انسان می خواهد صفت نامیمون خودش را از بین ببرد باید تزکیه و پالایش کند و تزکیه و پالایش چیزی عجیب وغریب نیست،در زندگی روزمره است،همین که بچه هایمان کاری انجام می دهندو ما سر آنها داد می زنیم،این یعنی نمره ردی گرفتی خودت را تزکیه و پالایش کن. رعایت کردن نکات ریز در زندگی روزمره یعنی انجام دادن تزکیه و پالایش.

همسفرافسانه:کسانی هستندکه در کنگره خیلی خوب خدمت می کنند و از خدمتگزاران هستند ولی آموزشهایی را که در کنگره می گیرند نمی توانند در خانواده شان اجراکنند و همه از دست آنها ناراضی هستند،درصورتی که اول باید درخانواده خدمت کرد و آنها مقدم ترهستند و این آموزشها را باید اجرایی کرد.

موضوع مورد بحث هفته آینده: ادامه سی دی پیوند نامیمون + سی دی اعتیاد و مراسم آیینی از مباحث کتاب ۶۰ درجه

نویسنده: همسفر الهه

 




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: گزارش عملکرد لژیون، سی دی خدا، سی دی پیوند نامیمون،  

تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1396 | 11:45 ق.ظ | نویسنده : همسفر الهه | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.