به نام قدرت مطلق الله

روز دوشنبه مورخ ۹۶/۰۵/۰۲ لژیون هشتم همسفران شعبه شیخ بهایی با حضور گرم جمعی از همسفران سفر اول و دوم و استادی خانم زهره و دبیری خانم فهیمه الف با دستور جلسه: ادامه سی دی پردازش و وادی دوم اغاز به کار نمود.

همیشه در زندگی سعی کنید ستون باشید نه اینکه همیشه به دنبال ستون بگردید تا بهش تکیه کنید .فکرمیکنید چون زندگیمان دچار اعتیاد شده و دچار مشکلات است همه باید به ما کمک کنند اما اینجا آقای مهندس میفرمایند مشکل مال تو است و تو باید حلش کنی راهنما ، کنگره اموزش میدهند خودت باید تفکر کنی و مشکلت را حل کنی تا قوی شوی و با هر بادی نلرزی.. .

وقتی می خواهید به چیزی برسید تمام  وجودتان باید حرکت شود، باید جنبش شود نباید بترسید، باید از سد مشکلات عبور کنید.


درابتدا خانم زهره نکاتی را تذکردادند.

بچه هایی که برای امتحان یا برای کنگره زحمت می کشند حال بهتری دارند، راهنما چون دوست دارد که رهجویش حالش همیشه خوب باشد بهش تکلیف میدهد از او می خواهد که مرتب بیاید امتحان دهد و ... . با تجربه ای که از لژیون دارم وقتی به رهجو آوانس میدادم متوجه شدم که رهجو بعد از سه سال که به کنگره میآید هنوز حالش خوب نیست.آقای امین در سی دی ویروس می گویند وقتی راهنما به رهجو سخت نمی گیرد در حق رهجو خیانت می کند. همیشه به رهجوهایی که تازه می آیند میگویم که حسابتان را با خودتان صاف کنید آیا میخواهید حالتان خوب شود؟ آیا میخواهید به آرامش برسید؟ اگر میخواهید باید محکم بیایید چون با یک روز آمدن و یک روز نیامدن هیچ وقت حالتان خوش نخواهد شد.

و در ادامه خانم زهره ورود خانم مهتاب را به لژیون تبریک گفتند و گفتند سعادت بزرگی است که در کنار خانم مهتاب باشیم و از ایشان و تجربیات ۱۴ ماه مرزبانی شان بیاموزیم .هیچ رهجویی برای راهنما تفاوتی ندارد، تنها میزان فرقی که بین رهجوها است میزان سعی و تلاش آنها است . خانم مهتاب عزیز از جمله کسانی بودند که در کنگره بسیار خدمت میکردند و این را درک کرده بودند که تا زحمت نکشند چیزی را به دست نمی آورند و ماهم اگر میخواهیم به جایگاهی برسیم باید از خیلی از خواسته هایمان بزنیم ،همینجور مفت و مجانی چیزی را به ما نمیدهند .ما نمیتوانیم سر هستی کلاه بگذاریم و اگربرای نیامدن به کنگره و یا امتحان ندادن توجیه بیاوریم سر خودمان را کلاه گذاشته ایم و هیچوقت چنین افرادی به هیچ جایی نمیرسند.اگر جایگاه خوب میخواهید باید بیشتر زحمت بکشید و بیشتر وقت بگذارید و امروز حالمان هرجور که هست نوش جانمان چه خوب٬ چه بد. به میزان تلاشی که کرده ایم بوده و بیشتر از این لیاقتمان نیست.

ادامه سی دی پردازش :

همسفر مرضیه: در یک گوشه نشستن و در خود فرو رفتن کار بسیاری از بزرگان بوده و مهم این است که درست فکر کنیم و حرکت کنیم .وقتی انسان وارد مرحله عمل میشود و مراحل قبل را پشت سر میگذارد ترس او را فرامیگیرد.از اینکه همه ی مسؤلیت ها را باید خودش به تنهایی بپذیرد و انسان با خودش در نبرد است نبرد با نفس، نیروهای بازدارنده و منفی و انسان اگر میخواهد موفق شود باید در نبرد با نیروهای بازدارنده پیروز شو.کائنات این نیروها را در مسیر راه ما قرار میدهند و میتوانیم با درست عمل کردن از اینها بگذریم و قوی و نیرومند شویم و اگر در مقابل این نیروها زانو بزنیم یعنی بدبختی ، یعنی بیچارگی . ما نباید انتظار کمک از دیگران را داشته باشیم .آنها فقط به عنوان یاری و کمک هستند و این خودمان هستیم که باید حرکت و تلاش کنیم و مشکلاتمان را حل کنیم و خداوند ما را تنها نمیگذارد ولی موقعی خداوند کمک خواهد کرد که ما تلاش و حرکت کنیم و در مسیر درست باشیم . همانطور که میفرماید از تو حرکت از من برکت ، بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.

خانم زهره : در مسیری که حرکت می کنیم ممکن است موانعی سر راهمان قرار بگیرد ناامیدی،اطرافیان و فامیل ، درست سفر نکردن مسافر و ... این موانع زمانی برداشته میشود که خواسته قوی باشد و بتوانیم در نبردی که با خود و نیروهای درون داریم پیروز شویم  .آقای مهندس میفرمایند این مشکل به خاطر تواست به خاطر اینکه تو قوی شوی وگرنه خداوند میتوانست این مشکلات را اصلا قرار ندهد . مشکل برای تو گذاشته شده آن وقت تو٬ توقع داری که راهنما یا شخص دیگری آن را حلش کند.پس هیچوقت قوی نمیشوید و مطمئن باشید اگر گهگاهی اطرافیان این کار را میکنند تا مشکلاتمان حل شود باعث میشود که ما سست شویم . در سی دی ویروس آقای امین میفرمایند یک درخت را در نظر بگیرید اگر این درخت را مرتب آب بدهیم هیچوقت ریشه اش قوی نمیشود ،تلاش نمیکند که آن ریشه در عمق برود اما وقتی به اندازه و به جا به آن آب میدهید مثل درخت نخل محکم میشود چون خودش اینقدر ریشه هایش قوی و طویل شده که از اعماق آب را میگیرد و این نوع درخت است که در مقابل طوفان و سیل مقاوم است.همیشه در زندگی سعی کنید ستون باشید نه اینکه همیشه به دنبال ستون بگردید تا بهش تکیه کنید .فکرمیکنید چون زندگیمان دچار اعتیاد شده و دچار مشکلات است همه باید به ما کمک کنند اما اینجا آقای مهندس میفرمایند مشکل مال تو است و تو باید حلش کنی راهنما ، کنگره اموزش میدهند خودت باید تفکر کنی و مشکلت را حل کنی تا قوی شوی و با هر بادی نلرزی .

وقتی می خواهید به چیزی برسید تمام  وجودتان باید حرکت شود، باید جنبش شود نباید بترسید، باید از سد مشکلات عبور کنید.

همه وجودتان حرکت باشد یعنی چه؟

یعنی خواسته باید تمنای دل باشد یعنی با تمام وجود بخواهید به آن چیزی که می خواهید برسید. شاید دیربه آن برسید ولی آن را فراموش نکنید.خواسته ها را باید الویت بندی کنیم وبرای خواسته اصلی همه وجودمان باید حرکت باشد ازخیلی ازچیزهاباید بگذریم چون ممکن است دراین میان خیلی ازنیروها سر راه من قرار بگیرند اما اگر تمنای دلم بود من کنارنمی روم و سر تعظیم فرود نمی آورم.

اینکه می آییم کنگره حالمان خوب شد که شد، نشد نشد یا مسافردرمان شد که شد، نشد نشداصلاچنین چیزی نیست چون ایمان ضعیف است این حرف را می زنم. اگرآمدیم وایمان قوی داریم باید با تمام وجود برای خواسته ای که داریم حرکت کنیم تا بهش برسیم. و آن خواسته‌ٔ قوی است که به من انگیزه حرکت می دهد و آن گاه تمام وجودم حرکت می شود.

آقای مهندس می گفتند یک زمانی که می خواستم حق وحقوق خودم را بگیرم پیه همه چیز را به خودم زدم دادگاه رفتم، کتک خوردم....وهیچ وقت نگفتم چون راه من درست است نباید اینها سرراه من قرار نگیرد وهیچ وقت سرتعظیم فرود نیاورند که الان این جایگاه را به دست آوردند. هیچ وقت خیال نکنیم کسانی که درکنگره به جایگاههای بالایی رسیدندهمه چیزشان نرمال بوده و مشکلی نداشتند که توانسته اند به حال خوشی برسند، فکرنکنید زندگی آنها با شما فرق داشته یا مشکلات شما رانداشته اند،آنها توانسته اند که چطوربرنامه ریزی کنند که به همه کارهایشان برسند.

همسفرمرضیه: توقعات ومشکلات انسان مثل بیماری اعتیاد،مثل یک کرکسی است که انسان را درچنگال خودش نگه میدارد وما با تفکر و تعقل میتوانیم به خودمان کمک کنیم تا اسیرچنگالهای کرکس نشویم.

خانم زهره: این دنیا مانند کرکسی بزرگ با چنگالهای خوفناک است که انسان را اسیر خود می کند یعنی دنیا این طوراست که یکسری ها اسیر خواسته های نفسشان می شوند،اسیرجاذبه های دنیا میشوند ، اسیر امیال نفسانی شان می شوند و یکسری اسیر باورهای غلط می شوند و اینها نمیگذارند که حرکت کند.

چه کسانی میتوانند ازاین چنگالها بیرون آیند؟

انسانهای متفکر.چون درجثه ضعیف انسانهای متفکرقدرتی نهفنه است که هزاران بار قوی تراز چنگالهای خوفناک کرکس است وقتی انسان تفکرمی کند میتواند نیروهای درونش را بدست آورد، آن قدرت گنج درونی ما است.

ما به کنگره آمدیم برای چه؟برای اینکه نیروهای درونی مان رابشناسیم وتا نیروهای درونی را نشناسیم وگنج درونمان رانشناسیم آمدن ما به کنگره به هیچ دردی نمیخورد.

نیروی درونی من شجاعت است، نیروی درونی من صبر، استقامت، اعتمادبه نفس، تفکر٬ ایمان و....است ما باید اینها را پیدا کنیم اگرمیخواهیم به جایی برسیم ومطمئن باشیم این نیروهاهستند که کمکمان میکنند تا بتوانیم ازچنگال این مشکلات بیرون آییم. وقتی حس کردیم که هیچ راهی به جایی نداریم واینقدرمشکلات زیاد و بزرگ است وحس کردیم که اصلا نمیدانیم چه باید بکنیم، آنجا باید به خودمان پناه ببریم و نیروهای درونی مان را یکی یکی بالا بیاوریم ومطمئن باشیم که هیچ کس به اندازه خودمان نمی تواند کمکمان بکند. نیروهای درون بسیار بسیار قوی تراز کمک دیگران هستند.

وادی دوم

مشارکت همسفران:

انسان اگربخواهد به بیهودگی خودش در زندگی فکرکند ناامید میشود باید درک کنیم که هدف ازخلقت بیهوده نبوده. وقتی انسانها می گویند که بیهوده خلق شده ایم و مشکلات را سر راه خودشان قرار میدهند اعتماد به نفسشان را پایین می آورند. یک توجیه برای خودشان است درمقابل مشکلات تسلیم میشوند.اگربه تمام هستی نگاه کنیم یک فلسفه ای درخلقت آنهاهست یک لاشخور،کرم، مگس ،حتی  یک درخت خرزهره و... بیهوده آفریده نشده اند و حتما درخلقت ما انسانها هم فلسفه ای وجود داشته،

 قبل از ورود به کنگره همش فکرمی کردیم که وجود مسافرمان بیهوده است درصورتی که الان متوجه شدیم که هرکسی هدفی ازخلقتش وجودداشته،شاید او آمده تا من آموزش بگیرم و به تکامل برسم،

 ما گم گشتگانی هستیم که اول باید خودمان را پیدا کنیم. انسان هر طور که فکرکند همان برایش اتفاق می افتد با تفکر واندیشه میتوانیم تصورذهنی مان راعوض کنیم و به سمت ناامیدی سوق داده شویم یا به سمت امید.ناامیدی یکی ازاضلاع مثلث جهالت است وآخرین تیری است که ازجانب شیطان شلیک میشود. تفکرغلط درانسان باعث بیماریهای جسمی میشود حتی ممکن است کسی با تفکرهای غلط دچارتومورهای مغزی شود وفکرهایی که از ذهنمان عبورمیکنند الکی نیستند و روی جسم ما اثرمیگذارند و با رجوع به درونمان به جواب خیلی ازسوالاتمان خواهیم رسید فقط باید آموزش مان را بالا ببریم  و جستجو کنیم. نیروهای درونمان مانند قله های آتشفشان هستند که اگرآنها راجستجوکنیم نمایان خواهند شد وفوران میکنند.

خانم زهره:اکثردستورجلسات کنگره به جهان بینی برمیگردند و میخواهند به ما کمک کنند تا خودمان را بشناسیم و برای خودمان ارزش قائل شویم، ما تا زمانی که خودمان خودمان را باورنکنیم هیچ کس من را باور نمیکند. دراین وادی میگوید توخودت رادست کم نگیر تو قطره ای از اقیانوس خداوند، جزئی از وجود خداوند هستی و این باور به ما امید و اعتماد به نفس میدهد.

وقتی در وادی اول تفکر کردیم  خیلی هایمان خودمان را بیهوده فرض کردیم؟چرا؟

چون هرکاری کردیم مسافرانمان درمان شوند،نشد یک جوری انسانهای آسیب پذیری شده بودیم که هرکسی هرحرفی بهمان میزد فوری بهمان برمیخورد و چون ازدیگران انتظارداشتیم،هیچ وقت کارهایمان درست نمی شد به همین خاطرحس کردیم انسانهای بیهوده ای هستیم.وادی دوم مطرح شدکه نه توانسان بیهوده ای نیستی حتی اگرخودت فکرکنی.اگراین جهان را یک پازل درنظربگیری توهم یک قطعه ای ازاین پازل هستی که اگرنباشی ممکن است در ساختار این جهان اختلال به وجود بیاید.اگرنیازنباشدتودراین جهان باشی خداوندخودش تورابرمیدارد،پس قطعا وجود تو نیازبوده، تومهم هستی .

سفر درست یک مسافر یا یک همسفر خیلی به او کمک میکند تا ازاین بیهودگی درآید وسفری درست است که همراه با خدمت کردن باشد، فرقی نمی کند که سفراولی باشی یا سفردومی وتنها چیزی که کمک می کند تا حس بیهودگی نداشته باشی خدمت کردن است. ما با خدمت کردن به دیگران خودمان راپیدا می کنیم یعنی خودمان راباور می کنیم.انسان وقتی خدمت می کند حس مفیدبودن بهش دست میدهد.فکر نکنیم فقط مهماندارشدن، دبیری، نگبانی، استادشدن ..خدمت است، مشارکت کردن،نوشتن دلنوشته هم میتواند جزئی ازخدمت باشدکه ممکن است تاثیرش بیشترهم باشد،به اندازه افراد کنگره جایگاه خدمت وجود دارد باید بگردیم وآنها را پیدا کنیم.

ما بعضی وقتها تبدیل می شویم به یکسری آدم های طلبکار یعنی میخواهیم خدمت نکنیم،سختی نکشیم، وقت نگذاریم  ولی حالمان خوب باشد، مگرمیشود جهان هستی همین جوری به کسی انرژی بدهد.باید کاری انجام بدهی تا درقبالش بهت انرژی بدهد. شماهرلحظه، هرجا از زندگی که بخواهید انرژی کم نیاورید وحس بیهودگی نکنید باید جایگاهتان را تغییردهید و بالاترین چیزی که میتواند کمکتان کند این است که برای دیگران کاری کرده باشید و زمانی میتوانید برای دیگران کاری کنید که اول برای خودتان کاری کرده باشید.اول بتوانم محبت واقعی را درون خودم پیدا کنم آن وقت بالاترین خدمت را به اطرافیانم کردم.

در این وادی گفته شده که خوشحالیم که به جنگ خود ادامه می دهید یعنی خوشحال هستیم که ناامید نشدید. ما جنگ نرمی را آغازکردیم جنگ محبت ،جنگ آگاهی،جنگ افکارواندیشه وسلاحمان تفکراست اگرتفکردرستی نداشته باشیم خیلی ازمشکلات جسمی، روحی و روانی  برایمان پیش می آید وناامید میشویم ودست ازحرکت و تلاش وکوشش برمیداریم ودرعمق تاریکی ها فرو میرویم.

ما به دلایلی که خودمان هم نمیدانیم جهت را سالها گم کرده بودیم. یعنی چیزهای بی ارزش برایمان ارزش شده بود مثل موقعیت شغلی،تاییددیگران، زرنگی دیگران،....وچیزهایی که ارزشمندبودندبرایمان بی ارزش شده بودمثل آرامش خودمان،سلامتی جسمی خودمان و ...

موضوع مورد بحث هفته آینده: ادامه وادی دوم و سی دی کفر

نویسنده: همسفر الهه کاشی




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: کنگره ۶۰، گزارش عملکرد لژیون، سی دی پردازش، وادی دوم،  

تاریخ : چهارشنبه 4 مرداد 1396 | 10:44 ق.ظ | نویسنده : همسفر الهه | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.