به نام خداوند وجد و سرور        پدید آور عشق و احساس و شور

روز دوشنبه مورخ 19/04/96 لژیون هشتم همسفران شعبه شیخ بهایی با حضور گرم جمعی از همسفران و استادی خانم زهره با دستور جلسه ادامه  کتاب ادموند و هلیا و سی دی کمان آغاز به کار نمود.

 هر انسانی که در مشکلات باشد وقتی مسیرش را درست حرکت کند و بخواهد قطعا خداوند به او کمک می کند.پس اگر الآن در یک سری دشواری و مشکل هست هیچ نباید پروا کند باید به حرکت خودش ادامه دهد....  


ابتدا خانم زهره از حضور محکم همسفران در همایش تشکر کردند از 16 نفر عضو 11 نفر شرکت کردند. برای اینکه حضورمان در همه جا پر رنگ تر شود باید از قبل برنامه ریزی کنیم همایش از دو هفته قبل اعلام شده بود و باید از قبل کارهایمان را برای آن روز هماهنگ کرده باشیم. برنامه ریزی یک شبه نمی شود.

حضور در کنگره بعد از ساعت 4 جایز نیست به همان اندازه تاخیر انرژی از دست می دهیم. ما باید از کنگره نظم را یاد بگیریم. کسی که دیر می آید به  ته سفره می رسد ما باید قبل از ساعت 4 در کنگره حضور داشته باشیم و حتی از صندلی های خالی هم انرژی بگیریم کسی که زود می آید از این سفره به دست نخورده های سفره هر آنچه خودش می خواهد برمیدارد. پس ساعت حضور در روز دوشنبه و پنج شنبه خیلی مهم است ما باید از کنگره انرژی بگیریم. وقتی دیده بان محترم آقای حکیمی استاد جلسه باشند و برای ما اصلا مهم نباشد که در آن جلسه باشیم یا نباشیم این یعنی اینکه ما نمی خواهیم حالمان خوب شود .یعنی اینکه فقط در زبان می گوییم می خواهیم حالمان خوب شود. در زبان می گوییم عاشق کنگره هستیم.  این یعنی رهجویی که فقط به خاطر کمک راهنما می آید اما بطن قضیه را اجرا نمیکند.

نکته ای که آقای حکیمی تاکید کردند اینکه حضور در پارک در بخش همسفران شعب کنگره اصفهان کم رنگ است سعی کنید حضور تان را پر رنگ ترکنید .

گفته اند رهجویان تازه وارد باید حتما سی دی وظایف رهجو و سی دی مجانی را نوشته باشند و این الزامی است.

با توجه به اینکه مطالب کنگره بسیار گسترده شده از این به بعد صلاح دیدم برای اینکه از خیلی از مطالب عقب نمانیم بیشتر امتحان داخلی در لژیون برگزار کنیم.

نکاتی از کتاب ادموند و هلیا

خانم زهره: اختیار یک از بزرگترین نعمت هایی است که خداوند فقط به انسان داد و دلیل وجه تمایز انسان با سایر مخلوقات همان قدرت اختیار است.خاصیت اختیار این است که مفاهیم را درک کنیم یعنی اگر اختیار نبود ما خیلی از چیزها را درک نمی کردیم اشتباه نمی کردیم و خیلی از مفاهیم را درک نمی کردیم و یا همیشه خوبی می کردیم یا همیشه بدی می کردیم یعنی فرشته یا شیطان می شدیم شیطان نمی تواند مفهوم زیبایی ها را بفهمد مفهوم عشق را بفهمد و روح هم نمی تواند مفهوم قهر و جدایی را متوجه شود و خداوند به همین دلیل به انسان اختیار داد و برای اینکه بتواند از قدرت اختیارش استفاده کند دو مامور روح و جن را همراهمان کرد تا بتوانیم از قدرت اختیارمان استفاده کنیم.

 به خاطر همین قدرت اختیار است که ما یک سری کارهای ارزشی را که انجام می دهیم پاداش می گیریم و لذت میبریم چون اختیار داشتیم که انجام ندهیم. و همین طور کار ضد ارزشی که وقتی انجام می دهیم جزایش را می بینیم به خاطر همین قدرت اختیار است چون می توانستیم انجامش ندهیم.خداوند به فرشتگان پاداش نمی دهد چون اجبار است و کارهای فرشتگان برایش خیلی ارزشمند نیستند اما کارهای ارزشی انسان ارزشمند است چون انسان اختیار داشته و می توانسته صبر نکند می توانسته طلاق  بگیرد آن به واسطه اختیاری که دارد صبر می کند و خداوند هم پاداشش را می دهد .

اگر فرمان را نقض کنیم باید بهایش را بپردازی یعنی اگر کاری اشتباه انجام دادیم باید قیمتش را پرداخت کنیم.

جایی که ادموند با هرکول که نامزد ژولیا بود بحث و دعوایش  شد و دستش می شکند وقتی به دنبال هلیا به خانه پدر هلیا می رود و هلیا می گوید کی سرت راشکسته کی پایت را شکسته ؟ می گوید اختیار .کی به این روزت انداخته؟ اختیار . چرا حالت خراب است ؟اختیار.

حالا به خودمان بگوییم .چه کسی به این روزمان انداخته ؟ اختیار. چرا حالمان خراب است؟ اختیار. چرا حالمان خوش است ؟ چرا چهره شادی داریم؟ اختیار. انسانی که از روح و روان خوبی برخوردار باشد قطعا چهره اش هم زیباست .

 اختیار نعمت بزرگی است که خداوند به ما داده پس این قدر گلایه نکنیم که چرا روزگارمان این جوری هست و حالمان خراب است.خیلی افراد می گویند ما نمی توانیم قبول کنیم که خودمان باعث شدیم که اوضاع مان به این صورت باشد من از وقتی که یادم می آید زحمت کشیدم گذشت کردم و صبر کردم همه کار کردم خیلی ها قبول نمی کنند که همسفر بدی بودند و شاید هم واقعا همسفر خوبی بودند ولی حالشان به این صورت است چرا؟

این بر می گردد به عقبه ما ،این بر می گردد به جهان های پیش از ما .زندگی که در این جهان می کنیم نتیجه عملکرد دیروز ما و جهان های قبل ماست. اگر آنچه که باید بیاموزیم آموختیم و عملکرد خوبی داشتیم در جهان های دیگر حال خوبی خواهیم داشت.

سوال همسفر مریم : انسان به خاطر نیازش شاید ممکن است از ضد ارزشها استفاده کند.

پاسخ خانم زهره: این دقیقا مثل این است که شما بگویید من چون شدیدا به پول نیاز دارم و مشکل مالی دارم باید از راه دزدی هم که شده این پول را به دست آورم.

در صفحه 147 کتاب بیان این مطب هست که وقتی تو شدیداً تشنه هستی نیروهای منفی از این موقعیت استفاده می کنند و یک قطره زهر را در یک لیوان آب گوارا می ریزند و جلوی تو قرار می دهند و هی گوارا بودن و خنک بودن آب را به تو نشان می دهند این یعنی این که نیروهای منفی هم هوشمند عمل می کنند می دانند چه موقعی سراغ تو بیایند. وقتی که سطح انرژی ما بالاست وقتی که امیدوار هستیم که به سراغمان نمی آیند. وقتی سراغم می آیند که شدیداً تشنه هستم و ناامید هستم وقتی که سطح انرژی من پایین است به سراغم می آیند و به من القا می کنند و چون می دانند تشنه ای زهر را در  آب خنک می ریزد و آن را زیبا جلوه می دهد. پس شیطان می آید از خواسته های خود ما بر علیه ما استفاده می کند. حال اگر می خواهیم حرف جن را گوش ندهیم باید خواسته های نفسمان را تربیت کنیم و نیازهایمان را تغییر دهیم اگر من به خاطر نیازم  کار ضدارزش می کنم باید خواسته نفسم را  تغییر  بدهم. با شناخت و آگاهی نفسم را تربیت می کنم و خواسته های نفسم را تغییر می دهم آن موقع نیازی به آب خنک ندارم وقتی نیازی نداشته باشم  گول جن را نمی خورم.و نکته جالب اینجاست که هر چه دانایی بالاتر برود زهر درون آب را می بینم حتی اگر یک قطره باشد و میفهمم که این کار جن است و می خواهد آنرا قشنگ جلوه دهد.

پس باید بدانیم که چگونه شیطان سرمان دارد کلاه می گذارد و ما هم بتوانیم سر او کلاه بگذاریم و برای این باید همیشه انسان امیدواری باشیم همیشه سطح انرژیمان را بالا ببریم داناییتان را بالا ببرید و همیشه در حال آموزش گرفتن و خدمت باشید تا بتوانید نفستان را تربیت کنید و خواسته هایتان را از خواسته های غیر معقول به خواسته های معقول تغییر دهید. تا صدای جن پایین بیاید و صدای روح بالا برود وگرنه اگر همین جور زور بزنم تا حرف روح را گوش بدهم نمی شود چون صدای جن بلندتر است.

ساکنین آسمانها از پادشاه می پرسند ما از کجا بفهمیم که کدام قوانین درست است؟ و کدام قوانین غلط است ؟ پادشاه می گوید آخرین کتاب من قران در اختیار شما هست و شما می توانید تشخیص دهید که کدام قوانین من است و کدام را جن می گوید.

خداوند وقتی قدرت اختیار را به ما داد هستی را به ما داد تا بتواند انسان از قدرت اختیارش استفاده کند و اگر اشتباه هم کرد هستی اش را از آن نگرفت این یعنی اینکه خداوند بخشنده است . ما در زندگی خیلی اشتباه می کنیم ولی باز حق حیات داریم و زندگی می کنیم . آقای حکیمی خیلی قشنگ گفتند خداوند به آن بزرگی می بخشد اما ما گاهی نمی خواهیم اشتباه راهنما یا مسافر را ببخشیم. ما چه کسی هستیم که نمی خواهیم اشتباهات دیگران را ببخشیم؟!!

 قسمت آخر کتاب که روح ادموند می گوید من به تنهایی حریف جن ادموندنمی شدم حالا که جن هلیا هم با او همراهی میکند یعنی اینکه اگر مسافر درگیر نیروهای شیطانی باشد و اسیر مواد باشد و من بخواهم انتقام بگیرم آن موقع آن خانه محل شیطان می شود یعنی ساختارهای منفی به هم کمک می کنند.

یک قسمت از کتاب در مورد انتقام صحبت می کند که انتقام خیلی بد است و یک بازی تلخ ادامه دار است چون هر موقع بخواهیم انتقام بگیریم و پایانش دهیم دوباره شروع دیگی می باشد حتی در حلقه های دیگر آفرینش هم ادامه پیدا میکند و اگر من درگیر باشم و بخواهم نبخشم وای به حال من که چه حال بدیهایی نصیب ما خواهد شد.

آن جایی که هرکول و ادموند دعوا می کنند زمانی ادموند متوجه می شود که به حرف جن گوش می دهد که دردش آمده بود.مسافر تا دردش نیاید از کار ضد ارزشی اش دست بر نمی دارد. ما باید فرصت بهش بدهیم که دردش بیاید. تازمانیکه دردش نیامده شما حرص نخورید.

ص 157 آنجایی که ادموند و هلیا به حرف جن و لوسیفر گوش کردند و آرام آرام رفتند و از میوه ممنوعه استفاده کردند. صدایی از آسمانها شنیده شد که شما نباید این کارها را میکردید و به شجره خبیثه نزدیک می شدید اما حالا که نزدیک شدید باید به زمین بروید .اکنون که نزدیک شدید عیب های شما آشکار گردید پس از این شهر زیبا بروید شما در زمین فرود خواهید آمد و در آنجا ساکن خواهید شد خود را با لباس تقوا بپوشانید تا دوباره پس از فراز و نشیب های بسیار با قدرت بالایی از دانش معرفت و عمل سالم و عدالت بسوی ما باز گردید. بروید که منتظر بازگشت شما هستیم .در این شرایط ناگهان چند قطره اشک از چشمان پادشاه جاری شد و می گوید : گابریل و مایکل عزیز این همان هزینه سنگینی است که گفتم من و انسان بایستی پرداخت کنیم برای بودن و حیات!

در اینجا هدف از خلقت انسان را بیان میکند که ما به این جا آمده ایم که پس از گذراندن مشکلات بسیار کارآزموده شویم و صفات خوب کسب کنیم و دوباره به پیش خداوند بر گردیم. خداوند هم بهای سنگینی برای انسان پرداخت کرد یعنی اینکه خداوند هم نا راحت است از اینکه بنده اش خطا کرده و دارد بنده اش را به زمین می فرستد.از اینکه  اینقدر  ما خطا میکنیم و از خطاهایمان درس نمی گیریم برای خداوند سخت است که بنده اش متوجه اشتباهش نمی شود و این خیلی جای تفکر دارد. خودمان هم داریم سختی میکشیم و بهایش را میدهیم. این نشان می دهد که چقدرخداوند عاشق بنده اش است و از اینکه به زمین فرستاده می شود و زجر میکشد ناراحت است.چقدر خداوند ما را دوست دارد پس بیاییم و فرصت هایمان را بیهوده از دست ندهیم.

سی دی کمان

همسفر افسانه: جسم به شهر تشبیه شده اما نه یک شهر معمولی. و جسم ارزش زیادی دارد و برای سلامتی آن باید بکوشیم ما معلمان زیادی داریم ولی معلمی که با دلیل به ما مطلب بیاموزد کم داریم. وقتی جسم خوب شناخته شود دلیل بسیاری از بیماریها شناخته می شود و می توانیم از بیماریها پیشگیری کنیم .

خیلی از بیماریها به خاطر عدم آگاهی است ولی جامعه امروزی بیشتر دنبال پزشک تربیت کردن و درمان می باشند.

همسفر سمیه: انسان برای هر چیزی دلیلی می خواهد و وقتی انسان دانایی و آگاهیش بالا برود آن موقع انسان قانع می شود مثلا در مورد موادمخدر وقتی انسان متوجه شود که این مواد در جسم ما تولید می شود و شخص با مصرف مواد این مواد را به بدن اضافه می کند آن موقع دلیلی بر مصرف ندارد .

همسفر زهره م: ما همیشه فکر می کردیم چرا به دنیا آمده ایم و چرا بیهوده ایم ؟الان که به کنگره می آییم متوجه شدم که حتی یک کرم هم جهت بیهوده گی آفریده نشده است.و دلیل آن را فهمیده ایم.

 خانم زهره :بشر موجودی است که هر چیزی را دلیلش را می خواهد اگر آن دلیل اصلی برای انسان مشخص شود انسان خیلی فرق می کند. اگر من بدانم برای چه به کنگره می آیم آن موقع در نحوه عملکرد من هم تاثیر دارد آن موقع سر وقت می آیم و تک تک لحظاتم را غنیمت می شمرم اگر ساعت ۴/۵ می آیم یعنی نمی دانم چرا باید زود بیایم . اگر هر جایی خوب عمل نمی کنیم چون دلیلش را نمی دانیم اگر دلیلش را بدانم با هدف محکمی حرکت می کنم. سعی کنید دلیل کارها و حرکت هایتان را بدانید تا زندگی تان هدفمند شود.مثلا می گویند مواد مخدر بد است ولی دلیلش را نمی گویند.حتی اگر به فرزندانتان می خواهید بگویید این کار بد است باید دلیل و اندازه بد بودن و اشتباه بودنش را بگوییدتا زشتی کار برایش مشخص شود نه اینکه بخواهیم او را سرزنش کنیم که باعث تخریب در شخصیت او شود.

همسفر رویا: از جسم خود شاکر باشید که در مقابل فرمان الهی تعظیم نمود .مشروبات الکی و مواد مخدر روی جسم تخریب وارد می کند و همچنین هر آنچه روی اندیشه و فکر انسان پرده می اندازد مثل قرص های روان گردان ، هروئین ،شیشه و حتی پر خوری کردن اینها باعث می شود نتوانیم در راه مستقیم حرکت کنیم و نتوانیم فرمان الهی را انجام دهیم .

هر یک از اعضای بدن ما اگر درست کار نکند بقیه اعضا قادر به ادامه حیات نیستند و دچار مشکل می شوند مثلا اگر شکستگی به وجود بیاید بقیه اعضا هم دچار مشکل می شوند در این جامعه هم اگر کسی دچار مشکل اعتیاد می شود ما باید به کمک آن بشتابیم البته اگر خود آن بخواهد . ما در کل برای همه و یکی برای همه هستیم . عزیز تازه واردی که وارد کنگره می شود از آقای مهندس ، مرزبان ،ایجینت ، اسیستنت ، راهنما ، نگهبان ، نشریات همه کمک می کنند و حضورمان کمک می کنند تا یک نفر رها شود.بعد از خروج از اعتیاد ما باید خودمان را آماده کنیم برای دیگران . فقط باید درست حرکت کنیم و بدانیم که وعده خداوند حق است و حرکت را ادامه دهیم .

 خانم زهره : هر انسانی که در مشکلات باشد وقتی مسیرش را درست حرکت کند و بخواهد قطعا خداوند به او کمک می کند. یعنی اینکه چون تو در صراط مستقیم هستی خداوند به تو کمک می کند و سنگ ریزه ها را از جلویت بر می دارد  چون هدفتان قشنگ است در زمان مناسب نتیجه کار را می بینید اگر مسافر درست حرکت نمی کند بدانید باید صبر کنید تا زمان آن فرا برسد.پس اگر الآن در یک سری دشواری و مشکل هست هیچ نباید پروا کند باید به حرکت خودش ادامه دهد.  

همسفر مریم : اگر صراط مستقیم را صد کیلومتر فرض کنیم شاید در 20 کیلومتری هستم شاید من در 10 کیلومتر آخر جواب بگیرم پس باید تلاش کنم تا به آنجا برسم .

همسفر الهه : هیچ عبادتی فقط ظاهری نیست و حکمتی در پشت آن هست اگر روزه می گیریم یا نماز شب می خوانیم حتما حکمتی پشت آن است کسانی که بخواهند فقط به ظاهر اکتفا کنند که به شوق یا وصال چیزی برسند هرگز نخواهند رسید. بعضی فقط ظاهر همسفر بودن را دارند و در باطن جور دیگر رفتار می کنند. همسفرانی که فقط به خاطر راهنما به کنگره می آیند و برای راهنما سی دی می نویسند یعنی دارند فقط ظاهر قضیه را اجرا می کنند و مثل کسی است که کوله پشتی بر دوش دارد و کوله پشتی خودش را هر بار سنگین تر می کند و خودش لاغر تر میشود و تحملش برایش سخت می شود. اما کسی که با شوق دانستن سی دی می نویسد و به خاطر آموزش سی دی می نویسد کسی است که این سی دی و آموزش درون تفکر و اندیشه اش می رود ما بایداز نوشتن لذت ببریم.

 همسفر مرضیه : محبت تقدیرنیست، صوری نیست، حقیقت دارد و چشم دل می خواهد اگر حقیقی باشد. قابل دیدن است و با چشم دل می توانیم آن را ببینیم محبت یعنی اینکه کسی را بخواهیم به خاطر خودش نه به خطر خودمان .در حالیکه خود نیزاز این دوست داشتن لذت ببری . یعنی اینکه من تو را می خواهم به خاطر اینکه یک سری چیزها را  به من بدهی این محبت نیست . مثلا عشق و محبت بین عاشق و معشوق باشدیا خواهر و برادر یا پدر ومادر مثلا من معشوقم را دوست دارم به خاطر اینکه عشق واقعی نه اینکه به خاطر اینکه هزینه ای برای من پرداخت کند یا خانه ای را به نام من بزند و یعنی اینکه چیزی درون خودم دیدم و چیزی درون او دیدم که عاشقانه دوستش داشته باشم. وقتی می توانم درک کنم که درک عمیق از آن داشته باشم و در غیر این صورت محبت نیست و پایه عشق و محبت بر پایه دانایی است عاشق را حساب با عشق است با معشوق چه حساب یعنی اینک راهنما اگر وقت می گذارد به خاطر این است که  رهجویش رها شود و حسابی با شاگردش ندارد و برای رسیدن به محبت واقعی باید از جهان بینی استفاده کنیم . انسان اگر شناختی در مورد خیری داشته باشد معرفت در جهت خیر محض می شود و اگر در مسیر شری آگاهی و دانش داشته باشد و استفاده کند معرفت در جهت شر محض می شود و اگر معرفت را کسب کنیم به محبت می رسد. محبت به تنهایی معنی و مفهوم ندارد  .  اوج معرفت عشق پایدار می خواهد. همیشه محبت دوام داشته در گذشته بوده در حال و آینده ادامه دارد .

موضوع مورد بحث هفته آینده: امتحان از جهان بینی ۱ و ادامه سی دی کمان و سی دی پردازش

نویسنده: همسفر رویا


 




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: کنگره ۶۰، کتاب ادموند و هلیا، سی دی کمان،  

تاریخ : پنجشنبه 22 تیر 1396 | 05:38 ب.ظ | نویسنده : همسفر رویا | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.