به نام خدایی که در همین نزدیکیست

روز دوشنبه مورخ ۹۶/۰۲/۰۴ لژیون هشتم همسفران شعبه شیخ بهایی(همسفران وادی عشق) با حضور گرم جمعی از همسفران و استادی خانم زهره با دستور جلسه سی دی آداب معاشرت و سی دی عناصر معرکه گیری آغاز به کار نمود.

هر چقدر انسان درونش تزکیه و پالایش شده باشد ارتباطش با دیگران درست تر٬ مودبانه تر و متعادل تر می باشد.انسانی که منیت٬حسادت٬کینه و... در درونش باشد نمی تواند رفتار مناسبی با دیگری داشته باشد.به عبارت دیگر نحوه ی ارتباط ما با دیگران بر می گردد به دیدگاه ما نسبت به آن شخص یا آن مکان.به عنوان مثال اگر از دیدگاه من کنگره یک مکان مقدسی باشد آن وقت رفتار من با افرادی که اینجا خدمت می کنند هم بسیار مودبانه تر می شود....  


در ابتدا همسفر زهره  دفتر دبیری لژیون را به همسفر فهیمه تحویل دادند و خانم زهره از زحمات همسفر زهره تشکر کردند و به همسفر فهیمه تبریک عرض کردند و به همسفرانی که در حال تلاش برای آزمون کمک راهنمایی هستند خداقوت عرض کردند و گفتند که این تلاش شما بسیار ارزشمند است و آرزوی موفقیت برای همه عزیزان کردند و به همسفران لژیون یادآور شدند که سعی کنید در خدمت کردن از همدیگر پیشی بگیرید و عشق به خدمت داشته باشید تا به موقع اش خدمت به شما داده شود. سپس قسمتی از سی دی کنترل نقاط حساس را یاداوری کردند.

ما هر صفت ضد ارزشی را بخواهیم ریشه ای کنار بگذاریم باید از تغییر تفکر شروع کنیم چون هر کاری اول در ذهن ما شکل می گیرد و بعد در جهان بیرون بروز می کند به همین خاطر است که می گوییم اگر می خواهم مرتکب دروغ نشوم باید تفکرم را عوض کنم٬ اگر می خواهم قضاوت نکنم باید تفکرم را عوض کنم٬ اگر می خواهم غیبت نکنم باید تفکرم را عوض کنم و...در مبحث جلسه قبل گفتیم که برای این کار باید بتوانیم تصاویر مثبت را جایگزین تصاویر منفی کنیم نکته ای که اینجا مهم است این است که تا فکر مثبت نیاید فکر منفی نمی رود اقای مهندس می فرمایند این اشتباه است که می گویند دیو چو بیرون رود فرشته درآید٬ اول فرشته باید بیاید تا بعد دیو بیرون برود. فرض کنید شما در یک اتاق کاملا تاریک قرار گرفته اید چگونه می توانید این تاریکی را بیرون کنید هر چه تلاش کنید و هل بدهید تا این تاریکی بیرون رود نمی رود مگر اینکه کبریتی روشن کنید به همان اندازه که نور می آید به همان اندازه هم تاریکی می رود. در مورد افکار هم همینطور است تا فکر مثبت نیاید فکر منفی نمی رود. و هر چقدر که من بنشینم تا اتفاق جدیدی بیفتد نمی افتد مگر اینکه هنر این را داشته باشم تا خوبی های طرف را هم به ذهنم بیاورم و....

بعد از آن همسفران در مورد سی دی آداب معاشرت مشارکت کردند:

همسفر مریم: در مورد آداب تلفن زدن وقتی یک نفر به دیگری زنگ می زند و تلفن به هر دلیلی قطع می شود کسی که اول تماس گرفته باید دوباره تماس بگیرد. وقتی با کسی تماس می گیریم یا کسی با ما تماس می گیرد باید اول خودمان را معرفی کنیم. وقتی جایی وارد می شویم فوری ننشینیم صبر کنیم تا طرف اول بنشیند و بعد بنشینیم.

همسفر سمیه: وقتی دو نفر با هم رو به رو می شوند فردی که از نظر سن یا جایگاه کوچکتر است نباید دستش را به نشانه دست دادن دراز کند بلکه باید صبر کند تا فرد بزرگتر اول دستش را دراز کند.

همسفر فهیمه الف: آداب معاشرت یک چیز اکتسابی است و همه آن را از دیگران مخصوصا پدر و مادر یاد می گیرند و چقدر خوب است که از بچگی به فرزندانمان آداب معاشرت را یاد بدهیم.اینکه دیگران را با ضمایر و افعال جمع صدا بزنیم .کسانی که از بچگی آداب معاشرت را به خوبی به جای می آورند در بزرگسالی هم افراد فروتن تر و موفق تری هستند.

همسفر زهره م: باید در مناسبت های مختلف به همدیگر هدیه دهیم.چون در هنگام این هدیه دادن حس محبتی که بین دو طرف رد و بدل می شود بسیار با ارزش است نه خود کادو. و نوع آدابی که این کادو را می خواهیم بدهیم هم بسیار مهم است. وقتی دو نفر با هم صحبت می کنند نباید بین حرف آنها بپریم. در کشور ما خانم ها با آقایان دست نمی دهند و در کشور های دیگر هم باید اول خانم ها دستشان را دراز کنند مگر اینکه آقا از لحاظ جایگاه بالاتر باشند. وقتی می خواهیم از پله ها پایین یا بالا برویم اول باید اقایان بروند بعد خانم ها پشت سرشان بروند.

همسفر حکمت: الفاظی مثل عزیزم٬جانم و... را خانم ها به یکدیگر یا آقایان به یکدیگر می توانند بگویند اما خانم ها به آقایان یا بالعکس آقایان به خانم ها نمی توانند بگویند. موقع راه رفتن کسی که از نظر جایگاه بالاتر است سمت راست و کسی که از لحاظ جایگاه پایین تر است سمت چپ قرار می گیرد. موقعی که خانمی با آقایی صحبت می کند نباید همه اش سرش پایین باشد بلکه باید هرزگاهی نگاهی به طرف مقابل بیندازد. نوع راه رفتن ما بسیار مهم است خیلی تند رفتن یا خیلی آهسته رفتن بی ادبی است.زمانی که میهمانی به خانه ما می آید خانم خانه نباید مرتب بین آشپزخانه و سفره غذا تردد کند بلکه اولین کسی که غذا را شروع به خوردن می کند باید صاحب خانه باشد و آخرین نفری هم که دست از غذا می کشد باید صاحب خانه باشد.

همسفر الهه ب:وقتی می خواهیم به استخر برویم نباید آب به این طرف و آن طرف بپاشیم.وقتی وارد لژیون می شویم و لژیون شروع شده نباید بلند سلام کنیم و لژیون را به هم بریزیم. وقتی مهماندار به ما بگوید فلان جا بنشینید باید چشم بگوییم. در مورد مراسم عزاداریها آداب و رسوم غلطی بین مردم جای افتاده و طوری شده که فرد غم از دست دادن عزیزش یادش می رود و همه اش به فکر هزینه ها و... است باید این آداب را اصلاح کنیم.

همسفر الهه ک:در میهمانی ها ممکن است چند جور غذا وجود داشته باشد و این برای این نیست که ما از همه انواع غذاها استفاده کنیم بلکه برای این است که هر کس بنا به ذائقه خود از یک نوع غذا استفاده کند. ما نباید با همه مثل هم صحبت کنیم بلکه باید طرز صحبت کردنمان با هر کسی بنا به جایگاه آن فرد فرق کند. آقای مهندس می فرمایند یکی از بی ادبانه ترین کارها وقت نشناسی است کسی که به موقع به جایی نرود از بی ادبی است.

آداب معاشرت در لژیون:قبل از آمدن راهنما سر لژیون باشیم و بعد از اینکه راهنما وارد شدند به احترام جایگاه راهنمایی بلند شویم. بدون اجازه راهنما صحبت نکنیم.مسائل خصوصی خود را در لژیون بیان نکنیم.موقع مشارکت کردن اول خودمان را معرفی کنیم.بین حرف هم لژیونی مان نپریم.به مشارکتهای یکدیگر به خوبی گوش دهیم.

آداب معاشرت در جلسات کنگره: یک ربع قبل از شروع جلسه در شعبه حضور داشته باشیم.به تمامی خدمتگزارن کنگره ائم از گروه نشریات٬ مرزبانی٬مهماندار٬تمامی راهنمایان و... سلام و عرض ادب و احترام را به جای آوریم و بعد بنشینیم. در سالن مرتب تردد نکنیم. جواب سلام ها را بلند و محکم بدهیم. با پوشش مناسب وارد شویم.موقع خواندن پیام ها و حرمتها بی حرکت و ساکت باشیم.که همه نشانه ادب ماست و انرژی آن به خود ما بر می گردد.

خانم زهره:هر چقدر ما بیشتر آداب معاشرت را رعایت کنیم زندگی برای ما لذت بخش تر می شود. یکی از نشانه های مهم رسیدن به تعادل به جای آوردن آداب معاشرت است. هر چقدر انسان درونش تزکیه و پالایش شده باشد ارتباطش با دیگران درست تر٬ مودبانه تر و متعادل تر می باشد.انسانی که منیت٬حسادت٬کینه و... در درونش باشد نمی تواند رفتار مناسبی با دیگری داشته باشد.به عبارت دیگر نحوه ی ارتباط ما با دیگران بر می گردد به دیدگاه ما نسبت به آن شخص یا آن مکان.به عنوان مثال اگر از دیدگاه من کنگره یک مکان مقدسی باشد آن وقت رفتار من با افرادی که اینجا خدمت می کنند هم بسیار مودبانه تر می شود.  

رهجویی که آداب معاشرت را به جای می آورد و بسیار منظم و مودب هست اینجا راهنما با میل بیشتری برای او وقت می گذارد و به او کمک می کند تا برای مشکلاتش راه حلی پیدا کند و این عین عدالت است.وقتی رهجویی نزد راهنمایش می آید و می گوید من مدتی است به کنگره می آیم اما هنوز حالم خوب نشده است٬ هنوز افکار منفی دارم اولین چیزی که راهنمای آن شخص به آن توجه می کند این است که آیا آن شخص آداب کنگره و لژیون را به جای آورده یا نه؟ آیا به موقع سر جلسه حاضر شده؟ آیا پوشش مناسب کنگره را پوشیده؟آیا سی دی هایش را نوشته؟و... و بعد وارد مسائل عمقی تر می شود.

و اما در مورد تعادل:رعایت ادب و نظم مقدمه ای است برای رسیدن به تعادل.نشانه انسان بی تعادل این است که دروغ می گوید غیبت می کند سرزنش می کند قضاوت می کند و...وقتی می گوییم کسی که دروغ می گوید٬غیبت می کندو... انسان بی تعادلی است یعنی چه؟

تعادل یعنی پایداری یعنی من در هر شرایطی باید بتوانم خودم را حفظ کنم و به هم نریزم.وقتی کسی رفتار بدی از طرف مقابلش می بیند و شروع به سرزنش کردن او می کند یا پشت سرش غیبت می کند و... یعنی اینکه نتوانسته پایداری خودش را حفظ کند و به هم نریزد.وقتی در مشکلاتم به هم می ریزم و شروع به اعتراض کردن می کنم و... یعنی نتوانسته ام پایداری کنم و از نیروهای درون و بیرونم به موقع استفاده کنم.

همسفر سمیه: تعادل یعنی برابر بودن یک سری چیزها.ما در کنگره یاد می گیریم که تمام رفتارهای ما و خلق و خوی ما برمی گردد به سیستم ایکس ما.اگر سیستم ایکس ما در حالت تعادل باشد یعنی مواد شبه افیونی را به همان میزانی که باید باشد ترشح کند ما خلق و خوی سالم داریم و در کنار آن می توانیم رفتارهای سالمی داشته باشیم که نشان دهنده ی ادب ما باشد اما اگر با افکار منفی باعث شویم که این سیستم ایکس از حالت تعادل خارج شود به سبب از تعادل خارج شدن این سیستم شبه افیونی بدن ما٬ خلق و خوی ما هم از تعادل خارج می شود من با افکار منفی ام یک کاری کردم که یک جای سیستم ایکس من بلنگد حال سطح انرژی من پایین است و می خواهم از طریق غیبت کردن٬دروغ گفتن و... این کمبود انرژی را از دیگران بدزدم تا بتوانم تعادل خودم را حفظ کنم و اما غافل از این هستم که خود این اعمال در ابتدا به من انرژی می دهند اما در ادامه تمام انرژی من را هم می گیرند.

سپس همسفر زهرا قسمت اول سی دی عناصر معرکه گیری را توضیح دادند:

اگر بنایی آباد باشد اما ساکنین آن خراب باشند بنا هم کم کم رو به ویرانی و نابودی می رود اما سکنان آباد در بناهای خراب یا ویرانه ها هم می توانند احیا نمایند. حال این بنا می تواند وجود انسان٬لژیون٬خانه ٬کشور و ... باشد.اگر یک چیزی را ساختیم تصور نکنیم که تا ابد ساخته شده می ماند باید هر روز چکش کنیم٬ به آن سر بزنیم٬ روی آن کار کنیم٬ مراقبش باشیم و... .وقتی انسان در اهدافش شکست می خورد بر سر دو راهی قرار می گیرند ۱- بعضی افراد از شکست و ناکامی شان درس می گیرند و اصلاح مسیر می کنند این کار یادگیری است.۲- بعضی افراد در شکستهایشان دیگران را مقصر می دانند و خود را قربانی تلقی می کنند به همین خاطر شروع به معرکه گیری می کنند .

همسفر:من این روزها بسیار اوضاع خانواده ام به هم ریخته شده و من وظیفه ی خودم می دانستم که حالا که من آموزش دیده ام باید بتوانم آن را یک جوری سامان دهم. خداوند را شکر می کنم و فکر می کنم خداوند من را خیلی دوست دارد که هر وقت به مشکلی می رسم آقای مهندس سی دی برای من گذاشته تا با گوش دادن به آن سی دی بدانم که چطور باید رفتار کنم و اوضاع داغون خانواده را مهار کنم و بتوانم مراقب خانه ام و ساکنان آن باشم٬ آب و برقش را چک کنم تا خانه من خرابتر نشود. من هنوز لیاقت این که آقای مهندس را ببینم را پیدا نکردم اما از خانم زهره خواهش می کنم وقتی به دیدن آقای مهندس رفتند به ایشان بگویند که یک مادری هست که اینقدر دعایت می کند و از خداوند می خواهد که آنقدر عمر باعزت به شما بدهد که توانستی ما را با آموزشهایت آرام کنی. فقط آرزو دارم که صدای من را بشنود و بتوانم از ایشان تشکر کنم.

خانم زهره:بسیار خوشحالم که آموزشهای کنگره آنقدر توانسته شما را محکم بکند که در اوج مشکلات به جای اعتراض کردن شکرگزار باشید.با وجود اینکه تقریبا سه سالی است که به طور مرتب به کنگره می آیید و هنوز فرزند شما سفرش را درست نکرده و با وجود اینکه اوضاعش بدتر از قبل شده اما باز هم به جای گله و شکایت کردن٬ از زندگیتان راضی هستید و نیمه پر لیوان را می بینید. درستش هم همین است وقتی ما همسفران می آییم و آموزش می گیریم اما مسافرانمان حرکت نمی کنند لااقلش این است که از جانب مسافرانمان آسیب نمی بینیم٬می توانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم٬می توانیم در جامعه حضور پیدا کنیم٬می توانیم بفهمیم که اعتیاد او به من مربوط نیست٬ درد خودش است٬ اگر خودش نخواهد ما اصلا توانش را نداریم که بخواهیم او را درمان کنیم پس سرمان را پایین می اندازیم و در وادی صبر به سر می بریم.ما اگر به کنگره می آییم برای این است که آموزش ببینیم که به هم موج مثبت بدهیم. حال اگر موج منفی آنان بسیار قوی است و ما تا حالا نتوانسته ایم روی آنان اثر بگذاریم لااقلش این است که نمی توانند به ما آسیبی بزنند ولی اگر موج ما هم منفی باشد آن وقت است که زندگی ما محل شیطان می شود.

مطمئن باشید شمایی که برای حفظ و بقای خانواده ی خود تلاش می کنید٬ صبر می کنید٬ سختی ها را به جان می خرید و... شاید زمان ببرد اما حتما پاداش کارهای خوبتان را خواهید گرفت چون در این هستی ذره ای کار خوب یا بد از بین نمی رود.

سوال همسفر : وقتی شما می گویید موجتان را مثبت کنید یعنی وقتی من با چشمم می بینم که مسافرم گریز می زند موج مثبت یعنی اینکه من نبینم و بگویم نه او گریز نزده؟

پاسخ همسفر سمیه: نظر من در مورد این سوال این است که ما نباید سر خودمان کلاه بگذاریم و به خودمان دروغ بگوییم شما اگر می بینید که مصرف می کند باید با دانش و آموزشهایی که اینجا می گیرید باید بتوانی مسافرت را با همان شرایط که هست بپذیری و موج مثبت داشته باشی.موج مثبت در کنار اینکه می دانی رفته مصرف کرده است نه اینکه خودت را گول بزنی چون چیزی که نیست را بخواهی به زور قبول کنی تازه انرژی هم از دست می دهی. اما در صورتی انرژی می گیری که بدانی که من می آیم کنگره تا بتوانم در کنار یک مصرف کننده با آرامش و راحتی زندگی کنم و بدانم که مسیر تکاملی من با این مسافر است اما از هم جداست و مشکل ما این است که حال ما بسیار وابسته به حال مسافرمان است و این درست نیست.

خانم زهره:ما باید در سخت ترین شرایط هم امیدوار باشیم و این امیدواری به ما آرامش می دهد و این یعنی موج مثبت داریم و زمانی می توانیم این موج مثبت را به مسافر القا کنیم که پیوند محبت بین ما برقرار باشد یعنی در درجه اول ما باید بتوانیم این پیوند محبت را که در اثر اعتیاد گسسته شده را ترمیم کنیم و از ته قلب دوستشان داشته باشیم تا بعد بتوانیم القائات مثبت روی آنها داشته باشیم.  

سوال همسفر سمیه:ما در کنگره یاد گرفتیم که نمی توانیم دیگران را تغییر دهیم باید خودمان تغییر کنیم تا انها تغییر کنند.سوال من این است که آیا در خوب یا بد شدن دیگران هم ما دخیل هستیم مثلا در مصرف کننده شدن افراد ما مقصر هستیم یعنی می شود یک مسافر به خاطر رفتارهای اشتباه همسرش مصرف کننده شده باشد؟

خانم زهره: هیچ کار ارزشی یا ضد ارزشی انجام نمی گیرد مگر اینکه خواسته آن کار در شخص وجود داشته باشد یعنی اگر فردی مصرف کننده می شود قطعا خواسته مصرف مواد در درونش وجود داشته اما رفتار اطرافیان در تضعیف یا تشدید شدن آن خواسته می تواند تاثیر داشته باشد.در سی دی انتقال صفات آقای امین می فرمایند صفات قابل انتقال هستند به شرط اینکه بذرش در درون طرف مقابل باشد.

موضوع بحث هفته آینده:ادامه سی دی عناصر معرکه گیری و سی دی زنباره عجوزه را جوان می بیند از مطالب کتاب ۶۰ درجه زیر صفر

با آرزوی موفقیت و سربلندی برای شما خوانندگان گرامی.

 

 

 




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: کنگره ۶۰ عناصر معرکه گیری٬آداب معاشرت٬تعادل و بی تعادلی،  

تاریخ : چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 | 07:14 ب.ظ | نویسنده : زهره | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.