به نام نامی قدرت مطلق

روز دوشنبه مورخ ۹۶/۰۱/۲۸ لژیون هشتم همسفران شعبه شیخ بهایی با حضور گرم جمعی از همسفران و استادی خانم زهره با دستور جلسه سی دی کنترل نقاط حساس آغاز به کار نمود.

وارد شدن این تصاویر ذهنی در ذهن مثل این است که بخواهی وارد خانه ای شوی اگر در زد و شما درب را روی آن باز کردی بعد وارد دالان می شود٬ بعد وارد حیاط می شود٬بعد وارد اتاق می شود وقتی به این حد رسید دیگر نمی توانی بیرونش کنی.یعنی همان اول که می خواهند وارد شوند نباید اجازه دهی و اگر وارد شدند باید سریع بتوانی تصاویر مثبت را جایگزین تصاویر منفی کنی و راهکار زیبایی که آقای مهندس می گویند من چنین مواقعی به کار می برم این است که با خود این جمله را می گویم که پناه می برم به خدا از دست شیطان رانده شده. اما اگر توانایی این کار را نداشتی مرتکب عمل ضد ارزش قضاوت٬غیبت٬حسادت و... می شوی...

حال با توجه به آموزشهای این سی دی می خواهیم بدانیم چگونه  می شود سه نقطه حساس غیبت٬حسادت و قضاوت را از کار انداخت؟.....


======================== 

ابتدای جلسه خانم زهره مواردی را در مورد آداب معاشرت برای همسفران یادآور شدند:آقای مهندس می فرمایند کنگره ۶۰ بر پایه ادب و احترام بوده که توانسته تا این حد پیشرفت کند.ما هم که رهجویان آقای مهندس هستیم باید در کنگره به همدیگر احترام بگذاریم.باید به جایگاه ها احترام گذاشت.رهجویی که وقتی وارد کنگره می شود همینطور سرش را پایین می اندازد و می آید روی صندلی می نشیند یعنی هیچ آموزشی نگرفته است.اگر ما به این باور رسیده ایم که کنگره مکان مقدسی است باید برای کسانی هم که در کنگره در جایگاههای مختلف خدمت می کنند ارزش قائل شویم.باید وقتی وارد کنگره می شویم از در٬ که وارد می شویم به کسانی که در نشریات خدمت می کنند٬به مرزبانان٬کمک راهنمایان ٬اسیستانت و.. سلام و عرض ادب کنیم و بعد روی صندلی بنشینیم.این رفتارهای ما نشانه شخصیت ماست نشانه این است که چقدر آموزش گرفته ایم.باید حرمتها و قوانین کنگره را با دقت اجرا کنیم نه اینکه هر بار بخواهند تذکر دهند.رابطه راهنما و رهجو رابطه استاد و شاگردی است وقتی رهجو به راحتی به خودش اجازه می دهد که با راهنمایش شوخی کند این یعنی به جایگاه کمک راهنمایی بی احترامی کرده است. ما با رعایت همین کارهای ساده که فکر می کنیم بلد هستیم است که به جایگاههای بالا می رسیم. کنگره زمین تمرین است ما باید ادب٬احترام٬عشق و محبت را با تمرین کردن در کنگره یاد بگیریم وقتی من در جلسات با تمام وجودم دست می زنم وقتی جواب سلام ها را محکم می دهم وقتی برای رهایی و تولد دیگران  شادی می کنم و خوشحال می شوم یعنی دارم عشق و محبت را تمرین می کنم......

اینکه هر هفته تعدادی رهایی می بینیم تولد ها را می بینیم شاید برای ما یک امر عادی و طبیعی شده باشد و آنها را ساده می بینیم و ساده می انگاریم اما اگر به عمق قضیه نگاه کنیم متوجه می شویم که چه عمل عظیمی انجام شده٬چه معجزاتی رخ داده آن وقت است که درک می کنیم کجا آمده ایم و قطعا این تفکر ما در نوع رفتار ما و طرز برخورد ما با افرادی که در کنگره هستند هم فرق خواهد کرد.

سی دی کنترل نقاط حساس

در ابتدا از روی متن کتاب ۶۰ درجه صفحه ۱۳۶ خوانده شد و در مورد نکاتی از آن توضیحاتی داده شد:

مسافران در اثر مصرف مواد مخدر به خواب رفته بودند و دچار بی حسی شده بودند یعنی بسیاری از وقایع اطرافشان را حس نمی کردند توان انجام بسیاری از کارها را نداشتند اما با شروع سفر سلولهایشان شروع به زنده شدن می کند و نیروهایشان شروع به بیدار شدن می کنند.یکی از نیروهایی که در زمان مصرف مواد مخدر از بین رفته و با شروع سفر آرام آرام بیدار می شود نیروی جنسی است.(استاد:اما اگر شما در اندیشه خوب باشید می توانید از خروشان بودن یک رود عظیم٬ذخایر خوبی دریافت بدارید.) وقتی این نیروی جنسی در انسان بیدار شد که خیلی قدرتمند است باید در مقابل این نیرو یک سدی ایجاد کنید و از ذخایر این سد برای ساختن مغز و جسم استفاده کنید.اگر نیروها بخواهد همه اش صرف مسائل زناشویی شود آن موقع به قسمتهای دیگر انرژی نمی رسد.پس این قضیه باید در حد تعادل رعایت شود.

همانطور که مسافران در اثر مصرف مواد مخدر٬ دچار بی حسی می شوند همسفران هم در اثر افکار منفی و انجام کارهای ضدارزش دچار بی حسی می شوند. یعنی با هر فکر منفی یا کار ضد ارزشی که انجام می دهند مقداری نیرو از دست می دهند و در اختیار شیطان قرار می دهند و در نتیجه سطح انرژی پایین می آید مثلا وقتی دروغ می گوییم یا غیبت می کنیم از ترس اینکه مبادا کسی متوجه شود دچار ترس و استرس می شویم و انرژی از دست می دهیم وقتی سطح انرژی پایین بیاید بسیاری از لذتهای اطرافمان را دریافت نمی کنیم٬ مثلا محبت دیگران را متوجه نمی شویم حس و حال انجام بسیاری از کارها را نداریم به همین خاطر است که می گوییم ما در اثر انجام کارهای ضدارزشی دچار بی حسی می شویم.ما همسفران هم با شروع سفر آرام آرام از خواب بیدار می شویم٬ حس هایمان باز می شود٬ بسیاری از زیباییهای اطرافمان را می بینیم و توان انجام بسیاری از کارها را پیدا می کنیم.

انسانها یک سری نقاط حساس دارند که در طی سفر وقتی نیروها بیدار می شوند باید بتوانیم این نقاط حساس را پیدا کنیم و از کار بیندازیم.نقاط حساس چیزهایی هست که ما نسبت به آنها حساسیت داریم مثل حسادت٬قضاوت٬مسائل زناشویی و... .وقتی می گوییم که نقطه حساس کسی ممکن است حسادت باشد یعنی اینکه نسبت به پیشرفت دیگران٬پولدار شدن دیگران حساس است یا وقتی می گوییم نقطه حساس من قضاوت است یعنی من نسبت به نظرات دیگران در مورد خودم حساس هستم و یا به راحتی در مورد دیگران قضاوت می کنم و..

حال این سی دی می خواهد به من بگوید که اگر در مسیر صراط مستقیم قدم بر می دارید باید بتوانید نقاط حساس خود را بشناسید و آنها را از کار بیندازید.و این کار بسیار سخت است و مثل این است که انسانی که ۴۰ کیلو وزن دارد بخواهد جلوی یک وزنه ۲۰۰ تنی را بگیرد.برای اینکه بتوانیم نقاط حساس خود را از کار بیندازیم باید بتوانیم اولا مکانیزم این کار را یاد بگیریم دوما حتما یک مقداری پالایش شویم.مکانیزم این کار را یاد بگیریم یعنی اینکه بدانیم وقتی می خواهیم دچار این حس حسادت٬قضاوت٬خشم و... شویم چه کار باید بکنیم. به طور کلی برای اینکه بخواهیم هر صفت ضدارزش را از خودمان دور کنیم اولین وسیله اش دانایی است و بعد از آن باید بتوانیم جهان ذهنمان را در اختیار بگیریم چون هر عمل ضدارزشی که بخواهد انجام شود اول تصویر آن در ذهن ما ایجاد می شود و بعد به اوج می رسد و سپس در رفتار و گفتار ما خود را نشان می دهد.انسان باید بتواند جلوی این تصاویر ذهنی را بگیرد و اجازه ندهد بزرگ شود چون وقتی این تصاویر بزرگ شوند دیگر نمی شود به راحتی جلوی آنها را گرفت.آقای مهندس می فرمایند وارد شدن این تصاویر ذهنی در ذهن مثل این است که بخواهی وارد خانه ای شوی اگر در زد و شما درب را روی آن باز کردی بعد وارد دالان می شود٬ بعد وارد حیاط می شود٬بعد وارد اتاق می شود وقتی به این حد رسید دیگر نمی توانی بیرونش کنی.یعنی همان اول که می خواهند وارد شوند نباید اجازه دهی و اگر وارد شدند باید سریع بتوانی تصاویر مثبت را جایگزین تصاویر منفی کنی و راهکار زیبایی که آقای مهندس می گویند من چنین مواقعی به کار می برم این است که با خود این جمله را می گویم که پناه می برم به خدا از دست شیطان رانده شده. اما اگر توانایی این کار را نداشتی مرتکب عمل ضد ارزش قضاوت٬غیبت٬حسادت و... می شوی.

برای روشن شدن مطلب مثالی می زنیم:موقعی تنها در خانه نشسته ای وقتی افکار منفی به سراغت می آیند و تو در را روی آنها باز می کنی این افکار بزرگ و بزرگتر می شوند چون ذهن عین ذره بین آنها را بزرگ می کند و آب و تاب می دهد مثلا با خودت می گویی وای چقدر در این زندگی سختی کشیدم٬چقدر کار کردم٬ جوانی ام رفت٬همه اش تقصیر مسافرم بود و یکی یکی سختی های گذشته  در ذهن تو می آید اینجا سریع قضاوت می کنی وخودت را مظلوم و مسافرت را ظالم می پنداری.حال وقتی مسافر به خانه می آید آنقدر در ذهنت دچار خشم و نفرت شده ای که نمی توانی با او درست رفتار کنی و اوضاع بد و بدتر می شود.اما اگر همان فکر اول که سراغت آمد بتوانی آن را با فکر خوب جایگزین کنی و در آن لحظه خوبی های او را هم ببینی دیگر دچار قضاوت و خشم نمی شوی.

حال با توجه به آموزشهای این سی دی می خواهیم بدانیم چگونه  می شود سه نقطه حساس غیبت٬حسادت و قضاوت را از کار انداخت؟

اگر نقطه حساس ما غیبت باشد چگونه آن را از کار بیندازیم؟

  اولا باید ببینیم غیبت از کجا شروع شده مثلا من از رفتار کسی یا حرفهای فلانی در مورد خودم یا دیگری بدم آمده و ناراحت شدم اینجا سریع تصاویر آن را در ذهن می سازم و هی بزرگش می کنم مثلا با خود میگویم منظورش از این حرف من بودم٬من را جلوی دیگران کوچک کرد و... وقتی به این افکار بها می دهیم  آنقدر بزرگ می شوند که تحملشان برایمان سخت می شود و آن وقت به دنبال کسی می گردیم که او هم مشتری غیبت باشد و ما این حرفها را هم به او بزنیم و سبک شویم. حال برای اینکه این کار صورت نگیرد باید اولین تصویری که از آن شخص در ذهنمان می سازیم عوضش کنیم یعنی باید توان این را داشته باشیم که مثلا با خود بگوییم منظوری از این حرف نداشته٬ همینطوری بر زبان آورده٬و.... باید بتوانیم در آن لحظه خوبیهای او راهم ببینیم یعنی دیدگاه و تفکرمان را نسبت به آن شخص تغییر دهیم تا بتوانیم به آسانی از عمل ضد ارزش غیبت رها شویم.

اگر نقطه حساس ما حسادت باشد چگونه آن را از کار بیندازیم؟

همانطور که آقای مهندس می فرمایند باید از طریق دانایی وارد شویم و تفکرمان را تغییر دهیم تا دچار حسادت نشویم.مثلا وقتی ایمان داشته باشم که هر کسی در هر جایگاهی که قرار دارد عین عدالت است٬وقتی بدانم اگر کسی پیشرفت کرد یا پولدار شد و من ناراحت شدم یعنی من پولدار شدن را دوست ندارم و کائنات هوشمند هستند و به خواسته های ما پاسخ می دهند و من هیچ وقت پولدار نمی شوم.و... اگر این داناییها را کسب کنم قطعا دیدگاه من هم عوض می شود و دچار حسادت نمی شوم.

اگر نقطه حساس ما قضاوت نابجای دیگران در مورد خودمان و مسافرمان باشد و یا نظرات دیگران برایمان مهم باشد چگونه آن را از کار بیندازیم تا آسیب نبینیم؟

در مورد قضاوت دیگران با دانستن موارد زیر می توانیم دانایی مان را بالا ببریم تا دیدگاهمان عوض شود و کمتر آسیب ببینیم.

اینکه دیگران در مورد ما و مسافرمان قضاوت می کنند ممکن است چند علت داشته باشد اولا باید بگردیم و علت آن را در خودمان پیدا کنیم.۱- خودمان اجازه دادیم در مورد ما قضاوت کنند.یعنی خودمان زمانی سفره دلمان را برای آنان باز کردیم و الآن یادمان نیست.اگر می خواهیم قضاوت نشویم باید حرمت خانه و خانواده ی خود را نگه داریم.دیوار خانه خود را بالا ببریم و اجازه ندهیم هر کسی داخل آن سرک بکشد.مسافرانمان هر چه هستند احترامشان را پیش دیگران نگه داریم. ۲- قضاوت دیگران زمانی برای ما آزار دهنده است که آن صفت در ما وجود داشته باشد.پس اگر می خواهیم قضاوتهای دیگران آزارمان ندهد باید به اصلاح صفات خود بپردازیم.۳- اگر هنوز از حرفهای دیگران ناراحت می شوم و به هم می ریزم بدانم که انسان زود رنجی هستم و هنوز مقداری در تاریکی هستم باید بیشتر روی خودم کار کنم تا محکم تر شوم.

دوما برای اینکه از قضاوتهای نابجای اطرافیان به هم نریزیم باید تفکرمان را عوض  کنیم. چگونه تفکرمان را عوض کنیم؟ باید در چنین مواقعی به جای به هم ریختن به این فکر کنیم که ۱- اطرافیان ما معلم ما هستند٬اگر اینها نباشند من از کجا بفهمم که آدم زودرنجی هستم ٬من از کجا بفهمم آدم کینه ای هستم و...این افراد صفات من را به من نشان می دهند پس دوستشان خواهم داشت.۲- این قضیه را وسیله ای برای تزکیه و پالایش خود بدانیم.وقتی دیگران ما را مورد قضاوت قرار می دهند گاهی دلمان می خواهد سرشان داد بزنیم و به آنها بفهمانیم که قضاوت شما اشتباه است.اما وقتی چیزی نمی گوییم و خشم خود را فرو می بریم دلمان به درد می آید این درد و این سوزش دل همان تزکیه است (به قول آقای امین تزکیه با درد همراه است.)و همان ظرفیت است که دارد در ما ایجاد می شود و در نتیجه همین سکوت کردنها٬صبر کردنها٬الفاظ زشت بر زبان جاری نکردنها است که ما رشد می کنیم و لایق آدم های بهتری می شویم.

قضاوتهای نابجای دیگران را به حساب جهل آنان قرار دهیم و بدانیم که ماه هیچ وقت پشت ابر نمی ماند.اگر صبر کنیم و به آنها زمان بدهیم خودشان پی به اشتباهاتشان خواهند برد.

بدانیم که تا موقعی که انسان نسبت به دیدگاه دیگران و نظر دیگران حساسیت داشته باشد و تایید دیگران برایش مهم باشد نمی تواند در آرمش باشد.اگر در صراط مستقیم قدم بر می داریم زمانی به آرامش می رسیم که روی نظرات دیگران حساس نباشیم و برایمان مهم نباشد.

دستور جلسه هفته آینده:سی دی آداب معاشرت و سی دی عناصر معرکه گیری

پیروز باشید.

 




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: كنگره 60، گزارش عملكرد لژیون، سی دی كنترل نقاط حساس،  

تاریخ : چهارشنبه 30 فروردین 1396 | 06:49 ب.ظ | نویسنده : زهره | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.