به نام خداوند سبز و سپید خداوند سال و خداوند عید

روز دوشنبه مورخ 23/12/95 لژیون شماره ۸ همسفران شعبه شیخ بهایی(همسفران وادی عشق) با حضور جمعی از همسفران و استادی خانم زهره با دستور جلسه ندانی را بدان و ادامه وادی سیزدهم آغاز به کار نمود.

زندگی را سخت نگیرید اگر سخت گرفتید همان سختی٬برای شما سختی می آورد. توقعاتتان را پایین بیاورید انتظاراتتان را پایین بیاورید.انتظار به عالی بودن و کامل بودن مسافر انتظاربی جایی هست، موقع تحویل سال موقع شنیدن دعای" یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال" به این فکر کنیم که بهترین حال ما كه از خداوند می خواهیم چیست و چه می تواند باشد قبلا می گفتیم  خدایا تا سال دیگر خانه ماشین ..به ما بده اما الان چه می گوییم می گوییم خدایا صفات نورانی خودمان را بهمان بده کمکمان کن صفات الهی کسب کنیم صفات بدمان را تغییر دهیم تا به بهترین حال برسیم و ببینیم چه چیزیهایی برایمان ارزش بوده که الان بی ارزش شده که نشان می دهد که چقدر آموزش گرفته ایم.این ایام فرصت مناسبی است که خودمان را محک بزنیم


در ابتدا استاد چند پیام از مرزبانان محترم گفتند :

    هیچ همسفری اجازه ندارد  بدون  حضور مرزبان خانواده  با مسافری صحبت کند می خواهد کمک راهنمای مسافر باشد یا مسافر باشد یا حتی مرزبان مسافر باشد .

    همسفران وقتی به کنگره می آیند نمازشان را بخوانند چون در اتاق مرزبانی نمی شود نماز خواند.

    در سایت نظر ها خیلی کم رنگ است اگر می خواهید دوست داشتن را تمرین کنید اگر مطلبی را می خوانم اگر بخوانم و همین طوربدون نظر دادن از آن رد شوم یعنی به زحمات دیگران اهمیت ندادم و هیچ موقع دوست داشتن را نمی توانم یاد بگیرم یه جوری انسان طمع کار هستم می خواهم بخوانم و بروم هیچ  بازپرداختی نمی خواهم بدهم هیچ سخت نیست شما می توانید یک گل بگذارید یا نظر دهید که نویسنده تشویق شود چه وبلاگ شعبه چه وبلاگ لژیونی .

    اعلام رهایی علاوه بر روزهای پنج شنبه ، درروزهای دوشنبه هم هر کسی دوست داشته باشد می تواند اعلام رهایی کند.

    به زمین کنگره کمک کنید. از شعبه های دیگر برای خرید این شعبه کمک شد شما هم از کمک های خود به شعب دیگر دریغ نکنید چون این کمک ها حال ما را خوب  میکند .

ادامه وادی سیزدهم

همسفر سمیه : عوامل ژنتیکی چه تاثیری در سیستم خمر دارند؟

بر مبنای  حکمت قدرت مطلق و نامه پیشین ، بعضی از انسانها در هنگام تولد ، دارای ژن هایی هستند که از نظر چشمه ها و نهرهای خمر ،دارای ویژگی های خاص و یا کمی و کاستی می باشند . این انسان ها در طول حیات قادر به بازسازی سیستم های خمر خودشان هستند.البته بایستی راه آن را پیدا کنند . توجه داشته باشید علم پیچیده نیست و هر چیزی کلیدی دارد .

ژنها خصوصیات افراد را انتقال میدهند چه خصوصیتها رفتاری چه خصوصیات ظاهری  و ژنتیکی مثل رنگ پوست رنگ چشم حتی خلق و خوی انسانها را ژنتیک به وجود می آورد .

بعضی افراد دارای ژنهای ناقص هستند یعنی یک سری کم وکاستی هایی در سیستم خمرشان دارند مثلا بعضی افراد به صورت مادرزادی یک سری مشکلاتی دارند مثل کم خوابی یا یک سری بیماریهای روانی دارند که می گوییم بر اساس مشیت و حکمت الهی و نامه پیشین که از قبل داشتند بر این قرار شده یعنی قضا و قدر بر این هست که این افراد دارای این ژنها باشند که آقای مهندس تاکید میکند که اینها  محکوم نیستند به این طور زندگی کردن و هر چیزی کلیدی دارد یعنی میشود از راه خودش همان نقص ژنتیک که پزشکان در آن عاجز شده اند را درمان کرد پزشکان بر این اعتقاد هستند که مشکلات ژنتیکی قابل درمان نیستند .

خانم زهره: این قسمت جواب کسانی را میدهد  که ما چه گناهی کردیم که مادرزادی این  مشکل برایمان به وجود آمده است یا چه تقصیری داریم که با ژن معیوب به دنیا آمدیم ومی خواهند تقصیر را گردن پدر و مادرشان بیندازند و چقدر قشنگ گفته شده که این هم  حکمتی دارد که بر مبنای حکمت  الهی و نامه پیشین فرد با ژن معیوب به دنیا بیاد مثلا سروتونین آن پایین باشد یا دوپامین بالا باشد یا اکسیزوفرنی  مادر زادی داشته باشد.هر چیزی حساب و کتابی دارد همین طوری نبوده و جوهر وجودی هر کسی مخصوص خود اوست. هر چیزی کلیدی دارد و می تواند بگردد و راه حلش را پیدا کند.

سوال همسفر سمیه : در مورد سیستم خمر ما فهمیدیم که بازسازی می شود و درمان دارد اما یک سری معلولیت های ظاهری مثلا کسانی که به صورتی به دنیا می آیند آن هم قطعا بر مبنای حکمت و نامه پیشین بوده و اینکه قابل درمان نیست و لاینحل است آیا انسانها هنوز راه حل آن را پیدا نکرده اند یا باید به این صورت باشد ؟

خانم زهره : یک سری باید به این صورت باشند کسی که معلول هست را نمی توانند برایش پا درست کنند. اما خداوند چون بندگانش را دوست دارد و صلاح دیده در این مقطع اینگونه آفریده شود٬به این صورت آفریده چون اگر معلول نبود شاید به خاطر خشم هایی که درونش داشت کارهایی انجام می داد که آن را دچار مشکل میکرد و خداوند آن را به این صورت آفرید تا دانایی کسب کند و ظرفیتش را بالا ببرد و بتواند بر خشم خودش غلبه کند شاید در جهان دیگر معلول به دنیا نیاید چون معلولیت جزء مشکل جسمی فرد است و ما با جسم به جهان دیگر نمی رویم جسم را میگذاریم و می رویم و با  نفسمان و صفات خوب و بدی که کسب می کنیم به جهان دیگر می رویم.

 همسفر فهیمه : در تعریف عشق ،عشق عام نهایت دوست داشتن به کل موجودات هستی در نهایت آگاهی  و بیداری وعشق خاص یعنی عشق به فرد یا موضوع خاص  آن هم در بیداری و آگاهی می باشد.

 عقل و عشق و ایمان مکمل همدیگر هستندو زاییده همدیگر هستند وعقل مثل مغز و عشق مثل قلب و ایمان مثل ریه و خمر مثل جریان خون که اگر یکی از آنها وجود نداشته باشد انسان نمی تواند زندگی کند.و هر سه مکمل یکدیگر هستند اگر کسی ایمان داشته باشد باید آن سه دیگر را هم داشته باشدنمی توانیم بگوییم انسانی ایمان دارد ولی عقل ندارد.

 خانم زهره:فرق بین انسانهای دوبعدی و سه بعدی این است که انسانهای سه بعدی به صورت ارادی از حواس پنج گانه بیرونی استفاده میکنند یعنی آنقدر تزکیه و پالایش شده اند که در هر لحظه می توانند به جهان های دیگر بروند و برگردند مثل حضرت محمد  ولی انسانهای دو بعدی به صورت غیر ارادی از حواس بیرونی استفاده می کنیم مثلا وقتی می خوابیم با چشمی که در صور پنهان است می بینیم با حواس بیرونی که هم خوبیها و بدیهای دیگران را می بینیم حرف می زنیم و مزه  هم می چشیم واز آن حواس بیرونی به صورت غیر ارادی  استفاده میکنیم و دست خودمان نیست.

انسانهای دوبعدی از یک جسم و پنج حواس ظاهری استفاده می کنند ولی انسانهای سه بعدی با هفت پیکره و یازده حس برخوردارند همه رادوست دارند وهیچ ادعایی ندارند رفتارهای عجیب و غریب ندارند و عشق و عقل و ایمانشان و خمرشان به حد مرحله لازم رسیده و همه هستی را دوست دارند.

یک مطلب در مورد جمله کتاب صفحه 158 که گفته شده مهم آن است که کلیدهای مهم بایستی قفل های فرسوده شده را بازکند در سی دی وادی سیزده هم آقای مهندس میگویند که انسان وقتی مشکلی را تمام میکند مشکل دیگری برایش به وجود می آید و دائما مشکلات و گره ها سر راه ما به وجود می آید که ما باید آنها را حل کنیم اما مسئله اصلی آن است که آن را از چه راهی حل می کنیم مشکل مهم نیست مهم تر راه حل پیدا کردن مشکل است مشکل راخود فرد باید حل کند ما باید راه حل مشکلات را یاد بگیریم ما راههای متعددی برای حل مشکلات داریم ما گاهی بدترین و مخرب ترین راه را برای حل مشکل پیدا میکنیم این مال انسانهای بدوی است که به تکامل لازم نرسیده اند سیستم حیات انسان به گونه ای است که باید مشکل را حل کند اگر حل نکند تا ابدالدهر این مشکل هست.

مثلا در ابتدای سی دی آقای مهندس می فرمایند وقتی وادی 13 را گفتند و مطالب ضبط نشده بود به دنبال مقصر نگشتند وگفتند حتما حکمتی در آن بوده است و دوباره وادی را ازنو شروع کردند و ضبط کردند اینجا آقای مهندس بهترین راه را انتخاب کردند به جای اینکه بخواهند دنبال مقصر بگردند.به طور کلی در این مشکل ساده ترین راه این است که به دنبال مقصر بگردیم٬بهترین راه این است که بگوییم حتما حکمتی در کار بوده و تنها راه چاره این است که دوباره وادی را بگوییم و صدا را ضبط کنیم.از اینگونه مشکلات کوچک در زندگی روزمره ما بسیار اتفاق می افتد که اگر نتوانیم راه درست را انتخاب کنیم منجر به مشکلات بزرگتر می شود. گاهی پیدا کردن راه مهم تراز مشکل است حالا که شخص معتاد شده به هر حال حتما حکمتی داشته من باید دنبال راه حل بگردم و بهترین راه را انتخاب کنم و چه کار کنم که اذیت نشوم.

در درون ما انسانها نیرویی  نهفته شده که اگر آن  را روی مشکلمان متمرکز کنیم مطمئن باشید سخت ترین مشکلات به راحتی حل می شود گاهی بلد نیستم که باید چه کار کنیم بعضی وقتها به جای اینکه تمام نیرویمان را روی مشکل متمرکز کنیم نیرویمان را متمرکز میکنیم که دیگران در مورد ما چه می گویند چه فکری می کنند و قطعا این نمی تواند راه درست باشد چون نیروی ما پخش میشود یعنی مقداری از نیرویمان صرف این می شود که دیگران در مورد ما خوب فکر کنند و مقداری دیگر صرف حل مشکل می شود پس با این نیرویی که نصف شده نمی شود مشکل اصلی را حل کرد. پس صحبت های دیگران مهم نباشد ما باید خواسته ها و مشکلاتمان را بنویسیم و الویت بندی کنیم و تمام نیرویمان را روی آن مشکل بگذاریم آن موقع سخت ترین مشکلات حل خواهد شد.

هسفر سمیه :

من سال 1387 از طریق تلویزیون  برنامه ماه عسل با کنگره آشنا شدم و خیلی هم گریه کردم و حتی سایت کنگره را در سررسیدم نوشتم ولی آن موقع انرژی ام متمرکز روی مشکل مسافرم نبود فقط اطرافیان مهم بودند که نفهمند که اگر بفهمند چی میشه ؟ در کل در حال جنگ بودم هم راهش را بلد نبودم وهم انرژی من متمرکز همه جا بود وچون باید کلاس می آمد و بقیه می فهمیدند نشد که مسافرم به کنگره بیاید تا اینکه مصرف مسافرم خیلی بالا رفته بود تا جایی که پزشک به او گفته بود تا سه ماهه دیگه با این مصرف زنده نمی مانی آن موقع تمام انرژی ام  را گذاشتم  با اینکه چند بار اقدام به خودکشی کرد و میگفت که اعتیاد آخر مرا می کشد پس بگذار من خودم را بکشم  و خدا راشکر با آمدن به کنگره مشکلی به این لاینحلی حل شد و میشود وقتی انرژی مان را روی مشکلی متمرکز کنیم سخت ترین مشکلات را  حل کنیم.

خانم زهره:در ایام عید این اتفاق احتمال دارد برای ما پیش بیاد و نظرات دیگران برای ما مهم میشود و مسائل ظاهری این قدر برای  ما مهم می شود که یادمان میرود که مشکل اصلی ما  اعتیاد است ،یا خواسته ما کمک راهنمایی است.پس اگر مشکلی دارید و برایتان لاینحل است تمام نیروهایتان را برای راه چاره متمرکز کنید که الان مشکل چیه و باید چه کار کنم ؟و  آن موقع است که راه حل باز می شودو نقشتان را به خوبی ایفا می کنید .اگر مشکل اصلی من درمان اعتیاد باشد قطعا وظیفه ام را به عنوان یک همسفر درست انجام می دهم ولی اگر این طور نباشد و مشکل مالی هم در کنارش باشد و مشکل فهمیدن خانواده ام هم درکنارش باشد وهزار تا مشکل دیگر در کنارش قطعا انرژی من پخش می شود و من با این انرژی کم نمی توانم به مسافرم کمک بکنم و همسفر خوبی باشم .

اگر مشکل اصلی زندگی ما حل شود مطمئن باشید مشکلات بعدی خود به خود حل خواهد شد.

خداوند هیچ وقت همه درها را نمی بندد حتما یک دری را باز می گذارد این افکار من است که حس میکنم تمام درها بسته است بگردم وآن در باز را پیدا کنم.

همسفر مریم : آقای مهندس می گویند اگر ما در مسائلی رنج می بریم آن از نفهمی ماست امکان ندارد انسانی بفهمد ورنج ببرد.

خانم زهره:امکان ندارد انسانی بفهمد و رنج ببرد مثل وقتی ما می رفتیم به دنبال علم های آن چنانی که لیسانس یا فوق لیسانس بگیرم ولی وقتی پای مشکل می شد در جا می زدیم و یه جاهای دست به خود کشی می زدیم چرا؟ چون نمی دانستیم وعلمی که یاد می گرفتیم توقع مان  را بالا می برد.انسانی که می فهمد باید زندگی اش سراسر لذت باشد اگر جایی رنج می کشیم باید بدانیم  نیاز داریم دانایی مان را در آن مساله بالا بیریم مثلا من اگر در جایگاه کمک راهنمایی از رهجویی عذاب بکشم بدانم آنجا مقصر خودم هستم  و دانایی ام در این زمینه کم است و جایی مثلا ا ز مسافرم رنج می برم بدانم آنجا در رابطه با یک انسان بیمار که باید به آن فرصت دهم تا خوب شود من نادان هستم دانایی ام به آن حد نرسیده است در هر زمینه ای از زندگی که لذت نمی برید بدانید دانایی تان در آن زمینه کم است وگرنه انسانی که بفهمد از زندگی لذت می برد.

وقتی با حس خوب سی دی گوش می دهم قطعا در آن سی دی جمله ای هست که  روی من تاثیر داشته باشد و مرا تکان دهد یعنی گاهی با شنیدن یک جمله حال من تغییر میکند و این نشان می دهد که علم کنگره واقعا کاربردی است.

 سوال همسفر زهرا :بعضی از افراد رفتار و اخلاقشان باعث رنجش ما می شود آیا ما مقصر هستیم ؟

 همسفر مریم : افرادی که در مسیر ما در زندگی قرار میگیرند قطعا قراره چیزی به ما یاد دهند و ما باید آن ها را دوست داشته باشیم و نیازمن بوده که این انسان در مسیر راه من قرا بگیرد تا من ارتقا پیدا کنم .و اگر من ناراحت می شوم منیت دارم و هنوز در تاریکی هستم .

همسفر فهیمه :کسانی که در مسیر راهمان هستند که از آنها ناراحت می شویم یا از جهل شان هست یا از روی نیاز شان.  اگر از روی جهلشان باشدکه سعی می کنیم برایشان دعا کنیم برای مسافرکه قطعا بیمار است ووقتی که بفهیم که بیمار است دیگر ناراحت نمی شویم حتی در کنارش حرکت می کنیم وبال پروازش می شویم اگر روی خودت کار کرده باشی حرفهای دیگران تو را به هم نمی ریزد همه جور آدم باهمه جور رفتاری در کنار آدم هستند همه که مثل هم آموزش ندیده اند همه تو یک خانواده با یک فرهنگ بزرگ نشده اند اگر اینها را تجزیه و تحلیل کنیم اگر صبوری کنیم و جاهایی ما آموزش برای دیگران باشیم و دید مان را عوض کنیم همه چیز درست می شود.

خانم زهره : بعضی وقتها یک سری افراد باید سر راه من قرار بگیرند تا من بفهم چقدر منیت دارم چقدر حسودم و چقدر قیاس می کنم و هیچ موقع از آنها کینه به دل نگیرم و دوستشان داشته باشم و برایشان دعا کنم و این حرفشان را به حساب نادانی شان بگذارم.

همسفر معصومه : اگر مساله ای پیش می آید همان نقطه اول ببخشید تا از مشکل کوچکی مشکل بزرگی به وجود نیاید.

سی دی ندانی را بدان

خانم زهرا:  آقای مهندس در سی دی گفتند :مهمترین منابعی که می توانیم از آن استفاده کنیم وادی ها و کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر و جهان بینی هاست .

و این وادی ها را باید چگونه بخوانیم بندبند آن را بشکافیم وسوال به وجود آوریم .صفحه نقاشی وقتی شکل می گیرد که از ذره ای شروع شود و کم کم ادامه دهیم تا نقاشی کامل شود و ما هم باید برای اینکه خودمان را تغییر دهیم باید ذره ذره شروع کنیم واین امکانش هست و بعضی ها صفحه نقاشی شان خیلی سیاه است که راهکار ش این است که نا امید نشوند و تلاش کنند که سیاهی ها را کم کم پاک کنند و نقاشی را از اول بکشند.

همسفر رویا :راجع به مساله احیا آقای مهندس دانه گندم را مثال زنند که احیا یعنی ترمیم و بازسازی .ویک گندم را وقتی می کاریم در زیر خاک در تاریکی پنهان می شود که در آنجا خودش را می شکافد و جوانه می زند و از زیر خاک بیرون می آید .شخص معتاد هم برای اینکه احیا شود و بازسازی شود باید کمی رنج  بکشد و مرحله به مرحله باید مراحل بازسازیش را شروع کندتا احیا شود.

خانم زهره : دانه گندم در زیر تاریکی باید شکافته شود و از زیر این سنگلاخ و شن و ماسه ها خودش را بتواند عبور دهد و قدرت این را داشته باشد که اینها را رد کند وگرنه در تاریکی می ماند این اشاره به سفر اولی هاست که نباید دست از تلاش بردارند که حال که در مشکل و تاریکی قرارگرفتی ، خواسته هم داری و راه هم را پیدا کردی پس باید حرکت کنی و سختی بکشی و از یک سری خواسته هایمان بگذریم و مشکلاتمان رایکی یکی حل کنیم و در مسیر ی که حرکت میکنیم حالمان خوب باشد و باید سختی بکشیم زحمت بکشیم تا کائنات حال خوش را به ما هدیه دهند اگر جایی ساکن شدید بدانید در تاریکی فرو می روید چون هستی در حرکت است ودست از تلاش بر نداریم.

مشارکت همسفران در مورد سوال استاد که  چه کنیم که نوروز خوبی داشته باشیم و چه کار کنیم که عیدخوشی را به خانه مان ببریم .

همسفر مریم : در جایگاه سفر اول وقتی مسافرم به منزلم می آید و دارویش را می خوردبستری فراهم کنم که بخوابد و در آرامش باشد و نخواهد  برایش دغدغه باشد که برویم خانه خاله قزی و عمه قزی و این و آن چی میگویندکه نهایتا باید از خواب شب بگذرد و در سیستم آن اختلال ایجاد می شود به خاطر جهل من که می خواهم به خانم این وآن بروم مشکل به وجودآورم که واقعا مهم نیست خوشبختی از نظر من این است که وقتی می خواهم بخوابم با وجدان خودم بیدار باشم .

همسفر زهره : من که مسافرم گریز می زند  باید کاری کنم که آنقدر تغییر کنم که حال بد آن روی من اثر نگذارد که هم آن ناراحت شود هم جو خانه به هم بریزد و بچه ها ناراحت شوند ونوروز بدی داشته باشم .

و خوشبختی وقتی است که هرکسی در هر مشکل وناراحتی آرامش داشته باشدمن در گریز مسافرم آرامش داشته باشم و خوشبختی را هر کسی می تواند خودش خلق کند .

همسفر مهری: آرامش در خانواده خیلی مهم است خواب و همه چیزم را آرامش تحت تاثیر قرارمی دهد و روی برنامه مسافرم عیدم را تنظیم می کنم و برایم مهم نیست که که  می آید و که می رود و به مسافرم اصراری نمی ورزم.

همسفر زهرا : سعی میکنم امسال عید چون مسافرم را فهمیدم به او برای دید و بازدید گیر ندهم.

همسفر رویا:من برای  عید ورهایی همسفرم هیچ دغدغه ای ندارم از خیلی قبل حتی سفره هفت سین را آماده کرده ام و شرایط رابرای عید فراهم کرده ام و سعی کردم با برنامه پیش بروم ودر ادامه مسافرم سفردوم را به خوبی شروع کند  در ایام عید دوست دارم بتوانم حق و حقوق کسانی که بر گردن من حق دارند حقشان را ادا کنم نسبت به مسافرم، دخترم پدرومادرم .سعی کنم در ایام عید سی دی های کنگره راگوش دهم تا معلوماتم راحداقل در حد همسفران دیگر برسانم.

من در مقابل مسافرم خیلی قصور کردم و خیلی اذیتش کردم و خودشان حرکت کردند امیدوارم بتوانم کمی از کاستی هایم را جبران کنم.

همسفر افسانه: هر روز انسان گناه نکند آن روز عید است .

همسفرمریم : خیلی خوشحالم که دوباره به جمع برگشتم خوشبختی این است که انسان داشته هایش را ببیند.

همسفر سمیه : چون فامیل تشریفاتی داریم سعی میکنم رفتاری بکنم که ناخواسته حرفی نزنم که مسافرم ناراحت شود که کاری کنم که با دیدن خانه وزندگی دیگران و رفت و آمدها وخوراک ها و پوشاک ها کوچکترین تاثیری روی من نگذارد.

همسفرفهیمه د : اولیت برای من آرامش است و الان سعی میکنم که در امتحان کمک راهنمایی  تلاشم را بکنم و موفق شوم  . و خوشبختی حاکم بودن آرامش است.

همسفر معصومه : عید را می توانیم از گیر ندادن به مسافرمان از همین الان شروع کنیم بحث و دعوا ها را کم کنیم  و خوشبختی در آرامش و داشته هایمان است.

همسفر فهمیه الف:تصمیم دارم هر وقت مسافرم در خانه است من آن را تنها نگذارم چون برای دید وبازدید به خاطر کارشان نمی آیند و هر زمانی یک چیز برای آدم خوشبختی است برای من در این لحظه خوشبختی این است که در آشپزخانه غذا بپزم و لذت ببرم و تمام اعضای خانواده با پیوند محبت با هم باشیم .

خانم زهره : سفر اولی ها از مسافرانشان توقع رفتن به مسافرت را نداشته باشند.زندگی را سخت نگیرید اگر سخت گرفتید همان سختی٬برای شما سختی می آورد. توقعاتتان را پایین بیاورید انتظاراتتان را پایین بیاورید.انتظار به عالی بودن و کامل بودن مسافر انتظاربی جایی هست، موقع تحویل سال موقع گفتن یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال به این فکر کنیم که بهترین حال ما چیست و چه می تواند باشد قبلا می گفتیم  خدایا تا سال دیگر خانه ماشین ..به ما بده اما الان چه می گوییم می گوییم خدایا صفات نورانی خودمان را بهمان بده کمکمان کن صفات الهی کسب کنیم صفات بدمان را  به بهترین حال تغییر دهیم  و ببینیم چه چیزیهایی برایمان ارزش بوده که الان بی ارزش شده که نشان می دهد که چقدر آموزش گرفته ایم.این ایام فرصت مناسبی است که خودمان را محک بزنیم ببینیم  چقدر آموزش هایمان را می توانیم عملی کنیم حواسمان باشد ایام عید یک دست انداز برای مسافر می باشد هر چیزی که باعث تخلیه انرژی مسافرم می شود انجام ندهیم هر فکری که مرا بی حوصله می کند نکنیم و از آموزشها عقب نمانیم ایام عید را جدی بگیرد هم می توانم با افکار خودم در بهشت درونی ام زندگی کنم و هم می توانم در جهنم درونی ام زندگی کنم. حواسم باشد در ایام عید سفر مسافر من اولویت آخرم نشود و مسائل ظاهری و اینکه دیگران چه می گویند اولویت اول من شود. خودتان را محک بزنید ببینید چقدر قیاس و حسادت دارید آیا می توانیم منزل جاری و خواهر شوهر برویم و ببینیم چقدر خانه قشنگی دارند چه مبل هایی چه زندگی ....و بعد بیاییم خانه و حالمان خوب باشد و آیا می توانیم قضاوت نکنیم و قیاس نکنیم این زمان خوبی است که خودمان را محک بزنیم که صفات زشتمان بیاید روو ببنیمشان و حلشان کنیم.

و خوشبختی از نظر من این است که تمام اعضای خانواده در کنار هم با پیوند محبت قوی که بینشان است زندگی کنند و از زندگی شان لذت ببرند.

 برای سفر اولی ها آرزو می کنم  که در سال ۹۶به سفر دوم برسند و برای کسانی که مسافرشان به کنگره نمی آیند آرزو می کنم مسافرانشان به سفر برگردند و برای سفر دومی ها آرزو می کنم به جایگاه کمک راهنمایی برسند.

برای همه اعضای کنگره سالی خوش و سرشار از موفقیت را آرزو می کنم.

موضوع جلسه آینده مورخ 96/01/14:سی دی شفا + هر همسفردو سی دی به دلخواه گوش كند و نكاتی كه برای او زیبا بوده را سر لژیون مشاركت كند.  

نویسنده:همسفر رویا

تصویرگر:همسفر فهیمه




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: كنگره 60، ادامه وادی سیزدهم، ندانی را بدان، نكاتی در مورد عید،  

تاریخ : چهارشنبه 25 اسفند 1395 | 08:48 ق.ظ | نویسنده : همسفر رویا | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.