تبلیغات
همسفران وادی عشق - عملكرد لژیون گره مسئولیت

به نام خالق هستی‌بخش

در روز دوشنبه مورخ 95/11/18 لژیون شماره ۸ هم‌سفران شعبه شیخ بهایی (لژیون هم‌سفران وادی عشق)با حضور گرم جمعی از هم‌سفران و استادی خانم زهره با دستور جلسه:وظایف رهجو و " سی دی گره مسئولیت " آغاز به کار نمود.

رهجویعنی سیال بودن در حرکت بودن.

خیلی وقتها ما رهجوهستیم اما خیلی وقتها فکرمیکنیم که رهجوهستیم .

اگرنتوانستیم  وظایفمان را به عنوان یک رهجو انجام بدهیم خیانتی کردیم اولا در حق خودمان و دوم در حق کسانی که قرار بوده به جای ما روی این صندلی ها بنشینند.

در ابتدا خانم زهره در مورد حضور هم‌سفران در روزهای پنج‌شنبه و شرکت در تولدهای همدیگر این‌طور گفتند که اگر ما هنوز برایمان مهم نیست که در تولدی شرکت کنیم یا نه٬ این نشان از این دارد که ما هنوز حس‌هایمان بسته است. ما باید برای دیدن همدیگر لحظه‌شماری کنیم باید برای دیدن راهنما یا هم لژیونی دلمان تنگ شود. کنگره زمین تمرین است اگر ما اینجا نتوانیم همدیگر را دوست داشته باشیم نمی‌توانیم در بیرون از کنگره اطرافیانمان را دوست داشته باشیم. اگر از ته قلب نخواهیم که بیاییم و رهایی‌های کنگره و جشن‌های دیگران را در کنگره ببینیم و برایمان بی‌تفاوت باشد برای خودمان هم اتفاق نمی‌افتد. اگر اینجا برای درمان پا گذاشته‌ام باید لیاقت آن را داشته باشم تا آن را به من بدهند.

=======================

سپس خانم زهره از هم‌سفران خواستند که پیرامون دستور جلسه هفتگی وظایف ره‌جو مشارکت کنند:

همسفر فهیمه الف:خیلی از وظایفی هست که رهجو باید آنها را رعایت کند آقای مهندس روز چهارشنبه فرمودند که هر انسانی باید هر مطلبی را از کسی آموزش بگیرد وکسی که ما ازش آموزش میگیریم راهنمای ما به حساب می آید و ارج و قربی دارد بخاطر اینکه ما را از نادانی دور کند.ما در زندگی مان راه رفتن،حرف زدن....را از والدینمان یاد میگیریم و آنها هم به نوعی راهنمای ما هستند وباید قدر دان آنها باشیم.مسئله قدر دانی از راهنما واینکه حرمت آنها را همیشه حفظ کنیم به نوعی در قران کریم هم آمده که اولین سوره که سوره حمد است بعد از بسم الله الرحمن الرحیم میگوید الحمد الله رب العالمین یعنی حمد وستایش مخصوص پروردگارعالمیان است یعنی او کسی است که راهنمای ماست ما را بوجود آورده خوبی ها وبدی ها را به ما یاد داده بعد میگیم ما را به راه راست هدایت کن.ابتدایی ترین راهنماهای ما همان پدرومادرمان هستند خودمان هم به نوعی راهنمای فرزندانمان هستیم وسعی کنیم راهنمای خوبی باشیم و وظیفه مان را درست انجام دهیم.ما آمدیم از غرب الگو بردای کنیم ولی یکسری چیزها با فرهنگ ما جور نبود یکسری چیزها را افراط کردیم والانه فرزند سالاری زیاد شده و همه فکرمیکنند این شخصیت دادن به بچه است ولی هر چیزی باید در حد خودش باشه.

همسفر زهره م:یک کارگردان وقتی میخواهد یک نقشی را به یک بازیگر بدهد اول حرکات و دیالوگها را به بازیگر میدهد و بعد بازیگر میتواند نقشش را خیلی خوب بازی کنه یا اینکه خیلی بد بازی کنه. این مصداق ما رهجوهایی است که می آییم کنگره و به من میگویند که برای خودت بیا کنگره کاری به مسافرت نداشته باش وبا حس خودت راهنما انتخاب کن وقتی راهنمایم را انتخاب کردم یک وظایفی به میدهد ومن باید آنها را به نحو احسن انجام دهم یا  میتوانم هم اصلا عمل نکنم واین حس بدش یا آرامشش به خودم برمیگرده اینکه من شال سفید بپوشم،لیوان همراهم داشته باشم،سی دی گوش کنم و بنویسم،مشارکت کنم وبطور منظم در جلسات حضور داشته باشم این به خودم برمیگردد و به راهنما کاری ندارد چون راهنما جایگاه خودش را انتخاب کرده پس اگر من وظایفم را اشتباه انجام دهم از جهل خودم است و اگر هنوزم راهنما به من یک راهکاری میدهد ومن آنها را انجام نمیدهم پس من اصرار دارم که در جهل خودم بمانم وبیشترین آسیبی هم که میزنه به خودش وارد میکنه نه به راهنما ونه به کنگره آسیبی وارد نمیشود وبعد از یك مدتی خسته میشود وممکن است به کنگره نیاد ولی اگر وظایفش را بخوبی انجام دهد میتواند جایگاهای بالاتری را تجربه کند.

همسفرمریم:وقتی که در سمت همسفر در کنگره قرار میگیریم و بعد از آن در قالب رهجواگر میخواهیم در لژیون آن چیزهایی را که میگیریم با خودمان ببریم وتجزیه وتحلیل کنیم باید در کنگره دیواره هایمان را با اطرافیانمان بلند بگیریم اگر یک رهجو دیواره هایش را کوتاه بگیرد در این دیوار ممکن است انواع حیوانات وحشره های موضی قرا بگیرند ولی وقتی بلند باشد در همه زمینها چه دوست،آشنا، فامیل ....کسی نمیتواند وارد حریم ما شود وقتی مزاحمی نداشته باشیم خیلی راحت میتوانیم وظایفمان را انجام دهیم وقتی دیواره ها کوتاه باشد وارد حاشیه میشویم وحاشیه ها باعث میشود که یک رهجو از گردونه خارج شود.

همسفر معصومه:اگر به راهنما عشق نداشته باشیم نمیتوانیم آموزش های کنگره را بگیریم من در دوران تحصیلم دوره راهنمایی معلم جغرافیم را خیلی دوست داشتم و اون درس را خیلی خوب حفظ میکردم وهمیشه توی اون درس عالی بودم .اگر بدانی که راهنمایت کم میداند باید تو در ذهنت بسپاری که راهنمای من خیلی میداند وبا تمام وجود راهنما را قبولش کنم وبهش ایمان داشته باشم اگر عاشق راهنما شدیم آن وقت میتوانم وظایفم را بطور کامل انجام دهم.

همسفر فاطمه:من در کلاسی که شرکت میکردم دستم را بلند کردم که صحبت کنم چون اینجا یاد گرفته بودم که برای صحبت کردن باید اجازه گرفت ،همه به من خندیدند وگفتند که مگه آمدی مدرسه که دستت را بلند میکنی و من گفتم که درستش همینه چون الان دو نفردیگه هم داشتند صحبت میکردند واصلا صحبت هیچ کدام را متوجه نشدیم ولی من که دستم را بلند کردم توجه شما به من جلب شد و من تونستم صحبتم را بگم و من هرچیزی که میدانم چه کم چه زیاد همه را مدیون خانم زهره عزیز هستم.

ودرادامه خانم زهره راهنمای محترم در مورد وظایف رهجو صحبت کردند:

کلمه رهجو یعنی جوینده راه یعنی کسی که سیال است درحرکت است رهجویعنی سیال بودن در حرکت بودن.

خیلی وقتها ما رهجوهستیم اما خیلی وقتها فکرمیکنیم که رهجوهستیم .

چه موقع فکرمیکنیم که رهجو هستیم ؟

وقتی که ما نشسته ایم تا راهنما حال ماراخوب کند یا کنگره حال مان را خوب کند این یعنی اینکه اسم ما رهجونیست فکر میکنیم .وقتی صاف نشسته ایم نه مشارکتی میکنیم نه حرکتی اینجا آقای مهندس میگویند اسم این شخص ره آموزاست،رهجونیست.زمانی به ما رهجومیگویند که خودمان به دنبال حل مشکلاتمان باشیم .یکسری راههاوآموزشها را راهنما وکنگره به من میدهد ومن باید خودم آن را حل کنم ،اگرخودم حلش کردم اون وقت انرژی میگیرم وحال خوش را تجربه میکنم اون وقت تغییر را در خودم می بینم واعتماد به نفس پیدا میکنم وگرنه تا زمانی که کنگره وراهنما هست حال من خوب است زمانی که راهنما وکنگره نباشد حال من بد میشود هیچ وقت کنگره وراهنما نمیتواند حال من را خوب کند مگراینکه من وظایفم را به خوبی انجام دهم.

اگرمیخواهید بدانید که تاالان رهجوی خوبی بوده اید یا نه باید دقت کنید ببینید آیا تغییری در زندگی تون ودر خودتون ایجاد شده یا نه.

رهجو نسبت به چه کسانی وظیفه دارد؟

رهجو نسبت به خودش،نسبت به راهنمایش ونسبت به کنگره وظیفه دارد.

من چه موقع وظایفم را نسبت به کنگره به خوبی انجام میدهم؟

موقعی ما حرکت میکنیم،خدمت میکنیم،شال سفید میپوشیم،از سبد کنگره به راحتی نمیگذریم وکمک های مالی ومعنویمان را دریغ نمیکنیم که درک کنیم کجا آمده ایم اگرمن به کنگره وراهنما ایمان نداشته باشم هیچ وقت نمیتوانم این کارها را انجام دهم.پس وظیفه رهجو نسبت به کنگره این است که مرتب این سوال را از خودش بپرسد که اگر لطف خداوند نبودو لطف آفای مهندس نبود و این راهی را که کشف کرده بود در اختیار ما نمیگذاشت الان من در چه وضعیتی قرار داشتم وکجا بودم.

وظایفی که یک رهجو نسبت به راهنمایش دارد این است که: به حرف راهنما گوش کند گوش به فرمان او باشد ،احترام به راهنما گذاشتن،نظم وانظباط وهم حس بودن با راهنما است.

وظایفی که رهجو نسبت به خودش دارد این است که:به جسم خودش احترام بگذارد تا بتواند به کنگره بیایدبرای آرامش خودش،اینکه بتواند خدمت کند چون وقتی که مشارکت میکند قرار نیست که به راهنما چیزی بدهد قرار است به حال خوش خودش کمک کند،در حرکت بودن،زود آمدن...

اگرنتوانستیم  وظایفمان را به عنوان یک رهجو انجام بدهیم خیانتی کردیم اولا در حق خودمان و دوم در حق کسانی که قرار بوده به جای ما روی این صندلی ها بنشینند.

=================

برداشت از سی دی گره مسئولیت

در ادامه سی دی گره مسئولیت کار شد که در ابتدا بچه ها برداشتهایشان را از این سی دی بیان کردند:

همسفر سمیه:هر چیزی دراین دنیا هم میتواند جنبه خوبی داشته باشد هم جنبه بدی داشته باشد.مثلا یک چاقو هم میتواند مفید باشد ودر آشپزخانه استفاده شود وهم میتواند شخصی با این وسیله به دیگران آسیب برساند و این با مسئولیت رابطه دارد برای هر فردی مسئولیت لازم و ضروری است چون مسئولیت به ما 1-اعتماد به نفس میدهد2-قدرت میدهد3-سطح انرژی را بالا میبرد واگر ما در مسئولیت یکسری ضعف داشته باشیم آن وقت دچار گره مسئولیت شده ایم.زمانی انسان بار مسئولیت دیگران را به دوش می کشد که خودش را ورای قانون  بداند وکسی که خودش را بالاتر از قانون بداند بتواند در آن دخل وتصرف کند و هر تصمیمی که دوست داره بگیره این اخلاق از تکبر شخص نشئات میگیرد ویک تفکر غلط است ونادانی بهای سنگینی دارد یعنی کسی که بار مسئولیت دیگران را به دوش می کشد یک فرد نادان است وبا این نادانی اش باعث شده که دوندگی زیادی پیدا کند.

همسفر مریم:وقتی خودمان را درگیرمسئولیت میکنیم به هم گره میخوریم وما آنقدر زمان نداریم که دنبال همه چیز باشیم .یک مسئولیت که به عنوان همسر در خانه داریم آن را به نحو احسن انجام دهیم یا اگر در کنگره نگهبان هستیم آن خدمت را به خوبی انجام دهیم وحرص نزنیم که نگهبان باشم،مرزبان باشم،کمک راهنما باشم...چون وقتی از اینها دور هستی قشنگ به نظر میرسد وقتی بهشون نزدیک شدی اون جور که فکر میکردی نیست یا دربیرون از کنگره ممکن است مسئولیت بچه خواهرم بچه خواهرشوهرم را هم به عهده بگیرم واز مسئولیت بچه خودم غافل بشم.

همسفر فاطمه:پسر من وقتی که میخواست ادامه تحصیل بدهد بهش گفتند که نمیتونی وباید به خدمت سربازی بروی وپسرم خیلی ناراحت شد .من بهش گفتم اشکالی ندارد شاید این باید برات پیش می آمد که متوجه شوی که باید مسئولیتت را به موقع انجام میدادی اون موقعی که زمان داشتی باید تحصیلت را تمام میکردی  که الان با خدمتت تداخل پیدا نکند.

همسفر فهیمه:وفتی توی یک شرایطی قرار میگیریم که می بینیم دیگران نتوانستند وظیفشون را به خوبی انجام دهند ما مسئولیت آنها را به عهده میگیریم واز روی دل سوزی و ترحم این کار را انجام میدهیم وبا این کار به طرف مقابلمون ضربه میزنیم بخاطر اینکه ما باعث میشیم جلوی پیشرفت و تکامل اون شخص را بگیریم وباعث بشیم که نتونه مشکل خودش را خودش حل کند .

من این را در زندگی یکی از نزدیکانم دیدم که ازسر دلسوزی برای عروسش از هر نوع مواد غذایی آماده می کرد،بسته بندی میکرد وبهش میداد شاید با نگاه اول یک لطف بزرگی بود ولی این لطف زیاد از حد باعث شد که آنها در زندگیشون به مشکل بربخورند وبه جدایی ختم بشه.

همسفر معصومه:اگر ما همه مسئولیت ها را به عهده بگیریم دیگران را از پذیرفتن مسئولیت محروم میکنیم .یه جوری خواستیم دلسوزی کنیم یه جوری خواستیم دیگران از ما تعریف کنند و من همیشه خانم خونه باشم واطرافیان بگویند با وجود اینکه شوهرش مصرف کننده است ولی خودش یک تنه همه کارها را انجام میده وذوق میکردم که این صحبت ها راجع به من زده میشد وباعث میشد که من مسئولیت های بیشتری را به عهده بگیرم والانم باید باز پرداخت آن را بدهم و با گذشت زمان مسئولیت ها را که از طرف مقابلم گرفتم یواش یواش بهش برگردانم.

همسفر مهری:دو فک خیلی قوی هستند که این دو کافی هستند تا انسان را از پا در بیارند وآن را کاملا خردش کنند وآنها طمع وتکبرهستند که نباید در مسئولیت ها طمع کنیم و همه مسئولیت ها را خودمان به عهده بگیریم وبه دیگران مجال ندهیم.

همسفر الهه:ما از روی ترحم ودلسوزی بار گناه شخصی را که باید آن بار را برای تزکیه وپالایش خوش به دوش بکشه و برای اینکه اشتباهاتش را جبران کنه و به دانایی برسه را برمیداریم وبه دوش خودمون یا دیگران میگذاریم وبا این کار ما جلوی تکامل اون شخص را میگیریم وباعث میشیم که دیرتر به فهم برسه.

همسفر زهره:ما در زندگی هامون حتی بارمسئولیت بچه هایمان را هم به دوش میکشیم در قدیم بچه ها هم در کارها مشارکت داده میشدند کارهای خودشان را خودشان انجام میدادند ولی الان اینطور نیست ما مسئولیت های آنها را قبول میکنیم وآنها در آینده دچار مشکل میشوند.

در این سی دی طمع را این طور تعریف میکند که من هر چیزی که بهم بدهند راضی نیستم و بیشتر از آن را میخواهم.وتکبر یعنی اینکه من خودم را در ماهیت آفرینش از همه بالاتر بدانم  مثلامن خودم را از همه بچه های لژیون بهتر بدانم .اگر تکبر وطمع در یک انسان قرار بگیرد چه میشود واین دو هم در صور آشکار وهم در صور پنهان وجود دارند در صور آشکار من خودم میدونم که این مشکل را دارم ولی در صور پنهان کم کم وقتی در مسیر حرکت میکنی خودش را نشان میدهد.

خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر آن قوم خواسته های خودشان را تغییر دهندیعنی اینکه من خواسته هایم را تغییر بدهم وآنها را عوض کنم ووقتی حرکت وتغییر از من باشه خداوند سرنوشت من را تغییر خواهد داد.

همسفر افسانه:پدر شوهرم از سردلسوزی از اول زندگیمان از همه نوع خوراکی ها ومواد غذایی میخرید ومیگذاشت تو خونه من ومیرفت من خیلی ناراحت میشدم وازشون خواهش میکردم که این کار را نکنند واجازه بدهند که شوهرم خودش روی پای خودش بایسته ولی قبول نمی کردندو این کار را ادامه می دادند تا اینکه من اون چیزهایی را که برام می آوردند برمی گرداندم واینجا مقصر خودمان هستیم.

همسفر رویا:همه آدمها دچارکبروحرص میشند من همیشه احساس می کردم که خصوصیات خوبی دارم ولی متوجه شدم که منم خصوصیات منفی هستم .انسان می ترسه که اگرمسئولیت را به کس دیگری بدهد خراب می کندومی خواهد که خودش همه کارها را انجام دهدو آرامش را از خودش سلب می کند واز دیگران سلب مسئولیت می کند که این قضیه در خودم وجود داشت که چندین سال خودم ومسافرم را اذیت کردم که صبح سر وقت درب آموزشگاه را باز کنم و از دیگران سلب مسئولیت میکردم که خودم اون کار را به نحو احسن انجام دهم.

ادامه بحث در پست بعدی

نویسنده:همسفر الهه




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: كنگره 60، سی دی گره مسئولیت، عملكرد لژیون، وظایف رهجو،  

تاریخ : چهارشنبه 20 بهمن 1395 | 02:31 ب.ظ | نویسنده : همسفر الهه | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.