به نام خالق عشق

روز پنج شنبه 95/11/14 جلسه اول از دور دوازدهم كارگاه های آموزشی عمومی كنگره 60 شعبه شیخ بهایی اصفهان با نگهبانیمسافر عباس، استادی مسافر مجید و دبیری مسافر اسماعیل با دستور جلسه:"وظایف رهجو"و "جشن اولین سال رهایی مسافر حسن" رأس ساعت 17 آغاز به كارنمود 

یك رهجو همیشه باید سوال داشته باشد و برای پاسخ سوال هایش نیاز به ارتباط با راهنمای خودش را دارد ، نشریات کنگره را بخواند وبنویسد، وقتی که ما می نویسیم یادگیری ما ده برابر زمانی است که فقط گوش می دهیم چون با مطلب هم حس می شویم


سخنان استاد :

ما با واژه ای به نام رهجو مواجه هستیم ،زمانی که یک مصرف کننده یا از دیدگاه  عوام یک معتاد وارد کنگره می شود بعد از سه جلسه مشاوره تازه واردین اگر شرایط کنگره را پذیرفت یک رهجو می شود و هر رهجو یک وظایفی دارد زمانی که عنوان رهجو به شخص داده شد شخص مسئول انجام یک سری وظایفی می شود و به غیر از رعایت کامل منشور کنگره که همان حرمتها هستند یک سری وظایف دیگری هم دارد . حرمت کنگره خیلی مهم است ، یک رهجو حق ندارد با راهنما یا هم لژیونی یا دیگر اعضای کنگره ارتباط مالی ، خانوادگی ، گردش و تفریح و غیره برقرار کند و ارتباط فقط درکنگره است و اگر کسی تخطی کند قطعا ضربه اش را خودش می خورد.یک رهجو کسی است که جوینده راه است ،رهجو در کنگره به دنبال راه رهایی است.

هرکسی که درکنگره است یک رهجو و جوینده است چه یک سفر اولی ، یا سفردومی یا راهنما یا دیده بان یا حتی خود جناب آقای مهندس که استاد همه ما هستند .یک رهجو همیشه باید سوال داشته باشد و برای پاسخ سوال هایش نیاز به ارتباط با راهنمای خودش را دارد ، نشریات کنگره را بخواند وبنویسد، وقتی که ما می نویسیم یادگیری ما ده برابر زمانی است که فقط گوش می دهیم چون با مطلب هم حس می شویم .

نکته بعد احترام گذاشتن به هر کسی که در کنگره دارد به منه نوعی خدمت می کند هم در رفتار و هم درگفتار وهم در تفکر.جناب مهندس می فرمایند: رهجو اگر فکر کند که راهنمای او خیلی می داند خیلی به نفع خودش است،چون می تواند تسلیم راهنما بشود ولی اگر فکر کند که از راهنما بیشتر می داند چون سنش بیشتر است یا پولدار تر است یا مدرک تحصیلی بالاتر دارد هیچ وقت به نتیجه نمی رسد.

رهجو باید درهرشرایطی و هر اتفاقی که بیفتد جوینده راه باشد تا به هدفش برسد و واقعا هدف کمی نیست و بسیار هم قابل دسترس است و رهایی که به راحتی بعد از گذشت ده ماه به آن برسیم را هرجایی نمی توانیم به ان برسیم .

ما باید وظایف و مسئولیت خودمان را کامل انجام بدهیم و بقیه را به خداوند بسپاریم وسیستم هستی هم به ما کمک می کند وخداوند هم رحمت خودش را به ما نازل می کند و انشاءالله به نتیجه مطلوب می رسیم .

 

دستور جلسه دوم تولد اولین سالروز رهایی مسافر حسن:

کسی که این بستر را مهیا کرد که رها بشویم و تولد ها وخوشحالی هایمان را جشن بگیریم جناب مهندس بودند. ابتدا به ایشان تبریک می گویم . تبریک به حسن عزیز وهمسفر محترمشان که تلاش کردند و به رهایی رسیدند و بعد از رهایی همسفرشان باز تلاش کردند و توانستند به کسوت کمک راهنمایی دست پیدا کنند و این قابل تحسین است. انشاالله حسن هم مشکلاتش حل و مرتفع بشود و قطعا تا ندهیم نمی گیریم .

انشاالله بتوانیم سهم وحرکت خودمان را انجام دهیم تا ما هم بتوانیم بهره مند شویم ازالطاف خداوند که شامل حال همه شده و شامل حال ماهم بشود ، چون هرکسی هم نمی تواند به دیگران خدمت کند و چه بسا خدمت کردن به انسانهایی که درد مندند ،چون اعتیاد یک دردی که است که درمانش به راحتی قابل کسب نیست ، وقتی ما فکر می کنیم به خودمان که واقعا من چطور شد که رها شدم ؟اصلا من مصرف کننده بودم ؟ چی شد که اتفاق افتاد؟!!

انشاالله بتوانیم طوری زندگی کنیم که بتوانیم هوای افرادی هم که نیازمند بودند را داشته باشیم چون خودمان هم یک روز نیاز مند بودیم وسیستمی به نام کنگره به کمک ما امد وکمک کرد تا من رها شوم وبه من حال خوش را انتقال داد .ماهم سعی کنیم همان حرکت را انجام دهیم ،کمک کردن به انسانهایی که نیازمند کمک هستند بالاترین عبادت هاست .

حسن در ماه مبارک رمضان به کنگره امد من هم لباس آشپزی پوشیده بودم و حسن اقا امد وگفت که من می خواهم بیایم پیش شما . من گفتم که من نمی رسم بیایم و بهتر است که بروی به لژیون های دیگر سر بزنی ولی حسن دوست داشت که پیش ما بیاید. هرچند که مدتی ایران نبود و بالاترین تخریب ها را داشت و مصرف همزمان چند ماده را داشت و بدور از خانواده و شرایط نامساعد. ولی به کنگره امد وتسلیم راهنما شد و تسلیم چیزهایی شد که کنگره ازاو می خواست .

مسیر حسن تا شعبه میرداماد یک سوم مسیر او تا شیخ بهایی بود وبه او گفتند که به شعبه میرداماد برود ولی قبول نکرد و دوست داشت که به شعبه شیخ بهایی بیاید و این چیزی نیست جز حسی که رهجو با راهنمایش دارد و ما می گوییم که این حس خدا می داند از کی درون افراد به وجود می اید و راهنما و رهجو از کجا باهم بوده اند و حسن تلاش کرد و رها شد و امید وارم که درزندگی موفق باشند.

 

پس از سخنان استاد، مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره 60  اولین سالروز رهایی مسافر  حسن را با شور فراوان جشن گرفتیم.

اعلام سفر:

سلام دوستان حسن هستم یک مسافر.

آخرین آنتی ایکس مصرفی:هرویین – حشیش-تریاک- الکل

مدت یازده ماه و هفده روز سفر کردم به روش دی اس تی با داروی او تی به راهنمایی استاد عزیزم آقای مجید اعتباریان و ورزش فوتبال و الآن هم مدت یکسال و شش ماه است که آزاد و رها می باشم.

آرزوی مسافرحسن:

آرزو می کنم که هر چه زودتر کنگره جهانی شود و خانواده هایی که در رنج و عذاب به سر می برند ، به سلامتی و خوشحالی برسند.

آرزوی همسفر حدیث :

من هم آرزو می کنم تمام مسافران سفر اول به رهایی برسند و بتوانند اولین تولدشان را جشن بگیرند.

سخنان مسافر حسن:

وقتی من استاد جلسه شدم  دستور جلسه وظایف رهجو بود و الان هم که تولد گرفتم دستور جلسه همین است.من ابتدا می خواهم از بنیان کنگره تشکر کنم که این مکان را به وجود آورد و اراده محکمی برای این کار داشت و دوم هم می خواهم از استاد گرامی آقای اعتباریان تشکر کنم .من سپاسگزاری بلد نبودم و این را واقعاً در کنگره آموختم.من برای درست زندگی کردن ، خیلی از آقای اعتباریان آموختم.من در همین جا از خانم خودم سپاسگزاری می کنم در طول چندین سال زندگی هیچگاه از ایشان تشکر نکردم چون بلد نبودم اما در کنگره این را آموختم.من 40 یا 50 روز می آمدم تا وارد لژیون شدم .من هیچگاه ترک نکردم و برای همین گاهی دستور جلساتی مثل روشهای ترک یا سم زدایی برایم آشنا نبود اولین جایی که کشیدن مواد را کنار گذاردم در کنگره 60 بود. من دو مواد را همزمان مصرف می کردم یعنی هم مشروب می خوردم و هم هرویین می کشیدم.اکثر دوستان به من می گفتند چرا با این تخریب تو دچار مرگ نمی شوی و سنگکوب نمی کنی.از خدا سپاسگزارم که مرا به کنگره هدایت کرد و باعث شد من قدر چیزهایی را که دارم ،بدانم.

من در ابتدای سفر فکر می کردم بیشترین مشکلات را من دارم اما کمی بعد فهمیدم مشکلات من در مقابل برخی دیگر از افراد بسیار بسیار ناچیز است.دعا می کنم هر کسی که مصرف کننده است با کنگره آشنا شود و به رهایی برسد و جایگاه تولد را لمس کند.من در چند سال آخر مصرف بسیار به همسرم سختی دادم و همین جا از ایشان عذر خواهی می کنم .ان شاالله بتوانم در آینده جبران کنم.من خانمم را سه یا چهار ماه بعد از آمدنم به کنگره آوردم و دیدگاهم این بود که خودم بفهمم بس است و دیگر نیازی به آمدن ایشان نیست اما بعد متوجه شدم که این دیدگاه کاملاً اشتباه است.امیدوارم همه سفر اولی ها روزی بتوانند این حس قشنگ را درک کنند.در پایان از تمام خدمتگزاران کنگره 60 سپاسگزاری می کنم.

سخنان کمک راهنمای همسفر خانم زهره:

من مست می عشقم هوشیار نخواهم شد              وز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد

امروز چنان مستم از باده دوشینه                            تا روز قیامت هم هوشیار نخواهم شد

شاید این جمله را بارها شنیده باشید یا گفته باشید که خدایا ما را به حال خودمان وا مگذار.من امروز می خواهم بگویم تمام عزیزانی که عضو کنگره هستند،بدانند که خدا این دعای ما را اجابت فرموده است.خدا ما را رها نکرده است چون راه کنگره را به ما نشان داده است.خدا راه هدایت را به ما نشان داده است فقط باید آن را ببینیم و قدر آن را بدانیم.بتوانیم به جایی برسیم که تمامی انسانها را دوست داشته باشیم در این صورت می توانیم به وادی چهاردهم برسیم.زیرا ثروت هر انسانی عشق و محبت درون اوست.همان ثروت درونی است که باعث می شود ما فقط خوبیها را ببینیم و آنها را دوست داشته باشیم.می گویند:عشق همچون تلسکوپ است و نفرت همچون میکروسکوپ.انسان عاشق از درون تمام ظلمات می گرددو نور یک ستاره را پیدا می کند و همچون تلسکوپ ان را بزرگ می کند و انسانی که کینه و نفرت دارد مثل یک میکروسکوپ می گردد و یک زشتی را پیدا می کند و آن را بزرگ می کند.من اگر می بینم هنوز برخی افراد را دوست ندارم باید بدانم هنوز تاریکی در من هست و باید بر روی خود کار بکنم. من از محبت گفتم تا بگویم اگر خانم حدیث امروز با شال مقدس کمک راهنمایی دارد اولین سال رهاییش را جشن می گیرد به خاطر آن عشق درونیش هست.او همسفری بسیار سپاسگزار و قدردان بود.به خاطر این صفات خوب بود که امروز می تواند این شادی را لمس کند.

ایشان در سفر دوم وارد لژیون بنده شدند اما به محضی که من شروع به صحبت می کردم اشک از چشمانشان جاری می شد و این نشاندهنده قلب رئوف ایشان بود.بعد از یکماه که در لژیون بنده بودند تمام تلاششان را کردند تا در امتحان کمک راهنمایی موفق بشوند.من از صمیم قلب این روز را به ایشان تبریک عرض می نمایم.به ایشان می گویم در مسیری که پیش رو دارید هر چقدر پیشتر بروید لذت بیشتری خواهید برد و هر چقدر لذت بیشتری ببرید به همان میزان مسئولیتهای شما بیشتر خواهد شد.

سخنان همسفر حدیث:

من همیشه قبل از آمدن به کنگره مطالبم را مرور می کردم اما امروز تصمیم گرفتم که هرچه در دل دارم بگویم و از قبل آماده نکنم.زندگی کردن با یک مصرف کننده واقعاً سخت است.چون خود مصرف کننده در دنیای دیگری است و این سختیها را بیشتر خانواده ها متوجه می شوند.من دوران خیلی سختی داشتم و همیشه به روانشناس ها مراجعه می کردم.گاهی برای نیم ساعت صحبت کردن مبلغ 50 یا 70 هزار تومان پول می دادم تا شاید بتوانم به کمی آرامش برسم.زندگی ما به مویی رسید اما خدا را شکر عموی گرامی بنده کنگره را به ما معرفی کرد که من همین جا از ایشان تشکر می کنم و از خداوند بهترینها را برای ایشان خواستارم.عموی من به من اطمینان داد که حسن در کنگره به درمان می رسد.

در لژیون تازه واردین وقتی من می گفتم همسرم به من دروغ می گوید و تا ظهر می خوابد و.... راهنما برایم صورت مسئله اعتیاد را شرح دادو من تازه متوجه این موضوع شدم در صورتی که من وقتی به کلاس های دیگر مراجعه می کردم ، بعد از ده جلسه تنها راهکاری که به من می دادند این بود که خانم شما صبح ها دوش بگیر  و ورزش کن و هر یک ساعت یکبار از یک تا صد بنویس چقدر حالت خوب است.این بعد از دادن مبلغ هفتصد هزار تومان پول بود و این تنها راه کارشان بود.اما اینجا رایگان تمام آموزش ها را به بنده دادند و اینجا دیدم همه هم حس بنده هستند.من با وجود اینکه دو بچه داشتم و شاغل هم بودم و کارهای منزل را هم داشتم اما یک جلسه غیبت نکردم و در تمام جلسات حضور داشتم.من از مسافرم تشکر می کنم که باعث شدند من به کنگره بیایم. من علمی را بدست آورده ام که هیچگاه در دانشگاه نمی توانستم آن را بدست بیاورم.امیدوارم تمام مسافران به حرف راهنمای خود گوش کنند.مسافر من کاملاً به حرف راهنما گوش می کرد و سی دی ها را به صورت کامل می نوشت.هیچگاه گریز نزد و هیچگاه خلاف حرف راهنما رفتار نکرد و ایشان واقعاً رهجوی خوبی بود.

صحبت های همسفر دیانا:

من همیشه دوست داشتم پدرم سیگار نکشد و چندین بار از او خواستم سیگارش را ترک کند . خوشحالم که پدرم به کنگره امد و درمان شد و دیگر سیگار نمی کشد . همچنین از اقای مهندس ، خانواده محترمشان ، راهنمای پدرم و راهنمای مادرم ممنونم.


.......تا باد چنین بادا

نویسنده : مسافر حمید و مسافر میثم

عکاس: مسافر مجتبی





طبقه بندی: تبریک،  جشن تولدهای لژیون، 

تاریخ : شنبه 16 بهمن 1395 | 11:19 ق.ظ | نویسنده : زهره | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic