به نام نامی قدرت مطلق الله

روز دوشنبه مورخ 95/10/06 لژیون شماره 8 همسفران ،لژیون همسفران وادی عشق با حضور جمعی از همسفران و استادی خانم زهره با دستور جلسه:سی دی انرژی نفس 1 و2 آغاز به كار نمود.

شما در سختترین شرایط هم باید امیدوار باشید حتی اگر این امید واهی باشد.بعضی ها میگویند الکی امیدوار باشم این زندگی چی داره که من امیدوار باشم.آقای مهندس میگوید بله الکی امیدوار باش.....

بیماری ناامیدی در ادامه تبدیل به سرطان میشود زیرا افکار روی حس و حس روی نفس ونفس روی جسم تأثیر دارد....

در سخت ترین شرایط خود ما با افكارمان می توانیم به نفسمان انرژی دهیم.....

==========================

در ابتدا خانم زهره خدا را شکر کردند که یکبار دیگر  توفیق پیدا كردیم روی این صندلی بنشینیم.انشاالله که بیش از پیش قدر این صندلی ها رابدانیم وتا آن را از ما نگرفته اند بتوانیم استفاده کنیم،شاید زمانی بیشتر قدر  جایگاهمان را بدانیم که این صندلی را از ما بگیرند.

در ادامه یاد آور شدند حضور همه در امتحان روز پنج شنبه مورخ 95/10/9 با منابع وادی دهم ویازدهم وسی دیهای ناخودآگاه ووظایف رهجو رأس ساعت سه وچهل وپنج دقیقه الزامی است،اگر میخواهید حالتان خوب شود.هر بار با وجود زحمت بسیارمرزبانان محترم امتحان می گیرند  انشا ا.. بیشتر استقبال شود.دستور جلسه ی امروز میگوید خدمت من به کنگره، یکی از خدمت های من به کنگره همین حضور من در امتحان است زیرا با حضورم حداقل فرصت امتحان را برای کسانی که خواسته ی قوی دارند نمیگیرم.در ضمن بدانید اگر راهتان دور است وسخت می آیید تمام لذت وزیبایی کار به همین سختی هاست زیرا اگر تمام شرایط مهیا باشد اصلا لذت نمی بریم.

سی دی انرژی نفس 1و2:

در ابتدای سی دی تفاوت بین جسم واتومبیل را بیان می کند.وقتی ما به ماشین  سوخت می دهیم تنها باعث حرکت  آن میشویم اما زمانی که به جسممان غذا یا همان سوخت را می دهیم نه تنها باعث حرکت جسم میشویم بلکه مواد لازم جهت ترمیم وبازسازی را در اختیار آن قرار می دهیم.اما در اتومبیل این ما هستیم که آن را تعمیر میکنیم نه خود اتومبیل خودش را.

خانم زهره:در قسمت اول با مثال نفس وجسم را توضیح میدهد که جسم انسان مانند ماشین و نفس او مانند راننده ی ماشین می باشد.در تعریف نفس گفتیم آنچه تعیین موجودیت میکند در ظاهر وباطن.

به عبارتی اصل خصلت انسان را نفس گویندوتمام خصوصیات ما روی نفس ما سوار میشوند.مثل مهربانی محبت،حسادت و... كه برگرفته از نفس ماست.ما از روی خواسته هایمان متوجه میشویم نفس داریم زیرا گفتیم نشانه نفس این است كه خواسته دارد،چه معقول یا نا معقول.تمام موجودات نفس دارند زیرا مثلا حیوان خواسته دارد،خرگوش میخواهد چیزی بخورد ،گیاه میخواهد به سمت نور خود را بكشاند و رشد کند پس نفس دارند.

حال برای اینکه خواسته هایمان معقول باشد باید این نفس را تربیت کنیم.مثلا مصرف کننده ایی که خواسته ی مصرف مواد دارد ریشه در نفس او دارد یعنی ذرات نفس او خواستار مصرف مواد هستند.به همین علت است که میگویند درمان اعتیاد یازده ماه زمان می برد.چون باید جنس ذرات نفس او تغییر کند و اگر جنس آنها تغییر نکند همچنان آنها خواسته ی مصرف مواد را دارند شخصی که دروغگو است ذرات نفس او هستند که دروغ را دوست دارند والان اگر خواستار صداقت است باید باآموزش ،نفس خود را تربیت کند وآرام آرام طوری ذرات نفسش را تغییر دهد تا دیگر از دروغ خوششان نیاید.اگر هنوز غیبت میکنیم،از دروغ لذت میبریم،گمان بد داریم ،همه ی اینها برمی گردد به ذرات نفسمان یا همان فلز وجودی ما. وبا سرکوب کردن هیچگاه نمیتوان نفس را تربیت کرد تنها باشناخت ومعرفت وآگاهی باید آن را تربیت کرد وبرای این کار نفس به انرژی نیاز دارد و خوراکهایی احتیاج دارد که در  این سی دی می خواهد بگوید كه خوراك نفس ما چیست؟

در ادامه در مورد سوخت واهمیت تغذیه صحبت میکند که غذایی که ما مصرف میکنیم تنها برای این نیست که ما حرکت کنیم،بلکه بدنمان در جایی که نیاز به ترمیم داشت از این مواد استفاده کند بنابراین ما نمی توانیم تنها از یک نوع ماده ی غدایی هر چند بسیار مفید استفاده کنیم مثلا ماهی چون فسفر دارد فقط ماهی بخوریم.بدن ما به تمام مواد غذایی احتیاج دارد دقیقا مثل آن ساختمانی که برای ساخته شدن باید تمام مصالح مورد نیاز مثل سیمان، آجر،گچ و... را پای كار بریزیم واز هرکدام هم به اندازه ی لازم.اینها باعث میشود ما بتوانیم ساختمانی درست وضد زلزله بسازیم.اما اگر آجر زیاد باشد، سیمان كم باشد ،آهن اصلا نباشد ما نمی توانیم ساختمانی محكم داشته باشیم. پس بدنمان به همه چیز نیاز دارد.

در ادامه میگوید بیماریهای ما با تغذیه ارتباط مستقیم دارد.در این سی دی آقای مهندس میگویند در گذشته خانمها بیشتر برای غذا درست کردن وقت صرف میکردند لذا خانواده هم غذاهای سالمی می خوردند اما امروزه به دلایل مختلف مثل شاغل بودن خانمها استفاده از غذاهای آماده وکنسروی بیشتر شده که این خود عامل بسیار مهمی در ایجاد بیماری است.

در کل سه نوع غذا داریم غذاهای خوب، بد وخنثی  وغذاها را از سه راه میتوان تشخیص داد:1.بویایی 2. چشایی 3. بینایی

پس برای اینکه غداهای بد قابل خوردن و جذاب شوند دراین سه راه ،دستکاری کرده اند یعنی بوی بد ،مزه ی بد و ظاهر بد آنها با افزودنیها طوری تغیییر داده اند تا متناسب با ذائقه ی ما شود،مثل کالباس.

اما آقای مهندس می گویند بدانید تغذیه ی ما ارتباط تنگا تنگ با نفس وروان ما دارد.یعنی ما برای شاد و پر انرژی بودن نیاز به تغذیه ی سالم داریم.

در ادامه در مورد خوراکهای نفس صحبت میکنند1.نور 2.صوت 3.حس

در کل صوت شامل دودسته ی کلام وموسیقی میباشد. انواع صوت :خوب ،بد وخنثی و مخرب.صوت خنثی شنیدن آنها ضرر یا فایده ای ندارد.صوت خوب مثل وقتی که خبر خوبی به ما می دهند یا سی دی شادی گوش دهیم.صوت بد مثل خبر بد.واما صوت مخرب صداهای آزار دهنده است مثل آهنگهای تند یا صدای کشیده شدن چیزی روی زمین.

نور یا تصویر: نور به شکل تصویر میباشد مثل تصاویر سینمایی یا عکس.مثلا در قدیم هرکس فوت میکرد تصویر اورابه دیوار می زدند تا از آن انرژی بگیرند.اما امروزه می بینیم اگر کسی نیاز به کمک داشته باشد دیگران شروع به فیلمبرداری می کنند یعنی ما به فکر ثبت وقایع هستیم تا درک وقایع.

گاهی اوقات ما آنچنان در افکار منفی غرق میشویم که شروع میکنیم به تصویر سازی وقایع گدشته. که اینکار انرژی بسیار زیادی از ما میگیردبه طوری که بعد ازآن قادر به انجام هیچ کاری نیستیم.

در ادامه ی سی دی در موردبیماریهای روان تنی یا سایکوسوماتیک  صحبت میکند همانطور که با تغذیه ی نادرست به بیماریهای جسمی مبتلا میشویم،با دادن خوراکهای بد به نفس به بیماریهای روان تنی مبتلا میشویم.

عامل بیشتر بیماریها یبوست وبی خوابی است.برای یبوست آقای مهندس محلول سرکه سیب وعسل وآبجوش را به صورت ناشتا در صبح پیشنهاد میکنند.

آقای مهندس میگویند ما برای درمان بیماریهای روان تنی در کنگره جهان بینی را تدریس میکنیم زیرا با جهان بینی درست میتوانیم خوراک خوب وزیبایی را در اختیار نفس بگذاریم.

ما درکشور همه جور اداره ایی داریم اما اداره ایی نداریم که به ما بگوید چی بخوریم یا نخوریم وچه اندازه ایی بخوریم.اگر داشتیم شاید به این اندازه  بیمار نمی شدیم.زیرا بیماریهای جسمی تأثیر مستقیم روی نفس دارد.مثلا نان باگت هیچ سبوسی ندارد،فقط نشاسته است ومثل سیمان به دیواره ی معده می چسبدو خود باعث یبوست است.

چیزی که ما از غرب گرفتیم این است که خانمها هم دوش به دوش آقایان کار کنند.این باعث شده وقتی که خانمها برای غدا پختن در خانه می گذاشتند از بین برود واجبارا غداهای آماده ی بیرون را استفاده کنند.از طرفی دیگر جایگاهها عوض شود،یعنی مردی که مدیریت بیرون از خانه را داشت وخانمی که مدیریت خانه را نتواند به مدیریت خانه بپردازند.

گاهی اوقات فکر میکنیم با فرهنگی این است که بیرون کار کنیم.اما شاید گاهی این هنرباشد که یک خانم بیرون از خانه کار کند و گاهی هنرمندتر آن کسی باشد که در خانه باشد و این بستگی به شرایط دارد.کنگره اصلا مخالف بیرون کار کردن زن نیست گاهی اوقات لازم است که زن بیرون از خانه کار کند،اما این که من باچه هدفی دارم کار میکنم بسیار مهم است.آیا برای چشم وهم چشمی است؟ یابرای کلاسش؟ یا برای رفع مشکل مالی؟ یا برای آرامش خودم؟.

 این نكته هم بسیار مهم است که با کار کردنم در مقابل آنچه  به دست میا ورم چه چیزی   را ازدست می دهم ؟.کار کردن من شرایط دارد،ابتدا مسافرم باید راضی باشد،بتوانم در كنار شغلم وظیفه ی همسفر بودن، همسر بودن ومادربودن  را به خوبی انجام دهم واز همه مهمترحفظ کردن جایگاهها است. بعضی وقتها زمانی که خانمی استقلال مالی پیدا می کند بین او وهمسرش فاصله می افتد.گاهی دیگران هم ما را تأیید میکنند كه چه خانم زرنگی واین باعث میشود ما بیشتر انرژی بگیریم اما غافل از اینکه چه آسیبی به خانواده میزنم.مردانگی مرد را از او میگیرم،اعتماد به نفس اورا میگیرم و...اگر من استقلال مالی دارم بگذارم او تصمیم بگیرد .

بسیار زیاد مشاهده شده که خانمی با کار کردن بیرون ازخانه بعد از مدتی شکایت کرده که چرا شوهر من اعتماد به نفس ندارد و....اینجاست که فراموش کردم روزی خودم با به دوش کشیدن مسئولیت های اضافی،دادن خرج خانه و... مسبب اصلی این اتفاق هستم. پس حالا باید به او زمان دهم تا آرام آرام با تشویق ،بدون غر زدن ،مسئولیتها را به او باز گردانم.باشروع از پرداخت قبض ها یا شارژ خانه ،یا خرید وسایل خانه و... از چیزهای کوچک شروع کنم. و بزرگترین کمکی كه ما می توانیم در طول سفر به مسافرانمان بكنیم قناعت وپس انداز است تا بتوانیم مسئولیت ها را به جای خود برگردانیم. عوض شدن جایگاه چند کلمه است اما تخریبش بسیار بالاست.بزرگترین آرامشی كه ما در زندگی می توانیم داشته باشیم این است كه جایگاه ها را جابه جا نكنیم.

حال برمیگردیم به سومین خوراک نفس که حس است.که یک مرحله پایین تر از آن فکر میباشد.زیرا منشأ حس فکر است.وبه نظرمن مهمترین خوراک نفس حس یا فکر است زیرا یک عامل درونی است.اما نور وصوت عوامل بیرونی هستند که ما نمیتوانیم جلوی بعضی تصاویر وصوتها را بگیریم.اما فکر دست ماست.وقتی فکرمان درست کارکند حس ما درست میشودآنوقت حس ما تصاویرو اصوات خوب را جذب میکند.

وقتی حس من آلوده است،زیباییها،بچه ها،نعمتهایی که خدابه من داده را نمیبینم.شادترین موسیقی ها به من جواب نمیدهد زیرا فکرم جای دیگری است.

در مورد بیماریها، فکر عامل بسیار مهمی است.نا امیدی بدترین بیماریهاست.که به نفس وشخصیتش انرژی منفی می دهد امید وناامیدی است که تعیین میکند نفس انسان پیر باشد یا جوان.

ناامیدی یک گناه است زیراناامیدی جلوی تجربه کردن را میگیرد ودر واقع جلوی حرکت کردن را میگیرد پس در واقع جلوی تکامل ما را میگیرد.

ازطرفی انسان ناامید یک انسان پرمدعاست زیرا میگوید من اعتقاد کامل دارم که نمیشود پس از منیت اوست.

آقای مهندس میگوید شما در سختترین شرایط هم باید امیدوار باشید حتی اگر این امید واهی باشد.بعضی ها میگویند الکی امیدوار باشم این زندگی چی داره که من امیدوار باشم.آقای مهندس میگوید بله الکی امیدوار باش.ز هشیاران عالم هرکه را دیدم غمی دارد           بزن برطبل بی عاری که آن هم عالمی دارد

در ادامه آقای مهندس میگویند منظورم این نیست که بی خیال باشید،بلکه اندیشه را ناامید نکنید.

بیماری ناامیدی در ادامه تبدیل به سرطان میشود زیرا افکار روی حس و حس روی نفس ونفس روی جسم تأثیر دارد.

پس ناامیدی،کینه توزی،حسادت اینها همه حس منفی اند که ریشه در افکار ما دارند.زیرا مااز طریق فکرمان این حس های منفی را داریم.که تمام این حس ها مانند نارنجکی است که ابتد ا به خودمان آسیب میزند زیرا ابتدا انرژی خودمان را میگیرد وبیمار میشویم.اول باید حال خودمان خراب شود تا بتوانیم آن را به دیگران انتقال دهیم.

در مورد حسادت میگویند اگر نتوانیم پیشرفت دیگران را ببینیم جلوی پیشرفت خودمان را میگیریم.

چون وقتی دوست ندارم همسایه ام پولدار شود به کائنات همین خواسته را میدهم وکائنات هم کاری به فاعل ندارند تنها فعل مهم است یعنی می گوین من پولدار شدن را دوست ندارم پس دقیقا همان اتفاق برای خودم می افتد.پس اگر رهایی می خواهید سعی كنید موقع اعلام رهایی دیگران با تمام وجود خوشحال شوید اگر تو از رهایی دیگران باتمام وجود خوشحال شدی آنوقت این اتفاق به موقع اش برای تو هم می افتد.

در سخت ترین شرایط خود ما با افكارمان می توانیم به نفسمان انرژی دهیم.

جلسه با دعای دوستان به پایان رسید.خدواندا به ما کمک کن تا باخدمت کردن بتوانیم صندلی خود را در کنگره حفظ کنیم.آمین

مبحث بعدی:ادامه سی دی انرژی نفس 2 و سی دی شعبده بازی

نویسنده:همسفر مرضیه




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: كنگره 60، عملكرد لژیون، سی دی انرژی نفس 1 و 2،  

تاریخ : یکشنبه 12 دی 1395 | 03:47 ب.ظ | نویسنده : مرضیه | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.