به نام نامی قدرت مطلق

روز دوشنبه مورخ 95/03/31 لژیون همسفران وادی عشق با حضور جمعی از همسفران و استادی خانم زهره با دستور جلسه ادامه ی وادی نهم و سی دی زمان مناسب آغاز به کار نمود.

صبر باآگاهی وبینایی است انسان مشکل را می پذیرد وصبر میکند تا زمانش برسدبا عنوان مثال درکاشت گندم آیا باغبان هر روز نق میزند که چرا گندم ها نمیرسد؟خیر او  میداند باید هشت ماه صبر کند،با تجربه به این آگاهی رسیده است.پس چون با آگاهیه آرامش داریم ومی پذیریم.کسی که به کنگره میاید هرروز نمی گوید چرا مسافر من رها نمیشود.زیرا میداند باید 11 ماه یا بیشتر صبر کندتا زمانش برسد...



 در ابتدا خانم زهره از خانم فهیمه د تشکرکردند که پیام وادی دهم را حفظ ودر جلسه ی عمومی به زیبایی خواندند.

و یادآور شدند رهجویان درامتحان شعبه در تاریخ 10/4/95  رأس ساعت 17با منابع  چها رمقاله،سی دی صورت مسئله ی اعتیاد وسی دی احیا برگزار میگردد حتما شرکت نمایند.

سپس گفتند کسانی که دیر به جلسه می آیند یا کسانی که به هر بهانه ای غیبت میکنند انتظار نداشته باشند حال خوش پیدا کنند. ازاین به بعدهرکسی سه جلسه پشت سر هم غیبت داشته باشد حذف میشود و این را به خاطر خودتان می گویم.وقتی که شما حرکت میکنید به راهنما انرژی میدهید تا اوهم به دنبال مطالب تازه باشد اما وقتی دیر میایید،غیبت میکنید،جلسه ی پنج شنبه ها را نمی ایید،پس حداقل به کسانی که نیازمند نشستن روی این صندلیها هستند اجازه بدهید بیایند وبه جای شما بنشینند.

یک روزی خودتان ناامید میشویدو میگویید چرا من که دو سال است به کنگره میروم حالم خوب نمیشود!کسی که میخواهد بیاید کنگره باید از صبح برنامه ریزی کند تا بتواند قبل از شروع جلسه در کنگره باشد.پس تا حرکت نکنید حالتان خوب نمیشود.

سپس ازخانم حدیث خواستند پیام وادی نهم را از حفظ بخوانند.پیام مربوط به صفحه ی 75.  سپس خانم زهره پیام وادی دهم صفحه ی 89  را بسیار زیبا خواندند.

 ابتدا قرار بود در مورد تفاوت صبر وتحمل صحبت کنیم.

تفاوت صبر و تحمل

خانم سمیرا: تحمل از حمل میایدیعنی چیزی را مجبوریم تحمل کنیم ومانندجرقه ای در انبار باروت یکدفعه منفجر میشویم.ولی در صبرخودم ودیگران را  اذیت نمیکنیم.

خانم مرضیه:تحمل با فشار همراه است ولی در صبر ابتدا تلخ است اما میوه ی آن شیرین است در صبرهدف داریم وتلاش میکنیم برای رسیدن به هدفمان.

خانم فهیمه د:من فکر میکنم صبر با آرامش همراه است اما در تحمل این طور نیست.در تحمل مثل فنری میمانی که یکروزی در میرود.

خانم الهه:تحمل صبر بالجاجت است اما صبر تحمل با آرامش است.

خانم مریم ز:وقتی گریزهای مسافرم را می دیدم سریع داد وفریاد میکردم وبه او بیشتر تخریب وارد میشد زیرا تحمل میکردم. اما از وقتی یاد گرفتم در صبر بی صبری نکنم خدارا شکر سفر مسافرم بهتر شده است وفکر میکنم صبر نیرویی است که القا میشود.

خانم معصومه:تا قبل از کنگره فکر میکردم صبرم زیاد است در صورتی که فشار را روی خودم تحمل میکردم.

خانم زهره:تحمل ازحمل می آید یعنی باری را به دوش کشیدن.وقتی کسی باری را به دوش میکشد تا حدی این کار را میتواند انجام دهد از یک جایی خسته میشود وبار را بر زمین میگذارد.حال چرا این بار را باخود میکشد؟ زیرا مشکلش را نپذیرفته است .

 اما  صبر باآگاهی وبینایی است انسان مشکل را می پذیرد وصبر میکند تا زمانش برسدبا عنوان مثال درکاشت گندم آیا باغبان هر روز نق میزند که چرا گندم ها نمیرسد؟خیر او  میداند باید هشت ماه صبر کند،با تجربه به این آگاهی رسیده است.پس چون با آگاهیه آرامش داریم ومی پذیریم.کسی که به کنگره میاید هرروز نمی گوید چرا مسافر من رها نمیشود.زیرا میداند باید 11 ماه یا بیشتر صبر کندتا زمانش برسد.

در تحمل یک جایی طاقتمان تمام میشود اما صبراندازه ندارد کسی که میگوید صبرم تمام شده این صبر نیست ،تحمل است.در واقع میتوان گفت صبر اختیاری است یعنی اختیار دارد راههای دیگر را برود اما از روی دانایی صبر و سکوت را انتخاب می کند. اما تحمل اجباری است چون انسان دیگر چاره ای جز تن دادن به این شرایط ندارد و اگر راهی باشد بدتر از شرایط فعلیست وچون اجباری است واز روی آگاهی نیست مدام نق می زند حس قربانی شدن وبدبخت بودن را دارد وایمان ندارد اما کسی که صبر دارد ایمان داردبالاخره روزی کارش به نتیجه می رسد.

خانم مریم ز:چیزی که در صبربرای سفر مسافرم به من بسیار کمک کرد،به خود گفتم چطور 10 سال با با اعتیاد او ساختی حال  این چند وقت هم صبر کن تا به درمان برسد.

ادامه ی وادی نهم:

خانم زهره:

نقطه تحمل مانند فنری است در درون انسانها.حال هر چه قدر دانایی انسان بیشتر باشد این فنر قطورتر می شود و تحمل فشار بیشتری را دارد.مثلا نقطه تحمل شخصی مانند فنر خودکار می ماند که سریع با کوچکترین فشاری می پرد و در شخص دیگری مانند فنر ماشین می ماند که به این راحتی ها  از تعادل خارج نمی شود.

برای بالا بردن نقطه تحمل باید1.تکرار منظم موضوع 2.گذشت زمان را در نظر بگیریم در این مورد مثال بزنید.

همسفر مریم ز:به عنوان مثال در مسئله ی روزه گرفتن من تا دوسال پیش نمیتوانستم روزه بگیرم اما پارسال سعی کردم یکی در میان بگیرم وامسال خداراشکر هرروزحتی به خودم میگویم بگذار اذان تمام شود بعد روزه ام را باز میکنم.

خانم زهره:نکته مهم این است که هم تکرارمنظم موضوع وهم پارامتر زمان راباید در نظر بگیرم و اگر یکی را در نظر نگیرم در آن مسئله نقطه تحملم بالا نمی رود. .اگرما در ارزشها نقطه تحمل خود را بالا ببریم در ضدارزشها  نقطه ی تحملمان پایین می آید.مثلاوقتی من در  دروغ نگفتن تحملم را بالا میبرم در دروغ گفتن تحملم پایین میاید یعنی حالم بدمیشود.

آستانه ی آشوب

همسفر فهیمه د:ماباید آستانه آشوب افراد را بشناسیم وکاری نکنیم که آنها به این مرحله برسند.

خانم زهره:اگرمن ازسد ناراحتیها وزود رنجیها عبور کنم نقطه ی تحملم بالا میرود.گاهی اوقات مامی دانیم مسافرمان به چه کاری حساس است اما آن کار را انجام میدهیم واورا وارد آستانه آشوب میکنیم وبعد به محض اینکه حرفی زد آنرا دست میگیریم ومی گوییم چرا مسافرمن که به کنگره می آید این حرف را به من زد.ماییم که تعیین میکنیم طرف مقابل روی خوبش را به ما نشان بده یا بدش را.گاهی در این آستانه آشوب کشیدنها،به سیم آخر می زنیم و بدون تفکر هر چیزی را به زبان می آوریم حتی مسائلی که قبلا داشتیم را هم بیان میکنیم،پارسالم هم که این کارا کردی ،چند ماه پیشم که فلان چیزا گفتی والی آخر...

پس باید خیلی مراقب باشیم که به آستانه ی آشوب نرسیم ودیگران را هم نرسانیم.این وادی بسیار کاربردی است زیرا بسیاری از مشکلات ما به دلیل نداشتن نقطه ی تحمل است.رفتاری که دیگران با مادارندعلتش ازدرون خود ماست ،دنیای بیرون ما بازتاب دنیای درون ماست حال چه  آن را بپذیریم چه نپذیریم مثلا کسی بگوید نه من که هیچ کاری نکردم اما مسافرم فلانه.

مسافر من آینه ی من است تا صفات مرا نشان دهد که چقدر من نقطه ی تحملم پایین است وقتی این را بپذیرم میتوانم نقطه ی تحملم را بالا ببرم ولی اگر نپذیرم مدام غر میزنم وشکایت میکنم که چرا مسافر من این طوری است یا آن طوری.

سوال:انسان برای کسب نقطه ی تحمل،بایستی با ممزوج دونیرووبه کار گیری پتانسیل های مکمل به بالاترین نقطه ی تحمل خود برسد،یعنی چه؟

همسفر فهیمه د:ممزوج دونیرو یعنی مثبت ومنفی،تا تاریکی نباشد انسان معنای نور را نمیفهمد وتا نفرت نباشد معنای عشق را.پس نیروهای منفی برای ساخته شدن خود ما هستندتابه تکامل برسیم پس ماباید با تفکر ،صبر واستقامت نیروهای منفی را کناربزنیم تا نقطه ی تحملمان را به بالاترین حد برسانیم.

خانم زهره:وقتی میگوید ممزوج دونیرو،یعنی همان نیروهای الهی وشیطانی، این دو باید با هم ترکیب شوند برای رشد و تکامل ما.وپتانسیل های مکمل ،یعنی تمام نیروهای درون خودم(نیروهای خفته درون) وبیرون(نیروهایی که می بینیم و نیروهایی که نمیبینم) را باید به کار بگیرم تا بتوانم نقطه ی تحملم را بالا ببرم.

 مثلا کسی که کنگره می آید چگونه میتواند این دو نیرو را ممزوج کند؟ قبلا تاریکی را تجربه کرده حالا میخواهد نور را ببیند وچون قبلا تاریکی را تجربه کرده حالا نور را درک میکند.پس با تجربه تاریکی ها نور را درک میکند تا خود را بالا بکشد.یعنی آن سختی یا تاریکی باید باشد تا من به دنبال نوربگردم در غیر این صورت اگر تاریکی نباشد دنبال نور نمیگردیم.مثلا در روز روشن ما روشنایی این لامپ را درک نمی کنیم اما اگر الآن اینجا تاریک باشد هر طور شده کاری می کنیم تا نور ا پیدا کنیم.

پس باید شکر گذار تاریکیها باشیم زیرا به ما کمک میکند.ولی بعضی افراد  شکر گذار نیستندوازکنگره استفاده نمیکنند،پس لازم است بیشتر در تاریکی بروندتا مجبور شوند برگردندوقدر کنگره دستشان بیاید.

خانم زهره:همانطور که حیواناتی مثل آهو برای اینکه طعمه شیر وپلنگ نشود باید بدوند ما انسانهاهم باید از آمادگی لازم برخودار باشیم ما هم اگر غفلت کنیم طعمه میشویم اگر حرکت نکنیم طعمه ی نیروهای بازدارنده میشویم کسی که خدمت نمیکندطعمه شده زیرا به کنگره میآید اما حالش خوش نیست،وعین عدالت است که طعمه بشویم.

قوی شدن حس:اگر حس انسان قوی شود اماتحمل آنرا نداشته باشیم در ما انفجار رخ میدهد.خانم زهره:قوی شدن حس دو حالت دارد :1.گاهی اوقات دراثر مصر ف مواد مخدر و قرص ها صورت میگیرد در اینجا چون بدن ظرفیت این قوی شدن حس را ندارد باعث دیوانگی و توهم میشود. 2.گاهی اوقات حس در انسان در اثر تزکیه وپالایش  قوی میشودوبه مرورزمان وبا دانش وآگاهی اتفاق میافتدباعث انفجار وتخریب نمیشود و خوب است.

ما خودمان اجازه می دهیم نیروهای بازدارنده درون ما وارد شوند با مصرف قرص ،مواد مخدر و... دارم آن لایه ی اوزونی که مثل هاله ای دور انسان است واز اومحافظت میکند نابود میکنم واجازه میدهم نیروهای بازدارنده درون من شوند واختیار شخص را به دست بگیرندوهر کاری میخواهند بکنند.

همه چیز در هستی برپایه ی تعادل پایه ریزی شده است که هیچ چیز وکسی به نقطه ی آشوب نرسد.مثلا زمانی خداوند به من 100میلیون پول میدهد که من ظرفیت آن را داشته باشم ودر من تخریب ایجاد نکند.وزمانی هم که با زور از خدا میخواهم به من میدهد اما من دچار تخریب میشوم.اما زمانی که صبر کنم خداوند به من بدهدظرفیت در من بوجود آمده وایجاد تخریب نمیکند.پس ما باید ظرفیت ها را بالا ببریم تا مستحق چیزهای خوب شویم.

"تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف    مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی "  آقای مهندس میگویند یکی از اسباب بزرگی همین نقطه ی تحمل است که با رسیدن به آن به جای بزرگان هم میتوانی بشینی.

 سی دی زمان مناسب:

خانم الهه توضیح دادند:برای هر خواسته ای که داریم سه ویژگی وجود دارد:1.زمان مناسب 2.مکان مناسب  3.کلام مناسب واگریکی ازاین سه نباشد آن خواسته به نتیجه نمی رسد.

خانم مرضیه: آقای مهندس در این سی دی میگویند: با آرامش حرکت کنید،عجله نکنید،خود را ازموضوعاتی که خداوند حلال فرموده محروم نکنید. شما در هر جایگاهی  که باشید مشکلات همیشه هستند اما باید آنها را رد کنیم.یعنی اگر مشکلی سر راه من قرارمیگیردتا زمانی که آن را حل نکنم از آن خارج نمیشوم.

وقتی ما به زمین میخوریم اگرکسی مرا بلند کند دوباره به زمین میخورم تا زمانی که خودمان بلند شویم.اما این به این معنی نیست که اگر از مشکلی رد شدید مشکلات تمام میشوند خیر همیشه مشکلات هستند.

خانم زهره :فلسفه ی وجود مشکلات به این خاطر است که  من آنها را بپذیرم  تانقطه ی تحمل من بالا می رود. ودر اصل خداوند برای بالا رفتن نقطه ی تحمل ویا توان پذیرش، مشکلات را به من می دهد.اما پذیرش های ما ایراد دارد زیرامثلا به طور تمام وکمال  مسافرم را به عنوان بیمار نمی پذیرم.وقتی بپذیرم استحقاق این را دارم که از این مشکل بیرون بیایم.

 خانم الهه :احیا کردن یک انسان بسیارسخت است اما این رابدانیم که اگر یک نفس را احیا کردیم  گویی تمام نفوس احیا شده اند.اما احیا هم شرایطی دارد:1.متون آموزشی2.خواسته شخص و..

خانم زهره:هفته ی پیش در برنامه ی تلویزیونی شخص را آورده بودند که قبلا مصرف کننده بود والان درمان شده بود خانواده اش  از خوشحالی بسیار گریه میکردند اینجا بود که به خود گفتم زهره تودر کنگره هر روز شاهد رهایی  واحیا کرن انسانهاهستی.چرا بعضی ازما پنج شنبه ها نمی آییم واز این لذت ها استفاده کنیم.باور کنید احیا کردن یک انسان کار ساده ای نیست.

 ما مقدس ترین جای دنیا قدم گذاشتیم اما این را درک نمی کنیم.پس پنج شنبه هارا بیایید تا بفهمید کجا قدم گذاشته اید.

پس به طور کلی اگر ما به خواسته های خود نمی رسیم یازمان مناسب نیست یا مکان مناسب نیست ویا کلام مناسب نیست.گاهی اوقات مسافر خسته به خانه می آید وهمسفرشروع میکند چرا میوه نخریدی و...اگر صبر کنیم درزمان مناسب تری با کلام مناسب بگویم عزیزم فراموش کردی میوه بخری قطعا اوهم دفعه ی بعدی فراموش نمیکند.

قرار نیست ما خواسته هایمان را کنار بگذاریم زیرا بزرگترین معجزه ی حیات  خود حیات است.زمانی که سطح انرژی ما پایین است یا مثلا گرسنه هستیم یا سرمان درد می کند و.. نمیتوانیم خواسته های خود را باشرایط گفته شده بیان کنیم پس ابتدا بهتر است مشکلم را حل کنم تا بتوانم خواسته ام رابا زمان،مکان وکلام مناسب بیان کنم.

گاهی اوقات با اینکه ما حرف حق را میزنیم اماکسی متوجه نمیشودزیراآن سه شرط یا یکی از آنهارا ندارد. قبلا که مسافرمان مصرف کننده بود زیادمیگفتیم او نمیفهمد در صورتی که خوب هم میفهمید اما چون ما خواسته هایمان را در زمان نامناسب یعنی وقتی مصرف کننده بوده مطرح میکردیم عکس العمل درستی  نمی دیدیم.

حتی نوع ایستادن من و برخوردهای من در بیان خواسته بسیار مهم است.

تمام انسانها در کارهایشان فکر می کنند از برنامه عقب هستند چون خیلی خواسته دارند.وقتی سرعت زیاد باشد مشکلاتی بوجود می آیدمثل سرعت زیاد هنگام رانندگی.زیرا نمی توان شرایط را کنترل کرداز طرفی سرعت پایین هم ایجاد مشکل میکند مثلا در لاین سرعت اتوبان با سرعت60 کیلومتر بروی قطعا باعث ایجاد تصادف یا ترافیک میشوی.

سپس همسفر معصومه دعا کردند: خداوندا به تمام مسافران سفر اولی کمک کن وتمام آنهایی که آرزو دارند مسافرشان به کنگره بیاید.آمین

جلسه ی بعدی ابتدا از وادی اول سوال پرسیده میشود وسپس سی دی احیاء.

به امید درک فلسفه ی حیات.

نویسنده:همسفر مرضیه

 




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: کنگره 60، نقطه تحمل، وادی نهم، زمان مناسب،  

تاریخ : شنبه 5 تیر 1395 | 06:24 ب.ظ | نویسنده : مرضیه | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.