جایگاه کمک راهنمایی؛ رسیدن به تکامل و پیشرفت

گفت و گو با یکی از افراد قبول شده در آزمون کمک راهنمایی

همسفر زهره یکی از همسفران قبول شده در آزمون کمک راهنمایی می باشند. ایشان با توجه به سختی هایی که در سفر داشتند به گفته ی خودشان کنگره را در اولویت کار خود قرار دادند و توانستند با تلاش و پشتکار به جایگاه مقدس کمک راهنمایی دست پیدا کنند. ایشان هم اکنون در شعبه ی اردستان در حال خدمت هستند. در ادامه ی مطلب شما عزیزان را به خواندن این گزارش زیبا دعوت می نماییم....

لطفاً به‌رسم کنگره خودتان را معرفی کنید

سلام دوستان زهره هستم یک هم‌سفر، ما با هشت سال تخریب وارد کنگره شدیم. آنتی ایکس مصرفی مسافرم تریاک، شیره، متادون و قرص بود. به مدت یازده ماه باراهنمایی آقای حسین، راهنمای بزرگوار مسافرم و باراهنمایی‌های خانم فاطمه در ابتدا و خانم زهره عزیز سفر کردیم والان هم شکر خدا یک سال و سه ماه است که وارد سفر دوم شده‌ایم.  

به نظر شما چه ویژگی‌هایی در یک هم‌سفر می‌تواند او را تا مرز قبولی در آزمون سوق دهد؟

به نظر من وقتی هم‌سفر وارد کنگره  می‌شود باید با چشمان باز به کنگره و مراسم و افراد و قوانین و جایگاه‌ها نگاه کند. گرچه ممکن است خودش چشمانش بسته باشد، ولی باید واقعیت‌ها را ببیند، ورود افراد را ببیند و پس از چند سال تأثیر آموزش‌ها و خروجی افراد را هم ببیند و حسابش را با خودش روشن کند و هدفش را تعیین کند و برای رسیدن به یک سفر خوب و باکیفیت و تأثیر گزار باید فرمان‌بردار باشد. نه‌فقط فرمان‌هایی را اجرا کند که فکر می‌کند به نفع خودش است. چون من در سفر اول که چندان باکیفیت نبود و به قول راهنمای عزیزم اصلاً سفر نبود، اولویتم کارهای دیگر بود و فقط وقت لژیون‌ها شرکت می‌کردم و می‌گفتم جلسه عمومی فایده‌ای برای من ندارد. ولی در سفر بعدی که دوباره سفر کردم، قصد خوب سفر کردن را داشتم ولی نه برای کمک راهنمایی. ولی صحبت‌ها و تشویق‌های خانم زهره عزیزم باعث شد بااینکه چند ماه از سفر مسافرم گذشته بود وارد سفر شدم و در این سفر اولویت اولم کنگره بود و دیگر دستورها و فرمان‌ها راهنما را اجرا کردم و خدا را شکر خواسته کمک راهنمایی در من به وجود آمد و با درخواست از ایزد منان و تلاش خودم و آموزش‌های خانم زهره، لطف پروردگار شامل حالم شد. 

خانم زهره عزیز شما اکنون در شعبه اردستان خدمت می‌کنید و این صبر و تحمل می‌طلبد، لطفاً از انگیزه خودتان برای رفتن به شعبه اردستان و حس و حالتان برایمان بگویید.

ازآنجاکه ما همه هم نوع هستیم، خدمت در هرکجا باشد خدمت است. ولی خدمت هرچه سخت‌تر باشد با لذت بیشتری همراه است؛ و بل اخص که من خودم اردستانی هستم و شناخت بیشتری راجع به منطقه دارم و باوجودآنکه همه همدیگر را می‌شناسند و معذوریت‌هایی هم بوده ولی این را امتحانی برای خود دانستم و بادل و جان پذیرای این مسئولیت خطیر شدم. 

تأثیر حضور کمک راهنما در کنگره را چگونه می‌بینید؟

به نظر من اگر بتوان مدرسه‌ای را بدون معلم فرض کرد، کنگره را هم بدون راهنما می‌توان فرض کرد. واقعاً وجود هر جایگاهی در کنگره نشان از تدبیر و تفکر و بصیرت جناب آقای مهندس دارد؛ و انسان را به یاد این آیه از کلام‌الله می‌اندازد که می‌فرماید: والذین جاهدوا... کسانی که درراه ما تلاش کردند راهنمای خود را به آنان نشان خواهیم داد و همانا خداوند با نیکوکاران است. 

چگونه یک راهنما می‌تواند اعتقاد و باور را در ره‌جوی خود به وجود آورد؟

راهنما با عشق و محبتی که دارد که این عشق و محبت نشان از ایمان اوست و با کاربردی کردن آموزش‌ها و قدم در صراط مستقیم این اعتقاد را در ره‌جو به وجود می‌آورد. 

آقای مهندس دریکی از سی‌دی‌های خود می‌فرمایند شرایط، انسان را تغییر می‌دهد، برداشت شما با توجه به قبولی در آزمون کمک راهنمایی از این جمله چیست؟

من فکر می‌کنم گاهی خداوند برای تکامل انسان‌ها و رسیدن به مکانی که جایگاه اصلی ما انسان‌هاست این شرایط را مخصوص برای تغییر ما به وجود می‌آورد. او از نیاز ما انسان‌ها که مخلوق او هستیم آگاه است ولی ما به حکمت آن آگاه نیستیم و چه زیباست که این شرایط را بپذیریم. ما در کنگره یاد گرفتیم که هیچ‌چیز اتفاقی نیست و من این را به عینه در زندگی خود مشاهده کردم و اگر این شرایط سخت و داشتن مصرف‌کننده و سختی‌های آن در زندگی نبود، شاید اصلاً با کنگره و آموزش‌های آن آشنا نمی‌شدم و به جایگاه مقدس کمک راهنمایی که واقعاً برای تکامل و تغییر و پیشرفت خودم به آن محتاج بودم نمی‌رسیدم. پس انسان در هر مسئله‌ای باید شاکر خداوند باشد و بپذیریم که:

زندگی رسم پذیرایی از تقدیر است       وزن خوشبختی من وزن رضایتمندی است 

شما کنگره را چگونه جایی دیدید؟

من در ماه‌های سفر اول با تردید به کنگره نگاه می‌کردم و مشارکت‌ها را که گوش می‌کردم آن‌ها را اغراق‌آمیز می‌پنداشتم ولی هرچه بیشتر در کنگره ماندگار می‌شویم به عظمت آن بیشتر پی می‌بریم والان فکر می‌کنم کنگره یک دانشگاه انسان‌سازی است. کنگره واقعاً محل امنی است گوشه‌ای از بهشت خداوند است. کنگره نوری در تاریکی است که طریقه وسطی را برگزیده که همان صراط مستقیم است و حقیقتش همان توحید است که بعد از پیمودن وادی‌ها و عشق به آن مرحله می‌رسیم. اینجا همه‌چیز روی نظم و حساب‌وکتاب و اندازه است که اصل ماندگاری و پیشرفت کنگره هم در همین است و بنده افتخار می‌کنم که عضو کوچکی از کشتی نجات کنگره باشم. 

کلام آخر

می‌خواهم بگویم ما هم‌سفران در کنگره مانند ماهیان در دریا هستیم که معنی آب را در حیات وزندگی‌شان  تا زمانی که از دریا دور نشوند نمی‌فهمند. امیدوارم قدر نعمت کنگره و کنگره‌ای بودنمان را بدانیم و با عمل کردن آموخته‌هایمان شاکر خداوند باشیم؛ و در پایان از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان از صمیم قلب تشکر می‌کنم. از راهنمای خوب و بخشنده و صبور مسافرم آقای ایوبی و راهنماهای خودم خانم فاطمه قاسمی و خانم زهره عزیز که هر چه آموختم از آموزش‌های ایشان بود که من آمده بودم که زود بروم ولی محبت‌ها و تشویق‌های ایشان باعث شد که من پایبند کنگره شوم و به لطف خداوند در این جایگاه پرمسئولیت قرار بگیرم

امیدوارم بتوانم آموزش‌هایم را عملی کنم و عشق و اخلاص و صداقت را سرلوحه کارم قرار دهم.

از تمام مسئولین شعبه و خانم مهین  مهربان و دوست‌داشتنی اسیستنت دوره‌ی قبل شعبه شیخ بهایی و کمک راهنماهای عزیز این شعبه که همیشه از همگی آن‌ها هرکدام به‌نوعی آموزش و انرژی گرفتم تشکر و قدردانی می‌کنم. از خانم فاطمه عزیز مسئول سایت شعبه قدردانی می‌کنم و همچنین از دوستان خوب و مهربان هم لژیونی‌ام که همیشه مشوق من بودند؛ سپاسگزارم و از خانم زهرای عزیزم بابت تهیه این گفتگو تشکر می‌کنم.

خدانگه‌دار همگی‌تان باشد و از همگی عزیزان التماس دعا دارم. 

تهیه گزارش: هم‌سفر زهرا ق




طبقه بندی: گفت و گو، 
برچسب ها: گفت و گو، کنگره 60،  

تاریخ : سه شنبه 1 بهمن 1398 | 10:46 ق.ظ | نویسنده : زهره | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic