به نام قدرت مطلق الله

امروز 20 آبان ماه ۱۳۹۸لژیون هشتم به استادی خانم زهره و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه حرمت کنگره 60 + جشن گلریزان راس ساعت ۱۶:۳۰با جمعی از همسفران عزیز آغاز بکار نمود.


همسفر زهره م:من ازخودم می گویم که انتظار داشتم که اگر مسافرم خوب شد عضو لژیون سردار میشوم ولی بعدازمدتی با کمک آموزشها وصحبت های کمک راهنمایم که در لژیون میکرد به خود آمدم وگفتم زهره خودت را با قبل از کنگره مقایسه کن که تو با چه حال خرابی وارده کنگره شدی و آیا تو حال خوش الانت را نمی بینی؟ آیا شخصیت تو تغییر نکرده؟ و تو کاری به حال مسافرت نداشته باش و جبران خسارت حال خودت را بکن و دیدم به کنگره خیلی بدهکار هستم.از آن موقع  شروع کردم به پس انداز کردن تا بتوانم عضو لژیون سردار بشوم وقتی پولم تکمیل شد نیروهای باز دارنده شروع کردن به القاء منفی و اتفاقات ناگواردر زندگی ام  رخ می داد و من هر روز بیشتر به پس اندازم احتیاج پیدا میکردم ولی من در این موج عظیم طبق فرمایش آقای امین شروع کردم به پارو زدن تا غرق نشوم و خداوند هم به من کمک کرد ومن دراین آزمایش پیروزشدم و در اسرع وقت که به کنگره آمدم پس انداز خود را به کنگره تقدیم کردم تا نیروهای بازدارنده پیروز نشوند و من هم عضو لژیون سردار شدم و آرزو میکنم که بتوانم ادامه دار باشم.  


خانم زهره: امیدوارم قدر این باهم بودنها را بدانیم شاید زمانی قدر این درکنارهم بودنها را بفهمیم که درکنگره نباشیم.من فکر میکنم تازه آن زمان بفهمیم که چه نعمت و چه موهبتی را از دست داده ایم.

چند پیام از مرزبانی: 1-تازه واردین حتما فرم هایشان مهر نشریات داشته باشد و بعد کارت عضویت تقاضا کنند.2-به مرزبانان احترام بگذارید واگر چیزی ویاکاری دارید با احترام ازآنها خواهش کنید تا به شما پاسخ بدهند.اگر شما در کنگره ایرادی یا مشکلی مبینید باید سلسله مراتب را طی کنید اول به راهنمایتان بگویید بعد اگه راهنما نتوانست برای شما کاری انجام بدهد به مرزبان بگویید و بعد اگر نتوانست حلش کند به اسیستانت می گوییم و اگر او هم نتوانست رسیدگی کند آن موقع  به تهران میرویم و گزارش میدهیم.در کنگره کسی حق نداره برای کسی کار پیدا بکنه. و اگر کسی اتجام داد موظف هستید به راهنما گزارش بدهید و خلا ف کنگره است.قسمت بعدی اینکه گفتند مثلا یکی را انتخا ب می کنیم یا برای مرزبانی یا نگهبان یا دبیر یا هرچیز دیگری بعد خیلی بقیه می آیند معترض می شوند که چرا ما را انتخاب نکردید و این را بدانید که ما نیستیم که جایگاهها را انتخاب می کنیم در کنگره جایگاهها هستند که ما را انتخاب می کنند براساس آن عشقی و آن نظمی و آن تغییراتی که در ما مبینند ما را انتخاب می کنند..مادرکنگره هرچه گفتند میگوییم چشم. ماهمه سربازیم حتی من راهنما و حق انتقاد نداریم که چرا اینجوری؟ چرا من را انتخاب نکردند؟ باید صبر کنیم و علت آن را بعد متوجه می شویم که چرا من را انتخاب نکردند. نکته دیگر تا زنگ خورد سریع لژیون را ترک کنید. از کسانی که امروز در امتحان شرکت کردند تشکر میکنم.کسانی که برای رهایی یا نوشتن 40 تاسیدی به تهران میروند به رسم قدردانی حتما باید یک پاکت به آقای مهندس و راهنمایشان بدهند و حتی آنهایی هم که برای بار دوم می روند. کسانی هم که واقعا ندارند مهم نیست حتی یک نوشته در پاکت بگذارید.ماباید درکنگره قدردانی بکنیم که بتوانیم بیرون از کنگره در زندگی و جامعه چیزهایی که دریافت می کنیم حتی محبت هایی که از دیگران دریافت می کنیم حال خوش هایی که از دیگران دریافت میکنیم قدردانی بکنیم . اگر راهنمایتان ثروتمندترین فرد باشد و شما فقیرترین فرد  باشید باید روز رهایی یا روز راهنما قدر دانی بکنید. اگرشما هم نداشتید مهم نیست حتی اگر با یک دست خط هم شده این کار باید انجام بشه.بعد درباره حرمت کنگره از بچه ها خواستند که مشارکت کنند چرا میگوییم کنگره مکان مقدس و امنی میباشد که هر شخصی با ورود به آن باید حرمت آن را رعایت کند.

همسفرزهره م:یعنی امن از امنیت می آید و این جا برای همه امنیت وجود دارد که همه بتوانند احساس آرامش بکنند و چرا مقدسه زیرا کنگره،کلاس انسان سازی است.

همسفرفاطمه : چون کنگره از خانواده هایی تشکیل شده که همه آنها بهم ریخته بودند واینجا را مکان امنی می دانند که بتوانند حرفهایشان را بزنند و همه ما آمده ایم تا انسان کاملی بشویم و نباید به حریم کنگره تجاوز کنیم.

خانم زهره:اینکه می گوید کنگره مکان مقدس و امنی میباشد وقتی می گوییم مقدس منظور این نیست که مثل امامزاده یا این مکان قداست دارد .کاری که اینجا انجام میشه قداست دارد اینجا داریم انسانها را از تاریکی ها به روشنایی ها میرسانیم و این را کسانی که در کنگره هستند با تمام وجود حس کرده اند فرقی نمی کند مسافر باشی یا همسفر و ما زنده شدن را در مسافرانمان و خودمان دیدیم. به دلیل اینکه احیای انسانیت دراین مکان صورت میگیره و برای همین ما میگوییم مکان مقدسی است.وچرا امن است شما یک امامزاده را در نظر بگیرید مقدس است ولی آیا امن هست؟نه ببینید که چه قدر درحرمها  بمب می گذارند و انفجار صورت میگیره و آن جاهایی که شلوغ هست بیشتر مورد تهاجم قرار میگیره اما کنگره این طور نیست و علت دیگری که امن هست چون یکسری  حرمت ها و قوانین در کنگره هست که هرکسی با ورود به این مکان موظفه که رعایت بکنه و کسی در کنگره عضو کنگره حساب میشه که این حرمتها را رعایت بکنه .ما تا سه جلسه نمیگوییم یک تازه وارد عضو کنگره است چون قوانین را نمی داند و در سه جلسه 6 بار حرمت ها رامیشنود ومیفهمد که اگر بخواهد وارد کنگره بشود باید حرمت آن را رعایت بکنه و اگر رعایت نکنه به طور اتوماتیک وار پرت می شود بیرون .کسی، کسی را در کنگره  بیرون نمی کند خود به خود به بیرون پرتاب می شود و به دلیل این که به خاطر رعایت نکردن حرمتها حس بدی به راهنما یا هم لژیونی یا ... پیدا میکنی میری از کنگره. و آن موقع مبینی که چه نعمت بزرگی از دست میدهی. و حرمتها به دلیل این است که نه خودمان آسیب ببینیم نه آسیب به کسی بزنیم و هیچ وقت نمی دانیم که کارهای ما آسیب است این که شماره به همدیگر بدهیم یا برای همدیگر کار پیدا میکنیم و در هر جا بروید مثلا دانشگاه همینجوری است ولی تنها جایی که درآن حرمتها اجرا میشود کنگره است و در موقع خواندن آن هم باید سکوت کنید و راه نروید و این به مفهوم این نیست که کلام قرآن است این به مفهوم این است که خیلی مهم است .حضور ما در اینجا و ماندن ما در اینجا و حال خوش ما به رعایت این قوانین بستگی دارد.

یکی دیگر از حرمتها دروغ گفتن است که اگر رهجو به راهنمایش دروغ گفت چه همسفر و چه مسافر به هیچ عنوان  نمی تواند به درمان درستی برسد.مثل مسافری که آخر سفرش است و بعد ه تازمی گوید قرص هم دارم می خورم و برگشت می خوردیا همسفری که یک چور دیگه وانمود میکند و مثلا می گوید من دستگاه ندارم یا بهانه می آورد و سیدی هایش را نمی نویسد و این چون دروغ می گوید راهنما یک جور دیگه راهکار می دهد و این به ضرر خودش تمام میشه .  راهنما می داند که این با دنیایی از سختی و مشکلات مالی بسیار و ناامیدی و حقارت آمده و آنها را باتمام جان می پذیرد ولی وقتی خودش می آید و دروغ می گوید و راهنما هم مجبوره راهکار اشتباه بده و ضربه را خودش می خورد. یکی دیگر از حرمتها الفاظ ناشایست به کار بردن است.من دوتا رهجو در کنگره داشتم که همیشه به من می گفتند استاد وهرچه من از آنها می خواستم که  به من بگویند خانم زهره نمی گفتند و هر دوتای آنها حالا کمک راهنما شدند می خواهم بگویم به خاطر ادب و احترامی که بری جایگاه کمک راهنمایی قائل بودند در این جایگاه قرار گرفتند.

ما در کنگره خانم را اول هر اسم صدا میزنیم و حرمتها و فاصله ها باید در کنگره حفظ بشود.یکسری جوکها و حرفهایی که نباید به همدیگر بگوییم و همینهایی که فکر میکنیم چیزی نیست بزرگ ترین آسیب را به خودمان می زنیم .یکی از حرمتها بدون اجازه صحبت کردن و ما بعضی موقع ها نمی گذاریم حرف طرف تمام بشود و شروع می کنیم به صحبت کردن وما باید بگذاریم طرف صحبتش تمام شود وما بعد صحبت کنیم و این صبر را به ما یاد می دهد چون یکی از زخمهای ما که در اثر اعتیاد داشتیم بی صبری ما بود اگر این حرمتها را رعایت کنیم کلی آموزش برای ما دارد.

همسفر زهرا:سوال کردند که دروغ گفتن که در حرمتها آمده باید در کنگره یا در لژیون یا به کمک راهنما باشد یا به طور کلی دروغ نگوییم.

خانم زهره:ما می گوییم کنگره زمین تمرین است .ما می آییم اینجا که این کارها را انحام میدهیم که وقتی هم بیرون رفتیم این کارها را انجام بدهیم جهان بینی یاد گرفتن یعنی که ما یکسری کارها و چیزها را یاد بگیریم و برویم در ارتباطمون با دیگران انجام بدهیم. یک مصاحبه جدید از خانم شانی کرده بودند گفته بودند ما در کنگره این همه  به شما آموزش میدهیم که بروید در جامعه توی جایگاه و شغلی که دارید رفتارتان عوض بشود نحوه کلا متان عوض بشه و این مثال را زده بودند که مثلا اگر راننده نیسان هستی باید راننده نیسان بهتری بشوی یعنی در هر شغلی که هستی باید بهتر عمل بکنی و باید اعضای خوبی برای خانواده و جامعه و شهر و کشورمان باشیم.آقای خدامی زمانی که آمده بودند اصفهان گفتند اعضایی که در کنگره آموزش دیدند دیگه در ترافیک بی صبری و بی حوصلگی نمی کنند و بی جهت در رانندگی بوق نمی زنند دیگه هرجایی هر حرفی را نمی زنند و این در اعضای کنگره دیده شده و این به خاطر آموزشها و تمرینهایی است که اینجا می کنیم.

حالا بگویید اگربخواهیم از روی عمل سالم رای بدهیم چگونه رای بدهیم؟

همسفرنسرین:به نظر من به کسی باید رای بدهیم که خودش اصول و قوانین کنگره را خوب رعایت کرده باشه یک مقدار خدمت هایی در کنگره کرده باشه که ما دیده باشیم که این توانایی این کار را دارد و شناخت روی آن داشته باشیم.

همسفر مهری:مدیر ومدبر باشه وتلاش وپشت کار داشته باشه وزیادتنبلی نکنه و بتونه از عهده این کار بربیاید

همسفر زهرا پ:به کسی رای بدهیم که توانایی این کار را داردو مرزبان  باید با تازه واردین بتواند برخورد خوبی داشته باشد.

خانم زهره:اول از همه حضور من در روز رای گیری است و امسال خیلی حضور من مهمه به دلیل اینکه ما 19 تا کاندید داریم و یک رای ما بسیار بسیار با ارزش است .و اینکه به کی رای میدهیم بسیار مهم است و یک رای ما باعث میشود که آن شخصی که شایسته است در این جایگاه قرار بگیره پس نگویید رای من مهم نیست و به کنگره نیایید و با دانایی کامل و تفکر کامل به این قضیه نگاه کنید.و نکته دوم خیلی از کاندیدها اسمهایشان مشابه هم است خوب دقت کنید و از شماره هایی که دارند انتخاب کنید و این که کی را انتخاب بکنیم انتخاب ما باید برمبنای عمل سالم باشه ما می آییم کنگره که عمل سالم را یاد بگیریم و این بسیار بسیارسخت است.و عملی سالم است که نتیجه اش سالم باشه .مثلا من فلانی را حسم میگه رای میدم و بعد سه ماه میبنم همون داره به من ضربه میزنه مثلا در جشن گلریزان نمی تواند از پس کارها بربیاید درادامه میفهمم و شما وقتی می خواهید رای بدهید ادامه را هم در نظر داشته باشید و اون روز را فقط در نظر نداشته باشید و باید عشق به خدمت در او باشد و شما دیده باشید و خیلی ها می گویند فلانی رای که نمی آورد و چون گناه دارد من به او رای میدهم و این خیانت است در حق خودمان و خانواده مان و کسانی که قراره در آینده بیایند درشعبه  پس روی آن خوب فکرکنید و براساس اینکه هم لژیونی هستیم رای ما نباشه و این را بدانید کسی که تلاش میکنه اگر مرزبان نشود حتما راهنما می شود و این مهم است که بعد این که من رای دادم حال من خوب باشه و از این که از لژیون ما 5 نفر کاندید شدند  این نشانه رشد لژیون ما است ومن خیلی خوشحال شدم از این بابت.وبرای من مهم نیست که ما رای بیاوریم یانه مهم این است که شماخواسته داشتید و درانتخابات شرکت کردید.ومن این را به تجربه خودم می گویم که من  هم مانند شما روزی در انتخابات شرکت کردم ونفر آخر شدم و شما ناراحت نشوید اگر رای نیاوردید و خودمان را ازهمین حالا قوی کنیم. و این آخرنفر شدنه سکوی پرتاب من شد که من سعی کردم خدمتم و تلاشم رابیشتر کنم و همان سال در کمک راهنمایی قبول شوم.حالا برای  هر چه میدانید درباره سیدی ها جشن گلریزان بگویید.

همسفر زهره ش:حاتم طایی میره به شکار و راه را گم میکنه وبعد به یک چادری میرسه و بعد درآن چادر یک پیرزن بوده وهرچه که درتوانش بوده یک گوسفند بوده وآن را  سرمیبره و ازحاتم طایی پذیرایی میکنه .و حاتم طایی می گوید من را می شناسی می گوید نه می گویدمن در فلان شهر زندگی میکنم هر موقع آن جا آمدی بیا منزل به من سر بزن .وقتی پیرزن میرود خانه حاتم طایی با پسرش حاتم طایی خیلی از گوسفندانش وکیسه سکه به او می بخشد به او می گوید چرا این کار راانجام دادی می گوید من نسبت به بخشش این پیرزن کاری انجام ندادم  اون تمام دارای اش را برای من داد من یک هزارم دارایی ام را هم به او ندادم. مهم این است که ما ببینیم توانمان چه قدر است و به اندازه توانمان کمک کنیم طبق صحبت های آقای مهندس.هیچ باقیات  و صالحاتی بهتر از کنگره  60نمی تواند باشه چون وضع اعتیاد در جامعه زیاد است.و کمک ما با آگاهی باشه. و اگرمن کمک کردم انتظار نداشته باشم که آن سریع به من برگردد ممکنه بازتاب آن در صورپنهان من برگرده و رزق من خونه و ماشین نیست که من انتظار داشته باشم .

همسفرفاطمه ح:اگر بخواهم نیم نگاهی به گذشته خود کنم که در چه شرایطی بودم باید اینجا وظیفه ام را انجام بدهم

همسفر زهره م:آقای زرکش در روز پنج شنبه فرمودند ما در کنگره جشن های مختلفی داریم که وقتی پاکت می دهیم طرف مقابلمان را می بینیم و پاکت می دهیم .ولی در جشن گلریزان کسی را نمی بینیم واین یک معامله هست بین خودمان و خدای خودمان وچه کسی بهتراز خداوند است.ما وقتی کمک می کنیم  به کنگره باز هم این کمک به خودمان است  یعنی از حساب مالی مان برمی داریم و دوباره به حساب معنوی مان میریزیم و دوباره به حساب خودمان ریخته میشود.بعضی موقع ها ما انتظار داریم که اگر به کسی کمک می کنیم سریع به ما برگردد و این فکر اشتباه است .یا ما می خواهیم که اول خداوند یا انسانها یک چیزی به ما بدهند تاماهم جبران کنیم و من ازخودم می گویم که انتظار داشتم که اگر مسافرم خوب شد عضو لژیون سردار میشوم ولی بعدازمدتی با کمک آموزشها وصحبت های کمک راهنمایم که در لژیون میکرد به خود آمدم وگفتم زهره خودت را با قبل از کنگره مقایسه کن که تو با چه حال خرابی وارده کنگره شدی و آیا تو حال خوش الانت را نمی بینی؟ آیا شخصیت تو تغییر نکرده؟ و تو کاری به حال مسافرت نداشته باش و جبران خسارت حال خودت را بکن و دیدم به کنگره خیلی بدهکار هستم.از آن موقع  شروع کردم به پس انداز کردن تا بتوانم عضو لژیون سردار بشوم وقتی پولم تکمیل شد نیروهای باز دارنده شروع کردن به القاء منفی و اتفاقات ناگواردر زندگی ام  رخ می داد و من هر روز بیشتر به پس اندازم احتیاج پیدا میکردم ولی من در این موج عظیم طبق فرمایش آقای امین شروع کردم به پارو زدن تا غرق نشوم و خداوند هم به من کمک کرد ومن دراین آزمایش پیروزشدم و در اسرع وقت که به کنگره آمدم پس انداز خود را به کنگره تقدیم کردم تا نیروهای بازدارنده پیروز نشوند و من هم عضو لژیون سردار شدم و آرزو میکنم که بتوانم ادامه دار باشم.  

خانم زهره:بچه ها اگر همه ما در کنگره راجع جشن گلریزان صحبت میکنیم اگرمن یا اسیستانت به شما میگوییم سیدی مربوط به جشن گلریزان را گوش کنید یا آقای زرکش از تهران تشریف می آورند و برای شما صحبت میکنند شاید برداشت بعضی از شماها این باشد که بله اینجا هم مثل خیلی از جاها میخواهند جیب ما را خالی کنند و در واقع این مهم نیست که شما چه فکری میکنید. مهم این است که آقای مهندس دارند چه فکری میکنند و مهم این است که میخواهند به واسطه ی این کاری که در کنگره صورت میگیرد ما یکسری صفات با ارزش مثل بخشیدن و گذشتن از خواسته ها را یاد بگیریم. دستور جلسه ی این ماهه لژیون سردار این بود که محبت را منتقل کن، چگونه منتقل کنیم؟ من راهنما وقتی از رهجویم میخواهم که در گلریزان شرکت کند، توان و پتانسیل مالی را در او میبینم در واقع دعوتش میکنم که در این حسی که من شرکت کرده ام تو هم شرکت کنی و این یک بحثی است که ما در طول سال باید انجام بدهیم نه در یک هفته. اما چیزی که خیلی مهم است این است که من چه فکری میکنم در مورد جشن گلریزان و من این را چه فرصتی برای خودم میدانم. ما سه الی چهار سال است که جشن گلریزان داریم و با اینکه کنگره 21 سال است دارد کار میکند و این هم آقای مهندس با تدابیری که اندیشیدند فهمیدند بعضی ها که حالشان خوب نمیشود با اینکه سفرشان خوب است و خدمت هم میکنند و متوجه شدند چون قدرشناس نیستند و انچه دریافت کرده اند پرداخت نکرده اند و گفتند ما جشن گلریزان را بستری فراهم میکنیم که در این جشن اعضا بتوانند به ارامشی که مدنظر است برسند.اگر آقای مهندس هدفشان پول جمع کردن بود تمام ما حاضر  بودیم که همه ی زندگی و دار و ندارمان را بدهیم که راه درمان را پیدا کنیم اما اقای مهندس از سفر اولی ها انتظاری ندارند و شما ببینید وقتی وارد کنگره شدید چه تغییری در افکار و رفتار خودتان دیدید. همه ی ما اعتقاد داریم که همچین راه و علمی را هیچ جای دیگر پیدا نمیکنیم و دریافت هایمان خیلی بیشتر از پرداخت هایمان است. در کنگره این پیام را خیلی شنیده ایم که سرنوشت هیچ قومی را عوض نمیکند مگر آن قوم خواسته های خودشان را تغییر دهند این را خیلی شنیده ایم ولی به ان عمل نمیکنیم. قران میگوید تو از اضافه های زندگی ات ببخش کمی دقت کنید ببینید آیا ما در زندگی هایمان اضافات نداریم؟!. کسی در این دنیا برنده است که در میان این همه خواسته هایی که دارد از چند تای ان ها بگذرد. آقای سلامی به مسافر من گفتند تو باید که دنور شوی و ما تا اخر عمر مدیون او هستیم زیرا زندگی ما خیلی بعد از ان رونق پیدا کرد و امسال هم خود من دنور شدم.وظیفه ی من به عنوان یک راهنما این است که ان چیزی که خودم با تمام وجودم حس کردم را به شما انتقال بدهم.

نویسنده: همسفر زهره م 




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: کنگره60، درمان اعتیاد،  

تاریخ : دوشنبه 18 آذر 1398 | 10:01 ق.ظ | نویسنده : همسفر زهره م | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic