به نام قدرت مطلق الله

امروز دوشنبه ۲۲مهرماه ۱۳۹۸لژیون هشتم با استادی خانم زهره و دبیری خانم فاطمه با دستور جلسه: وادی سوم با حضور همسفران درساعت ۱۷:30 آغاز به کار نمود.


نشانه ی اینکه انسانی وادی سوم را خوب یاد گرفته و عملی کرده است چیست؟

مهمترین این است که از دیگران توقعی نداشته باشیم و اینکه کینه ای از کسی در درون ما نباشد انسانی که در درونش کینه باشد به هیچ عنوان نمی تواند بگوید من وادی سوم را یاد گرفتم اگر از دیگران توقع نداشتیم و کینه ای از دیگران در دل ما نبود بدانید که آرام آرام وادی سوم را داریم یاد میگیریم و اجرایی می کنیم چون کینه داشتن از انتظار داشتن به وجود می آید.

خانم زهره در ابتدا در مورد به موقع آمدن صحبت کردند و گفتند که اگراز ما می خواهند سرموقع در کنگره حضورداشته باشیم و این قدر به این موضوع اهمیت می دهند به خاطرخودمان است چون اگر در زندگی نظم را یاد نگرفته باشیم هیچ گاه نمی توانیم قدمی برای حال خوش خودمان برداریم. اگردو نفر در لژیون مرتب با هم صحبت کننداین یعنی بی ادبی و زیر پاگذاشتن حرمت لژیون اگرکسی تشنه آموزش باشد چنین کاری انجام نمیدهد..و این را دقیقا در همسفرانی که هفته قبل از کرمان مهمان لژیون ما بودند دیدم.و از درون  به انها افرین گفتم که چه قدرتشنه آموزش بودند...و نکته دیگر درمورد خدمت در کنگره بود، وقتی آقای خدامی می گویند:کسی که سرویس بهداشتی را تمیزمیکند با منی که در جایگاه دیده بانی هستم هردو خدمت ازیک جنس هستند و هر دو از جنس عشق هستند پس هر کسی در هر جایی خدت می کند باید با تمام وجود وبا عشق باشد تا انرژی بگیرید پس مشتاق خدمت باشید.

وادی سوم

همسفرالهام:هیچ کس به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند..وقتی مشکلی پیش می آید نشینیم و بسوزیم و بسازیم.. یا اینکه به خدا غر بزنیم یا اینکه ناسزا بگوییم اگر این کارها را بکنیم به جایی نمی رسیم.اول باید مشکل رابشناسیم و بعد حرکت کنیم ودر این حرکت نیروهای الهام والقا خیلی تاثیرگذار هستند.همیشه مثبت گرا باشیم و منفی گرا نباشیم. نیروهای اهریمنی به چشم نمی آیند و با ظاهر زیبا ظاهرمیشوند. واینکه باید پایه های مالی خود را مستحکم کنیم ولی اسیرمادیات نشویم و در زندگی از کسی انتظار نداشته باشیم واگرآرامش و آسایش لازم را نداریم و مشکل مالی و یا بیماری داریم را تقصیروگردن دیگران نیندازیم..مثلا من آدم پرخاشگری هستم..میخواهم پرخاشگری نکنم ولی نمی توانم و این دلیل محکمی نیست یک توجیه است.‌ویک فکربیهوده است.اعتمادبه نفس داشته باشیم و بدانیم که درختان ایستاده میمیرند.

 همسفرزهرا پن: من قبل ازورد  به کنگره مشکلات زیادی در زندگی داشتم و مرتب دیگران را مقصرمی دانستم وبه خداوند شکایت میکردم که چراهمسراین آقاهستم یا چرا دراین خانواده به دنیا آمدم.. با ورود به کنگره یاد گرفتم مشکلات را اولویت بندی کنم ویکی یکی آنها را حل کنم..و سعی میکنم کلیه مسئولیت کار و مشکلات زندگی خود را بپذیرم .و کلیه سختی ها را با دل و جون بپذیرم؛ وبا تمام توان مسائل را با تفکروتدبیرحل نمایم ؛ و سعی کنیم از نظرمشورتی با دیگران مشورت کنیم ولی تصمیم اصلی را خودمان بگیریم.

همسفرفاطمه ح:من هم ازاین وادی یاد گرفتم که مشکلات را درزندگی بپذیرم و اولویت بندی کنم و با تفکر و در طول زمان آنها را حل کنم مشکلاتم را گردن دیگران نیندازیم..                  

همسفر فاطمه ن:ما باید چهارده وادی را طی کنیم تا به آن چیزهای اصلی برسیم مثلا اگر کسی بگوید ما مشکلی نداریم این کاملا اشتباه است ما خیلی مشکل داریم حال درباره مشکلات چه باید بکنیم یا باید بگوییم خود کرده را تدبیر نیست همه چیز را رها کنیم یا اینکه بگوییم خود کرده را تدبیر هست و دنبال مشکلاتمان را نگیریم و رها کنیم یا بگوییم مشکلاتی که داریم هیچ نقشی در به وجود آمدن آنها نداشته ایم مثل بیماری های ژنتیکی ،یا بگوییم این سرنوشت من است یا بیندازیم گردن زمین و آسمان. خب برای حل این مشکلات دو راه داریم یا اینکه بسوزیم و بسازیم یا اینکه راه دوم را انتخاب کنیم که هیچ انسانی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند با تفکر،صبر و استقامت پله به پله مشکلات را حل کنیم. پایان شب سیه سپید است حرکت کنیم و مواظب نیروهای تخریبی و بازدارنده باشیم و از هیچ کس انتظار نداشته باشیم بایستیم در مقابل مشکلات و بگوییم درختان ایستاده میمیرند تا لحظه ی مرگ از تلاش و کوشش خود دست برنداریم و با امیدواری تمام به زندگی نگاه کنیم از وادی سوم چه نتیجه ای میگیریم 1- کلیه ی مسئولیت های زندگی خودمان را خودمان بپذیریم 2- سختی ها را با دل و جان بپذیریم 3- سعی کنیم با تمام توان مسائل را با تفکر و تدبیر حل کنیم 4- سعی کنیم از نظر و مشورت سایر انسان ها استفاده کنیم و تصمیم نهایی را خودمان بگیریم.

 همسفر الهام: این که خودکرده را تدبیر نیست و همیشه ما این را اینگونه پذیرفته بودیم آقای مهندس می گویند خودکرده را تدبیر هست خب خودکرده چیزی که من خودم انجام دادم و آخر این اگر من هر مشکلی برایم پیش می آید فقط یک تفکر غلط بوده است که مشکلی برای من پیش آمده است وقتی که یک مشکل آرام آرام ایجاد شده همانطور هم آرام آرام باید آن مسئله را حل کنم با تفکر و سعی و تلاش تا دوباره به آرامش برسم و اینکه همه ی مشکل ما این بود که می گفتیم چطور یک دفعه این مشکل ایجاد شد در صورتی که این مشکل به مرور ایجاد شده است.

 همسفر نسرین:من هرچه پیش میروم بیشتر به نواقص شخصیتی خودم پی میبرم این چیزهایی که میخوانم این آموزش هایی که میگیرم عیب هایم را میبینم.و احساس می کنم هیچی نمی دانم.

 خانم زهره:من هم کوتاه راجع به وادی سوم می گویم ما اگر در زندگی به هر دلیلی حالمان بد است این زندانی است که خودمان برای خودمان درست کرده ایم، این زندانی است که زندانش خودمان هستیم، زندابانش هم خودمان هستیم، میله های زندانش هم خودمان هستیم ومهمتر از همه آزادکننده اش هم خودمان می توانیم باشیم یعنی غیراز خودمان هیچ کس نمی تواند حال ما را خوب کند. دقیقا مثل این است که من دندانم درد می کند آیا اگر مادرم برای من دلسوزی کند از درد دندان من کم میشود؟! آیا اگر من خودم نروم دکتر و درد دندانپزشکی را تحمل نکنم ایا دندان من خوب میشود نه. نمیگوییم دیگران اهمیت ندارند ولی این وادی می گوید نقش اول بر عهده ی خودمان است اگر اطرافیان دلسوزی کنند یک مقداری مرا آرام می کنند ولی کار اصلی بر عهده ی خودمان است و اگر حالم بد است به هر دلیلی باید بدانم که آزاد کننده از این شرایط خودم هستم و در ادامه خیلی این وادی قشنگ می گوید که ما نباید اگر مشکلی داریم در آن بمانیم باید بلند شوی حرکت کنی و خودت را از آن زندانی که برای خودت درست کردی نجات دهی و اینجا راهکار هم داده که باید چیکار کنیم وقتی به مشکلی گیر می کنیم اگر به جای اینکه دیگران را مقصر بدانی نوک پیکان را آوردی به سمت خودت اون وقت مطمئن باشید به راحتی مشکل شما حل خواهد شد وقتی تفکرات ما خوب شود القائات مثبت به سمت ما می آیند.

 آقای امین یک برداشت خیلی قشنگی از وادی سوم داشتند گفته بودند که انسان استخوان ها و مفصل های بدنش هر چقدر که قدرت داشته باشد مهم نیست این که اگر استخوان ها در جای خودشان نباشند هرچقدر هم قدرت داشته باشند هیچ به درد ما نمیخورند. انسانی که وادی سوم را نخواهد اجرا کند دقیقا مثل انسانی است که استخوان ها و مفصل های آن از جای خودش درآمده است هر چقدر هم که توانایی داشته باشد عملکرد خوبی ندارد چون اینها در جای خود نیستند حالا وادی سوم می گوید بیا تو اینها را بینداز در جای خودش، جا انداختن یعنی از خودت انتظار داشته باش انسانی که از خودش انتظار دارد انسانی است که خودش را دوست دارد توانایی های خودش را میبیند جایگاه خودش را در هستی پیدا کرده است می داند که انسان ارزشمندی است چون رفته در جای خودش قرار گرفته است و می گوید من می توانم مشکلم را حل کنم و قطعا وقتی جای خودش باشه اون وقت آروم آروم توانایی های خودش را پیدا می کند و می تواند خودش را از مشکل خارج کند.مثلا انسانی که خیلی داره میخونه مینویسه تلاش می کنه اما همیشه حالش بده چون از دیگران انتظار داره انگار استخوان ها و مفصل هایش از جایشان در آمده است.

 انسانی که از دیگران انتظار دارد مرتب در چرخه ی رنج است کسی که استخوانش در برود خیلی درد دارد انسانی هم که از دیگران انتظار دارد همیشه حالش خراب است چون همیشه می خواهد که دیگران کمکش کنند تو خودت حال خودت را باید خوب کنی وقتی که انسان از دیگران توقع داره مثل این است که پایش را انداخته در زندگی دیگران،

یکی از علتهای توقع داشتن منیت است من اینقدر خودم را بالا گرفتم که انتظار دارم دیگران به من کمک کنند تا مشکل من حل شود یکی هم می تواند این باشد که انسان توانایی های خودش را نادیده گرفته است همین که فقط تفکر خودتان را عوض کنید ببینید که چقدر حال شما عوض میشود وادی های یک تا چهار دارند تفکر ما را اصلاح میکنند که بتوانیم با یک تفکر درست کارها را درست انجام دهیم. با این تفکر که از دیگران انتظار داشتیم حرکت کردیم ولی حال ما خوب نشد حالا میاییم توی کنگره باید روی شخص شخیص خودمان حساب باز کنیم حالا ببینیم وضعمان چطور میشود. یک نکته ی دیگر اینکه اگر وادی سوم را یاد نگیریم به هیچ عنوان وادی های دیگر برایمان قابل اجرا نیست چون ما توی تمام وادی ها نوک پیکان به سمت خودمان است وقتی من نمی خواهم بپذیرم که هیچ کس به اندازه ی خودم به فکر من نیست قطعا به هیچ عنوان نمی توانم وادی های دیگر را عملی کنم و اگر وادی ها را عملی نکنم هیچ وقت به آنجا که باید نمیرسم که آن وادی عشق است پس سعی کنید تمام وادی هارا روی خودتان کار کنید.

 سؤال:نشانه ی اینکه انسانی وادی سوم را خوب یاد گرفته و عملی کرده است چیست؟

ایمان قوی داشتن، از دیگران انتظار نداشتن، پذیرش مشکلات برای رسیدن به صلح و آرامش،فهمیدن اینکه خودم کلید اصلی همه ی مشکلات هستم.

خانم زهره: بله همه درست است مهمترین این است که از دیگران توقعی نداشته باشیم و اینکه کینه ای از کسی در درون ما نباشد انسانی که در درونش کینه باشد به هیچ عنوان نمی تواند بگوید من وادی سوم را یاد گرفتم اگر از دیگران توقع نداشتیم و کینه ای از دیگران در دل ما نبود بدانید که آرام آرام وادی سوم را داریم یاد میگیریم و اجرایی می کنیم چون کینه داشتن از انتظار داشتن به وجود می آید.به عنوان مثال از او انتظار داشتی که با تو اینگونه حرف نزده باشد، یا اینطور رفتار نکرده باشد، یا کاری که از دستش برمی آید برای تو انجام داده باشد و...

 سوال:خیلی وقت ها از کسی کینه به دل نداریم اما هنوز در موردش صحبت می کنیم این چیست؟

همسفر الهام :زمانی که ما فکر می کنیم کینه به دل نداریم و بی تفاوت شده ایم اصلا راجب آن حرف نمیزنیم اما زمانی که راجب آن حرف میزنیم یعنی اینکه بی تفاوت نشده ایم و آن کینه دارد ما را اذیت می کند.

 همسفر زهره ش:من فکر می کنم زمانی که راجبش صحبت می کنیم هنوز این مساله را در وجودمان داریم میگویند که یک نفر در بازار به مالک اشتر توهین کرد و مالک چیزی نگفت و رفت یکی به او گفت می دانی او که بود مرد می گوید نه چه کسی بود گفت :آن فرمانده ی مولا علی است مرد بسیار ناراحت شد از کرده ی خودش و از قدرت مالک ترسید به دنبال مالک رفت و آن را در مسجد یافت شروع کرد به التماس کردن از مالک که او را ببخشد مالک به او می گوید من آمدم برای تو دو رکعت نماز بخوانم که خداوند تورا ببخشد. موقعی می توانیم بگوییم از کسی کینه به دل نداریم که بتوانیم برای آن دعا کنیم و بهترین ها را بخواهیم.

 خانم زهره:آقای امین در مورد اینکه چیکار کنیم که دیگران را ببخشیم میگوید انسانی می تواند ببخشد که ثروتمند باشد، یک چیزی داشته باشد، اگر نداشته باشد که نمی تواند ببخشد. قطعا از لحاظ صور پنهان هم همین طور است. اگر در درون خودتان ثروتمند شدید آن هم نه از جنس ماده بلکه چیزی از جنس محبت، اینکه دیدید که امروز واقعا کاری که از دست شما بر می آمد برای دیگران انجام دادید بدانید که انسان ثروتمندی هستید یعنی آروم آروم دارید ثروتمند میشوید وقتی که من گذشت می کنم، انفاق می کنم، خدمت مالی می کنم، خدمت بدنی کنم، وقت میگذارم برای دیگران، دارم کم کم ثروتمند میشوم ثروتی از جنس عشق ،محبت حالا اگر اینها را دارم و باز راجب طرف حرف میزنم اونو بخشیدم هر کسی خودش می تواند بفهمد که چقدر ثروت درونی دارد یکی هست که صبح تا شب از خواب و خوراک خودش میزند که کمک راهنما شود بتواند به انسان های دیگر خدمت کند این انسان ثروتمندی است اما کسی که این خصوصیات را ندارد و دارد خودش را گول میزند از لحاظ درونی فقیر است و هیچ وقت نمی تواند دیگران را ببخشد و اگر حس کند که بخشیده هیچ وقت حالش خوب نمی شود ما برای اینکه حالمان خوب شود باید از نظر درونی ثروتمند شویم ثروت درونی من صبر من،من میبینم که طرف حرف بدی به من زده اما صبر می کنم یعنی دارم ثروت درونی خودم را بیشتر می کنم، انفاق می کنم می دانم که یک ماه دیگر گلریزان است به فکر هستید بدانید که اگر اینطوری هستید ثروتمند هستید این یعنی محبت درون خودتان را حس می کنید بارها گفتم که هیچ چیزی در دنیا قشنگ تراز این نیست که انسان محبت درونی خودش را حس کند و خودش خودش را دوست داشته باشد اگر اینجورهستیم می توانیم دیگران را ببخشیم اما اگر اینجوری نیستیم شاید بخشیدن من فقط در حد حرف و کلام است.

 سوال :وقتی که خوش خدمتی می کنی و میشود وظیفه اینجا تکلیف چیست؟

همسفر فاطمه ن:وقتی می گویی که کم کم فکر می کنی وظیفه شده یعنی از این مسئولیتی که به عهده گرفته ای خسته می شوی این عشق و محبت نیست یعنی به زورداری انجام می دهی ولی وقتی که کاری را با عشق انجام دهی تا آخرش برایت لذت بخش است.

 همسفر الهام :وقتی که میترسی که وظیفه شود یعنی آن بخشندگی و ثروت درون را ندارم و خساست دارم.

 همسفر زهراپن:فکر می کنم خدمت باید به جا به موقع و به اندازه باشد نخواهیم فکر این باشیم که اگر کاری انجام دادیم به فکر دستمزد و تشکر باشیم و اینکه نمادین و سوری نباشد.

 همسفر زهره ش : من فکر می کنم اگر بخواهیم همیشه بخشنده باشیم مشکلاتی برای ما ایجاد میشود هر چیزی اندازه دارد. باید اندازه ها را پیدا کرد گاهی باید بچه را هم تربیت کرد گاهی مسافر تو حرفی به تو میزند که حق تو از بین می رود و بعد در ادامه ممکن است رفتارهای آن مناسب شخصیت من نباشد ولی من فکر می کنم اینجا باید طوری رفتار کنیم که در درون ما آن حس کینه نباشد و با حس خوب باشد، اگر بنا باشد همه ی کارها روی دوش من باشد این که نمیشود من هم تا یک حدی توان دارم ولی حسم خوب باشد.

 خانم زهره از خانم زهره ش خواستند که حس خودشان را از رفتن و افتتاح شعبه اردستان و کار آموزی های ایشان برای کمک راهنمایی برای دوستان در لژیون مطرح کنند.

 همسفر زهره ش: من آنجا خیلی به فکر خانم زهره بودم زمانی که شروع به کار کردم نیروهای بازدارنده به سمتم بیشتر آمدند اما زمانی که وارد شعبه شدم اینقدر انرژی گرفتم و آنجا پر انرژی بود که باورتان نمیشود من همه ی اینها را مدیون خانم زهره هستم من خودم کاری نکردم زحمت ها همه با ایشان بود من اصلا حسش را نداشتم و از اول می گفتم من نمی توانم کمک راهنما شوم. خدارا شکر می کنم که به این لژیون آمدم واقعا آموزش گرفتم و برای خانم زهره ی عزیز توفیق خدمت های بیشتر را از خدا می خواهم چون ایشان واقعا درون ثروتمندی دارند.

 خانم زهره : همانطور که می دانید خانم زهره خیلی بعدتر از خیلی از شماها آمد ولی اینکه وادی سوم را پذیرفت و از هیچ کس هیچ انتظاری نداشت و تلاشش را کرد و به آنچه که خواست رسید خیلی برایشان خوشحالم چون همیشه می گفت اردستان خیلی جوانهای باهوش دارد اما متاسفانه مصرف کننده هم بین آنها زیاد است و آنجا خیلی نیاز به کنگره دارد و بهشون می گفتم خودت تلاش کن و کمک راهنمای آنجا شو و شنبه وقتی متوجه شدم که دارد به شعبه اردستان میرود فقط به فکر این بودم که واقعا تلاش کرد که به مردمان شهرش کمک کند خیلی برای ایشان خوشحالم که همچین خدمتی نصیب ایشان شد که بخواهد جز اولین ها و پیش قراولان این سپاه در شعبه ی اردستان باشند از صمیم قلبم به ایشان تبریک می گویم چون واقعا تلاش کرد با وجود مشکلات جدی که داشت. امیدوارم که همتون به این جایگاه ها برسید و لذت آن را بچشید. و جلسه با دعای کنگره به پایان رسید.

 دوشنبه هفته ی آینده : سی دی مجاز

نویسنده: همسفر زهرا پن و همسفر مینا




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: کنگره 60، درمان اعتیاد، وادی سوم، همسفران وادی عشق،  

تاریخ : یکشنبه 28 مهر 1398 | 11:41 ق.ظ | نویسنده : همسفر مینا | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic