به نام نامی قدرت مطلق الله     

در روز دوشنبه درتاریخ پانزدهم مهرماه 1398 لژیون هشتم با استادی خانم زهره با دستورجلسه: جشن اسیستانت و مرزبان +   وادی دوم  با حضور همسفران و کارآموزان عزیز از شعبه کرمان در ساعت ۱۷:۳۰ آغاز به کار نمود.

همسفر زینب:انسانی احساس بیهوده بودن نمی کند که لذت خدمت به دیگران را چشیده باشد.

به قول خانم رویا مرزبان شعبه؛ گاهی انسان نیاز است برای آموزش گرفتن و رشد کردن سختی هایی را متحمل شود.برای رشد و تکامل خودمان نیاز است گاهی سختی هایی را متحمل شویم و مسئولیتهایی را قبول کنیم تا رشد کنیم

خانم زهره:در ابتدا خوش آمد میگویم به مهمانان عزیزمان که از کرمان به شعبه ی ما آمدند وصف شماها را از خانم الهه شنیده بودم چون وبلاگ ایشان را دنبال میکردم تا وقتی که خانم سحر آمدند کرمان و در عرض چندماه هفت نفر از شما در آزمون کمک راهنمایی قبول شدید متوجه شدم که چقدر شما تشنه ی آموزش و خدمت بودید و منتظر کمک راهنما بودید از همین جا دست خانم سحر را میبوسم به خاطر کار بزرگی که انجام دادند و بسیار تا بسیارخوشحالم مخصوصا روز پنجشنبه که متوجه شدم شما از کرمان تشریف آوردین خیلی اشک شوق ریختم وقتی که یکی از شما عزیزان مشارکت کرد. خیلی عمل شما قشنگ که شهر شما با آنکه لژیون نیست برای کارآموزی دارید شهرهای مختلف را میروید فکر می کنم این بزرگترین کاری است که یک انسان می تواند بکند که از خودش بگذرد برای کمک به دیگران.

بسیار خوشحال هستم که خداوند من را در مسیری قرار داد همچین انسان های تشنه ی آموزش و خدمت در مسیر راهم قرارگرفتند تا از آنها بیاموزم. روز خیلی قشنگی آمدید اینجا و برایتان آرزو میکنم به زودی شما هم بتوانید شعبه ی پرباری داشته باشید.خداوند لیاقت خدمت را به شما داده است همچنان که قوی عمل کردید باز هم قوی ادامه دهید و نگذارید نیروهای بازدارنده جلوی راه شما را بگیرند.

خدمت اسیستانت،ایجنت و مزبانان شعبه تبریک عرض می کنم و زحمات این عزیزان را قدردانی میکنم.پیامی که اقای مهندس برایشان داده بود پیام بسیار قشنگی است به راحتی از این چیزها نگذرید نگاه کنید پیام سال گذشته چه بوده و پیام امسال چیست اینها چه چیزهایی به ما می گویند تمام تلاش خودتان را بکنید که شما هم به این جایگاه ها برسید.

پیام آقای مهندس:فرامین الهی به دست کسانی میرسد که تاب اجرای شایسته ی آن را داشته باشند انسان هایی که همواره خواسته های دیگران را بر خود مقدم داشتند پیام آور آرامش در مکان هایی هستند که به جهت انجام وظیفه حاضر می شوند خداوندحافظ و دوستدارتان باشد.

این پیام همان صحبت آقای مهندس است که یک روز در صحبتهایشان روز چهارشنبه گفتند سیستم کائنات و هستی میگردد و می چرخد تا ببیند کدام یک از انسانها ظرفیت دارند تا به آنها مسئولیت بدهد.

پس اگر کسی در جایگاه راهنمایی قرار میگیرد در جایگاه مرزبانی،ایجنت هر جایگاهی قرار میگیرد حتی یک عزیزی که چایی می آورد و پذیرایی میکند قطعا این ظرفیت را داشته است که این مسئولیت به او داده شده است. وقتی آقا ی مهندس این پیام را دادند برای این است که ما بدانیم مرزبانان و بقیه خدمتگزاران بنده های خاص خداوند هستند که خداوند این اجازه خدمت کردن را به آنها داده است.ایجنت و اسیستانت و مرزبان بر حسب تصادف نبوده که این شال بر گردنشان افتاده است قطعا این مفهوم همان جمله ای است که ما در کنگره می گوییم خداوند لیاقت خدمت به بندگانش را به هر کسی نمی دهد.

خداونداز روح خودش در انسان دمیده است یعنی تمام صفات و فضایلی که در خداوند هست در ما هم هست خداوند بخشنده است ایا اگر من نگذرم شباهتی به انسان دارم؟! منی که حاضر نیستم از خودم ،بچه ام، وقتم، پولم بگذرم ایا شباهتی به انسان دارم؟! .خیلی از ما هنوز در خواب هستیم، اگر انسان هستیم باید دید خودمان را وسیع کنیم و به جز خودمان و خانواده ی خودمان دیگران را هم ببینیم و کمک کنیم، اگر کاری از دست ما بر می آید برای دیگران انجام دهیم.

فکر نکنید تمام کسانی که اینجا خدمت می کنند همه چیز برایشان مساعد است نه هرکس مشکلات خاص خودش را دارد هنر این است که در این شرایط بتوانید کاری که از دستتان بر می آید انجام دهید و یک مدیریتی داشته باشید. به قول خانم رویا مرزبان شعبه؛ گاهی انسان نیاز است برای آموزش گرفتن و رشد کردن سختی هایی را متحمل شود.برای رشد و تکامل خودمان نیاز است گاهی سختی هایی را متحمل شویم و مسئولیتهایی را قبول کنیم تا بیاموزیم.

همسفر مینا:تبریک می گویم به مهمانان عزیزمان و خیلی خوشحال شدم از دیدن آنها و برایشان آرزوی موفقیت می کنم و این هفته ی عزیز را به مرزبانان و ایجنت و اسیتانت تبریک می گویم و از خداوند برایشان یهترین هارا خواستارم.


وادی دوم:

سپس خانم زهره از همسفران خواستند که بگویند:هر کدام از شما خودتان را چگونه انسانی فرض می کنید؟

همسفر فاطمه:من انسانی پر از رمز و راز هستم، گاه در هستی و گاه در نیستی ،گاه در روشنایی و گاه در تاریکی ،گاه شاد و سرمست گاه غمگین و نالان بحر این امدم تا به جنگ نرم بروم تا تشخیص دهم راه را از بیراهه ها ،آمدم تا آزمون دهم تا بگویم لا اله الا الله یا نگویم من هستم امدم تا یاد بگیرم از استادان عزیز که آن من،نیستم که با آن زیستم ،امدم که تا وقتی به جنگ درون میروم مقاوم باشم و پاهایم نلرزد و دست خودم را بالا بگیرم و شهادت بدهم خدایی جز خدای یگانه نیست در پایان، خداوندا مارا به آن نقطه ی عطف برسان و باران رحمتت که همان عشق است بر سر ما ببار.

همسفر الهام:من به این فکر کردم که گاهی اوقات با اینکه در خیلی از مشکلات گیر کردم حس کردم در تاریکی هستم همیشه به خاطر کسانی که دوستم دارند و کسانی که دوستشان دارم باید خودم را جمع و جور کنم و اعتماد به نفس خودم را از دست ندهم خوش حالم به خاطر کسانی که دوستشان دارم میجنگم و ایستادگی می کنم.

خانم زهره:تمام وادی های ما در اصل یک چراغ راهی هستند که ما بتوانیم بهتر زندگی کنیم. وادی دوم می گوید هیچ کدام از مابه هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم. این دارد جهان بینی را برمیگرداند روی خود من که من خودم را چگونه انسانی دارم فرض می کنم؟ ایا فکر می کنم انسانی هستم که بیهوده هستم و کاری از دستم بر نمی آید یا انسانی هستم که مفید هستم؟ اکثر ما در اثر آن زخم هایی که سر اعتیاد خوردیم و خیلی تلاش کردیم که مسافرانمان را نجات دهیم اما چون راه را بلد نبودیم به نتیجه نرسیدیم ناامید شدیم. این وادی دقیقا همین را دارد می گویدکه الان که ناامید شدی هیچ نیستی حتی اگر تو خودت را هیچ بدانی، این وادی می گوید تو خیلی انسان باارزشی هستی، برای چی خودت را هیچ فرض کردی، تو توانایی هایی زیادی داری اما توانایی های تو زیر این خاکستر های اعتیاد مدفون شده، تو باید آنها را بکشی بیرون و پیدایشان کنی، این نیست که تو وقتی کاری از دستت بر نمی آمد از این به بعد هم از دستت کاری برنمی آید، ما می توانیم اگر حتی در بدترین وضعیت قرار داریم می توانیم خودمان در بهترین وضعیت قرار دهیم باتوجه به نیروی درونی خودمان.

اگر تصور کنیم که هستی را با اجر ساختند من هم یکی از این آجرهای هستی هستم.اگر یک ساختمان بزرگ یکی از آجر هایش نباشد فشار می آید روی آجر های بغلی، من اگر نباشم در هستی قطعا یک جایی در سیستم اختلال ایجاد میشود 

یا اگر هستی را یک کارخانه در نظر بگیریم من هم یک کارگر از یک قسمت از این کارخانه هستم اگر نباشم قطعا آن کارخانه نمی تواند کارش را آنطور که باید انجام دهد پس این وادی می گوید من مهم هستم من انسانی هستم که اگر بخواهم میتوانم به آنچه بخواهم برسم.من توانایی این را دارم که در بالاترین جایگاه ها قرار بگیرم اگر بخواهم و تلاش کنیم چون قرار گرفتن در بالاترین جایگاه ها نتیجه ی سعی و تلاش خودمان است غیر از این چیزی نیست. اگر خانم مهین اسیستانت شدند نتیجه ی تلاش خودش است من هم می توانم.


سوال : چه انسانی خودش را بیهوده فرض نمیکند ؟

همسفر فاطمه ن :کسی که واقعا به نور مطلق رسیده باشد و نورش را تشخیص داده باشد.

همسفر مینا:به نظر من یکی از دلایلی که انسان حالش خوب میشود این است که به دیگران خدمت کندیکی  از چیزهایی که من فکر می کنم همین خدمت کردن است که اعتماد به نفس فرد را بالا میبرد و باعث میشود خودش را بیهوده فرض نکند. 

همسفر زینب:انسانی احساس بیهوده بودن نمی کند که لذت خدمت به دیگران را چشیده باشد.

خانم زهره:اون انسانی که احساس مفید بودن و احساس رضایت درونی را از خودش داشته باشد هیچ وقت احساس بیهوده بودن نمی کند و برای به دست آوردن این حس باید توانسته باشد کاری کاری که از دستش بر می آید برای دیگران انجام دهد.

انسانی که خودش را دوست داشته باشد، انسانی که خودش را مرتب سرزنش نکند، انسانی که حق اشتباه به خودش بدهد و به خاطر اشتباهاتش خودش را ببخشد، انسانی که برای موفقیت های کوچکش خودش را تشویق می کند و انسانی که از جسم خودش مراقبت می کند؛ هیچ موقع خودش را بیهوده فرض نمی کند. 

همسفر الهام:اگر قرار است بمیرید مردانه بمیرید یعنی اینکه اگر یک مشکلی هم برای شما پیش آمد بایستید و مقاومت کنید. اگر برای شما بیماری پیش آمد اینقدر درگیر شدن و آه و ناله کردن به درد نمیخورد باید مردانه با این بیماری بجنگیم.

همسفر مینا :ما نبایدتصور کنیم که دیگران به درد نمی خورند یا بیهوده هستند این اشتباه است همه ی انسان ها ارزشمند هستند

خانم زهره: هیچ کدام از مخلوقین الهی بیهوده نیستند اینجا اقای مهندس جمله ی قشنگی در متن وادی گفته بودند تک تک انسان ها حتی آنهایی که ما فکر می کنیم دیوانه هستند آنها یک کهکشان آموزش و تجربه هستند ممکن است آنها جهان های زیادی را پشت سر گذاشته باشند که به اینجا رسیده باشند.  این خیلی مهم است که بعضی از ما که مسافرانی داریم که هیچ جوری راه نمی آیند و نمی خواهند درمان شوند بعد میگیم خدایا برای چه این آفریده شده اینجا اقای مهندس اجازه ی همچین تفکری را به ما نمی دهند میگویند اینها کهکشانی از تجربه و آموزش هستند اگر ما فکر می کنیم اینها بیهوده هستند تصور نادرستی است که ما داریم.

همسفر نسرین :یکی از چیزهایی که آقای مهندس در این سی دی اشاره کرده بودند دوری از ضد ارزشها بود می گفتند تجسس کردن در کار دیگران ،غیبت کردن  این وقتی که در این مسیر قرار میگیریم باعث میشود که از قدرت مطلق دور شویم و از آن راه و مسیر اصلی خودمان منحرف شویم.

بیان حس های مهمانان عزیز از کرمان



 

همسفر زهرا :من اول تشکر می کنم شعبه ی خیلی پر انرژی و شادی داشتید و یک حس خیلی خوب دارم اینجا نمیتوانم توصیفش کنم دیشب داشتم فکر میکردم که مرزبان ،اسیستانت چه مقامی بالایی دارند که نگهبان بهشت روی زمین هستند، کنگره برای من دریای بیکران عشق است واقعا حد و مرز ندارد ما به اندازه ی خودمان از آن برداشت میکنیم همیشه دوست دارم بروم شعبه های دیگر را ببینم یاد بگیرم آموزش بگیرم خانم سحر که از اصفهان می آیند شعبه ی ما واقعا خیلی زحمت می کشند من واقعا تشکر می کنم. 

همسفر زهرا:من هم خداوند را بسیار تا بسیار سپاسگزارم که در جمع شما عزیزان اصفهانی قرار گرفتم ما از روزی که خانم سحر آمد به شعبه ی ما واقعا به کرامت و بزرگواری مردم اصفهان مطمئن شدیم چرا که یک انسانی با عشق کامل هشت ساعت راه را متحمل میشود که بیاید رهجوهایی که در تاریکی کامل قرار دارند را به سوی نور هدایت کند .از وقتی خانم سحر به شعبه ی ما تشریف آوردند نه تنها همسفران پر بار شدند بلکه مسافران ماهم در مشارکت های خودشان از خانم سحر به عنوان یک شیرزن یاد می کنند. یک آدم باید خیلی عاشق باشد که این مسیر را بیاید و برود. ما برای کارورزی اصفهان را انتخاب کردیم که یک ذره از زحمت های ایشان را می توانیم متحمل شویم که هر هفته به کرمان می آیند وخیلی خوشحالیم و به خودمان میبالیم که خداوند فرشته ای از خطه ی اصفهان در مسیر ما قرار داده و تشکر می کنیم از شما خانم توکلی. 

همسفر شکوفه: مچکرم استاد خیلی لذت بردم از صحبتهای شما خیلی دوست داشتم بیشتر از این در لژیون شما باشم. ولی زمان خیلی کوتاه و سریع میگذره. خیلی خوشحالم شعبه ی شما خیلی پر شور و پر انرژی است، خیلی دوست داشتم ببینم جایی که خانم سحر آموزش گرفته و آموزش دیده چطور جایی است چون خانم سحر همیشه پربار می آمدند خیلی لذت بردم و خدا را بسیار شاکرم و امروز خیلی انرژی گرفتم .

خانم زهره:ازخانم زینب عزیز هم خیلی تشکر میکنیم خانم مهین گفتند که کسانی که مسئولیتی دارند اعضای خانواده هم پشت صحنه خیلی حمایت می کنند گاهی من خودم برای کارهای کنگره زنگ میزنم به خانم مهین میبینم  چند دقیقه است دارم صحبت می کنم یعنی علاوه بر کارهایی که اینجا دارند انجام میدهند با تلفن جوابگوی ما هستند و همین جا دست خانم زینب عزیز را میبوسم که اینقدر خانوادگی دارند زحمت می کشند.  و حامی مادرشان هستند



همسفر زهره ش: خوشامد میگویم خدمت شما عزیزان خوشحالم از دیدنتان من مدیون خانم زهره هستم که مدبرانه من را تشویق کردند من هیچ خواسته ای برای کمک راهنما شدن نداشتم همین طوری می آمدم ولی کم کم عشق و علاقه ی من زیاد شد. امیدوارم که در این جایگاهی که خداوند قسمتم کرده بتوانم وظایف خودم را به نفع احسن انجام دهم.

همسفر اعظم :من هم به نوبه ی خودم به شما عزیزان خوش آمد میگویم از دیدن شما خیلی خوشحالم خانم زهره خیلی انرژی دارند من همیشه وقتی خانم زهره را می دیدم میگفتم خدایا میشه من هم  یک روزی مثل خانم زهره باشم از کمک ها و راهنمایی ایشان خیلی استفاده کردم در این جایگاه ( جایگاه کمک راهنمایی) هر کس میخواهد قرار بگیرد باید واقعا تلاش کنند ما قدر زحمات اقای مهندس را نمی توانیم جبران کنیم ولی دوست دارم که بتوانم به عزیرانی که در بند تاریکی قرار دارند کمک کنم. 

خانم زهره :بچه ها احساس میکنید این عشقی که بچه ها در صحبتهایشان گفتند از کجا می آید ؟عشق یک حس است اما یک چیزی پشت آن است. این عشق نشات گرفته از یک ایمان قوی است، ما ایمان داریم به راهی که میرویم، کسانی  عاشق میشوند که اعتقاد و ایمان دارند، ما ایمان داریم که تا از خود نگذریم،  نمیرسیم. تا ندهی نستانی. این ایمان است که باعث عشق میشود اگر ایمان نبود حاضر نمیشدیم قدمی برای کسی یا چیزی برداریم و ایمان قوی از یک دانایی و آموزش و تفکر قوی نشات میگیرد

در واقع همان چرخه وادی دهم است که تفکر سالم برای من ایمان سالم می آورد و این باعث انجام عمل سالم می شود و سپس حس خوب به من دست می دهد و حسم که خوب شد عقلم درست فرمان  میدهد عقل سالم و درنهایت عشق سالم و با دعای کنگره لژیون به پایان رسید.

موضوع بحث دوشنبه هفته آینده مورخ 98/07/22 : ادامه وادی سوم و وادی چهارم کار می شود+ قسمت دوم وادی چهارم واو به واو نوشته شود.

نویسنده: همسفر مینا

 




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: کنگره 60، وادی دوم، درمان اعتیاد،  

تاریخ : شنبه 20 مهر 1398 | 11:12 ق.ظ | نویسنده : همسفر مینا | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات