به نام خداوند جان و خرد

«قطعه ای از بهشت»

دلنوشته ای به قلم یک مادر

من واقعاً به این نتیجه رسیده‌ام که اینجا قطعه‌ای از بهشت است که دور از قیل‌وقال دنیای بیرون که انسان‌ها همه‌چیز را برای خود می‌خواهند، همه در پی خدمت به همنوع خود هستند...



اواخر سال ۹۳ بود که اطمینان پیدا کردم پسرم مصرف‌کننده است. اگرچه قبلاً هم می‌دانستم ولی انگار نمی‌خواستم باور کنم و با توجه به ناراحتی‌ها و عذاب‌هایی که در این مدت کشیدم، از نگاه‌های سخت و سنگین مردم، گوشه و کنایه‌های اقوام و اطرافیان، ‌نبودن در جمع، دعوا و کشمکش، درگیری دائم و درس نخواندنش باوجود هوش و استعدادش، ترک تحصیل از دانشگاه‌های مختلف، رنگ‌پریده و دندان‌های خراب و صدها مشکل دیگر.

از همه مهم‌تر احساس گناه خودم که نتوانسته‌ام وظیفه مادریم را خوب انجام دهم و کم‌کاری‌های من باعث فرورفتن فرزندم در دام اعتیاد شده است، همه این‌ها باعث شده بود که روزگار سختی را بگذرانم. ‌

ازآنجاکه از پس هر حادثه‌ای، تقدیر و سرنوشتی نهفته است به دنبال آن تقدیر، آن روز خوب فرارسید. هر چه به همراهش زنگ زدم گوشی را برنداشت و مجبور شدم به کارگاهش بروم. وقتی ساعت ۱۱ صبح او را در اتاق کارگری که خواب بود دیدم و کارگرش هرچه صدایش می‌زد، جواب نمی‌داد و بعدازاینکه بیدار شد. هیچ عکس‌العملی نسبت به حضور من در آن محیط مردانه نشان نداد، من به وخامت اوضاع پی بردم.

درواقع من زیاد سروصدا نمی‌کردم و تحمل می‌نمودم. ولی خودم درون به‌هم‌ریخته و ناآرامی داشتم و با این روح آشفته و فکر به‌هم‌ریخته قادر به چیره شدن مشکلاتم نبودم و خلاصه با صحبت کردن با او قرار شد به اصفهان بیاید و با مشاوره‌ی دکتر روانشناس روزی ۴ عدد قرص فلوکستین تجویز کرد و ارجاع به کلینیک ترک اعتیاد داد و متادون درمانی را شروع کرد که فایده‌ای نداشت. درنهایت همان دکتر که خدا خیرش بدهد کنگره ۶۰ را به ما معرفی کرد.

آن روز با دو پسرم به کنگره مراجعه کردیم، حس غریبی داشتم. ازیک‌طرف امید و از طرف دیگر تردید که آیا می‌شود یا نه؟ آنجا با برخورد بسیار خوب و صمیمی بچه‌های کنگره روبرو شدیم و به اتاق کوچک و پر از صفا و صمیمیت که در آن سرمای زمستان وجود سرد و ناامید ما را گرم کرد راهنمایی شدیم. با آقا حسین کمک راهنمای عزیز و‌ محترم پسرم روبرو شدیم که گفتند خوب جایی آمده‌اید و اینجا قطعه‌ای از بهشت است که پا گذاشته‌اید. من آن روز زیاد به این حرف اعتقاد نداشتم، خلاصه راه من و مسافرم به کنگره باز شد و مسافرم خیلی خوب به سفرش ادامه داد ولی من بابت مشکلات خانوادگی و نیروهای بازدارنده که در این موقع از هیچ تلاشی برای بازداشتن انسان از راه مستقیم انجام می‌دهند و مضایقه نمی‌کنند و سهل‌انگاری خودم در خصوص حضور در کنگره که اگر یک روز نیایم به کنگره مشکلی پیش نمی‌آید و ننوشتن سی‌دی‌ها باعث شد که نتوانم سفر خوبی داشته باشم و به آرامش لازم برسم.

خواست خداوند چیز دیگری بود و به علت مشکلات جسمی مسافرم او مجبور شد دوباره سفر کند و در اواخر سفر او به کنگره خداراشکر دوباره راه من به کنگره باز شد و در سایه راهنمای عزیز و دلسوز و پرتلاشم خانم زهره که عالمانه و مدبرانه به من کمک کردند و گفتند باید هزینه حال خوش را بپردازی و یاد گرفتم که باید چشم گفتن و فرمان‌برداری کردن را یاد بگیرم و در سایه آموزش‌های کنگره توانستم در مدت ۷ ماه که از سفر دوم گذشته بود در آزمون کمک راهنمایی قبول شوم و بتوانم پا در عرصه این قطعه بهشت بگذارم و از حال خوش و انرژی کنگره انرژی بگیرم و عزیزان خواننده این دل نوشته: باید خداوند توفیق آمدنتان به کنگره را بدهد و شما وارد این مکان بشوید و بیایید و ببینید که چه می‌گویم که «شنیدن کی بُود مانند دیدن» و من واقعاً به این نتیجه رسیده‌ام که اینجا قطعه‌ای از بهشت است که دور از قیل‌وقال دنیای بیرون که انسان‌ها همه‌چیز را برای خود می‌خواهند، همه در پی خدمت به همنوع خود هستند و فقط سلاماً سلاما که در کتاب شریف می‌فرماید مطرح است.

در پایان خداوند منان را بسیار شاکرم که من و خانواده‌ام را با کنگره آشنا کرد و کمال سپاس و تشکر و درخواست عافیت و سلامتی را برای جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان و تمامی دست‌اندرکاران کنگره ۶۰ که وجودشان مانند خورشید گرمابخش و روشنی‌بخش انسان‌های دردمند می‌باشد را دارم و امیدوارم تمام انسان‌های فرورفته در تاریکی با این بارگه امید و نور آشنا شوند...

از راهنمایی‌ها و زحمات ارزشمند آقا حسین که ما را با شکیبایی و بخشندگی‌شان یاری کردند. از خانم فاطمه و خانم زهره عزیز تشکر و قدردانی می‌کنم و خیر دنیا و آخرت را برای این عزیزان از خداوند مهربان خواستارم.

به قلم: هم‌سفر زهره ش؛ لژیون هشتم

تایپ: هم‌سفر زهرا ق


طبقه بندی: دلنوشته، 

تاریخ : سه شنبه 2 مهر 1398 | 12:53 ب.ظ | نویسنده : زهره | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات