به نام آرام جان ها

امروز دوشنبه مورخ 25 شهریور ۱۳۹۸ لژیون هشتم با استادی خانم زهره و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه و "سی دی حال خوش 6" با حضور همسفران گرامی و کارآموزان عزیز در ساعت ۱۷:۳۰ آغاز به کار نمود.


راز خلقت و مهم ترین هدف خلقت، خود زندگی کردن است و هدف ما انسانها رسیدن به حال خوش است. اگر کسی بتواند درست زندگی کند می تواند به حال خوش هم برسد و یکی از کارهایی که ما باید انجام بدهیم تا به حال خوش برسیم این است که باید بتوانیم در لحظه زندگی کنیم و در این سی دی راهکارهایی را به ما می دهند تا بتوانیم در لحظه زندگی کنیم..

خداروشکر میکنم که امروز هم اجازه داد که بیاییم و در کنار هم باشیم و در اصل آموزش گرفتن مطالب درست را امروز هم به ما توفیقش را داد سپاسگزاریم از خداوند. خانم زهره به افرادی که برای کار آموزی سر لژیون ما آمده بودند تبریک گفتند که چنین رسالت بزرگی به آنها داده شده و برایشان آرزوی موفقیت کردند.

در ابتدا در مورد دستور جلسه هفتگی وادی چهاردهم مشارکت کردند:سوال :اصلا برای چه ما باید محبت کنیم؟

همسفر مینا :به نظر من از اونجایی که همه چیز دو طرفه هست در هستی محبت کردن هم دو طرفه است دقیقا زمانی که ما حال خوش به دیگران می دهیم قبل از اینکه حال آنها خوش شود حال خودمان خوش میشود ما محبت می کنیم برای بهتر شدن حال خودمان 

همسفر الهام :از آنجایی که ما آدم هافکر نمی کنم که از بدی خوش حال شویم همیشه از شادی، محبت، عشق خوش حال می شویم و زمانی که این حس سالم باشد انتقال پیدا می کند به دیگران و ما چند برابرش را می گیریم از اونجایی که اقای مهندس میفرمایند اگر بخواهیم در هستی کاوش بکنیم و جست و جو کنیم باید عشق داشته باشیم تا زمانی که من گیاهان را دوست ندارم جانوران را دوست ندارم کوه دوست ندارم نمی توانم درش کاوش کنم و چیزی ازش بفهمم

همسفر مهری:من فکر میکنم نقطه ی اتصال بین همه ی انسان ها محبت است

همسفر زهرا:محبت است که عشق می آورد اینجا هم می خواهند به ما بگویند زمانی که دانایی داشته باشیم به آن عشق و محبت می رسیم و زمانی که آگاهی داشته باشیم همه چیز را دوست داریم وقتی می گویند خداوند بخشنده ی مهربان است خداوند هم خیلی چیزها به ما بخشیده و خداوند محبت را به ما داده است

همسفر زهره م:انسانی که محبت ندارد مثل یک بیابان برهوت میماند و چون هستی دنیای عکس العمل است ما باید چیزی بدهیم که چیزی را برداشت کنیم اگر من محبت نداشته باشم هیچ چیزی نمی توانم دریافت کنم و اینکه عشق و محبت است که همه چیز را به هم نزدیک می کند در هستی باید حتما محبت باشد چون نیاز هر انسانی است 

همسفر نسرین :اقای مهندس می گویند تنها چیزی که بوده و هست خواهد بود حقیقت است من فکر می کنم تنها چیزی که مثل حقیقت باقی می ماند در دنیا محبت است و محبت هیچ وقت گم شدنی نیست به هر حال محبت برای ما سرمایه ای است که برای ما پس انداز میشود و به ما برمیگردد

خانم زهره :همه ما هدفمان این است که به حال خوش برسیم ما همه نیاز داریم که دیگران ما را دوست داشته باشند ما نیازمند یکدیگر هستیم شاید با خیلی از افراد برخورد کردید که می گویند من که کاری با فلان شخص ندارم ولش کن من نیازی به آن ندارم ولی این تفکر غلطی است. چون انسان ها نیاز دارند دیگران دوستشان داشته باشند باید دیگران را دوست داشته باشند. ما این نیاز را به شدت داریم حتی اگر خودمان  هم بی خبر باشیم به همین دلیل است که ما می گوییم اگر می خواهید ببینید که جهان بینی یاد گرفتین یا نه، به عشق نزدیک شدید یا نه ببینید هر روز تعداد دوست های شما دارد بیشتر می شود یا کمتر، ببینید چقدر از دشمنان را توانسته اید تبدیل به  دوست کنید

نکته ای که در وادی چهاردهم خیلی قشنگ بود این است که وادی چهاردهم مراحل عشق را به ما می گوید عشق مخلوق به مخلوق ، عشق مخلوق به خالق ،عشق خالق به مخلوق اونجایی که عشق به خالق را می گوید، می گوید تو از طریق عشق به مخلوقین باید عشق خودت را به خدا برسانی بعد چیزی که برایم قشنگ بود این است که عشق خالق به مخلوق هم باز از طریق بندگان است زمانی می توانی بگویی خداوند مرا دوست دارد که بندگان خداوند تو را دوست داشته باشند این یعنی عشق خالق به مخلوق باز اینجا خداوند عشق خودش را از طریق بندگانش به ما میرساند از کجا بفهمیم خدا مارو دوست دارد دوستان ما زیاد می شوند.

 کسی که زیاد زوم می کند روی مشکلاتش نمی تواند به دیگران محبت کند و عشق بورزد .اقای مهندس می گویند باید شما قدر لحظاتتان را بدانید قدر یک دیگر را بدانید همین که در کنار یک دیگر هستید را قدر بدانید زوم نکنید روی مشکلاتتان اگر فقط زوم کنید روی مشکلاتتان زندگی سرد میشود و برای اینکه بدونید که مشکلات هر کس اندازه ی توان اوست یک مثالی میزنند می گویند یک استادی بود چندتا شاگرد داشت شاگردانش همیشه از مشکلاتشان می نالیدند یک روز استاد می گوید بروید خانه و مشکلاتتان را بریزید در چمدان برای من بیاورید. بعد که آوردند همه را ریخت وسط گفت حالا هر کس هر چمدونی را که می خواهد بردارد. مگر مشکلات تو از همه سخت تر نبود حالا یک مشکل دیگری بردارید. یک چمدان دیگر برمیدارند با مشکلات جدید و می روند خانه. به یک هفته نمی رسد که همه چمدان هارا بر می گردانند و مشکل خودشان را می خواهند این همان آیه ی قرآن است که خداوند می گوید هر کسی را به اندازه ی توانش مشکل می دهیم پس اگر تو مشکلت زیادتر است توانت هم بیشتر از بقیه است. پس مشکلاتتان را بزرگ نبینید که بتوانید محبت کنید .

همسفر مهین (کارآموز) :ما چگونه به عنوان یک راهنما با سفر اولی که وارد لژیون ما میشود بایدبرخورد کنیم ؟

خانم زهره :راهنما باید خیلی هنرمند باشد، راهنما وقتی این شال اومد گردنش به همراه این شال قدرت می آید. راهنما باید همه ی رهجوها رو ببیند و نگذارد که هیچ کدام دست خالی بروند ولی باید اولویت بندی کند اولویت هم با کسی هست که تازه آمده است. باید جوری مطلب را بچرخونی و مطالب را ساده کنی که همه متوجه بشوند اگر شما هنرمند باشید هر کس را با زبان خودش جذب می کنید. 

همسفر نسرین :من زمانی که آمدم کنگره واقعا حال بدی داشتم اصلا اطراف خودم را نمی دیدم اما معجزه ای که از شما دیدم در سه چهار جلسه ی اول مثل یک آهن ربا شما من را جذب می کردید. 

همسفر رویا:خیلی خوشحالم که در جمع شما هستم خانم زهره همیشه وقتی ازشون سوال کردم برجک من را زدند یادم اوایل خیلی ناراحت میشدم ولی بازم میرفتم سمت ایشون تا ازشون آموزش بگیرم من حال بدی داشتم به خانم زهره گفتم شما وقتی کم میارید تو زندگیتون چیکار می کنید گفتند تفکرم را عوض میکنم من روزها فکر کردم و گفتم که درسته من باید تفکرمو عوض کنم و این خیلی به من کمک کرد. 

سی دی حال خوش 6:

همسفر الهام :اقای مهندس می گفتند که خود حیات ،زندگی کردن معجزه است کوچک ترین چیزی که می توانیم از بخشندگی خدا نام ببریم همین حیات است یعنی ببین چقدر به ما بخشندگی کردند که کوچک ترینش حیات و اینکه می گویند اگر می خواهید به حال خوش برسید یک قوانینی دارد که عدول از این قوانین ما را از حال خوش دور می کند اما زمانی که این قوانین را رعایت کردید به حال خوش می رسید همه ی مشکلات ما از جهل و نادان بودن ماست و وقتی دانایی ما بالاتر برود توان حل مشکل ما بالاتر میرود هر کس برای هر چیزی که می جنگد برای رسیدن به حال خوش است.

همسفر نگار:در این سی دی می گوید که همه ی پیامبران از آدم تا خاتم آمدند که به ما بگویند زندگی یکسری قوانین دارد که اگر آن قوانین را رعایت کنیم به حال خوش میرسیم همان قوانینی که مثل اینکه می گوید دزدی نکن ،ربا نکن ،رشوه نگیر ،مال مردم را بالا نکش ظلم نکن و.. اگر این قوانین را رعایت کنید به حال خوش میرسید نمیشود که ما غیبت کسی را بکنیم و بعدا بهش محبت داشته باشیم و به حال خوش برسیم یک قانونی است که می گوید ما باید در زمان حال زندگی کنیم نه در گذشته و نه در آینده  ما باید از گذشته ها درس بگیریم ولی نباید همیشه در آن سیر کنیم یا همیشه در فکر آینده باشیم بیشتر سعی کنیم در حال باشیم .                     

همسفر اسماء:درتقاطع های زندگی خطر همیشه درکمین است گاهی وقت ها ما فکر میکنیم که همه چیز باید بروفق مراد ما باشد و همه چیز آرام باشد. امروز شاید برای من آرام باشد ولی فردا شاید مشکلی پیش بیاید که من را بهم بریزد. فردا معلوم نیست چه اتفاقی می افتد حال را دریاب. فردا شاید من در هواپیما نشسته ام و ناگهان سقوط کند یا شاید زلزله بیاید یا خطرهای دیگری اتفاق بیفتد مولا علی بن ابیطالب فرمودند: برای دنیایت کاری بکن که انگار همیشه زنده هستی و برای آخرتت جوری زندگی کن که انگار لحظه ی دیگر خواهی مرد. درباره ی چراهای زندگی صحبت کردند که چرا وقتی برای ما مشکلی پیش می اید همیشه می گوییم چرا این اتفاق برای من افتاد و چرا زندگی من اینگونه شد مگر من چه کار کرده بودم ولی با آموزشهای کنگره فهمیدیم که همیشه قرار نیست همه چیز بر وفق مراد من باشد و خداوند تضمین نکرده که بین بنده هایش فقط من مشکل نداشته باشم و اگر اینگونه بود من هیچ رشدی نمی توانستم بکنم.در این سی دی مثال بستنی را آقای مهندس زدند که بچه ای بستنی در دستش است و با ولع آن را میخورد ناگهان بچه ای دیگر را میبیند که در دستش شکلات است و او دیگر بستنی خودش را نمی بیند و فقط شکلات را میبیند و میخواهد به زور شکلات را از دست ان بچه بگیرد ولی بستنی خودش هم از دستش می افتد و شکلات را هم نمی تواند بگیرد تازه کتک هم از پدر و مادرش میخورد.

همسفر رویا: راه مقابله با افکار منفی که لحظه ای مانند سم وارد ذهن ما میشود چیست؟

همسفر اسماء:یکی از قانون های وادی پنجم خودداری است اینجا باید خوداری کنیم و یا پنج دقیقه صبر کنیم و برای هر حرفی و کاری باید زود تصمیم نگیریم و به ان زمان بدهیم.

همسفر الهام (کاراموز):وقتی افکار منفی ناگهان به سراغم می اید سعی میکنم حواسم را روی چیز های مثبت قرار بدهم و یا مشغول بازی با بچه ام میشوم بعد میبینم که افکار منفی را فراموش کرده ام.

همسفر مینا: آقای امین فرمودند زمانی که افکار منفی به ذهنتان می اید به او بگویید باشد من این کار را انجام میدهم ولی یک زمان به من بده تا ساعتی دیگر یا دقیقه دیگر ان را انجام بدهم و با این روش آن را سر کار بگذارید.

همسفر مهین (کاراموز):آقای مهندس فرمودند هر انسانی سه ضلع دارد: جسم،روان و جهان بینی وقتی که جسم انسان دچار کمبود میشود و افکارش بهم میریزد حالا میتواند این کمبود از ویتامین های بدن باشد مثلا اگر ویتامین ب بدن کم شود شخص دچار افسردگی، نگرانی، دلشوره و فکرهای ناراحت کننده میشود پس حتما به تغذیه ی خود توجه کنید و غذاهای سرد زیاد نخورید.وقتی ما میرویم کنار دریا میبینیم که دریا همیشه آرام نیست یک روز پر از موج و روز دیگر آرام است و زندگی ما نیز همینگونه است. من روزی از آقای حکیمی پرسیدم: چرا من بعضی روزها حالم بد است؟ پاسخ دادند: همه ی ما همینگونه هستیم زیرا زندگی اینگونه است و وقتی افکار منفی سراغ ما می اید نباید به ان انرژی بدهیم و تجربه ی من این است که قرآن را باز میکنم و مفهوم فارسی اش را میخوانم و دیگر اینکه به تغذیه و ورزش اهمیت میدهم.

همسفر الهام:این بر میگردد به حقه های نفس که باید روی ان کار کنیم و باید اموزش ببینیم تا بتوانیم تزکیه و پالایش کنیم و بدلی  برای ان داشته باشتیم که افکار منفی را خنثی کنیم.ومن هم قبل از کنگره حالم خیلی بد بود و شبها که می خوابیدم با خود میگفتم دوباره صبح می شود و روز از نو و روزی از نو آغاز می شود و تمام افکار منفی سراغم می امد و حا لم را خراب می کرد.

همسفر زهرا:من با این که زمان حال را قبول دارم و به گذشته و آینده فکر نمیکنم و سی دی هایم را هم مینویسم ولی چرا اصلا حالم خوب نیست؟

خانم زهره::گاهی اوقات سختگیری در حق بعضی از رهجوها باعث میشود که رهجو به خودش بیاید و ببیند کجاها کم کاری کرده تا بتواند حرکت درستش را شروع کند. اینکه خانم زهرا می گویند حالم هنوز خوب نشده در جوابشان می گویم که کنگره یک پک کامل است اگر آمدی که اینجا حالت خوب بشود، این نباشد که فقط دوشنبه ها به کنگره بیایید باید پنج شنبه ها هم  به کنکره بیایید و جمعه ها به ورزش کنگره بیایید باید مشارکت کنید در کنگره خدمت گزارباشید سبد راحمایت کنید کمک مالی به کنگره بکنید سی دی هایتان راکامل بنویسید و دوستانتان را که به کمک راهنمایی رسیده اند را بتوانید بغل کنید و به آنها تبریک بگویید، رابطه حسی با راهنما و هم لژیونی هایتان پیدا کنید و ....کارکنگره یک مجموعه است اینها همش جزء آن پک است باید تمام دستورات آن پک را انجام بدهید تا بتوانید به حال خوش برسید.اگرهنوز نتوانسته اید اینها را کامل انجام بدهید انتظارنداشته باشید که حالتان خوب شود.حالا هم دیر نیست حرکت خود را شروع کنید ناامید نباشید هرکس یک جوری حرکت میکند یکی از همان روز اول حرکت میکند یکی بعدازچند سال این بستگی به خودتان دارد واین اصلا مهم نیست .این مهم است که توحرکت کنی و حرکت تو درست باشد .

 اما سی دی حال خوش؛ راز خلقت و مهم ترین هدف خلقت، خود زندگی کردن است و هدف ما انسانها رسیدن به حال خوش است. اگر کسی بتواند درست زندگی کند می تواند به حال خوش هم برسد و یکی از کارهایی که ما باید انجام بدهیم تا به حال خوش برسیم این است که باید بتوانیم در لحظه زندگی کنیم و در این سی دی راهکارهایی را به ما می دهند تا بتوانیم در لحظه زندگی کنیم . در اینجا نکته ای بسیار زیبا آقای مهندس  زدند که همه ما با آن هر روز دست و پنجه نرم می کنیم همه ما کلی تلاش میکنیم که یک چیزی را به دست بیاوریم اما وقتی به دست می آوریم می بینیم که آن چیز را دیگر به آن حس و حال نداریم (علت آن را درسی دی موانع محبت میگوید چون ما فقط میخواهیم مالک آن باشیم و دیگران ما را تایید کنند و در واقع ما آن رادوست نداریم ولی حس مالکیت داریم) و وقتی آن رابه دست میآوریم دوباره دنبال چیز دیگری هستم و اینگونه افراد هیچ وقت حالشان خوب نمی شود این افراد کسانی هستند که زندگی حال را فدای آینده میکنند.

چهار تا مثال خیلی قشنگی می زنند :اولین مثال :کسانی که فقط  مال جمع میکنند و مال اندوزی می کنند نمی توانند در زمان حال زندگی کنند و نکته ای که خیلی قشنگ بود این است که این افراد در جهان دیگر هم رنج از دست دادن مال را دارند.آقای زرکش حرف بسیار قشنگی زدند فقط یک راه دارد تا بتوانید مالتان را با خود به جهان دیگر ببرید و آن اینکه بتوانید آن را تبدیل کنید وغیرازاین هیچ راهی وجود ندارد واین حرف بسیار قشنگ است و یک راز است اگر ما بتوانیم به آن پی ببریم. من چه کار بکنم تا بتوانم مالم را با خودم به جهان دیگرببرم و این فقط یک راه دارد و آن هم بخشش است تا میتوانم در این جهان  که در آن زندگی می کننم مالم را ببخشم در جاهایی که میدانم بخشش من اینجا درست است دراین صورت میتوانم مالم را ببرم.حالا هر کسی می تواند به خودش بگوید منی که چند سال در کنگره هستم کجاها می توانستم ببخشم و این کار را نکردم به چه کسانی میتوانستم کمک کنم ولی کمک نکردم.

 دومین مثال :که ما می خواهیم معشوقه یا مسافر خود را برای خودمان نگه داریم و بهمین خاطر مرتب در کارهایش تجسس میکنیم در کارهایش دخالت میکنیم و هی به او میگوییم این کار را بکن واین کار را نکن و معلمش میشویم،کسی که فکرش این باشد آیا میتواند در زمان حال زندگی کند؟! چون میخواهیم برای خودمان نگهش داریم.خانم رویا در مقاله ی خود یک جمله ی بسیار زیبا بیان کرده بودند که از رها کردن نترسید چون چیزی که مال شماست هیچ کس نمیتواند به زور آن را از شما بگیرد و چیزی هم که مال دیگران است هیچ وقت تو نمیتوانی به زور آن را بدست بیاوری. و در اطراف ما خیلی از این افراد هستند مانند مادری که خیلی دلبسته ی فرزندش است و میخواهد همیشه او را برای خودش نگه دارد و همیشه نگران است نکند اتفاقی برای فرزندش بیفتد، این افراد هیچ وقت نمیتوانند در زمان حال زندگی کنند.

سومین مثال : عشق های یکطرفه که یک نفر کسی را دوست دارد ولی طرف مقابل هیچ حسی به او ندارد و او تا ابد در عشق خود میسوزد. آقای مهندس می گویند نیاز نیست که اینقدر به او فکر کنید و خود را نابود کنید.

چهارمین مثال:  کسانی هستند که مرتب میخواهند وسایل خانه شان را عوض کنند، این ها نمیتوانند از داشته هایشان لذت ببرند و در حال زندگی کنند زمانی میتوانی وسایل خانه ات را عوض کنی که پول ان را داشته باشی اگر وام بگیری یا قسطی بگیری بعدا سر ماه که میشود در عذاب هستی چون نمیتوانی قسط ان را بدهی و زمان حال خود را خراب میکنی چون همیشه باید بدوی و کار کنی تا قسط پرداخت کنی. این چهار تا مثال حال کسانی است که هیچ وقت نمیتوانند در زمان حال زندگی کنند.

همسفر مینا: خب انسان تنوع را دوست دارد اگر هیچ وقت وسایل خانه مان را عوض نکنیم نمی توانیم لذتی هم ببریم؟

خانم زهره: بله انسان نیاز است که گاهی وسایل خانه اش را هم عوض کند و از این راه انرژی بگیرد اما در این سی دی می گوید وقتی پولش را داری این کار را انجام بده. اما اگر پولش را نداشته باشی و بخواهی قسطی و با وام این کار رابکنی قطعا به مشکل بر می خوری و هیچ وقت نمی توانی از لحظات حال لذت ببری. در واقع آرامشت را فدای آسایش می کنی.

همسفر نگار: ما اگر وام نگیریم و قرض نکنیم با این تورمی که در کشور ماست ما هیچ وقت نمی توانیم خانه بخریم؟

خانم زهره: در سی دی طلا آقای مهندس راه خانه دار شدن و پولدار شدن را توضیح داده اند، و می گویند اگر کسی می خواهد خانه دار شود و پول آنچنانی ندارد می تواند با همان پول کمی که دارد برود اطراف شهر و یک تکه زمین بخرد و بعد کمی که جلوتر آمد آن را بفروشد تا بتواند در جای بهتری زمین بخرد. اینطوری در کمال آرامش خانه دار هم می شود. 

دستور جلسه پنج شنبه: سی دی حال خوش 7

دستور جلسه دوشنبه مورخ 98/07/01 : سی دی وادی دوم کامل نوشته شود + نکات سی دی اضافه وزن 1 و وادی اول کار می شود.

نویسنده: همسفر مینا و همسفر زهره م




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 

تاریخ : شنبه 30 شهریور 1398 | 06:18 ب.ظ | نویسنده : همسفر زهره م | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic