به نام نامی قدرت مطلق الله

امروز پنج شنبه مورخ ۱۴شهریور ماه ۱۳۹۸لژیون هشتم با استادی خانم زهره با دستور جلسه  سیدی توهم دانش با حضور همسفران عزیز آغاز بکار نمود


دو راهی هایی که در زندگی ما هستند همانند دو هندوانه در بسته میباشند که هر دو ظاهر یکسانی دارند اما یکی داخلش سالم است و یکی داخلش خراب است. هرچقدر داناتر باشیم قدرت تشخیص بالاتری داریم و می توانیم از روی ظاهر هندوانه تشخیص دهیم که داخل آن چگونه است. گویی دانایی ما، پوسته هندوانه را برای ما شفاف می کند تا بفهمییم داخلش چگونه است....

 

خانم زهره: خیلی خوشحالم که خداوند این اجازه را به ما داد تا پنج شنبه ها هم بیاییم اینجا و در کنار هم بیاموزیم.اقای حکیمی صحبت قشنگی داشتن و این بود که خداوند اجازه دانستن مطالب درستش را به هرکس نمیدهد اما به ما اعضای این اجازه را داده تا از مطالب درست کنگره  استفاده کنیم. از کجا بدانیم این مطالب درست است؟ چرا ما در کنگره به هم اعتماد میکنیم؟ از کجا بفهمییم راهی که می رویم درست است.

خانم مینا:دلیل اینکه ما متوجه بشویم راهی که داریم میرویم درست است یا نه همان حال خوشی است که بما دست میدهد.زمانی که چیزی حقیقت و درست باشد ما حال خوبی داریم.و اگر راهی که داریم میرویم درست نباشد حتی اگر حس درونی هم باشد و به بیرون هم انتقال پیدا نکند ما از درون دچار تشویش هستیم که این کاری که انجام میدهیم درست نیست و آن حس و حال را نداریم.

خانم زهره: آری از روی آرامش و تغییری که در زندگی هامان ایجاد می شود البته با گذشت زمان اگر درست حرکت کنیم به این آرامش می رسیم. رنج ها و مشکلاتمان در زندگی نشان دهنده ی نادانی ما است و هرچقدر در مشکلات باشیم و زندگی برایمان سخت شود این نشان میدهد که ما در آن زمینه نادانیم و چیزی نمی دانیم باید دانایی خود را در آن زمینه بالا ببریم تا از آن مشکل خارج شویم.چون انسان هرچقدر داناتر باشد کمتر رنج می کشد چون سر دوراهی های زندگی بهتر میتواند خوب را از بد تشخیص دهد و راه درست را انتخاب می کند. در سیدی توهم دانش هم آقای مهندس میگویند دو راهی هایی که در زندگی ما هستند همانند دو هندوانه در بسته میباشند که هر دو ظاهر یکسانی دارند اما یکی داخلش سالم است و یکی داخلش خراب است. هرچقدر داناتر باشیم قدرت تشخیص بالاتری داریم و می توانیم از روی ظاهر هندوانه تشخیص دهیم که داخل آن چگونه است. گویی دانایی ما، پوسته هندوانه را برای ما شفاف می کند تا بفهمییم داخلش چگونه است.

خانم زهرا پ ن: در سیدی توهم دانش بما میگوید شما در دو جهت مشغول عمل شده اید. البته قدری سخت است اما امکان پذیر است و غیرممکن نیست.با درایت و تجربه این دو عمل را به پایان خواهید رسانید.

آقای مهندس از تقدیر صحبت میکند که تقدیر نامه ی پیشینه ما انسان هاست.مثل کسی که یک چکی را شش ماه قبل داده است و الان موعد آن رسیده و میگوید اشتباهات انسان مثل یک تکه گوشتی میماند که آن را برمیداریم و پنهان میکنیم و بعد از مدتی براثر مرور زمان فاسد شده و بوی تهوع آورش درمی آید.بعضی ها میگویند تقدیر بستگی به شانس ما دارد. اما شانس در خانه هرکسی را بدون حکمت  نمی زند.زندگی هم خواست است و هم تقدیر و هم فرمان الهی است.

خانم نرگس:آقای مهندس میگوید بعضی از انسان ها هستند که خدا را قبول ندارند و همیشه میگویند این درست و آن غلط است.دانش ما در حدی نیست که بگوئیم خداوند یا پیامبران را قبول داریم یا نداریم. دانش ما در مقابل این هستی خیلی کمتر از آن است که خودمان تصور میکنیم یا مغز های متفکر زمان مثل انیشتین و نیوتون درمقابل هستی چکارهایی کردند بجز اینکه دو سه فرمول کشف کردند. و حتی نمیتوانیم علت یک بیماری روانی را بدانیم،یا یک اعتیاد ساده را هنوز درمان نکرده ایم. آقای مهندس میفرمایند چند روز گذشته در جمع پزشکانی بودم که آنها اعتقاد داشتند بیمار بنابر شرایط زندگی که دارد راهی پیدا کند و بیماری خودش را (اعتیاد) درمان کند،این غیرممکن است.مگر میشود کسی که قرار است قلب یا کلیه اش را عمل کند خود به پزشک بگوید که من دوست دارم به کدام روش درمان شوم.امکان ندارد که راه درمان آب مروارید چشم را بیمار به پزشک پیشنهاد دهد.پزشک متخصص تشخیص میدهد که روش درمان چیست.

صراط مستقیم یکی است و روش درمان اعتیاد هم یکی.

خانم مینا:تقدیر مثل تیری میماند که از کمان رها شده و هرگز برنمی گردد.ولی کاری که انسان میتواند انجام دهد و این تیر با زجر و عذاب همراه نباشد ،فرد از دانایی بالایی برخوردار باشد و بداند که این تقدیر ش بوده که با مصرف کننده باشد.درسته هزار و یک چیز وجود دارد که ما ضعف میدانیم اما میتواند به زندگی قشنگ تر نگاه کند.و آقای مهندس به نیوتن و انیشتن که مغز های متفکر بودند اشاره میکنند که آنها که جز بزرگ بزرگای ما بودند فقط توانسته اند چند تا رابطه کشف کنند. البته نه اینکه کار آنها بی ارزش بوده منظورشان این بوده که در حال بهتر یاد گرفتن باشیم تا زندگی بهتری داشته باشیم.و اگر فکر کنیم خیلی می فهمیم از دانایی ما کاسته خواهد شد.

همسفر الهام: این قسمت برای من جالب بود که آقای مهندس گفتند در وجود ما یک جرقه زده میشود که این جرقه یا تولید انرژی میکند به مقدار زیاد یا اینکه این  انرژی را در تخریب دیگران استفاده میکنیم مثلا یک مصرف کننده درش جرقه زده شده و آمده به کنگره و راه خودش را پیدا کرده و در صراط مستقیم قرار گرفته و درمان شود یا اینکه در کنگره بقیه را خراب کند و پشت سر این و آن صحبت کند.

خانم فاطمه (کارآموز): ما انسان ها خیلی وقت ها ادعا میکنیم که خیلی میدانیم اما دانش ما مقطعی است دانش هستی و کره زمین خیلی خیلی بسیار است که ما هنوز اطلاعات کافی از این مسئله نداریم خیلی از پزشکان بیماری روانی را اختلال نامیده اند به خاطر اینکه فقط جسم فیزیکی را میبینند و از صور پنهان انسان غافل اند.همه ما مشغول دو عمل هستیم یکی ساخت فیزیولوژی و جسم و یکی ساخت زندگی خودمان و مسیر زندگی.ساخت خودمان و قسمت فیزیولوژی یک طرف و کمک کردن به دیگران هم یک طرف مثل کمک راهنمایان و اعضای کنگره ۶۰ که ساخت دیگران هم وظیفه خود میدانند.

خانم زهره:خیلی تبریک میگویم به خانم ها راضیه و افسانه عزیز ورودشان را به لژیون ۸. خوشحالم که در خدمت شما هستم. امروز در کنگره حس های خوب زیاد بود؛ یکی ورود تازه واردین عزیز به لژیون، یکی حضور کارآموزان عزیز در کنارمون که  در امتحان کمک راهنمای قبول شدند و دیگری تولد خانم مینای عزیز. اگر اجازه بدهید زندگی خانم مینا را از خودش بشنویم‌ که خیلی ممکنه درس داشته باشه برای ما.

همسفر مینا:خوش آمد میگویم به خانم راضیه و افسانه  یادم هست وقتی به کنگره آمدم آوای کنگره که خوانده میشد من متوجه نبودم که چه می خواندن بعد از دو ماه.... متوجه شدم که این آوا ر اکه میخواندند روی دیوار هست و من متوجه نمیشدم اولین بار که آمدم تولد خانم الهام مرزبان بود.انرژی و جمعیت کنگره را که دیدم مطمئن بودم که به نتیجه می رسیم یادم هست یک بار به مسافرم گفتم یا من را انتخاب کن یا مشروب را. گفت من از بچگی مشروب در کنارم بوده و هست نمیتوانم کنار بگذارم و من را برای ۳ روز کنار گذاشت و بعد از ۳ روز من را به رستوران دعوت کرد و گفت همه رو کنار میگذارم یادم هست در ابتدا که باهم آشنا شدیم گفتم دوتا خط قرمز دارم که یکی از آنها اعتیاد بود اما با تمام اینها ایستادم و کنگره هم خیلی به من کمک کرد و به شما هم پیشنهاد میکنم که حتما بیاید و ما شاهد رهایی شما باشیم.

خانم زهره: خانم مینا وقتی وارد لژیون ما شد از یک لژیون دیگر آمده بود و میخواست با تغییر راهنما حالش بهتر شود.  در ابتدا خیلی خوب حرکت نکرد چون دانشجو بود، و در دوران عقدش به کنگره می آمد و خانواده اش از سفرشان هیچ اطلاعی نداشتند این دو مقداری سفر را برایش سخت کرده بود. اما مسافرش با حرکت محکمی که داشت باعث شد ک مینا هم به کنگره بیاید. خواسته کمک راهنمایی خیلی قوی دارند و امید دارم که به خواسته شان برسند. امیدوارم که تولد مینا برای ما درسی بشود و واقعا هر تولدی برای ما درسی مهم است. یک لحظه احساس کنید اگه کنگره نبود این همه جمعیت چکار میکردند، چقدر طلاق ها و جدایی ها و... اتفاق می افتاد.اگر میدانید پس محکم حرکت کنید و اگر نمی دانید اینقدر بنویسید و بخوانید تا متوجه بشوید که کجا آمده اید به قول خانم مرجان عزیز هر کدام از ما باید یک گوشه ای از کار را بگیریم تا کمک کنیم به آقای مهندس به آرزویشان برسند و کنگره جهانی شود.همین الان که ما اینجا نشسته ایم هزاران همسر دارد پرپر شدن همسرش را میبیند و هزاران مادر است ک آب شدن فرزندش را میبیند و نمی تواند هیچ کاری بکند. حضور پررنگ شما یک کمک بزرگ است وقتی میتوانم پنج شنبه ها ساعت ۵ بیاییم چرا ساعت ۶ بیاییم؟

تازه واردی ک قبل از ساعت ۵ می آید و صندلی های سالن را خالی میبیند امیدش کم می شود. این مسیری هست که خداوند خواسته و جلوی پای ما گذاشته تا استفاده کنیم و هیچ وقت برای شروع حرکت محکم دیر نیست. برای اینکه از بودن در کنگره لذت ببریم، برای اینکه برای ما مهم باشد که به موقع در کنگره حضور داشته باشیم، همیشه وقتی از خانه به سمت کنگره می خواهیم حرکت کنیم به خودمان بگوییم که کنگره کجاست؟و دارد چه کاری انجام میدهد؟ آیا بالاتر از اینجا سراغ دارم؟؟!! آن موقع است که از تک تک لحظات در کنگره بیشترین استفاده را میکنم و بیشترین لذت را می برم.

پنجشنبه هفته آینده ما میزبان آقای سلامی هستیم حضور به موقع شما نشان میدهد که زحمات این عزیزان را قدردان هستیم.

نویسنده: همسفر زهرا پن

 




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 

تاریخ : سه شنبه 19 شهریور 1398 | 07:32 ب.ظ | نویسنده : زهره | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic