به نام خالق عشق
روز پنج‌شنبه 98/6/14 دوازدهمین جلسه از دور بیستم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهائی با نگهبانی مسافر مجید، استادی کمک راهنمای محترم مسافر امید و دبیری مسافر هوشنگ با دستور «چگونه از سایت کنگره 60استفاده کنیم؟مقاله نویسی  و دستور جلسه دوم "اولین سال رهایی مسافر حسن" رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود


کسانی که از سایت استفاده می‌کنند می‌توانند در مدت ۲ سال راه چند ساله را طی نمیایند؛ چون این انسان‌ها همیشه به روز هستند و اگر خواسته راهنما شدن داشته باشند، خیلی زود به آن خواسته می‌رسند.

سخنان استاد:

سلام دوستان امید هستم یک مسافر. قبل از شروع این هفته را که به نام هفته سایت نامگذاری شده است را خدمت بنیانگذار کنگره ۶۰ تبریک عرض می‌کنم که همیشه با اندیشه ژرف خود به دنبال نوآوری می‌باشند تا بتوانند ناهمواری‌های مسیر را هموار نموده تا باعث سرعت بخشیدن در جهت درمان اعتیاد برای انسان‌ها باشند. و نیز این هفته را به همه خدمتگزاران سایت در کلیه شعب کشور چه در قسمت مسافران و چه در قسمت همسفران تبریک عرض می‌کنم. و تبریک ویژه به دلیل حضور آقای اعتباریان در جلسه که بنیانگذار شعبه و همچنین سایت شعبه.

در مورد دستور جلسه اول مایل هستم در مورد تکنولوژی صحبت نمایم. تغییرات و تبدیلات که در جهان امروز بشر سرعتی دو چندان گرفته و انسان‌ها باید ظرفیت استفاده صحیح از آن را آموزش بگیرند تا موضوعی که سازنده است تبدیل به موضوعی مخرب برای انسان‌ها نشود. به یاد می‌آورم آقای مهندس در صحبت‌های خود می‌گفتند ۸۰ سال پیش زمانی که برق تازه آمده بود چون انسان‌ها استفاده صحیح از آن را نمی‌دانستند خود را به کشتن می‌دادند. دقیقا در این دوره نیز انسان‌ها از طریق تکنولوژی و با استفاده از اینستاگرام، تلگرام و سایت‌ها در دنیای مادی به دنبال تبدیلات و منافع خودشان هستند. اگر امروز ما از سایت کنگره ۶۰ استفاده می‌کنیم و ۱۸ سال پیش مهندس سایت را راه اندازی نمود به این دلیل بود که اگر افرادی به دنبال فروش قرص‌‌ها و داروهای خود بودند، ما هم به دنبال روشی بودیم که دانش کنگره ۶۰ را با توجه به انسان‌هایی که به نتیجه رسیده‌اند و الگوهای اصلاح شده‌ای هستند را در ابعاد گسترده‌ای به جهانیان نشان دهیم و بتوانیم از درد و رنج بشر بکاهیم. در واقع سایت روش کنگره را انتقال داده و درمورد روش DST توضیح می‌دهد. شاید خیلی‌ها با قرص، کمپ و کپسول آشنا باشند ولی با روش DST آشنایی ندارند.

در اصفهان ما یک دیده‌بان بیشتر نداریم. خانم مرجان همسفر ایشان از طریق سایت با کنگره ۶۰ آشنا می‌شوند و زمانی که با مهندس تماس می‌گیرند، ایشان گوشی را به آقای خدامی می‌دهند. آقای خدامی می‌گویند من پس از سال‌ها متوجه شدم خانمی که با او صحبت می‌کردم خانم مرجان بوده است. در واقع سایت با انتقال یک راه و روش هم توانسته بود، جان انسانی را نجات داده و باعث شود ما یک دیده‌بان در اصفهان داشته باشیم تا در پیشبرد اهداف کنگره مفید باشد.


حال ما باید چگونه از سایت استفاده نمائیم؟
انسان‌هایی که از سایت استفاده می‌کنند نسبت به انسان‌هایی که با این مقوله آشنایی و توجهی ندارند در آموزش و آموزش پذیری پیشی می‌گیرند. برای مثال مسافری که بد سفر می‌کند اگر هر روز با حال بد روبرو بوده و یا به دنبال راهی برای فرار و خروج از آن گریزگاه باشد با خواندن دلنوشته حس بغض را در اندیشه همسفر درون وبلاگ یا سایت، ممکن است باعث یک شکاف عظیم در اندیشه وی شود. زمانی که صحبتی برگزیده در سایت نوشته شود در واقع اندیشه یک راهنما و یا یک دیده‌بان است و با خواندن آن می‌توان خیلی راحت وارد جهان اندیشه او شویم که به ما بسیار کمک می‌کند. شاید ما ساعت‌ها در طول هفته به کنگره می‌آئیم و آموزش می‌گیریم ولی سایت می‌تواند به ما کمک کند که خیلی از حالات بدی که داریم با مطالعه کردن و خواندن، به آرامش لازم برسیم در واقع با مراجعه به سایت به علت القاعی که در تفکر انسان ایجاد کرده انسان تغییر می‌کند و به آرامش می‌رسد.

مطلب خیلی مهم دیگر اینکه حتما با کامنت‌ها و پیام‌های زیبا می‌توانید انرژی زیادی به کسانی که زمان گذاشته‌اند بدهید. خیلی وقت‌ها ما انرژی می‌گذاریم ولی بازتابی برای ما ندارد ولی چند دقیقه مطالعه یک سایت میتواند ساعت ها به ما کمک کند و انرژی بدهد. پس انسانی که ساعت‌ها تفکر کرده و مطلب جمع آوری نموده و انتقال داده را می‌توان در دو دقیقه استفاده نمود و لذت برد. پس بجای اتلاف وقت در فضای مجازی از سایت کنگره استفاده نمائیم.
زمانی تبلت، لپ تاب و کامپیوتر محدود بود ولی امروزه بر روی اکثر گوشی‌ها در هر مکان و هر زمان و موقعیتی می‌توان موضوعات را کنترل کرد.

نتیجه گیری من این است کسانی که از سایت استفاده می‌کنند می‌توانند در مدت ۲ سال راه چند ساله را طی نمیایند؛ چون این انسان‌ها همیشه به روز هستند و اگر خواسته راهنما شدن داشته باشند، خیلی زود به آن خواسته می‌رسند. من چون همسفر خودم موقع رهائی‌ام همسفرم شد و زمان امتحان با من راهنما شد. آن روز متوجه شدم سی‌دی‌هایی که طی این مدت کم توانست با آن فعالیت خودش در سایت به من برسد و مزد زحماتش را بگیرد.


دستور جلسه دوم ؛ اولین سال رهایی مسافر حسن


دستور جلسه دوم تولد یکسال رهایی مسافر حسن عزیز است. درمورد حسن آقا اولین لحظه برخورد با ایشان و آشنایی با وی زمانی بود که من آقا محسن مرزبان محترم را برای رهایی و دریافت نشان ویلیام به تهران می‌بردم. حسن آقا از دوستان آقا محسن بودند که در این مسیر با هم آشنا شدیم. به من گفتند من کاری انجام نمی‌دهم و همه کارهایشان را از کشیدن و خوردن به من  توضیح دادند و گفت من حالم خوب نیست و گهگاهی که خوابم نمی‌برد و بی طاقت می‌شوم یک استکان عرق می‌خورم تا بخوابم.

از لطف خداوند بود که نتیجه این رفت و برگشت از تهران انسانی را در مسیر انسانی قرار دهد که باعث شود آن انسان تغییر کند. حسن مطلب را گرفت و وارد لژیون شد و مطالب را خوب درک می‌کرد و خدمت می‌کرد. و حتی زمانی که شخصی بد سفر می‌کرد ناراحت می‌شد. در نتیجه به درمان رسید و در ادامه وارد خدمت کردن شد و امروز هم که دستور جلسه امروز هم سایت است، ایشان در سایت خدمت می‌کند و اطلاع دارم که برای کمک راهنمایی نیز امتحان داد ولی قبول نشد؛ از این بابت بسیار ناراحت بود و عذاب می‌کشید ولی اطمینان دارم با پیامی که برای او نوشتم اگر به دوستان واقعی‌اش وصل باشد تا ۱-۲ سال دیگر می‌تواند یک راهنما شود. من این تولد را به خودش و همسفرش و راهنمای همسفرش سرکار خانم توکلی و نیز ایجنت شعبه، مرزبانان و کلیه خدمتگزاران کنگره تبریک می‌گویم و امیدوارم تداوم و تلاش، ایشان را به نقطه‌ای که مد نظرشان است برساند. 

پس از سخنان استاد، مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره 60 اولین سالروز رهایی مسافر حسن  را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم:

  

اعلام سفر مسافر حسن: 

سلام. دوستان حسن هستم یک مسافر 

 آخرین آنتی ایکس مصرفی: الکل ، حشیش ، تریاک و انواع دخانیات ، مدت 10 ماه و 6روز سفر کردم به روش D.S.T  با داروی شفابخش اوتی به راهنمایی کمک راهنمای گران‌قدر جناب آقای امید معتمدی والان هم به شکر خدا یک سال و سه ماه است که آزاد و رها هستم در ادامه سفر نیکوتین داشتم ، مدت 14 ماه سفر کردم والانم 7 ماه است که آزاد و رها هستم.

 

 

آرزو مسافر حسن:  

آرزو دارم جناب آقای مهندس دژاکام به هدفشان که تأسیس آکادمی در سطح جهانی است ، برسند و بنده نیز جزء خدمتگزاران ایشان در این راه باشم.

 

آرزو هم‌سفر مینا

 

 امیدوار هستم که تمامی سفر اولی‌ها به رهایی رسیده و بنده نیز در این راه خدمت داشته باشم.

 

سخنان مسافر حسن: 

خداوند را بسیار سپاس گذارم که بنده امروز در این جایگاه هستم ، دیروز در فضای مجازی در حال مطالعه بودم که یک‌سخن از مولا علی ابن ابی‌طالب را خواندم  که متن این‌گونه بود: از زمین خوردن کسی شاد مشو چراکه تو نمی‌دانی بازی روزگار چه برای تو دارد. 

 من در سال‌های نوجوانی شروع به مصرف حشیش کردم و طولی نکشید که مصرف دائمی پیدا کردم به‌گونه‌ای که در یک مقطع با مصرف بیش‌ازحد ظرفیتم  از حال رفتم و زمانی که چشم‌هایم را باز کردم سه روز بود که در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان بودم.

 

بعد از مدتی با مشاوره یکی از دوستان برای بهتر شدن حالم و فاصله گرفتن از حشیش به سمت تریاک  کشیده شدم که در یک‌چشم به هم زدن تبدیل به یک مصرف‌کننده دائمی شدم  تا مدت 4 سال گذشت و خواستم ترک کنم و یک هفته سقوط آزاد رفتم و برای تحمل درد خماری به سمت مشروب رفتم و شب‌ها برای اینکه بتوانم بخوابم مجبور به مصرف الکل ( مشروب) شدم تا اینکه لطف خداوند شامل حال من شد و در مسیر راه کنگره قرار گرفتم  و امروز یک سال است که به درمان رسیدم. 

تشکر می‌کنم از کمک راهنمای محترمم که برای من زحمات زیادی کشیدند ، از هم‌سفر عزیزم که در دوران عقد متوجه اعتیاد من شدند اما بنده را رها نکردند و پا به‌پای من آمدند تشکر می‌کنم ، از کمک راهنمای هم‌سفر خانم زهره بابت تمام آموزش‌هایی که به هم‌سفر من دادند تشکر می‌کنم. 

تشکر می‌کنم از بردار و دوست عزیزم آقا محسن که راه کنگره را به من نشان دادند و در طول سفر به من خیلی کمک کردند.

 

سخنان کمک راهنما هم‌سفر ،  هم‌سفر زهره:

 

مهربان خدای خوب من ، به خاطر زندگی جدیدم از تو ممنونم ، به خاطر توفیق بندگی‌ام از تو ممنونم ، به خاطر میل به تحول و تولد دوباره‌ام از تو ممنونم، به خاطر شکرگزاری و سپاس از تو ممنونم ، به خاطر معجزه زندگی‌ام از تو ممنونم ، به خاطر دست‌یابی به این مکان مقدس از تو ممنونم ، ای خالق دلسوز و مهربان از تو برای همه آرامش الهی می‌طلبم ، برای همه گشایش امور می‌طلبم و برای همه توفیق الهی می‌طلبم. 

خدا را شاکرم که این جایگاه را لمس می‌کنم ، اولین سال رهایی حسن آقا و خانم مینا را تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم حسن آقا و خانم مینا را که از خدمتگزاران خوب کنگره هستند را در جایگاه کمک راهنمایی و بالاتر ببینیم.

  

سخنان هم‌سفر مینا:

ما همان هایی بودیم که مثل آینه شکسته بودیم. 

ما همان‌هایی بودیم که کسی خریدار صدایمان نبود. 

ما همان‌هایی بودیم که کسی خریدار کنار ما نشستن نبود. 

ما همان‌هایی هستیم که هیچ جمعی پذیرای وجودمان نبود. 

ما همان‌هایی هستیم که فرسنگ‌ها از دنیا فاصله گرفته بودیم. 

ما همان‌هایی بودیم که هیچ‌کس و هیچ‌چیز ارزشی برایمان نداشت جز مواد مصرفی‌مان. 

ما همان‌هایی بودیم که به خاطر جهالت اسیرشده بودیم. 

ما همان‌هایی بودیم که اگر تمام لذت‌ها را در یک‌طرف قرار می‌دادند و  مواد را در یک‌طرف، همه‌چیز را به خاطر آن پس می‌زدیم. 

ما همان‌هایی هستیم که بزرگ شدن بچه‌هایمان پشت دود منقل پنهان شد و از دیدن قد کشیدن آن‌ها محروم شدیم. 

ما همان‌هایی هستیم که بچه‌هایمان یواشکی به خاطر وضعیتمان اشک می‌ریختند. 

ما همان‌هایی هستیم که آینه بخت دختر امیدواری که وارد زندگی ما شد را  سال‌ها سیاه کردیم. 

ما همان‌هایی هستیم که همه‌چیزمان را ازدست‌داده بودیم حتی هویتمان را. 

ما همان‌هایی هستیم که همه‌چیز را به بهانه میفروختیم تا در عوضش یک بها بخریم. 

ما همان‌هایی هستیم که پشت دود مخفی‌شده بودیم و لذت‌های بالادست خود را هرگز حاضر به دیدنش نبودیم.

و اما شما...

شما همانی هستی که پای ما ایستادی با تمام مردانگی و جسارتت. 

شما  همانی هستی که برایمان احترام خریدی با دانایی‌ات. 

شما همانی هستی که پس‌زدگانی چون ما را قبول کردی. 

شما  همانی هستی که از میان دود و سیاهی‌های اطرافمان نجاتمان دادی. 

شما  همانی هستی که برایمان از نام و رسمت زدی چه‌بسا که خیلی پرآوازه‌تر از قبل شدی به خاطر چراغی که در میان تاریکی روشن کردی. 

شما  همانی هستی که از خواسته‌ات گذشتی تا دیگران را از جهل و ناامیدی نجات دهی. 

شما  همانی هستی که ریسمان بریده‌شده‌ی خانواده‌ها را به هم گره زدی وزندگی جدیدی به آن‌ها بخشیدی. 

شما  همانی هستی که لبخند پدری را به دخترش هدیه کردی. 

شما همانی هستی که شاید خود ندانی که هستی. 

شما  همانی هستی که شاید هیچ‌کس نفهمد که چه کردی. 

شما  همانی هستی که آن‌قدر زیادی که قادر به دست یافتن به شخصیت والایت هرگز نخواهیم بود. 

شما همانی که چشم‌های نابینایم را از غبارآلوده‌ی جهالت پاک کردی و دل‌سنگ شده‌ام را بامحبت و ایمان قوی تراشه‌ی عشق دادی و گوش‌های ناشنوایم را شنوا کردی تا ببینم آنچه را که قادر به دیدنش نبودم و بشنوم آنچه را قادر به شنیدنش نبودم.

و اما به‌راستی ما چه کردیم که  لیاقت قرار گرفتن در محضر شمارا یافتیم ... 

خداوند منان را سپاس برای آفرینش بزرگ مردانی چون شما 

تقدیم به استاد بزرگوارم جناب مهندس حسین دژاکام

 

 در ادامه از خداوند بزرگ ممنونم که به من اجازه داد این جایگاه را لمس کنم ، من هم مثل اکثر هم‌سفرهای عزیز ، زمانی که متوجه شدم هم‌سفرم مصرف‌کننده هستند از ازدواج با ایشان پشیمان شدم ولی وقتی آمدم کنگره و این‌همه عشق و محبت را دیدم و با دیدن این‌همه سند زنده ( وجود سفر دومی‌ها ) من هم به این یقین پیدا کردم که اینجا می‌توانم زندگی ازدست‌رفته را دوباره ساخت و امروز با تمام وجود خوشبختی را لمس می‌کنم . امیدوارم همه شما سفر اولی‌ها به این آرامش و جایگاه برسید. 

تشکر می‌کنم از راهنمای عزیزم خانم زهره ، راهنمای مسافرم آقا امید ، اسیستانت  و مرزبان محترم خانم رؤیا و مسافرشان که ما در طول سفر خیلی راهنمایی کردند.

گل رهایی

تایپ : مسافر احمدرضا لژیون ۱۹ ، مسافر داوود عرفانی 

عکاس:مسافر مجتبی 

تنظیم و ارسال تصاویر:مسافر مصطفی




طبقه بندی: جشن تولدهای لژیون، 

تاریخ : چهارشنبه 13 شهریور 1398 | 11:50 ب.ظ | نویسنده : زهره | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic