به نام قدرت مطلق الله 

امروز 5شنبه مورخ 31 مرداد ماه 1398لژیون هشتم به استادی خانم زهره با دستور جلسه ،سی دی بیگانه با حضور همسفران عزیز اغاز به کار گردید.



قسمت بعدی در مورد هوش هیجانی می گوید که بسیار نکته مهم و کاربردی است که می گوید در زندگی امروزی کسی برنده است که از هوش هیجانی یا ای کیوی خوبی برخوردار باشد هوش هیجانی در واقع یک جور نقطه تحمل است که بتوانی در شرایط سخت خودت را کنترل کنی.
سوال: در مورد این هوش هیجانی که گفتید آیا انسان همیشه باید خودش را کنترل کند و چیزی نگوید؟....

سوال همسفر: آیا انسان باید حتما درد بکشد تا صفت خوبی را به دست آورد؟...

برای پاسخ این سوالات به ادامه مطلب مراجعه نمایید ...

خانم زهره: خداوند را سپاس می گوییم از اینکه یک بار دیگر اجازه در کنار هم بودن و آموختن را به ما داد. از همۀ همسفران لژیون مخصوصا کسانی که جدیدا وبلاگ نویسی را شروع کرده اند می خواهم که حتما در جلسه آموزش وبلاگ نویسی که روز دوشنبه هفته آینده تشکیل می شود شرکت کنند و کسانی هم که وبلاگ نویسی بلد هستند برای گذاشتن عکس در وبلاگ و رفع اشکال می توانند حضور داشته باشند.

سی دی بیگانه:

خلاصه ای از مشارکتهای همسفر نگار و همسفر زهره م:

دراین سی دی به چند مطلب اشاره شده است :یكی به آنچه مقدر است ادامه می دهیم مقدركه همان تقدیر ماست یعنی یكسری اتفاقاتی برای ما می افتد كه ما نمی دانیم آن تقدیر ماست .دوم آنكه خیلی چیزها را خودمان پیش آورده ایم و باید به آنها احترام بگذاریم .اگرمسائل خوب بوده خودمان خلقش كرده ایم مانند تحصیل كردن ،اگر هم بد بوده خودمان خلق كردیم مانند اعتیاد ،پس نباید از زمین و زمان طلبكار باشیم ودیگران رامقصر بدانیم .

ما نباید تنها به یاد حق باشیم بلكه باید به یاد مخلوق خداوند نیز باشیم .اگرخدارادوست میداریم باید طبیعت ،جنگل ،گیاهان وتمام انسانها وحیوانات وكلا تمام خلق خدارانیز دوست بداریم.اول صحبت می گوییم خدایا مارا ازدست نیرومند ترین دشمن خود كه جهل ونادانی خودم هست به توپناه می برم چون مسبب بسیاری از رویدادهای امروز خوده ما هستیم.این را هم بدانیم كه دراین دنیا هیچ چیز دائمی و بلند مدت نیست و بقا ندارد مانند مال و زیبایی پس نباید به ان غره شویم .

آموزش هایی كه در كنگره می گیریم آموزش خودشناسی است وبرای عارف شدن مانیست بلكه برای اینست كه بدانیم چگونه زندگی كنیم و چطور باوقایع زندگی برخورد كنیم وآسایش داشته باشیم .گاهی اوقات انسان خودش مسبب تنهایی خودش هست .ماباید هنر زیستن بادیگران را یادبگیریم .

هوش هیجانی ای كیو دراین دوره زمانی بسیار مهم است .یعنی بتوانید آن هیجان درونی را نسبت به رفتار وكردار وكلام دیگران كنترل كنید .هوش هیجانی انسان در ساعات مختلف شبانه روز متفاوت است چون فیزیولوژی انسان درساعات متفاوت است.ما باید ازجسم خود شاكر باشیم چون هستی ما بخاطر جسم ماست و ما به حیات ادامه می دهیم .ماخودرا باید مسلح كنیم ازجهات مختلف محبت و عشق و...خود را كامل و تجهیز كنیم وبرای هر كاری اسلحه خودش لازم است مثال برای حرف زدن باید فن بیان داشته باشید.گاهی اوقات مااز كسی چیزی می خواهیم كه ندارد مانند محبت و پول و....

عبادت دو نوع دارد عبادت ظاهری و عبادت باطنی كه ما باید هم از درون و هم از بیرون پاك و مطهر باشیم .محبت اتفاق نیست.محبت دامنه وسیع یك كمان بی انتهاست وبسیار قوی و بی انتهاست .امیدوارم كه ماهم بتوانیم جزو  افرادی باشیم كه محبت واقعی در وجود ما رخنه كند و ما را به ارامش برساند .

خانم زهره: در ابتدای سی دی می گوید که یا همه و یاد حق هستیم. اینجا منظور این است که همۀ زندگی نباید یاد حق باشد وظایف دنیوی هم مهم ست باید یاد فرزند هم بود یاد پدر و مادر هم بود، یاد فامیل هم بود یاد کنگره هم بود و ... حال برای اینکه انسان بتواند یاد همه چیز باشد نیازمند یک برنامه ریزی درست و دقیق می باشد. انسان اگر بتواند در زندگی تمام مسئولیتهایش را در جایگاه های مختلفی که دارد درست انجام دهد آن وقت می تواند آرامش داشته باشد اما اگر در هر کدام از مسئولیتهایش کم کاری کند دچار ناآرامی می شود.

برای آنچه خود پیش آوردیم با آنچه در لوح ما نوشته شده؛ با احترام خاصی برخورد می کنیم. اینجا می گوید تمامی مشکلات ما یا تفکر ناسالم دیروز ما بوده یا جز تقدیر ماست و از این دو حالت خارج نیست که باید به هر دو احترام بگذاریم یعنی آنها را بپذیریم تا بتوانیم در صدد حل آن برآییم. اگر من فکر کنم که دیگران مسبب مشکلات من هستند آن وقت کلید حل مشکلاتم را هم آنها می دانم و در انتظار این می نشینم که آنها تغییر کنند و با تغییرات آنها مشکلات من حل شود که با این دیدگاه هیچ گاه من به آرامش نمی رسم.

ما زمانی راحت تر می توانیم تقدیرمان را بپذیریم که از یک مشکلی خارج شویم تا وقتی در وسط مشکل گیر کرده ایم یک مقداری سخت است که بپذیریم که من خودم خواستم که دچار این مشکل شوم. و اگر کسی به ما بگوید که خودت خواستی که زندگی ات اینجور شود به راحتی نمی پذیریم و مثلا می گوییم کی من خواستم با یک مصرف کننده زندگی کنم؟! مگر می شود که من روزی خواسته باشم که بچه ام اینگونه باشد؟! مگر می شود که من خواسته باشم که اینقدر مشکل مالی داشته باشم؟! در این قسمت سی دی جواب اینگونه سوالات را می دهد که یا خودت با تفکر اشتباه و کارهای اشتباهی که در گذشته انجام دادی باعثش شدی و یا اینکه برای اینکه آموزش مهمی بگیری خودت پذیرفتی که می خواهم در کنار این مشکل این صفت را کسب کنم. پس بعضی اوقات وقایعی برای ما اتفاق می افتد که ما نمی دانیم که آن وقایع خوب است یا بد است ما در این قسمت بیسوادیم.وقتی اتفاق افتاد مهم نیست که آیا این اتفاق برای من خوب است یا بد است یا علت این اتفاق چه می تواند باشد آیا به خاطر اشتباهات گذشته ام است یا حکمتی در آن برای من نهفته است؛ دیگر این اتفاق افتاده و من باید ببینم چه کار باید بکنم که از این مشکل خارج شوم.

اگر انسانی به تنهایی می رسد خودش مسبب تنهایی اش است چون هنر ایجاد روابط حسنه با دیگران را بلد نیست یا نمی خواهد برای ایجاد روابط با دیگران هزینه هایی متحمل شود.

قسمت بعدی در مورد هوش هیجانی می گوید که بسیار نکته مهم و کاربردی است که می گوید در زندگی امروزی کسی برنده است که از هوش هیجانی یا ای کیوی خوبی برخوردار باشد هوش هیجانی در واقع یک جور نقطه تحمل است که بتوانی در شرایط سخت خودت را کنترل کنی. به عنوان مثال خانه بهم ریخته است، چیزی در خانه نداری، وقت هم نداری، پول هم نداری، داری آرام آرام کارهای منزل را انجام می دهی یک دفعه یکی زنگ می زند امشب می آییم خانه تان. اینقدر به هم می ریزی که تا وقتی مهمان ها بیایند و بروند حالت خراب است. اما اگر از هوش هیجانی مناسبی برخوردار باشم می توانم خودم را کنترل کنم و سعی کنم با الویت بندی کارهایم و یک پذیرایی ساده کاری کنم که هم خودم خوش بگذرد و هم به مهمان هایم. یا مثال های دیگری که در سی دی گفته شده مثلا کسی یک حرفی می زند و ما سریع به هم می ریزیم برای اینکه از دست دیگران ناراحت نشویم و بتوانیم خودمان را کنترل کنیم باید بپذیریم که انسانها در 24 ساعت شبانه روز در شرایط روحی، روانی متفاوتی هستند چرا در شرایط روحی و روانی متفاوتی هستند چون فیزیولوژی شان در طول 24 ساعت در حال تغییرات است. مثلا ممکن است شخصی شب درست نخوابیده باشد و حالا با شما روبه رو می شود و ممکن است حرفی بزند که خوشایند نباشد شما نباید ناراحت شوید چون آن طرف بدنش استراحت کافی را نکرده و سیستمش درست کار نمی کند. یا اینکه ممکن است مثلا مسافر من امروز درست کار نکرده باشد یا در محل کارش مشکلی برایش پیش امده باشد حالا یک حرفی به من می زند که برای من خوشایند نیست سریع به هم نریزم. این در مورد رفتار دیگران با ماست خودمان هم حواسمان باشد که اگر حرفی را می خواهیم به کسی بزمیم و یا خواسته ای از کسی داریم اول شرایط را بسنجیم ببینم آیا حالا جای این حرف هست، آیا وقتش هست که این حرف را بزنم و اگر زمان و مکان مناسب بود دیگر باید حواسم باشد که با چه لحنی و چه حسی این حرف را بر زبان می آورم.

هستی ما ضامن وجود هر یک از اعضای تنی است که بی وجود آنها شایسته حیات نیست. یعنی اینکه تک تک اعضای بدن ما هستند که ما را بوجود آورده اند و اگر یکی از آنها درست کار نکند دیگر جسم ما از ما فرمان نمی گیرد مثلا اگر من امروز دچار بیماری باشم هر چه بخواهم کاری را انجام دهم نمی توانم. یا اینکه کسی که با کوچکترین چیزی داد و بیداد می کند و به هم می ریزد این جسمش ازش فرمان نمی گیرد پس یکی از مسائل مهم این است که کاری کنیم که جسم فرمانبردار ما باشد.

در قسمت آخر سی دی می گوید که خود را از بسیاری جهات مسلح سازید.

چون اصولا زندگی همه اش یک جورهایی نبرد است انسان باید همیشه خودش را به اسلحه های محبت، علم، آگاهی، صبر ، فن بیان، توانایی فیزیکی و ... مجهز کند تا بتواند در این نبرد با نیروهای بازدارنده موفق باشد. چون از صبح که بلند می شویم تا شب که بخوابیم مرتب در حال یک نبرد پنهانی هستیم آیا این حرف را بزنم، آیا اینجا بروم، آیا این کار را بکنم، آیا این را بخرم، آیا این پول را بدهم و ... کسی که مجهز به این اسلحه ها باشد می تواند انتخاب درستی انجام دهد.

سوال خانم نگار: در مورد این هوش هیجانی که گفتید آیا انسان همیشه باید خودش را کنترل کند و چیزی نگوید؟

خانم زهره: ما در آموزشهای کنگره یاد گرفتیم که همیشه سکوت کنیم و کاری انجام ندهیم و چیزی نگوییم هم درست نیست اما این خیلی مهم است که کجا باید گذشت کرد و کجا نباید گذشت کرد. اولا این نکته بسیار مهم است که جاهایی که نمی دانیم الآن باید سکوت کنیم یا نه، باید سکوت کنیم.نکته دوم اینکه اگر می خواهیم نتیجه خوب ببینیم باید بتوانیم عمل سالم را انجام دهیم و برای انجام عمل سالم به گفته آقای امین باید به حست رجوع کنی چون حس انسان معمولا درست می گوید. مثلا رفتار نادرستی از کسی می بینی که بهم می ریزی نمی دانی که حالا باید گذشت کنی یا نه. باید اینجا به حست نگاه کنی ببینی آیا از طرف مقابل متنفر شدی یا نه. اگر حس تنفر داری نباید به او چیزی بگویی و فعلا سکوت کنی به خودت زمان دهی تا حست نسبت به او سالم شود و  بعد اگر نیاز بود با او صحبت کنی. اما اگر با اینکه رفتار یا کلام نامناسبی از کسی دیدی حس بدی نسبت به طرف نداری و احساس می کنی هنوز دوستش داری می توانی جواب طرف را با حس خوب بدهی که در این صورت می تواند تاثیرگذار هم باشد.

سوال همسفر: آیا انسان باید حتما درد بکشد تا صفت خوبی را به دست آورد؟

خانم زهره: می گویند تزکیه و پالایش اصولا با درد همراه است. اما چیزی که مهم است این است که گاهی ما درد می کشیم اما این درد، دردی نیست که باعث تزکیه و کسب صفت خوب در ما شود. مثلا گاهی حسادت کسی را می کنیم این حسادت هم درد دارد، یا اینکه ناامید هستیم یا مرتب فکر منفی می کنیم اینها هم درد دارد اما دردی هست که باعث تخریب بیشتر من می شود دردی نیست که باعث سازندگی من شود و به درد من بخورد. حالا یک انسان عاقل دردهایی را در زندگی انتخاب می کند که باعث رشد و سازندگی اش شود مثلا سکوت کردن در مقابل انسان نادان، صبر کردن برای درمان مسافر و ... اینها هم درد دارد اما درد سازندگی است.  

نویسنده: همسفر نگار




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: کنگره 60، درمان اعتیاد، سی دی بیگانه، عملکرد لژیون،  

تاریخ : یکشنبه 3 شهریور 1398 | 12:01 ب.ظ | نویسنده : همسفر نگار | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic