به نام قدرت مطلق الله

امروز دوشنبه مورخ  14مرداد ماه 1398 لژیون هشتم به استادی خانم زهره و دبیری خانم فاطمه با دستور جلسه ادامه سی دی حقه 3 و سی دی به دنبال چه هستیم ،با حضور همسفران عزیز راس ساعت 17.30 آغاز به کار نمود.


در زمان حال زندگی کنیم .هیچوقت زندگی این دنیا را فدای اخرت نکنید نباید سختی و زجر بکشیم با این هدف که به بقا بالله برسیم . زندگی کردن هم مهم است.کسیکه در اینجا لذت ببرد در انجا هم لذت میبرد . در زمان حال زندگی کردن یکی از سخت ترین هنرهاست و رمز اینکه بتوانیم در زمان حال زندگی کنیم این است که چیزهایی که داریم را برایشان ارزش قائل شویم و برای آنهایی که نداریم اگر ضرورت دارد تلاش کنیم.

ابتدا خانم زهره در مورد تعطیلات صحبت کردند که :به میزانی که تغییر کردیم به همان میزان هم تعطیلات هم بهش بیشتر خوش میگذرد.حالا خیلیها این یک هفته تعطیلات بیشتر بهش خوش گذشته تا عید و این نشان میدهد که من بیشتر تغییر کردم ،مگر نه که زندگی همچنان در جریانه ،مشکلات که همیشه هستند و کارها که همیشه هستند فقط چه چیزهایی تغییر میکند،افکار و اندیشه های ما و هر چی که ما به طرف مثبت ها برویم و دانایی ما بیشتر شود قطعا حال ما بهتر میشود  و این نشان میدهد که ما تغییر کرده ایم .پس هر چی که به ما بیشتر خوش گذشته باشد یعنی ما تغییر بیشتری کرده ایم.خوب یک استثنائاتی هم هست که ممکنه مشکلاتی در این تعطیلات داشته بودیم ولی اینکه به این مشکلات چطوری نگاه میکنیم نشان دهنده تغییرات ماست و این فرصت خوبه که ادم خودش را محک بزند.

ادامه سی دی حقه3،

اصلا ما این حرفها را زدیم که ایا کفر و شرک تو زندگی ما اثر دارد ،برای ما بیماری بوجود می اورد .گفتیم زمینی را در نظر بگیریم که اگر نورش زیاد باشد این نور تبدیل به حرارت ،اتش و گرما میشود و اگر اب کم باشد به خشکی تبدیل میشود پس گرمی و سردی اکه با هم که ترکیب شوند میشود :گرم و خشک ،گرم و مرطوب ،سرد و خشک و سرد و مرطوب که اینها میشوند مزاجهای انسان یعنی طبیعت انسان از این مزاجها هست و اگر اینها از تعادل خارج شوند دچار بیماری میشویم .

همسفر اعظم:دو مدل داشتیم مدل زمین و کارخانه و گفتیم که از مدل استفاده میکنیم بخاطر اینکه بهتر متوجه مساله بشویم و تصویر خوبی از ان داشته باشیم .حالا در اینجا هم از مدل زمین استفاده میکنیم انسان یعنی زمین ،اینکه زمین چه جنسی و چه خاکی دارد این میشود بستر،چه خواسته ای دارد ،خواسته نفس و دراین زمین چه بکارد میشود تفکرات ما.پس این مثلث میشود مثلث ساختار یا بستر و اینها دست ماست و دراختیار ما است و یک مثلث دیگر که نور ،اب و اکسیژن که همان هوا است و این میشود رحمت خالق .این دو تا مثلث که با هم ترکیب میشوندکه همان عناصر اصلی که اب ،خاک ،باد و اتش هستند.حلا کفر را گفتیم که نور و آب میرود به سمت بدی متمرکز میشود و یک جایی داریم گرمی و رطوبت و  یک جایی سردی و خشکی و بالانس بهم میخورد و بیماری ظاهر میشود

بعد خانم زهره استاد بیشتر در مورد این قسمت توضیح دادند که :کفر ،شرک و کبر را قبلا تعریف کردیم و گفتیم که چه کسانی کبر دارند؟کسانی که خودشان را در ماهیت از جنس خالق می دانند و اینها نورشان کم میشود و خداوند بهشون نور کمتر میدهد.حالا چه کسانی کافر بودند؟ کسانیکه خوبیهای دیگران را پنهان میکردند بنابراین خوبیهای خودشان پنهان میشد و بعد میرفتند توی اون زمین بد محصول می کاشتند زمین خوبه را دیگر نمیدیدند .حالا چه کسانی دچار شرک میشدند؟کسانیکه زود می خواستندبه خواسته هایشان برسند و میرفتند از اربابشان آب بیشتری بگیرند و چون اونها که خودشان نداشتند و از کسانی دیگر میدادند و اونها الوده بود پس حساشون الوده میشد تفکرات بهم میریزد در صور پنهان و در صور اشکار هم دامنه اختیاراتش کم میشد و مثلا میگفت که باید محصولاتت را به من بدهی اینها خلاصه ای از سی  دیهای قبل بود .واما در مثال زمین که دو تا مثلث داریم یکی مثلث ساختار یا بستر( تفکر، خواسته ، بستر) که اینها دست ما است و مثلث دیگر که اب ،نور و هوا که دست خداوند و ترکیب این دوتا مثلث همه چیز را بوجود می آورد..پس مجموعه این دوتا سرنوشت و زندگی ما را بوجود می اورد حالا اگر نور زیاد یا کم بشود یا اب زیاد و کم بشود اینها باعث ایجاد مزاجهای ما میشودکه همان گرم و خشک و سرد و مرطوب و...حالا اگر اینها از تعادل خارج شوند بیماریها ظاهر میشود.در مساله کفر گفتیم نور و اب میرود در قسمتهای بد متمرکز میشود و تعادل در درون ما بهم میریزد و بیماریها بوحود میاید .

همه علوم بهم وصل هستند. بیماری های انسان به مزاج های انسان ربط دارند. بیماری و سلامتی انسان به کارهای ارزشی و ضدارزشی که انجام می دهد ربط دارد.مثلا  وقتی دچار کفر شدیم مزاجهای ما بهم میریزد انسانی که کافر شود مزاجش بهم میریزد پس رفتارهای ما و اعمال ما، مزاجهای ما را میسازند و مزاج های ما بیماری یا سلامتی ما را می سازد. پس همه اینها مرتبط هستند و همه علوم در یک نقطه به هم می رسند.

در ادامه سی دی میگوید که چرا در جوامع امروزی معیارها اینقدر تغییر کرده و اینها برمیگردد به اعمال ما، به کفری که داریم چرا هنرهای دستی را کسی دیگر نگاه نمیکند و به چیزهای دیگر توجه میکنیم و اینها بر میگردد به کفر ما و باید به هنرهای دستی توجه کنیم و بیشتر اینهارا بخریم تا اونها بیشتر انگیزه پیدا کنند .و اگر بخواهیم جامعه معیارهایش عوض شود این دست تک تک ما هااست و وآقای امین راهکار دادند که بجای اینکه چند تا و زیاد بخریم بیاییم مثلا یک تابلو کار دست را بخریم

اگر اب و نورش کم شود حالا چه تاثیری میگذارد؟در جسم هم اگر نور کم تابیده شود درست دیده نمیشود.در انسان هم نور کم شود اول دریافتش مبهم میشود و سایه ها را اشتباه میگیرد .برای همین بعضی چیزها را می ایند نورشان را زیاد تر میکنند تا بهتر دیده شوند مثل جواهر فروشیها .در انسان هم وقتی قسمت دریافتش دچار مشکل شود و وقتی دچار کبر و کفر شود نور میرود یک جای بد متمرکز میشود و خوبی ها پنهان میشود دیگر جاهای خوب را نمیبیند .متاسفانه در جامعه ما هم اینطور شده اهنگهای بد و مخرب که به جسممان اسیب میرساند اینهارا بیشتر دوست داریم و بیشتر گوش میدهیم و اینها نتیجه کفر و کبر است که ارزشها عوض شده و کفر وکبر در دریافت اختلال ایجاد میکند و شرک باعث اختلال در ادراک میشود

همسفر الهام :این خیلی مهم بود که انسان اول باید چیزی را ببیند،تازه وقتی دید ورودی اطلاعاتش باز میشد بعد که دریافت شد باید اونا حسش و درکش کند که در قسمت قلب انجام میگیرد و بعد برا تجزیه وتحلیل میرود به عقل .پس وقتی یک جیزی را میگویند درک کردیم باید این مراحل را طی کند یعنی اول دیدن ،دریافت ودرک و بعد رسیدن به عقل

خانم زهره استاد بیشتر توضیح دادندکه :برای اینکه ما بفهمیم یک چیزی حقیقته باید درست ببینیم ودرست درک کنیم و خیلی وقتها ما قدرت تشخیص نداریم که مثلا این عمل سالم یا به ظاهر نیک و اینها بخاطر کبر و کفر که نور میرود یک جاهایی که نباید برود و نتیجه اش اینه که در دریافت دچار مشکل شده ایم و انگار یک حجاب و پرده ای می اید جلو چشمانمان و نمیبینیم دیگر حقیقت را. کبر و کفر باعث اختلال در دریافت و شرک باعث اختلال در ادراک انسان می شود.

همسفر الهام : وقتی انسان دریافت می کند تولید هم می کند . دریافت و تولید هم باید باهم یکسان باشد .مثال اگر زمینی را یکسال ازان محصول برداشت کردند یکسال باید به آن استراحت بدهند . نباید هستی را از حالت تعادل خارج کردو باید این چرخه  دریافت و تولید باهم هماهنگ باشد.

تنها راهکاری که جامعه ما رابه سمت تعادل ببرد هیچ راهی نیست جزاینکه ما به سمت تزکیه و پالایش برویم.انسان کاری راانجام می دهد که به آن احساس دهد و تنها کاری که می توانیم انجام دهیم شروع کنیم به تزکیه و پالایش خودمان.و از خودمان شروع کنیم. یعنی خوبی های دیگران را بگوییم به هنرهای دیگران توجه کنیم تا ارزشهایمان جایگاه خودشان راپیداکنند و در تعادل قراربگیریم .توجه کنیم به همه انسانها این یعنی ما ازکفر داریم فاصله میگیریم .

همسفر اسماء:یک قسمتی که در مورد شرک می گوید که وقتی کسی خواسته ای داردومی خواهد زود به ان برسد می رود و ازاربابش انرژی دریافت میکندواربابش این انرژی را از دیگران گرفته واین انرژی آلوده رابه من انتقال می دهد و من دچار شرک می شوم و حس من هم آلوده می شود و حس آلوده یعنی اینکه ما همه چیز رو اشتباهی برداشت می کنیم و هضم حقایق برای ما سخت است .

همسفر زهراپ:آقای امین می گویند زبان عربی خیلی خوب است وخیلی زیبا معنی شده است اما در فارسی اینطورنیست مثال رحیم که در عربی یعنی کسیکه رحمتش بسیار زیاد است.انفاق بر وزن افعال است یعنی بخشیدن وسریع چیزی را دادن .ریشه انفاق نفقه است.نفاق بر وزن جهاد است ومعنی خوبی ندارد .

خانم زهره:با توجه به سی دی انفاق،انفاق یعنی سریع چیزی را به کسی دادن.اما نفاق مخرب است .ریشه نفاق یعنی نفقه وبه یکباره همه چیز را دادن است یعنی نابود کردن و به تباهی کشاندن .یعنی پتانسیل جامعه را به یکباره خرج کردن مثال کسی را مسئول بانک کنند و او شروع کند به رشوه دادن و وام های سریع و بانک را به تباهی بکشد.یا مثال دانشگاه کسی مسئول دانشگاه می شود اجازه می دهد هر کسی با هر رتبه ای وارد آن دانشگاه شود در اینصورت زحماتی که تا به حال برای آن دانشگاه کشیده شده تا به اینجا رسیده را به هدر می دهد و آن دانشگاه را که به عنوان یک پتانسیل جامعه تلقی می شود را به نابودی می کشد.گاهی اوقات نفاق را دورویی معنا می کنیم .کسیکه ظاهر و باطنش یکی نیست .برای اینکه خودم را انسان خوبی معرفی کنم شروع می کنم تمام پتانسیلم را به خرج کردن و تمام انرژی درونم راخرج می کنم.

همسفر مینا :  آقای مهندس می گویند اگر چندسال پشت سره هم درزمینی کشت کنیم مواد غنی آن زمین ازبین می رود نفاق هم همینطور است وقتی شخص  تمام انرژی خودرامصرف می کند نابود می شود.

همسفراعظم:توان تولید کردن یک چیز یعنی چه؟

خانم زهره :بیشتراوقات ما زندگیه خود را فدای زندگی دیگران  می کنیم.  ماباید به میزان توانمان به دیگران کمک کنیم بیشترازان خراب می کنیم .همه چیزباید درتعادل باشد .

سی دی به دنبال چه هستیم.

همسفر زهرا ق:من همیشه فکر می کردم که در اینده باید به ایده ال هایم برسم همیشه تلاش می کردم و هیچ وقت از زمان حالم لذت نمی بردم.اما الان درحال زندگی می کنم.

همسفر زهره م:هدف از خلقت ماچیست .ماهمیشه حسرت نداشته هایمان رامی خوریم وهمیشه دوست داریم که به جای دیگران باشیم مانندکودکی هستیم که با داشتن بستنی دردستش می خواهد شکلات دیگری را بگیرد اما نه تنها شکلات او را نمی تواند بگیرد بلکه بستنی اش از دستش می افتد ان بچه دستش راگاز می گیرد و شکلات به او نمی دهد و شاید از پدر و مادر ان بچه هم کتک بخورد.ماباید در زمان حال خوش باشیم و زندگی کنیم .بهشت یعنی درهرزمانی احساس امنیت کنیم وخداراشاکر باشیم.

همسفر اسما:گاهی اوقات فکرمیکنیم حال خوش یعنی رسیدن به بقای الله و تکامل است ولی ان فقط خط پایان است .برای رسیدن به حال خوش باید چیزی را بدهی  تا چیزی را دریافت کنید.بایدبه دیگران کمک کنید تابه شما کمک شود باید گذشت کنید تا درموردت گذشت شود.همه ما به دنبال حال خوش هستیم هرکدام درجایگاه خودمان می توانیم به ان حال خوش برسیم .گاهی اوقات فکرمی کنیم اگر همه چیز بر وفق مراد ما باشد مابه حال خوش می رسیم اما ما باید در سختی ها هم بتوانیم خوش باشیم واین یعنی رضا.

همسفر الهام:بعد از ایمان عمل سالم است باید انسان یک تولید یایک خدمتی داشته باشد و ان هم خدمت به خلق خداوند است که باعث نزدیک شدن به خدا می شود.ماباید جایگاه مسافران را بهشان پس بدهیم تاحال خوش نصیبمان شود.

خانم زهره:این سی دی بسیارساده اما در عین حال بسیار کاربردی است و مقدمه هفت  سی دی حال خوش است.همه انسان ها به دنبال حال خوش می گردیم کسیکه دانشگاه میره به دنبال حال خوش است منه راهنما به دنبال حال خوش هستم شماهاییکه تلاش می کنید کمک راهنما شوید به دنبال حال خوش هستین. مادری که صبوری میکنه فرزندش به رهایی برسه به دنبال حال خوش است درکل همه ماچه درکنگره و چه بیرون ازکنگره به دنبال حال خوش هستیم .اقای مهندس می گوید اما ایا همه ی مابه حال خوش میرسیم؟ حتی اگر به این اهدافمان دست پیدا کنیم به حال خوش می رسیم؟!

آقای مهندس می فرمایند ما باید چهار تا کار انجام دهیم تا به حال خوش برسیم :اول اینکه حساب خودتو باخودت صفر کن .چقدر حسادت کردم چقدر دروغ گفتم و....الان باید بذر نیکو بکاریم اون بذرهایی که قبلا کاشتیم رابپذیریم و انهاراحل کنیم  تا کم کم حالمان خوب شود.دومین نکته اینست که از ضد ارز شها دوری کنیم و به سمت ارزشها حرکت کنیم. ما نمی توانیم از راه ضد ارزشها به حال خوش برسیم انسانهایی که درگیر ضدارزشها هستندهمیشه با استرس و ناارام هستند .سومین نکته باید خدمتگزار باشیم.یعنی تولید داشته باشیم همه چیز را فقط برای خودم و خانواده خودم نخواسته باشم .ما قبلا هم می دانستیم که باید به دیگران کمک کرد تا به حال خوش برسیم اما نمیدانستیم چطوری.اما امروز بسترش در کنگره محیا ست. همیشه باید به این فکر کرد که چقدر برای دیگران مفید بوده ایم .اینجا فرصتی است که میتوان زندگی های زیادی رانجات داد چه چیزی بالاتر ازاین.بیایید فکر کنیم که چقدر مفید بودم برای دیگران و جامعه ام. تا به حال چقدر برای دیگران وقت گذاشته ام، و اخرین نکته اینکه در زمان حال زندگی کنیم .هیچوقت زندگی این دنیا را فدای اخرت نکنید نباید سختی و زجر بکشیم با این هدف که به بقا بالله برسیم . زندگی کردن هم مهم است.کسیکه در اینجا لذت ببرد در انجا هم لذت میبرد . در زمان حال زندگی کردن یکی از سخت ترین هنرهاست و رمز اینکه بتوانیم در زمان حال زندگی کنیم این است که چیزهایی که داریم را برایشان ارزش قائل شویم و برای آنهایی که نداریم اگر ضرورت دارد تلاش کنیم..خیلی وقتها ما با افکار منفیمان برای خودمان جهنم درست می کنیم و زندان بان جهل و خودخواهی خود می شویم..

دستور جلسه پنج شنبه سی دی روابط حسنه و  دستور جلسه پنج شنبه بعدی: سی دی هزینه و دستور جلسه دوشنبه دوهفته اینده مروری بر وادی یک و سی دی حال خوش یک و دو ضمنا همسفرانی که در روزهای پنج شنبه حضور ندارند باید برداشت خود را از سی دی آن روز به صورت مکتوب بیاورند.

نویسنده: همسفر زهرا پر و همسفر نگار




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 
برچسب ها: کنگره 60، درمان اعتیاد، سی دی حقه 3، سی دی به دنبال چه هستیم،  

تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد 1398 | 11:42 ب.ظ | نویسنده : همسفر نگار | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic