به نام داننده آشکار و نهان
امروز مورخ 31 تیرماه ۱۳۹۸ لژیون هشتم با استادی خانم زهره و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه "سی دی حقه 3" با حضور همسفران گرامی در ساعت۱۷:۳۰آغاز به کار نمود..



همسفر زینب:زمانیکه من در لژیون خانم مرجان بودم  بعلت کوچک بودن فضا، لژیونها شلوغ تر از اینجا به نظر می آمدوهمچنین به خاطر اینکه تعداد کمک راهنما ها هم کم بود ٬بیست تا بیست وپنج نفر رهجو سر لژیون حضور داشتند  به همین دلیل صدا به خوبی به گوش بچه ها نمی رسید یا صدای لژیون های دیگر مانع شنیدن خوب بچه ها می شد٬در این وضعیت خانم مر جان می گفتند:اصلا تمام این شرایط پیش آمده که شما یاد بگیرید که فقط روی هدفتان و صحبت های من متمر کز شوید و حواستان جمع کار خودتان باشد و اگر همه شرایط مطلوب بود و شما به راحتی صحبت ها در لژیون گوش می دادید که تمرکزتان بالا نمی رفت

خانم زهره:سلام دوستان زهره هستم یک همسفر٬در ابتدا یک بار دیگر رهایی مسافر خانم زهره ش را خدمتشان تبریک عرض میکنیم و از ایشان میخواهیم که از حسشان برایمان بگویند....

همسفر زهره ش:من چون برای بار دوم بود که این جایگاه را لمس میکردم خیلی لذت بردم و دوست داشتم تا آخر باشم وصحبت ها ودعای  آقای مهندس را بشنوم واینکه درآخر یک آهنگ رهایی را گذاشتند که برایم تازگی داشت بایک شیوه ی ‌ جدیدی برای رهایی جشن گرفتند که همراه با دست زدن آقایان وکل کشیدن خانم ها بودوبا خانم های زنجانی وقزوینی هم کلام شدیم  ویکی از این خانم ها گفت من علاوه بر خوردن٬  از دیسپ برای پوستم استفاده میکنم و خیلی اثر بخش بوده یا خانم دیگری می گفتند که با خوردن دیسپ رشد ابرو وموهایم خوب شده یا اینکه خود من با خوردن دیسپ ریزش مویم خیلی کم شد و من تشکر میکنم از آقای مهندس به خاطر اینکه یک بستر خوبی را برای ما همسفران‌ و مسافران  ما بوجود آوردند و انشاالله عمرشان پر برکت  باشد.

خانم زهره :ما هم از شما تشکر میکنیم و به ادامه بحث می پردازیم وچند پیام از مرزبانی توسط خانم دبیر (در غیاب خانم فاطمه ٬خانم نگار ) گفته می شود

همسفر نگار: یک نکته در مورد  ایام تعطیلات تابستانه که از تاریخ۹۸/۵/۴لغایت۹۸/۵/۱۰می باشد و نکته دیگر کلاس های تربیت فرزند وفرزند پروری روزهای سه شنبه وچهار شنبه  هرهفته از ساعت ۸/۳۰تا۱۰/۳۰شب در پارک غدیر در ماه مرداد برگزار میشود و دیگر احترام به حرمت ها و حضور به موقع در کنگره  و خدمت ها که باید مورد استقبال بیشتری قرار بگیرند و اینکه گوشی موبایل در جلسه باید سایلنت یا خاموش  باشد در آخر لژیون هر لژیون باید صندلی هایش را جمع کند و جلسه کمک راهنمایی در تاریخ ۹۸/۵/۱۴رأس ساعت ۲بر گزار میشود.

همسفران از اینکه صدا به گوششان نمی رسید شکایت داشتند که در پاسخ :

همسفر زینب:زمانیکه من در لژیون خانم مرجان بودم  بعلت کوچک بودن فضا، لژیونها شلوغ تر از اینجا به نظر می آمدوهمچنین به خاطر اینکه تعداد کمک راهنما ها هم کم بود ٬بیست تا بیست وپنج نفر رهجو سر لژیون حضور داشتند  به همین دلیل صدا به خوبی به گوش بچه ها نمی رسید یا صدای لژیون های دیگر مانع شنیدن خوب بچه ها می شد٬در این وضعیت خانم مر جان می گفتند:اصلا تمام این شرایط پیش آمده که شما یاد بگیرید که فقط روی هدفتان و صحبت های من متمر کز شوید و حواستان جمع کار خودتان باشد و اگر همه شرایط مطلوب بود و شما به راحتی صحبت ها در لژیون گوش می دادید که تمر کزتان بالا نمی رفت

خانم زهره :در وادی اول هم مسأله تمر کز روی یک موضوع گفته می شودیا همین که می گویند فقط یک خواسته ویک دعا داشته باشیم که آن لحظه برای ما خیلی سخت می شود  یا اینکه ما باید انقدر خواسته مان  برای یاد گیری وآموزش بالا باشد که حتی از حرکات لب های گوینده بفهمیم که او چه می گوید.

همسفر زهره ش:من یک سؤالی داشتم در مورد سیدی یین ویانگ که جلسه قبل کار شده وبنده سر لژیون نبوده ام٬آقای امین در این سیدی می گویند بازی های زیادی هستند که شرط برنده شدن شرکت نکردن دربازی است و نکته دیگر اینکه  گاهی ما یک فکری در سرداریم که ریشه ی فساد دارد مثلا وقتی من به یک خانم شوهر دار علاقه دارم واگر در راستای این فکرم کاری انجام ندهم این فکر کم کم از من دور میشود٬مگر ما در وادی اول نمی گوییم که باتفکر ساختارها آغاز می شوند  یا اینکه در جایی آقای مهندس می فرمایند پندار سالم ٬گفتار سالم وکردار سالم یا حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند مراقب افکارت باش که گفتارت می شود مراقب گفتارت باش که اعمالت می شود و مراقب اعمالت باش که شخصیتت می شود و مراقب شخصیتت باش که سر نوشتت می شود این دو مطلب با هم متناقضند و نیاز به توضیح دارم؟

خانم زهره :وقتی آقای امین یا آقای مهندس صحبتی می کنند ما باید حتما قبل و بعدش را بشنویم تا بفهمیم منظور حرفشان چیست  فقط به یک جمله بسنده نکنیم مثل اینکه ما یک کتابی را برداشته همینطوری یک صفحه اش را باز میکنیم و مثلا نوشته شده که علی فلان شخص را کشت و اگر ما به صفحات قبلش رجوع کنیم خواهیم فهمید که علی کار درستی انجام داده . دقیقا یادم هست که آقای امین در سیدی یین ویانگ می گویند در بازی تاریکی اصلا نباید مشارکت کنیم مثلا در بازی انتقام اگر یک نفر در یک جمعی به من حرفی زده که من ناراحت شده ام  اگر بخواهم از او انتقام بگیرم یک بار من و یک بار او  همین طور خط کینه ادامه پیدا می کند یا جایی باید براساس دانایی ام سکوت و صبر پیشه کنم و اینگونه بازی هاست که می گویند شرط برنده شدن در آن بازی نکردن است و نکته بعدی اینکه در سی دی اشاره می کنند که خیلی وقت ها به حس های منفی مان توجه نکنیم تا از بین بروند  یا گاهی آن نیروهای ‌‌بازدارنده و منفی ویا جن درونمان یک افکاری را به ما القا می کند که ما نباید بگوییم من آدم بدی هستم که این فکر ها به ذهنم  می رسند ٬ما فقط نباید به این افکار جامه ی عمل بپوشانیم و وقتی من فهمیدم که این افکار بد هستند دیگر رویشان تمرکز نکنیم ٬مثلا من می دانم که فکر کردن به زن شوهر دار بد است اما اگر رویش تمرکز بکنم قطعا انجامش می دهم و اگر تمرکز نکنم آن فکر  از ذهن من محو خواهد شد٬ مادر وادی اول میگوییم باتفکر ساختاری بوجود می آید اما گفتیم که فکر با تفکر کردن فرق میکند اگر روی فکر بدم تمر کز کردم تفکر می شود و آنگاه ساختار بدی آغاز می شود مثل خیانت ٬زنا و...اما گاهی شاید فقط در حد فکر باشد که درطول روز به ذهن خیلی ها  می رسد و با فکر ساختاری آغاز نمی شود   با تفکر ساختارها آغاز می گردد. پس به فکرهای پلیدم بها نمی دهم مثلا همان  غیبت کردن که مدام می گویم بگم ‌و نگم و اگر بهش فکر کردم و رویش تمر کز کردم مطمئن باشم که عملی اش خواهم کرد واین جا ساختار غیبت وسرزنش آغاز خواهد شد یا در برابر افکار منفی می توانیم از حقه یک ذره هم استفاده بکنیم بگذار اول نمازم را بخوانم بعد به دوستم می گویم، یا بگذار اول غذایم را درست کنم و ... و بعد حتی فراموش میکنم‌که بگویم  .

سی دی حقه 3

همسفر زینب:آقای امین در ابتدای سیدی حقه از ماه رمضان صحبت می کنند ومی گویند ماه خوبی است که انسان می تواند از آن برای تغییر خودش استفاده کند ٬مثلا برای افراد سالم که باید روزه بگیرند ولی برای عده ای که بیمار هستند این طور نیست که بگوییم شخص نقطه تحملش صفر است و اصلا نمی تواند روزه بگیرد و هر کسی باید مطابق ظرفیتش روزه داری را شروع کند و سعی کند نقطه تحملش را بالا ببرد تا شاید حتی همین روزه داری موجب درمان او بشود یا اینکه بعضی ها می گویند مثلا روزه داری یا فلان کار برای بدن ضرردارد٬ این به این دلیل است که ما در گام اول یا نقطه ی شروع مشکل داریم  مثل بچه ای که تا دیروز در کوچه مشغول بازی بوده وحالا تصمیم به درس خواندن گرفته  و مشاور به او می گوید تو باید روزی ۱۶ساعت درس بخوانی٬واین برای خود من اتفاق افتاده که در زمان کنکورم تحت تأثیر جو، جوری برنامه ریزی میکردم که از فردا با ۱۲ساعت در س خواندن شروع کنم وفردا نمی توانستم طبق برنامه پیش بروم و عصبانی هم می شدم تا اینکه بعدها راهش را پیدا کردم  یا مثال دیگر اعتیاد به موبایل .

خانم زهره :اصولا انسان وقتی کاری را انجام می دهد اگر از انجام آن کار حس خوبی بهش دست داد دوباره انجامش می دهد واگر حس خوبی پیدا نکرد دیگر حاضر نیست که آن راانجام بدهد و آقای امین می گویند که انسان باید برای انجام هر کاری از روش درست استفاده کند که از آن کار زده نشود وراهش این است که نقطه ی شروع خوبی برایش پیدا کنیم   و نکته زیبای این سیدی این است که همه انسانها دارای نقطه تحمل هستند و هیچ انسانی نیست که نقطه تحملش صفر باشد مثلا من در ورزش کردن برای شروع نقطه تحملم ۵دقیقه است نه ۲ساعت.پس برای موفقیت در هر کاری باید نقطه شروعمان را پیدا کنیم که نقطه شروع هر کس در هر موضوعی یعنی اینکه آن شخص در آن موضوع در ابتدا چقدر نقطه تحمل دارد.

همسفرفرنگیس:آقای امین می گویند وقتی به یک کاری اعتیاد پیدا کردید از حقه ذره استفاده کنید مثل کسی که به موبایل اعتیاد دارد نشانه اش این است که اول صبح تا از خواب بیدار می شود با چشمان نیمه باز اول دستش به سمت مو بایلش می رود و این نشان می دهد که این شخص سیستم ایکسش تحلیل رفته مثل یک فرد سیگاری که برای یک خبر خوش به افتخارش سیگار روشن میکند ووقتی خبر ناراحتی بهش میدهند باز از فرط ناراحتی یک سیگار روشن میکند و راهکارش این است که حقه بزنیم و اول کار ها و برنامه هایمان راانجام بدهیم مثلا اول درسم رامی خوانم  یا اول آشپزی می کنم یا اول سیدی ام را می نویسم  بع دبه سراغ موبایلم می روم وبا این کار کم کم فاصله ما با موبایل به حد تعادل می رسد و یک مسأله درد ناکی که هست این است که‌ مثلا در یک دور همی افراد نه جسمشان همراه با جمع است ونه روحشان ...

همسفر زهره  ش:من در مورد موبایل نکته ای که می خواهم بگویم  این است که خودم هم بلافاصله بعد از بیدار شدن از خواب سریعا اینستا را چک‌ میکردم و بعد که فهمیدم زیاد به آن عادت پیدا کرده ام کلا آن برنامه  را قطع کردم  چون وقت زیادی از من گرفته می شد. 

همسفر اکرم :گاهی موسیقی هایی که گوش میدهیم یا فیلم هایی که می بینیم در روح ما تأثیر زیادی دارند و یک ارتباط عمیقی باانسان ایجاد می کنند واین مستلزم این است که از یک آنی بر خوردار باشند  ویک ریشه ای در ما داشته باشند مثل یک درختی که ریشه اش در زمین باعث شده که نیفتد گاهی مایک سری خبر ها را می شنویم که برایمان جذابیت دارد ولی یک هفته بعد دیگر آن جذابیت راندارد ویا مثلا سیل دریک شهر بعد از چندروز فراموشمان می شود اما یک سری مطالب یا فرهنگ ها هست که ریشه در صور پنهان انسان داردواین مسأله بر می گردد به اینکه یک حقیقتی را مطرح میکند یعنی باید زنده باشد ومطالبی که در زندگی انسان جاری هستند ودائما در حال اتفاق افتادن هستند ولی این اتفاق اگر حقیقتی را بیان کند دیگر مثل اتفاق روزنامه نیست که چند روز بعد  فراموشش کنیم  ودر کل چیزی می تواند در صور پنهان من ریشه داشته باشد که حقیقتی را بیان کند ودر زندگی من زنده وجاری باشد.

همسفر اعظم :من ده سال پیش که وارد کنگره شدم وقتی فیلم‌های قدیمی را که با موضوع عشق بود تماشا میکردم اثرش را روی خودم میدیدم و از مسافرم تنفر پیدا میکردم که چرا مثل مرد این فیلم رفتار نمی کند و به من محبت نمی کند و این به این خاطر بود که اصلا آن فیلم در حد یک فیلم بود و حقیقت نداشت ضمن اینکه من آن فیلم را با حس بدی تماشا میکردم و اما در فیلم هایی که مربوط به امامان بود چون حقایقی مطرح می شد بیشتر دوست داشتیم و من ازاین قضیه به این نتیجه رسیدم که رابطه عشق بین زن وشوهر باید وجود داشته باشد ولی من باید از خودم شروع کنم نه اینکه در مسند قضاوت بگویم چرا شوهر من مثل مرد فیلم به من محبت نمی کند پس یاد گرفتم که جهان بینی را برای اصلاح خودم بکار ببرم نه برای دیگران یاخود من با یاد گیری جهان بینی در کنگره ٬از ان برای اصلاح خودم استفاده نمیکردم  و می گفتم مسافرم که این حرف را زد از منیت اوست یا از کفر و شرک اوست و با این  کارم او را ناراحت میکردم  و بعد ها متوجه شدم که این صفات در وجود من هست به همین دلیل همسرم از من نمی پذیرد و وقتی من این صفاتم را از بین ببرم حرف هایم برای دیگران برش دارد وپذیرش می شود وبه دل او نفوذ می کند مثلا آقای مهندس یا آقای امین چون از این مر حله پالایش وتزکیه گذشته اند وبه مر حله ی استادی رسیده اند حرف هایشان به دل ما می نشیند .

خانم زهره :پس وقتی ما جهانبینی را برای اصلاح خودمان یاد بگیریم رشد می کنیم ولی وقتی از آن برای اصلاح دیگران استفاده کنیم دچار تخریب خواهیم شد و ضرر خواهیم کرد .

همسفر زینب :در این مورد که گفته میشود که یک سری داستان ها ریشه دار هستند مثلا آقای مهندس بار ها فیلم ار باب حلقه ها را گفته اند  ومن پیشنهاد میکنم که مادر ها با بچه ها بنشینند وفیلم ببینند ومادر من برای اولین بار بود که امدند وباهم فیلم ار باب حلقه ها را دیدیم  وواقعا این هامدل هستند وبادیدنشان خیلی مسائل برایمان ساده می شود البته به این شرط که فیلم را کامل تا انتها ببینیم ومن خودم این فیلم به اندازه چند سیدی از نظر جهان بینی برایم بار آموزشی داشت ومن این پیشنهاد را میکنم که با فرزند ها فیلم ببینید 

خانم زهره :خیلی پیشنهاد خوبی بود وخود من این کاررانمیکردم وممنون از شما خانم زینب وسعی میکنم از همین امشب این کار را بکنم و فیلم های خوب و آموزنده را در کنار فرزندم ببینیم .

همسفر زهرا:همانطور که خانم زینب گفتند٬من هم تا قبل از آمدنم به کنگره با دیدن فیلم ار باب حلقه  ها میگفتم  برای چه با این همه هزینه که شده حیوان به این زشتی چه چیز را میخواهد به ما بگوید ؟یا فکر میکردم اگر بچه من این فیلم راببیند در روحیه اش اثر بدی دارد ولی بعد ها که دیدم آقای امین از  این موجود بدترکیب در سیدی هایش چقدر استفاده میکند و می خواهد بگوید چقدر می تواند برای ما درس به همراه داشته باشد  یا اینکه این موجود دارد یک حقیقتی را در صور پنهان ما با یک ریشه محکم بیان میکند مثلا وقتی با بچه هایم  فیلم های سینمایی بچه ها را می بینم متوجه می شوم که چقدر حس هایمان به هم نزدیک است یا وقتی در فیلم کسی کار ضدارزشی انجام می دهد و نتیجه اش را میبیند اثرش را در بچه هایم میبینم

همسفر مینا:من یک سؤال داشتم و آن اینکه وقتی من با یک نفر دیگر با هم مثلا فیلم دراکولا را تماشا میکنیم برداشت هایمان از فیلم با هم متفاوت است اینجا تکلیف چیست ؟

خانم زهره :در این موردهرکس هر در یافتی که از فیلم دارد یا هر جهان بینی که ازآن کسب می کند برای خودش است وذاینکه بخواهیم برداشتهایمان را به  هم تحمیل کنیم کار اشتباهی است یا اینکه‌من بگویم در این فیلم این آدم خوبی است واو بگوید نه این آدم بدی  است اینجاست که ما دچار مشکل می شویم یعنی جایی که ما بخواهیم نظراتمان را به هم تحمیل کنیم.  

همسفر نگار :وقتی من وارد کنگره شدم با یاد گیری جهان بینی دائما در اطرافیان وهمکارانم و.... به دنبال این بودم که مثلا این شخص کفر دارد یا آن یکی شرک دارد ووقتی از شما در این مورد سؤالی میکردم شما به من میگفتید که خودت را درست کن خودت رااصلاح‌کن  وما جهان بینی را باید برای خودمان و اصلاح خودمان بکار ببریم وکاری نداشته باشیم که دیگران در صراط مستقیم هستند یا  نه ونکته دیگر اینکه اگر ما دریک مسأله ای به جایگاه استادی نرسیده باشیم نمی توانیم در آن مورد در مسند قضاوت قرار بگیریم مثلا کسی که وارد کنگره می شود یک سال سفر اولش طول می کشد ویک تا دو سال سفر دومش طول میکشد بعد امتحان کمک را هنمایی می دهد وبعد اگر قبول شد تازه یک سری از افراد را آن هم در یک حیطه مشخص مثلا اعتیاد می تواند راهنمایی کند 

خانم زهره :پس حتی یک راهنما با کسب یک ظرفیت در یک حیطه وبیشه مشخص می تواند  به رهجویانش راهنمایی بدهد و اجازه راهنمای به اعضای لژیون دیگر را ندارد  یا یک مادر در حد آموزش و تربیت بچه های خودش می تواند عمل کند .

چند پیام از جلسه هماهنگی خدمتگزاران شعبه

در مورد خدمت در سایت همسفران ضعیف عمل می کنند قسمت سایت خیلی مهم است چون ما از طریق سایت می توانیم راه درمان را به دیگران نشان دهیم. حتی در کامنت گذاشتن هم ضعیف عمل می کنیم ما در اینجا آمده ایم تغییر کنیم آقای امین همین طور در سیدیها در مورد کفر صحبت می کنند و کفر یعنی پنهان کردن خوبی های دیگران وقتی که من توجه نکنم به کسی که وقت گذاشته مقاله نوشته، مشارکت مکتوب و ... نوشته و من نظر نمی گذارم یعنی توجه نکردن به دیگران واین وقتی می گوییم کفر جاری است یعنی همین

 مسئله بعدی اینکه ما باید به جایگاه مرزبانی احترام بگذاریم اگر در جلسه مرزبانان هر کجا که گفتند ما باید بشینیم من نمی توانم بگویم آقای مهندس قبول را دارم ولی به مرزبانان احترام نمی گذارم.

هر خدمتی که در کنگره می گیرید باید با تمام وجودتان و با حس خوب آن را انجام دهید. حتی شما باید در نظافت سرویس های بهداشتی شعبه از هم پیشی بگیرید و نباید با اکراه این کار را انجام دهید آقای خدامی روزی که به شعبه ما آمده بودند در صحبتهایشان گفتند که در کنگره همه خدمت ها از یک جنس است من که شال دیده بانی دارم با شخصی که سرویس بهداشتی نظافت می کند هر دو از یک جنس هستند و  هر دو از جنس عشق هستند.من به عنوان عضوی از کنگره باید خودم را مسئول بدانم و خدمتی که من انجام می دهم باید با عشق باشد نه به خاطر اینکه راهنمایم گفته است بلکه با حس خوب خودمان باشد تا بتوانیم لذت وافی و کافی را ببریم.اگر سی دی می نویسیم با تمام وجود و برای خودمان بنویسیم.

مسئله ی بعدی در مراسم های تولد روی پاکت های هدیه متنی نوشته نشود بلکه در تکه کاغذ نوشته شود و داخل آن پاکت گذاشته شود تا شخص پاکت ها را به کنگره بازگرداند و این به دلیل خساست نیست بلکه از قطع یک درخت جلوگیری می شود و در ادمه همسفر الهام در مورد ورزش نکاتی را بازگوکردند :انتظارداریم که اعضای لژیون جمعه ها به پارک بیایند ،ما باید آموزش هایی که در کنگره می گیریم بتوایم در زمینه ی ورزش کاربردی کنیم و حامی ورزش باشیم و هرکس به اندازه ی وسعش به ورزش کمک کند. کمک راهنمای عزیز همسفرزهره :.در زمین ورزش به جایگاه ها باید احترام گذاشته شود حتی اگر داور به ضرر ما رای می دهد ما باید به او احترام بگذاریم

سی دی روز پنج شنبه: سی دی اندازه

موضوع دوشنبه بعد از تعطیلات: ادامه سی دی حقه 3 + سی دی به دنبال چه هستیم؟

نویسنده: همسفر اسما و همسفر اعظم




طبقه بندی: گزارش عملکرد لژیون، 

تاریخ : شنبه 5 مرداد 1398 | 11:54 ب.ظ | نویسنده : همسفر اسما | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic